View Full Version : اشعار مريم حيدرزاده
GhaRibeh
02-10-2005, 01:38 PM
مريم حيدرزاده شاعر روشن دل...
خيلي جالبه که يه آدم نابينا بتونه با اين احساس شعر بگه و توصيف کنه، تمامي شعرهاي مريم حيدرزاده
ساده،روان،زيبا و دلنشينه...
سخني که از دل برآيد بر دل نشيند
GhaRibeh
02-10-2005, 01:39 PM
می خوام یه قصری بسازم
پنجره هاش آبی باشه
من باشم و تو باشی و
یک شب مهتابی باشه
می خوام یه کاری بکنم
شاید بگی دوسم داری
می خوام یه حرفی بزنم
که دیگه تنهام نذاری
می خوام برات از آسمون
یاسای خوشبو بچینم
می خوام شبا عکس تو را
تو خواب گل ها ببینم
امشب می خوام برای تو
یه فال حافظ بگیرم
اگه که خوب در نیومد
به احترامت بمیرم
یه موقعی فکر نکنی
دلم برات تنگ نمیشه
فکر نکنی اگه بری
زندگی کمرنگ نمیشه
ای کاش منم تو آسمون
یه مرغ دریایی بودم
شاید دوسم داشتی اگه
آهوی دریایی بودم
ای کاش بدونی چشاتو
به صد تا دریا نمی دم
تا وقتی اینجا بمونی
بارون قشنگ ونم نمه
هوای رفتن که کنی
مرگ گلای مریمه
نگام کن و برام بگو
بگو می ری یا می مونی
بگو دوسم داری یا نه
مرگ گلای شمدونی
مريم حيدرزاده
AteNa
02-10-2005, 01:39 PM
be nazare man ham kheili jalebe man kheili doost daram maryame aziz ro az nazdik bebinam vali heif ke tahala movafagh nashodam :(
atena
Shadmehr
02-10-2005, 03:05 PM
من میگم دلم شکسته تو میگی که خیلی سخته
من میگم تنهام میذاری تو میگی طاقت نداری
من میگم که تا قیامت برو زیبا به سلامت
GhaRibeh
02-14-2005, 11:52 AM
عطر زرد گل ياس رو نمي خوام
نمره ي بيست كلاسو نمي خوام
من فقط واسه چش تو جون مي دم
عاشقاي بي حواسو نمي خوام
من تو رو مي خوام اونارو نمي خوام
نفسم تويي هوارو نمي خوام
عشق رو نقطه ي جوشو نمي خوام
دوره گرد گل فروشو نمي خوام
اوني كه چشاش به رنگ عسله
مجنون خونه به دوشو نمي خوام
من تو رو مي خوام اونارو نمي خوام
نفسم تويي هوارو نمي خوام
من كسي با قد رعنا نمي خوام
چشاي درشت و گيرا نمي خوام
دوس دارم قايق سواري رو ، ولي
جز تو از هيچ كسي دريا نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
نفسم تويي هوارو نمي خوام
موهاي خيلي پريشون نمي خوام
آدم زيادي مجنون نمي خوام
مي دوني چشم منو گرفتي و
جز تو هيچي از خدامون نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
نفسم تويي هوا رو نمي خوام
چشم شرقي سياهو نمي خوام
صورتاي مثل ماهو نمي خوام
آخه وقتي تو تو فكر من باشي
حق دارم بگم گناهو نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
نفسم تويي هوا رو نمي خوام
حرفاي نقره اي رنگ رو نمي خوام
او دو تا چشم قشنگو نمي خوام
حتي اون كه بلده شكار كنه
صاحب تير و تفنگو نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
نفسم تويي هوا رو نمي خوام
شعراي ساده و تازه نمي خوام
اونكه مي گه اهل سازه نمي خوام
من دلم مي خواد تو رو داشته باشم
واسه ي اينم اجازه نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
نفسم تويي هوا رو نمي خوام
سفر دور جهانو نمي خوام
رنگاي رنگين كمانو نمي خوام
لحظه و ساعت عمر من تويي
تو كه نيستي من زمانو نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
نفسم تويي هوا رو نمي خوام
فالاي جور واجور رو نمي خوام
نامه هاي راه دور و نمي خوام
واسه چي برم ستاره بچينم
ماه من تويي كه نور و نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
نفسم تويي هوا رو نمي خوام
آذر و خرداد و تير نمي خوام
آدماي سر به زير نمي خوام
من خودم تو چشم تو زندونيم
حق دارم بگم ، اسيرو نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
نفسم تويي هوا رو نمي خوام
حرف خيلي عاشقونه نمي خوام
دل رسوا و ديوونه نمي خوام
يا تو ، يا هيچكس ديگه به خدا
خدا هم خودش مي دونه ،نمي خوام
خرداد و اردي بهشت و نمي خوام
بي تو من اين سرنوشتو نمي خوام
يكي پرسيد اگه آخرش نشه
حتي اين خيال زشتو نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
نفسم تويي هوا رو نمي خوام
بي تو چيزي از اين عالم نمي خوام
تو فرشته اي من آدم نمي خوام
مي دوني خيلي زيادي واسه من
هميشه عادتمه ،كم نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
نفسم تويي هوا رو نمي خوام
من و باش شعر و نوشتم واسه كي
تويي كه گفتي شما رو نمي خوام
مریم حیدرزاده
Nazila_Norway
02-15-2005, 02:16 PM
Be man o goft farda miravad inja nemimanad
Va porsidam delam o goft na tanha nemimanad
be o goftam dele daryaiam ghorbanie chashmat
Va li o goft in chashmha ta abad ziba nemimanad
Be o goftam ghabolam kon ke rosvayat shavam o goft
Kasi ke eshgh ra sharti konad rosva nemimanad
Va hagh ba ost ashegh sho.hamino harche bad abad
Chera ke dar asheghi,amma nemimanad
Khodaya khat bekesh bar daftare in zendegi amma
Be man mohlat bede ta beshnavam anja nemimanad :SE09:
samin
02-16-2005, 02:07 PM
فقط........
من مي گم بشين كنارم
تومي گي دوست ندارم !!
من مي گم برام عزيزي
تومي گي زبون مي ريزي!!!!
Samira
02-20-2005, 08:44 AM
چند تكه آرزو
كاش وقتي زندگي فرصت دهد
گاهي از پروانه ها يادي كنيم
كاش بخشي از زمان خويش را
وقف قسمت كردن شادي كنيم
كاش وقتي آسمان باراني ست
از زلال چشم هايش تر شويم
وقت پاييز از هجوم دست باد
كاش مثل پونه ها پر پر شويم
كاش وقتي چشم هايي ابريند
به خود آييم و سپس كاري كنيم
از نگاه زرد گلدانهايمان
كاش با رغبت پرستاري كنيم
كاش دلتنگ شقايق ها شويم
به نگاه سرخ شان عادت كنيم
كاش شب وقتي كه تنها مي شويم
با خداي ياس ها خلوت كنيم
كاش گاهي در مسير زندگي
باري از دوش نگاهي كم كنيم
فاصله هاي ميان خويش را
با خطوط دوستي مبهم كنيم
كاش با چشمانمان عهدي كنيم
وقتي از اينجا به دريا مي رويم
جاي بازي با صداي موج ها
درد هاي آبيش را بشنويم
كاش مثل آب مثل چشمه سار
گونه نيلوفري را تر كنيم
ما همه روزي از اينجا مي رويم
كاش اين پرواز را باور كنيم
كاش با حرفي كه چندان سبز نيست
قلب هاي نقره اي را نشكنيم
كاش هر شب با دو جرعه نور ماه
چشم هاي خفته را رنگي زنيم
كاش بين ساكنان شهر عشق
رد پاي خويش را پيدا كنيم
كاش با الهام از وجدان خويش
يك گره از كار دل ها واكنيم
كاش رسم دوستي را ساده تر
مهربان تر آسماني تر كنيم
كاش در نقاشي ديدارمان
شوق ها را ارغواني تر كنيم
كاش اشكي قلب مان را بشكند
با نگاه خسته اي ويران شويم
كاش وقتي شاپرك ها تشنه اند
ما به جاي ابر ها گريان شويم
كاش وقتي شاپرك ها تشنه اند
ما به جاي ابر ها گريان شويم
كاش وقتي آرزويي مي كنيم
از دل شفاف مان هم رد شود
مرغ امين هم از آنجا بگذرد
حرفهاي قلبمان را بشنود
Hemmati
02-25-2005, 05:47 AM
با سلام و درود
من از اشعار مريم حيدرزاده ، يک شعر را دوست دارم
ولی اين جمله من به اين معنی نيست که اشعار وی جالب نيست ، نه.
ولی من فقط يک شعر از ايشان را دوست می دارم ،
که آن شعر را در آينده برايتان خواهم نوشت .
البته اينکه وی مادرزادی نابينا بوده اند ، يعنی از ابتدا
دليل بر اين نمی شود که وی نتواند معنی رنگ ها را بداند.
درسته وی تجربه نکرده که رنگ ارغوانی يعنی چه
ولی می تواند معنی اين رنگ را بداند و در شعرش بکار برد. با اينکه هرگز نديده.
حال ، شعر من و تو ، شعری که مريم حيدرزاده را به من و خيلی ها معرفی کرد ،
را برايتان خواهم نوشت .
تو هم ترک ، منم ترک .... تبمک يه درد مشترک
تو غصه دار من غصه دار ... پس واسه چی بياد بهار
تو بی چراغ من بی چراغ ... کی بگيره از ما سراغ
تو هم غريب منم غريب ... عاشقا چی بود ، يعنی فريب
تو حادثه من حادثه ... پس کی به ابرا برسه
تو بارونی من بارونی ... پی کجا رفت مهربونی
من بی پناه تو بی پناه ... کافيه امشب نور ماه
من بی وفا تو بی وفا ... چی کار کنه با ما خدا
من بی فروغ تو بی فروغ ... بازم به هم بگيم دروغ ؟
من بی جواب تو بی جواب ... معنيش چيه اين جز سراب
من تشنگی تو تشنگی ... کاش که نمی گذشت بچگی
منم گله تو هم گله ... آخر کی داره حوصله
من انتظار تو انتظار ... من باريدم تو هم ببار
من چشم خيس تو چشم خيس ... برام يه چيزی بنويس
منم زلال تو هم زلال ... چی کم داريم ما ، دو تا بال
من اولی تو اولی ... چقدر قشنگ و مخملی
من در به در تو در به در ... می يای با هم بريم سفر
من اعتماد تو اعتماد ... عشق و چرا داديم به باد
من ديوونه تو ديوونه ... پس کی می گه نمی مونه
من نا اميد تو نااميد ... از من و تو نبود بعيد
تو شبنمی من شبنمی ... ما مثل هم شديم کمی
تو بی صدا من بی صدا ... پس چی شد اون همه دعا
تو پر غم من پر غم ... جون خودت ، خسته شدم
تو بی گناه من بی گناه ... يعنی همش بود اشتباه
و اين بود اولين شعری که از وی خواندم.
در وقتی ديگر ، تنها شعری که از وی در ذهنم مانده
و تنها اثرش که دوست دارم را خواهم نوشت.
پايدار باشيد.
samira1981
02-25-2005, 12:06 PM
whatever she say is beautiiful.
Samira
02-26-2005, 10:08 AM
گل سرخ قصمون با شبنم رو گوه هاش
دوباره دل داده بود به دست عاشقونه هاش
خونه ي اون حالا تو يه گلدون سفالي بود
جاي يارش چه قدر تو اين غريبي خالي بود
يادش افتاد كه يه روز يه باغبون دوبوته داشت
يه بهار اون دو تا رو كنار هم تو باغچه كاشت
با نوازشاي خورشيد طلا قد كشيدن
قصشون شروع شد و همش به هم مي خنديدن
شبنماي اشكشون از سر شوق و ساده بود
عكس ديوونگيشون تو قلب هم افتاده بود
روزاي غنچگيشون چه قدر قشنگ و خوش گذشت
حيف لحظه هايي كه چكيد و مرد و برنگشت
گلاي قصه ي ما ، اهالي شهر ، بهار
نبودن آشنا با بازي تلخ روزگار
فك نمي كردن هميشه مال همن تا دم مرگ
بميرن ، با هم مي ميرن از غم باد و تگرگ
يه روز اما يه غريبه اومد و آروم وترد
يكي از عاشقاي قصه ي ما رو چيد و برد
اون يكي قصه ي اين رفتن و باور نمي كرد
تا كه بعدش چيده شد با دستاي سرد يه مرد
گلاي قصه ي ما عاشقاي رنگ حرير
هر كدون يه جاي دنيا بودن و هر دو اسير
هيچكي از عاقبت اون يكي با خبر نبود
چي ممي شد اگه تو دنيا ، قصه ي سفر نبود
قصه ي گلاي ما حكايت عاشقياس
مال ياسا ، پونه ها ، اطلسيا ، رازقياس
كه فقط تو كار دنيا ، دل سپردن بلدن
بدون اينكه بدونن ، خيليا خيلي بدن
يكيشون حالا تو گلدون سفال ، خيلي عزيز
اون يكي برده شده واسه عيادت مريض
چه قدر به فكر هم ، اما چقد در به درن
اونا ديگه تا ابد از حال هم ، بي خبرن
روزگار تو دنياي ما قربوني زياد داره
اين بلاها روسر خيلي كسا در مي ياره
بازياش هميشه يك عالمه بازنده داره
توي هر محكمه كلي برگ و پرونده داره
اين يه قانون شده كه چه تو زمستون ، چه بهار
نمي شه زخمي نشد از بازياي روزگار
اگه دست روزگار گلاي ما رو نمي چيد
حالا قصه با وصالشون به آخر مي رسيد
ولي روزگار ما هميشه عادتش اينه
خوبا رو كنار هم مي ياره ، بعدم مي چينه
كاش دلايي كه هنوزم مي تپن واسه بهار
در امون بمونن از بازياي تلخ روزگار @};- @};-
GhaRibeh
03-04-2005, 12:09 PM
سلام
من شعرهاي مريم حيدزاده را خيلي دوست دارم
بازم نيومدي...
عاشق و مجنونت شدم
ناخوانده مهمونت شدم
کلي پريشونت شدم
اما بازم نيومدي
قهوه فنجونت شدم
شمعه تو شمعدونت شدم
خاکه تو گلدونت شدم
اما بازم نيومدي
برفه زمستونت شدم
رسوا و حيرونت شدم
چيک چيکه ناودونت شدم
اما بازم نيومدي
آفتاب و بارونت شدم
اشکاي لرزونت شدم
عطره گلابدونت شدم
اما بازم نيومدي
ماهه تو ايونت شدم
خراب و ويرونت شدم
گله گلستونت شدم
اما بازم نيومدي
سه ماه تابستونت شدم
الوند و کارونت شدم
دشتاي ايرونت شدم
اما بازم نيومدي
دنا و هامونت شدم
نزديکتر از جونت شدم
رگت شدم خونت شدم
اما بازم نيومدي
خادم و دربونت شدم
اسيره زندونت شدم
گلابه کاشونت شدم
اما بازم نيومدي
يه جوري مديونت شدم سنگه خيابونت شدم
راهيه ميدونت شدم
اما بازم نيومدي
تو سختي آسونت شدم
تو دردا درمونت شدم
ناجيه پنهونت شدم
اما بازم نيومدي
لباس و سامونت شدم
سارقه ايمونت شدم
چشماي گريونت شدم
اما بازم نيومدي
لباي خندونت شدم
گشنه شدي نونت شدم
آبه فراونت شدم
اما بازم نيومدي
هميشه ممنونت شدم
من ني چوپونت شدم
آب تو بيابونت شدم
اما بازم نيومدي
شعرايه ارزونت شدم
عمري غزل خونت شدم
تسليمه قانونت شدم
اما بازم نيومدي
گشنه مژگونت شدم
هلاکه چشمونت شدم
رفتم و قربونت شدم
اما بازم نيومدي...
Samira
03-05-2005, 04:36 PM
عبور
با تو غزل ستاره ها نوراني ست
دل در قفس نگاه تو زنداني ست
نگذر ز بهار كوچه باغ احساس
چون بي تو تمام لحظه ها باراني ست
salam
man mikaastam bebinam kasi mitone in shre ishan ra kamel baraye man benevisee ,
kheili mamnon misham ,
man faghat kamiash ra baladam ,
nafasam tooy havaroo nemikham ,
dost daram ghayeghsavarioo vali
joz to az hich kasi darya nemikham
man montazeram
mamnon
baran
Samira
03-07-2005, 08:32 AM
salam
man mikaastam bebinam kasi mitone in shre ishan ra kamel baraye man benevisee ,
kheili mamnon misham ,
man faghat kamiash ra baladam ,
nafasam tooy havaroo nemikham ,
dost daram ghayeghsavarioo vali
joz to az hich kasi darya nemikham
man montazeram
mamnon
baran
نمره 20 كلاس رو نمي خوام
بهترين هوش و هواس رو نمي خوام
دختر خوشگل شهر پريا
اونكه جاش تو قصه هاست رو نمي خوام
چشاي يه كمي شيطون نمي خوام
موهاي خيلي پريشون نمي خوام
عشق مخفي عشث پنهون نمي خوام
آره تنهام ولي مهمون نمي خوام
من تورو مي خوام تورو مي خوام اونارو نمي خوام
نفسم تويي تو مي دوني هوارو نمي خوام
من تورو مي خوام تورو مي خوام اونارو نمي خوام
نفسم تويي تو مي دوني هوارو نمي خوام
عاشقي با قد رعنا نمي خوام
چشاي خوشگل و گيرا نمي خوام
دوست دارم قايق سواري رو ولي
جز تو از هيچ كسي دريا نمي خوام
بي تو هيچ چيزي از عالم نمي خوام
تو فرشته اي من آدم نمي خوام
مي دونم خيلي زيادي واسه من
هميشه عادتمه كم نمي خوام
نه نمي خوام
نمره 20 كلاس رو نمي خوام
بهترين هوش و هواس رو نمي خوام
دختر خوشگل شهر پريا
اونكه جاش تو قصه هاست رو نمي خوام
بي تو وعده بهشت رو نمي خوام
تو كه نيستي سرنوشت رو نمي خوام
يكي پرسيد اگه آخرش نشه ؟
حتي اين خيال زشت رو نمي خوام
من تورو مي خوام تورو مي خوام اونارو نمي خوام
نفسم تويي تو مي دوني هوارو نمي خوام
من تورو مي خوام تورو مي خوام اونارو نمي خوام
نفسم تويي تو مي دوني هوارو نمي خوام
بي تو هيچ چيزي از عالم نمي خوام
تو فرشته اي من آدم نمي خوام
مي دونم خيلي زيادي واسه من
هميشه عادتمه كم نمي خوام
از خدا يه عشق تازه نمي خوام
اون كه مي گه اهل سازه نمي خوام
من فقط مي خوام تورو داشته باشم
واسه اينم اجازه نمي خوام
نمره 20 كلاس رو نمي خوام
بهترين هوش و هواس رو نمي خوام
دختر خوشگل شهر پريا
اونكه جاش تو قصه هاست رو نمي خوام
نامه هاي راه دورو نمي خوام
بوسه هاي جورواجور رو نمي خوام
واسه چي برم ستاره بچينم؟
ماه من ماه من ماه من تويي نور رو نمي خوام
نه نمي خوام
من تورو مي خوام تورو مي خوام اونارو نمي خوام
نفسم تويي تو مي دوني هوارو نمي خوام
من تورو مي خوام تورو مي خوام اونارو نمي خوام
نفسم تويي تو مي دوني هوارو نمي خوام
من تورو مي خوام تورو مي خوام اونارو نمي خوام
نفسم تويي تو مي دوني هوارو نمي خوام
من تورو مي خوام تورو مي خوام اونارو نمي خوام
نفسم تويي تو مي دوني هوارو نمي خوام
من تورو مي خوام تورو مي خوام اونارو نمي خوام
نفسم تويي تو مي دوني هوارو نمي خوام
من تورو مي خوام تورو مي خوام اونارو نمي خوام
نفسم تويي تو مي دوني هوارو نمي خوام
سارا جان ..اميدوارم كه خوشت اومده باشه عزيزم @};-
Hemmati
03-08-2005, 06:10 PM
با سلام و درود
من از اشعار مريم حيدرزاده ، يک شعر را دوست دارم
ولی اين جمله من به اين معنی نيست که اشعار وی جالب نيست ، نه.
ولی من فقط يک شعر از ايشان را دوست می دارم ،
ک آن شعر را در آينده برايتان خواهم نوشت .
البته اينکه وی مادرزادی نابينا بوده اند ، يعنی از ابتدا
دليل بر اين نمی شود که وی نتواند معنی رنگ ها را بداند.
درسته وی تجربه نکرده که رنگ ارغوانی يعنی چه
ولی می تواند معنی اين رنگ را بداند و در شعرش بکار برد. با اينکه هرگز نديده.
حال ، شعر من و تو ، شعری که مريم حيدرزاده را به من و خيلی ها معرفی کرد ،
را برايتان خواهم نوشت .
تو هم ترک ، منم ترک .... تبمک يه درد مشترک
تو غصه دار من غصه دار ... پس واسه چی بياد بهار
تو بی چراغ من بی چراغ ... کی بگيره از ما سراغ
تو هم غريب منم غريب ... عاشقا چی بود ، يعنی فريب
تو حادثه من حادثه ... پس کی به ابرا برسه
تو بارونی من بارونی ... پی کجا رفت مهربونی
.......
تو بی صدا من بی صدا ... پس چی شد اون همه دعا
تو پر غم من پر غم ... جون خودت ، خسته شدم
تو بی گناه من بی گناه ... يعنی همش بود اشتباه
و اين بود اولين شعری که از وی خواندم.
در وقتی ديگر ، تنها شعری که از وی در ذهنم مانده
و تنها اثرش که دوست دارم را خواهم نوشت.
پايدار باشيد.
خب اما اون شعری که وعده داده بودم.
عاشقا رو یه جای دنیا دارن دار می زنن
دلای شکسته کنج کلبه ها تار می زنن
کوچه مونده بود هنوز به آخرش، رفتی کجا؟
پــریـــای نـازنـیــن دارن واست زار مــی زنن
اون اسیرای قفس، پرنده ها بی تو دارن
پــرا و بالاشـونـو به در و دیــوار مــی زنن
مرگو دوس نداشتی و به فکر ف ترسش نبودی
آدمــا ایـنـجــا دارن واسـه تـو گـیـتــار مـی زنن
شعرای قشنگتو می خونن و بـا دسـتــاشـــون
سیب ف سرخ، انار ف سرخ، به دفومن ف یار می زنن
تو به آزادی رسیدی آخرش رها شدی
همه پرنـده ها دارن اینو جـار می زنن
اونا که هـوای عـاشــقــارو بـیـشتـــرک دارن
مرهمی روی زخمای آیدای تب دار می زنن
دنیامون هنوز پــر از خـــاره و از مـــارو بـــدی
تـــیــــرارو هنوز تو قــلـبـای بـی آزار می زنن
میان و میگن سلام و تسـلیت، بعدم می رن
توی روزنـامـه واست خــدا نـگــهــدار می زنن
اما خـوش به حـال ف تو کـه رفـتـی و فرشته ها
تو بهشت دارن واست، آهنگ ف دیدار می زنن
دوستان عزيز ، اگر شما موضوعی در تالار تاملي بر شعر، با عنوان بررسی اشعار مریم حيدرزاده ، احداث کنيد
ميتوانم اين شعر را برايتان کاملا باز کنم .
و تا آنجا را که لمس کردم ، برايتان بگويم که چه منظورری دارد اين شعر
ولی اينجا جايش نيست.
SeLeNa
03-14-2005, 05:53 AM
Mano Koshti To Ba oon Khanjare doorit ,ajabe,Chera az in dele divoone yekam khoon nemiad...
Delet az bas ke sefideo latife mese barf,az khejalate to barfi too zemestoon nemiad.
too delam faghat ye bar mehmooni bod,to omadi,dararo Bastam az oonvaght dige mehmoon nemiad...
Samira
03-16-2005, 09:27 AM
كاش مي شد سرزمين عشق را
در ميان گامها تقسيم كرد
كاش مي شد با نگاه شاپرك
عشق را بر آسمان تفهيم كرد
كاش مي شد با دو چشم عاطفه
قلب سرد آسمان را ناز كرد
كاش مي شد با پري از برگ ياس
تا طلوع سرخ گل پرواز كرد
كاش ميشد با نسيمشامگاه
برگ زرد ياس ها را رنگ كرد
كاش مي شد با خزان قلبها
مثل دشمن عاشقانه جنگ كرد
كاش ميشد در سكوت دشت شب
ناله غمگين باران را شنيد
بعد دست قطره هايش را گرفت
تا بهار آرزو ها پر كشيد
كاش مي شد مثل يك حس لطيف
لا به لاي آسمان پر نور شد
كاش ميشد چادر شب را كشيد
از نقاب شوم ظلمت دور شد
كاش مي شد از ميان ژاله ها
جرعه اي از مهرباني را چشيد
در جواب خوبها جان هديه داد
سختي و نامهرباني را نديد
كاش ميشد با محبت خانه ساخت
يك اطاقش را به مرواريد داد
كاش مي شد آسمان مهر را
خانه كرد و به گل خورشيد داد
كاش ميشد بر تمام مردمان
پيشوند نام انسان را گذاشت
كاش مي شد كه دلي را شاد كرد
بر لب خشكيده اي يك غنچه كاشت
كاش ميشد در ستاره غرق شد
در نگاهش عاشقانه تاب خورد
كاش مي شد مثل قوهاي سپيد
از لب درياي مهرش آب خورد
كاش ميشد جاي اشعار بلند
بيت ها راساده و زيبا كنم
كاش مي شد برگ برگ بيت را
سرخ تر از واژه رويا كنم
كاش ميشد با كلامي سرخ و سبز
يك دل غمديده را تسكين دهم
كاش ميشد در طلوع باس ها
به صنوبر يك سبد نسرين دهم
كاش ميشد با تمام حرف ها
يك دريچه به صفا را وا كنم
كاش ميشد در نهايت راه عشق
آن گل گم گشته را پيدا كنم
khanoomi
03-17-2005, 02:17 PM
بخواب اي دختر آرام مهتاب
ببين گلهاي ميخک خسته هستند
تمام اشک هايم تا بخوابي
ميان مخمل چشمت شکستند
بخواب اي پونه باغ شکفتن
گل اندوه امشب زرد زردست
هوا را زرد کرده عطر پاييز
فضاي پاک ايوان سرد سردست
بخواب اي غنچه بي تاب احساس
فضاي شهر شب بو ها طلايي ست
بهار سبز عاشقها خزانست
خزان بي قراران بي وفايي ست
بخواب اي مرغ نا آرام دريا
گل آرامشم تنهاي تنهاست
اگر امشب ز بي تابي نخوابي
دلم تا صبح در چنگال غم هاست
بخواب اي شبنم نيلوفر دل
دو چشمان تو هم رنگ عسل است
ميان کوچه هاي زندگاني
گل شادي فقط در باغ روياست
بخواب اي هديه ناز سپيده
که دنيا يک گذرگاه عجيب است
هميشه نغمه مرغان عاشق
پر از يک حس نمناک و غريب است
بخواب اي برگ تبدار شقايق
بدان عاشق هميشه ارغواني ست
همين حالا کنار بسبري سرد
دلي در آرزوي مهرباني ست
بخواب اي لذت سرشار پرواز
فضاي قلب شب بو ها بهاري است
پرستو هم نمي ماند به بک شهر
هميشه هجرتش از بي قراري است
بخواب اي بوته ناز گل سرخ
تمام شاخه ها از غم خميدند
تمام کودکان در خواب نوشين
به اوج آرزوهاشان رسيدند
بخواب اي يادگار شهر رويا
که اشکم گونه ها را سرخ و تر کرد
شبي مثل همين شب توي پاييز
دلم به غربت ياسي سفر کرد
بخواب اي راز سبز آرزويم
علاج درد پيچک ها رهايي ست
اگر ديدي گلي مي لرزد از اشک
بدان اندوهش از رنج جدايي است
.نمي داني که او وقتي بيايد
بلور اشکهايم چه زيباست
بخواب اي آفتاب بي غروبم
شب تنهايي دل ها درازست
دعايت مي کنم هر شب همين وقت
که درهاي دعا تا صبح بازست
omid daram
04-09-2005, 11:36 PM
بچه ها مي دونين نکته جالب چيه؛اينه که همه ي بروبچه هاي اين تالار دخترن؟!!!!!! ولي به نظر من خيلي شعر ايشان با دلم بازي ميکنه ;;)
niyayesh
04-27-2005, 10:14 PM
به نظر من اگرچه مريم حيدر زاده شاهر روشن دل خوب کشورمون شعراي زيبايي داره اما من به عنوان يه تصليکرده ي ادبيت ترجيح مي دم شعراي مثلامشيري يا سهراب ويا قيصرامين پور و. . . را بخوانم اما اگه بخوام نشون بدم که شعراي خانوم مريم راهم خوانده ام والکي نظرنمي دم اينو مي نويسم:
درسته دنيا بي وفاس اما بدون خداداره کلي مجازات واسه ي آدم بي وفاداره ;)
niyayesh
04-27-2005, 10:16 PM
به نظر من اگرچه مريم حيدر زاده شاعر روشن دل خوب کشورمون شعراي زيبايي داره اما من به عنوان يه تحصيلکرده ي ادبيات ترجيح مي دم شعراي مثلامشيري يا سهراب ويا قيصرامين پور و. . . را بخوانم اما اگه بخوام نشون بدم که شعراي خانوم مريم راهم خوانده ام والکي نظرنمي دم اينو مي نويسم:
درسته دنيا بي وفاس اما بدون خداداره کلي مجازات واسه ي آدم بي وفاداره ;)
mareya
05-04-2005, 02:13 AM
[سلام
به خانما و آقايان
من شاعر نيستم اما شاعرارو دوست دارو :P
mani_tahna
05-06-2005, 10:02 AM
salam manam sheraye maryamo doost daram choon poor az ehsase adam mitone khodeshoo too sheraye maryam peida kone
sakhte yeki behet bege setare shoo bechinamet yekam ke begzare bege dige naya bebinamet :-s
اشعار مریم حیدر زاده به زبان محاوره ای است ، زبانی که اکثرا من یا شما در کوچه وبازار با این زبا ن صحبت می کنیم .مسلما این زبان بسیار برای همه ما دلنشین است . از بعد دیگر حیدر زاده طبعی روان دارد . واین نیز از ویژگی های بارز شعر اوست .
اما باید گفت از هفت عنصر اصلی شعر ، شعر های او کمترین بهره را برده اند . اندیشه ، تخیل ، زبان و... از جمله مواردی است از ماندگاری شعر حیدر زاده می کاهد .البته زبان محاوره ای آن هم از نوع تهرونی نیز نقص عمده ای برای شعر حیدر زاده است . منهای این نقد مختصر که در این مجال هم مجالی برای گفتن آن نیست .ظاهرا شعر های حیدر زاده به دلی خیلی از جوانان ونوجوانان ما می نشیند . واین خود امتیازی است . شاید احساس آنها را بهتر درک می کند....
نمره بیست کلاس ونمی خوام ، بهترین هوش وحواسو نمی خواهم
بچه ها مي دونين نکته جالب چيه؛اينه که همه ي بروبچه هاي اين تالار دخترن؟!!!!!! ولي به نظر من خيلي شعر ايشان با دلم بازي ميکنه ;;)
من يکي پسر>>>هم شعر رو دوست دارم هم دخترا رو وهم مريم جون رو @};-
فرانك
06-17-2005, 10:44 AM
پman yki az moaleman maryam heydarzadeh boodam keh ouu yki az avalin asharash ra baray man ghoft. va man dar jahat tashvigh va shnasandaneh eshan beh jamehe naghshe arzandehee dashtam .va az movafaghiyat va eshtehar eshan besyar khoshhalam. va motaghedam kek dar har movafaghiyati aval bayad khoda bekhahad va bad faliyat khood fard ,va faraham shodane sharayt ,keh dar morede eshan haheh chiz joor shood ,vali bayad arz konam keh ma shaere javan besyar darim khososam shoaray nabina keh ashareshan az sanay sheri bar khordar ast va ketab daran cheh khnoom cheh agha dar har hal man baray hamehy honarmanan khosoosan shoara arezooy movafaghiyat daram. hata agar marofiyat shamele hale hameh anha nashavad.va niz arezoo mikonam har rooz bar tedade honah shenasan dar jameaeh ma bishtaro bishtar shavad, dar hamey zaminehhay honar beh omideh an rooz.
Sheyda Vahedi
06-17-2005, 08:04 PM
برگل به اشتياق تو شبنم گذاشتند
در كوچه هاي عاشق دل غم گذاشتند
تو مثل ياس ، پاك ، سپيد و مقدسي
نام مرا به عشق تو مريم گذاشتند
rahgozare_mahtab
06-18-2005, 03:15 AM
خيلي سخته چيزي رو كه تا ديشب بود يادگاري
صبح بلند شي و ببيني كه ديگه دوسش نداري
خيلي سخته كه نباشه هيچ جايي براي آشتي
بي وفا شه اون كسي كه جونتو واسش گذاشتي
خيلي سخته تو زمستون غم بشينه روي برفا
مي سوزونه گاهي قلب و زهر تلخ بعضي حرفا
خيلي سخته اون كسي كه اومد و كردت ديوونه
هوساش وقتي تموم شد بگه پيشت نمي مونه
خيلي سخته اون كه مي گفت واسه چشات مي ميره
بره و ديگه سراغي از تو ونگات نگيره
خيلي سخته كه عزيزي يه شب عازم سفر شه
تازه فرداي همون روز دوست عاشقش خبر شه
خيلي سخته بي بهونه ميوه هاي كال رو چيدن
بخدا كم غصه اي نيست چن روزي تو رو نديدن
خيلي سخته كه بدونه واسه چيزي نگراني
از خودت مي پرسي يعني مي شه اون بره زماني؟
خيلي سخته كه دل تو نكنه قصد تلافي
تا كه بين دو پرستو نباشه هيچ اختلافي
خيلي سخته اونكه ديروز تو واسش يه رويا بودي
از يادش رفته كه واسش تو تموم دنيا بودي
خيلي سخته يكي بهت بگه!!
ستاره شو بچينمت.بعدش بگه ديگه نيا ببينمت
_________________
فرانك
06-19-2005, 12:08 AM
azhah nazare man dar morede ashare marya hidarzadeh cheh shod!!!!!!!!!!!!!!dirooz sabt shod vali hala nist?rasti cheh kasi inja beh soalha pasokh midahad???????
jawad007
06-22-2005, 06:11 AM
به نام خداوند زیبائیها
مریم عزیز اگر چشمهای مرا میخواهی حاضرم آنرا به تو هدیه کنم .
هر چند که تو دنیا را زیباتر از خیلی ها که چشم دارند میبینی.
چرا که زیبائی آن همیشه در اشعار تو جلوه گر است .
از خداوند برای شما طول عمر و موفقیت در تمام مراحل زندگی تمنا دارم .
تشنه اشعار توأم جان من
عاشق دیدار توأم جان من
jawad007
06-22-2005, 01:04 PM
مریم جان اگر چشم های مرا خواسته باشی با کمال میل آنرا به تو هدیه میکنم .
اما بدان که تو با دل بینای خودت دنیا را خیلی زیباتر از آنهائیکه چشم دارند میبینی؛ واین در اشعار زیبای تو به خوبی متجلی است.
ای بلند اختر خدایت عمر جاویدان دهــاد
آنچه پیروزی و بهروزی در آنست آن دهاد
jawad007
06-22-2005, 01:15 PM
[QUOTE=jawad007]مریم جان اگر چشم های مرا خواسته باشی با کمال میل آنرا به تو هدیه میکنم .
اما بدان که تو با دل بینای خودت دنیا را خیلی زیباتر از آنهائیکه چشم دارند میبینی؛ واین در اشعار زیبای تو به خوبی متجلی است.
ای بلند اختر خدایت عمر جاویدان دهــاد
آنچه پیروزی و بهروزی در آنست آن دهاد
این جهان را نیست جانا ارزشی وقیمتی
آنچه دارد ارزش و قیمت خدایت آن دهاد
شعر تو زیباست آری مهربان خوش سخن
شعر زیبای تو را حق بر همه رجحان دهاد
سوختم و آب شدم به پات
امروز وفردا نداره
خوشت مياد ببينی نه؟
کشتن تماشا نداره
قهر می کنی ناز می کنی
ناز می کشم آشتی کنی
قصه که نيست حقيقته
دروغ ودعوا نداره
ضرب المثل دروغه می گه
نه..... دل به دل راه نداره
عاشق وطردش می کنن
تو هيچ دلی جا نداره
دوره زمونه دوره حرفهای عاشقانه نيست
صحبت پول وشهرته صحبتی از ترانه نيست
يه روز منو خواسته بودی يه روز خيلی خوب دور
امروز چه راحت نمی خواهی!من بد شدم بهانه نيست
اگه بفهمن عاشقی همه بهت بد می کنن
نسبت ديونه می دن دست تو را رد می کنن
اگه بخواهی بجنگی با دستای شوم سرنوشت
به هر چه ادمک دارن راه تو را سد می کنن
بفهمه عاشق شدی هی با تو بازی می کنه
ديونه آزار اونم باز تو رو راضی می کنه؟
رفتی کجا در می زنی اون خوديه رات نمی ده
غريبه اون باشه مهمون نوازی می کنه
کافيه چيزی بدونه کار تو ديگه مردنه
ديگه وظيفت اسموشو با صدتا جون اوردنه
يه بازی يک طرفست که اخرش مشخصه
هميشه بازنده تويی سهم اونم که بردنه
اگه بگی دوسش داری اون تو رو يادش نمی ياد
فرقی نداره چقده چه کم بدونه چه زياد
بايد هنر پيشه باشی تا نقشتو خوب بازی کنی
يعنی که وانمود کنی يه جوری ازش بدت می ياد
عاشقی ديگه تو عصر ما هيچ جايی حرمت نداره
انگار کسی نمره خوب واسه شجاعت نداره
شايد يه جوری شده که هيچ ادمی تو عصر ما
برای انتخاب شدن اصلا لياقت نداره
رنگ گل دسته گلا فقط رز زرده همين
عاشق هر کس که بشی عاقبتش درده همين
هر کی گمشده داره تمام دلخوشيش اينه
اگه يه روز معجزه شه اگر که برگرده همين
زمونمون عوض شده دوره نفرينه وجنگ
زياد شديم زياد شده ادم بدرنگ و دورنگ
قلب کوچيک عاشقو با يه اشاره می شکنه
اون کسی که دوسش داره با تيرکمون با چوب وسنگ
کاشکي بجز من هيچ کسي اينقدر زياد دوست نداشت
يا که دلت عشق منو اول عشقاش مي گذاشت :-s
یادته روزای آخر یادته
اون روزا یادته گلای پرپر یادته
چه دلتنگم برای تو برای چشم غمگینت
برای بی قراری هات حسادت های شیرینت
بگو یادت نرفته منو یادت نرفته
یادته چه حالی داشتم یادته
یادته لحظه دیدنت آروم نداشتم یادته
چه روزا و چه شبهایی که با یاد تو سر کردم
تو بودی همسفر با من نگو بی تو سفر کردم
بگو بگو که هنوز یادته
تو هم شب های بی من بگو خوابت نرفته
هنوز یادت نرفته منو یادت نرفته
Mahsa_Yaasekabood
07-05-2005, 06:02 PM
be nazare man ham kheili jalebe man kheili doost daram maryame aziz ro az nazdik bebinam vali heif ke tahala movafagh
Mahsa_Yaasekabood
07-05-2005, 06:04 PM
من کسی رو می خوام که عاشق باشه
اول و اخرش شقایق باشه
فریادخاموش
07-05-2005, 06:10 PM
می دونم خیلی زیادی واسه من :(
همیشه عادتمه کم نمی خوام :X
Omid Nikandish
07-05-2005, 06:23 PM
مي دونم خيلي كمي تو واسه من :(
هميشه عادتمه زياد مي خوام :X
JH198604
07-07-2005, 09:35 PM
سلام بهونه ي قشنگ من براي آره بازم منم همون ديونه ي هميشگي . فداي مهربونيات چه ميکني با سرنوشت. دلم واست تنگ شده بود اين نامه رو واست نوشت . :X :X ::>
Eshveh
07-07-2005, 09:50 PM
:X :X نرو بيرون از خونه ادما عاشقت مي شن
نميدونن که چه قدر راه تا لايقت بشن :X :X :*
sharabenab
07-09-2005, 05:05 PM
به نظر من شعر هاي مريم حيدر زاده خيلي دخترونه است .
توي اين اشعار ما چيزي به اسم عرفان نميبينيم و فقط يک عشق کوچه بازاري در حد بسيار کوچک را مشاهده ميکنيم.
به نظر من حيف جوونهاي ما که اين همه شاعراي بزرگ رو کنار بگذارن و بچسبن به يکي مثل مريم حيدر زاده .
ديگه خود دانيد.
با تشکر
شراب ناب
JH198604
07-10-2005, 12:45 AM
بابا هر کسي يه نظري داره :D :D ;)
sheitoon
07-13-2005, 08:26 AM
مریم جان اگر چشم های مرا خواسته باشی با کمال میل آنرا به تو هدیه میکنم .
اما بدان که تو با دل بینای خودت دنیا را خیلی زیباتر از آنهائیکه چشم دارند میبینی؛ واین در اشعار زیبای تو به خوبی متجلی است.
ای بلند اختر خدایت عمر جاویدان دهــاد
آنچه پیروزی و بهروزی در آنست آن دهاد
واقعاْ زيبا بود@};- :X
به خاطرت مونده يکي هميشه چشم به راحته
يه قلب تنها و کبود هلاک يه نگاهته :X
مردم ما به هم ديگه فقط زود عادت مي کنن
حقا که بي وفايي رو خوبم رعايت مي کنن
اين روزا عادت همه رفتن و دلشکستنه درد تموم عاشقا پاي کسي نشستنه
اين روزا درد عاشقا فقط غم نديدنه
mag_mag
07-28-2005, 09:04 PM
تو واسه من ناز مي کني؟ من ميکشم باز ميکني؟
اين رسمشه نيلوفرم؟من که ازت نمي گذرم...
Mahsa_Yaasekabood
07-31-2005, 04:16 AM
يه سلام خيلي کم رنگ يعني هر چي غير اشتي
نمي شد اول مي گفتي يه کمم دوسم نداشتي
تقصير تو که نبوده من به دردت نمي خوردم
تو رو هم مثل بقييه دست سرنوشت سپردم
( براي اميد بي وفا)
:-s
خاتون
08-03-2005, 11:47 AM
اگه دلم خيلي تنگ مي شه برات منو ببخش
اگه نگام گم ميشه تو شهر چشات منو ببخش
منو ببخش اگه شبها ستاره هارو مي شمرم
اگه همش پيش همه بهت ميگم دوستت دارم
منو ببخش اگه برات سبد سبد گل مي چينم
منو ببخش اگه شبها فقط تو رو خواب مي بينم
منو ببحش اگه تو رو مي سپارمت دست خدا
اگه پيش غريبه ها به جاي تو مي گم شما
منو ببخش اگه واسه چشماي تو خيلي کمک
تو يه فرشته يو من خيلي باشم يه آدمم
منو ببخش اگه فقط مي خوام بشي براي خودم
ببخش اگه کمم زيادي عاشقت شدم [/B] [I]
sheyda17
08-04-2005, 02:34 PM
کاش در دهکده عشق فراواني بود توي بازار صداقت کمي ارزاني بود.
کاش اگر گاه کمي لطف به هم ميکرديم مختصر بود ولي ساده و پنهاني بود.
واقا شعراي مريم حيدرزاده زيباست. :X
عشقو گرفته تفرقه سفر ميري بي دغدغه
تکليف روياهام حي شد دست تو بود بي دغدغه
عاشقي که اما نداره حنون که حاشا نداره
از همشون عاشقترم اين ديگه دعوا نداره
ساده نمي شه پا داشت بايد پيشت ستاره کاشت
ماهو بايد از اسمون سراغ حشم تو گذاشت
من از تو دل نمي کنم عاشق ترينشون منم
ساز مخالفو بزن من اما دم نمي زنم
ariyana
08-09-2005, 04:55 PM
مث اون موج صبوري که وفا داره به دريا تو مهي مثل حقيقت مهربوني مث رويا تومث بارون عشقي روي تنهايي شاعر تو همون ابي که رسمه بريزن پشت مسافر مث يک تولودي تو مث تقدير مث قسمت مث الما سي که هيچکس واسه اون نذاشته قيمت
sheyda17
08-11-2005, 10:34 AM
سلام به همه فردا ۲۱/۵/۸۴ مريم حيدرزاده توي شيراز کنسرت داره اميدوارم بچه هاي شيراز حسابي حمايت کنن از اين کنسرت.
Nastaran-SH
08-14-2005, 09:59 PM
نه ميخوام بين من و بين دلش جنگ بشه
نه ميخوام عشقي که اون نداره کمرنگ بشه
من فقط يه چيزي از خدا ميخوام دلم ميخواد
واسه يکبارم شده دلش برام تنگ بشه
shabnam98
08-18-2005, 07:42 PM
خب اما اون شعری که وعده داده بودم.
عاشقا رو یه جای دنیا دارن دار می زنن
دلای شکسته کنج کلبه ها تار می زنن
کوچه مونده بود هنوز به آخرش، رفتی کجا؟
پــریـــای نـازنـیــن دارن واست زار مــی زنن
اون اسیرای قفس، پرنده ها بی تو دارن
پــرا و بالاشـونـو به در و دیــوار مــی زنن
مرگو دوس نداشتی و به فکر ف ترسش نبودی
آدمــا ایـنـجــا دارن واسـه تـو گـیـتــار مـی زنن
شعرای قشنگتو می خونن و بـا دسـتــاشـــون
سیب ف سرخ، انار ف سرخ، به دفومن ف یار می زنن
تو به آزادی رسیدی آخرش رها شدی
همه پرنـده ها دارن اینو جـار می زنن
اونا که هـوای عـاشــقــارو بـیـشتـــرک دارن
مرهمی روی زخمای آیدای تب دار می زنن
دنیامون هنوز پــر از خـــاره و از مـــارو بـــدی
تـــیــــرارو هنوز تو قــلـبـای بـی آزار می زنن
میان و میگن سلام و تسـلیت، بعدم می رن
توی روزنـامـه واست خــدا نـگــهــدار می زنن
اما خـوش به حـال ف تو کـه رفـتـی و فرشته ها
تو بهشت دارن واست، آهنگ ف دیدار می زنن
دوستان عزيز ، اگر شما موضوعی در تالار تاملي بر شعر، با عنوان بررسی اشعار مریم حيدرزاده ، احداث کنيد
ميتوانم اين شعر را برايتان کاملا باز کنم .
و تا آنجا را که لمس کردم ، برايتان بگويم که چه منظورری دارد اين شعر
ولی اينجا جايش نيست.
خيلي بيست بود دم جفتتون گرم (خودتو مريمو گفتم)
jorji
08-26-2005, 07:11 PM
از نظر اشعار مريم چون از دل بر ميا د به دل هم مينشيند. :X
rahgozare_mahtab
08-27-2005, 04:24 AM
salam dostaye golam
jadid tarin ketab maryam jan esmesh chiye?
tanx bYe
یوسف جک
08-27-2005, 04:58 AM
چون شعر هاي حيدرزاده به اشعار سنتي نزديک است
من هم خوشم مي ياد .
يوسف ;;)
hamham60
08-28-2005, 01:52 AM
delam sokhot anjomane sokhete delan az tarafe atashneshan :X :X :X
sheyda17
08-30-2005, 04:47 AM
اينروزا عادت همه رفتنو دل شکستنه درد تمومه عاشقا پاي کسي نشستنه
farzad13542000
09-08-2005, 10:42 PM
تو رفتي من تنها شدم حکايت عجيبيه
Atousa& Love
09-08-2005, 11:31 PM
غصه نخور مسافر غصه اثر نداره
از دل تو مي دونم هيچ کي خبر نداره :(
Hamseda
09-09-2005, 09:31 AM
همنفس گلم سلام، دیگه یه گوله آتیشم
مظحکه دوستم نداری، دلم می خواد بیایی پیشم
عجیبه وقتی نمی خوایی، من یکی دیوونه ترم
منتظرم ناز کنی و فقط بشینم بخرم
.......
شعرهای خانم حیدرزاده حرف دل رو می زنه. حرف تمام عاشقای این دوره و زمونه و حرفی که از دل بیرون بیاد لاجرم بر دل میشینه.
دست گذاشتم رو یکی که یک قشون خاطرخواشن
همشون هنر دارن، یا شاعرن یا نقاشن
یا که پشت پنجرش با گریه گیتار می زنن
یا که مجنون می شن و تو کوچه ها جار می زنن
دست گذاشتم رو کسی که عاشقم نمی دونست
سر بودم از خیلیا و لایقم نمی دونست
دست گذاشتم رو کسی.....
:(
Baran
09-09-2005, 09:45 AM
چه مسخره مريم حيدر زاده هم ادمه مجتبي کبيري رو بچسب :(
اهاي خبر نداري :X
دلم داره مي ميره :X
همدم بي کسي ها تو بي کسي اسيره :X
بهش بگين هنوزم جاش خاليه تو خونم :X
بگين هنوز داد ميزنم :X
برگرد دردت به جونم :X
بيا بلات به جونم :X
حال کردي ;;) ;)
Atousa& Love
09-09-2005, 12:17 PM
به مريم حيدر زاده حق نداري توهين کنيا و گر نه ترور ميشي X(
.Amerabas
09-12-2005, 09:28 AM
چه مسخره مريم حيدر زاده هم ادمه مجتبي کبيري رو بچسب :(
اهاي خبر نداري :X
دلم داره مي ميره :X
همدم بي کسي ها تو بي کسي اسيره :X
بهش بگين هنوزم جاش خاليه تو خونم :X
بگين هنوز داد ميزنم :X
برگرد دردت به جونم :X
بيا بلات به جونم :X
حال کردي ;;) ;)
نگو. هر دوشون خوبن.
ياشار شادمهر
09-13-2005, 05:27 PM
خانم مريم حيدرزاده به نظر شخص بنده خيلي باهاله، حرفهايي كه آدم نميتونه به زبون بياره ، مريم با شعر ميگه واقعاً خيلي جالبه. من تمام شعرعاش رو دوست دارم واقعاً همش رو. كاش يه بار مي شد با خانم مريم حيدرزاده يه ديداري داشته باشيم تا از نزديك بگم واقعا دستت درد نكنه. كاشكي منم مثل تو بودم، خيلي دلم ميخواد مثل شما شعر بگم و احساس خودم رو بگم و با اون لفظ شيرينت. به اميد ديداري كه مديريت اين سايت بتونه اين هماهنگي رو ايجا دكنه. واقعا ازشون تشكر ميكنم. كاشكي مريم خانم اين پيغام منو ميشنيد از دست اندركاران خواهش مي كنم كه پيان منوو بهش برسونين. خيلي ممنون از همه عضوها و در آخر خدانگهدار. همه تون و دوست دارم.;)
Atousa& Love
09-13-2005, 10:52 PM
حرف دل آدم رو مي زنه خيلي گل :D
من که عاشقشم :D
Mahsa_Yaasekabood
09-14-2005, 07:35 PM
سلام اي تنها بهونه واسه نفس کشيدن
هنوزم پر ميکشه دل واسه به تو رسيدن
Sheyda Vahedi
09-24-2005, 12:20 PM
شعراي مريم محشره :X :* :X
Sheyda Vahedi
09-24-2005, 12:27 PM
اگه دلم تنگ ميشه خيلي برات منو ببخش
اگه نگام گم ميشه تو شهر چشات منو ببخش
منو ببخش اگه شبا ستاره ها رو ميشمارم
اگه همش پيش همه بهت ميگم دوست دارم
منو ببخش اگه برات سبد سبد گل ميچينم
منو ببخش اگه شبا فقط تو رو خواب ميبينم
منو ببخش اگه تو رو ميسپارمت دست خدا
اگه پيش غريبه ها به جاي تو ميگم شما
منو ببخش اگه واسه چشماي تو خيلي كمم
تو يه فرشته اي و من خيلي باشم يه ادمم
منو ببخش اگه فقط ميخوام بشي مال خودم
ببخش اگه كمم ولي زيادي عاشقت شدم :X :X
راشين
09-24-2005, 12:45 PM
خوبه خيلي خوبه ...............
Samirra
09-24-2005, 12:52 PM
http://axplanet.com/res/l/3841058.jpg
كاش بيايیم براي بي پناها سايبون باشيم
كاش بيايیم براي بي پناها سايبون باشيم
با دلاي غم گرفته كمي مهربون باشيم
كاش بيايیم به باغبونا كمي حرمت بذاريم
احترام سایه های خسته رو نگه داريم
كاش به آسمونیا دين مونو ادا كنيم
سهم خوشبختي مونو وقف بزرگترا كنيم
كاش يه كاري بكنيم كه خستگي ها در بشه
مرهمي بشيم كه زخم آدما کمتر بشه
كاش كه شاخه ي درخت زندگي رو نشكنيم
كاش كه شاخه ي درخت زندگي رو نشكنيم
گل سرخو از توشهر پاک باغچه نکنیم
كاش كه پاك كنيم تموم اشكايي كه جاريه
كاش كه پاك كنيم تمام اشكايي كه جاريه
رنگ یاسهایی کنیم که همیشه بهاریه
كاش دس پرنده هاي بي پناه و بگيريم
توي آسمون بريم دامن ماه و بگيريم
كاش با مهربوني مون غصه ها رو كم بكنيم
رشته هاي عشق رو تا هميشه محكم بكنيم
كاش بشينيم پاي صحبت اونا كه بي كسن
كاش بنشينيم پاي صحبت اونا كه بي كسن
اگه درد دل كنن به آرزشون مي رسن
كاش تو عصري كه همش سنگيه و آهنيه
بگيم از چيزايي كه خوبه ولي رفتنيه
كاش هنوز دير نشده قدر همو خوب بدونيم
نكنه دير بشه تا ابد پشيمون بمونيم
كاش كه اين يه جمله هيچ موقع ز يادمون نره
آدمي چه بد باشه چه خوب باشه مسافره
كاش كه اين يه جمله هيچ موقع ز يادمون نره
آدمي چه بد باشه چه خوب باشه مسافره
Samirra
09-24-2005, 12:53 PM
نگات قشنگه وليكن يه كم عجيب و مبهمه
من از كجا شروع كنم دوست دارم يه عالمه
من و گذاشتي و بازم يه بار ديگه رفتي سفر
نمي دونم شايد سفر براي دردات مرهمه
تا وقتي اينجا بموني يه حالت عجيبيه
من چه جوري واست بگم بارون قشنگ و نم نمه
هواي رفتن كه كني واسه تو فرقي نداره
اما به جون اون چشات مرگ گلاي مريمه
آخرشم دق مي كنم تا من و دوست داشته باشي
مردن كه از عاشقيه يك دفه نيست كه كم كمه
من نمي دونم تو چرا اينجور نگاهم مي كني
زير نگاه نافذت نگاه عاشقم خمه
مي پرسم از چشماي تو ممكنه اينجا بموني ؟
مي خندي و جواب مي دي رفتن من مسلمه
برو به خاطر خودت اما به من قول بده
هرجاي دنيا كه بري ديگه نشو مال همه
رسمه كه لحظه ي سفر يادگاري به هم مي دن
قشنگ ترين هديه ي تو تو قلب من يه مشت غمه
شايد اين و بهم دادي كه هميشه با من باشه
حق با تو ا تو راست مي گي غمت هميشه پيشمه
ديدي گلا شب كه ميشه اشكاشونو رو مي كنن
يادت باشه چشم منم هميشه غرق شبنمه
تو مي ري و اسم من و از رو دلت خط مي زني
اسم قشنگ تو ولي هميشه هرجا يادمه
چشماي روشنت يه كم كاشكه هواي من رو داشت
تنها توقعم فقط يه بار جواب ناممه
Samirra
09-24-2005, 12:54 PM
نمي گم خطا نكردم من كه ادعا نكردم
همه گفتن بي وفايي من كه اعتنا نكردم
عازم سفر شدي تو من دلم مي خواست بموني
واسه موندن تو اما بخدا دعا نكردم
واسه تو كلي نوشتم كه يه جوري مبتلا شي
تقصير منه كه آخر تو رو مبتلا نكردم
توي كوچه ي رفاقت يه سلام جواب ندادم
تو دلم تويي اون و با كسي آشنا نكردم
مي دونم دوسم نداري حتي قد يه قناري
اما عاشقم هنوزم بودن اشتباه نكردم
ما جايي قرار نذاشتيم جز تو كوچه هاي رويا
اين دفعه تو اومدي من به قرار وفا نكردم
زير دين ناز چشمات يه عمريه دارم مي سوزم
تا خاكستري نشه دل دينمو ادا نكردم
اومدن واسه نصيحت به بهانه ي يه صحبت
عمرشون كلي تلف شد چون تو رو رها نكردم
راه آسمون كه بسته س گرچه قلبامون شكسته س
تا بحال انقد خدا رو اينجوري صدا نكردم
تو من و گذشاتي رفتي خواستي من ديوونه تر شم
باورت نمي شه شايد آخه جون فدا نكردم
نامه هاي عاشقونه با نشونه بي نشونه
اما از كساي ديگه س پس اونا رو وا نكردم
يادته عكست و دادي بذارم تو قاب قلبم
بعد از اون روز ديگه هرگز به كسي نگا مكردم
تو از اون روزي كه رفتي نه تو رفتي كه ببيني
تا قيامت هم تو رو من از خودم جدا نكردم
Samirra
09-24-2005, 12:55 PM
http://axplanet.com/res/l/6164819.jpg
عطر زرد گل ياس رو نمي خوام
نمره ي بيست كلاسو نمي خوام
من فقط واسه چش تو جون مي دم
عاشقاي بي حواسو نمي خوام
من تو رو مي خوام اونارو نمي خوام
نفسم تويي هوارو نمي خوام
عشق رو نقطه ي جوشو نمي خوام
دوره گرد گل فروشو نمي خوام
اوني كه چشاش به رنگ عسله
مجنون خونه به دوشو نمي خوام
من تو رو مي خوام اونارو نمي خوام
نفسم تويي هوارو نمي خوام
من كسي با قد رعنا نمي خوام
چشاي درشت و گيرا نمي خوام
دوس دارم قايق سواري رو ، ولي
جز تو از هيچ كسي دريا نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
نفسم تويي هوارو نمي خوام
موهاي خيلي پريشون نمي خوام
آدم زيادي مجنون نمي خوام
مي دوني چشم منو گرفتي و
جز تو هيچي از خدامون نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
نفسم تويي هوا رو نمي خوام
چشم شرقي سياهو نمي خوام
صورتاي مثل ماهو نمي خوام
آخه وقتي تو تو فكر من باشي
حق دارم بگم گناهو نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
نفسم تويي هوا رو نمي خوام
حرفاي نقره اي رنگ رو نمي خوام
او دو تا چشم قشنگو نمي خوام
حتي اون كه بلده شكار كنه
صاحب تير و تفنگو نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
نفسم تويي هوا رو نمي خوام
شعراي ساده و تازه نمي خوام
اونكه مي گه اهل سازه نمي خوام
من دلم مي خواد تو رو داشته باشم
واسه ي اينم اجازه نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
نفسم تويي هوا رو نمي خوام
سفر دور جهانو نمي خوام
رنگاي رنگين كمانو نمي خوام
لحظه و ساعت عمر من تويي
تو كه نيستي من زمانو نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
نفسم تويي هوا رو نمي خوام
فالاي جور واجور رو نمي خوام
نامه هاي راه دور و نمي خوام
واسه چي برم ستاره بچينم
ماه من تويي كه نور و نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
نفسم تويي هوا رو نمي خوام
آذر و خرداد و تير نمي خوام
آدماي سر به زير نمي خوام
من خودم تو چشم تو زندونيم
حق دارم بگم ، اسيرو نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
نفسم تويي هوا رو نمي خوام
حرف خيلي عاشقونه نمي خوام
دل رسوا و ديوونه نمي خوام
يا تو ، يا هيچكس ديگه به خدا
خدا هم خودش مي دونه ،نمي خوام
خرداد و اردي بهشت و نمي خوام
بي تو من اين سرنوشتو نمي خوام
يكي پرسيد اگه آخرش نشه
حتي اين خيال زشتو نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
نفسم تويي هوا رو نمي خوام
بي تو چيزي از اين عالم نمي خوام
تو فرشته اي من آدم نمي خوام
مي دوني خيلي زيادي واسه من
هميشه عادتمه ،كم نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
نفسم تويي هوا رو نمي خوام
من و باش شعر و نوشتم واسه كي
تويي كه گفتي شما رو نمي خوام
Mohammad Hosseini
09-25-2005, 08:13 PM
و بعد از رفتنت شبي از پشت يک تنهايي نمناک وباراني تو را با لحجه ي گلهاي نيلوفر صدا کردم......
Shadmehr UK
09-25-2005, 08:28 PM
mer30 abji jonam bakhoda man ashaga maryam haidar zada hastam damat garam :X :X :X
Sheyda Vahedi
09-25-2005, 08:42 PM
غصم از اين نيست که تو رو اونروز اسير نديدمت :X
فقط دارم دق ميکنم چون تورو سير نديدمت :X
:X :* :X
EBRAHIM AEA
09-25-2005, 08:47 PM
راستی شعر نمره ۲۰ کلاسو همین شاعر عزیزمون سروده :X :X :X ::> ::> ::> :> :>
Sheyda Vahedi
09-28-2005, 11:14 AM
:X تا وقتي اينجا بموني بارون قشنگ و نم نمه :*
:X هواي رفتن که کني مرگ گلاي مريمه :*
صداي بارون
09-28-2005, 12:18 PM
الا يادم نمي ايد بعدا مي گم
:-/ :-/ :-/ :-/
Ashi Mashi
10-16-2005, 08:26 AM
پديده شعر معاصر
jawad007
10-19-2005, 01:23 PM
هر که رادر سر هواي دلبري است در سر ما هم هواي تو پري است
jawad007
10-19-2005, 01:34 PM
من نميگويم که مهرويي و بس ماه پيکر دلبر ي تاج سري
jawad007
10-19-2005, 01:36 PM
نازک و زيبا و فتاني همي
بر دل محزون زارم اخگري
jawad007
10-19-2005, 01:40 PM
هر که را در سر هواي دلبري است
در سر ما هم هواي تو پري است
من نميگويم که مهرويي و بس
ماه پيکر دلبري تاج سري
نازک و زيبا وفتاني همي
بر دل محزون زارم اخگر ي
jawad007
10-19-2005, 01:43 PM
هر که را در سر هواي دلبري
در سر ما هم هواي تو پري
من نميگويم که مه رويي و بس
ماه پيکر دلبري تاج سري
نازک و زيبا و فتاني همي
بر دل محزون زارم اخگري
Yatha'ahu
10-19-2005, 10:57 PM
مي توان
مي توان در كوچه هاي زندگي
پاسخ لبخند را با ياس داد
مي توان جاي غروب عشق را
به طوع ساده احساس داد
مي توان در خلوت شبهاي راز
فكر رسم آبي پرواز بود
مي توان با حرفي از جنس بلور
شوق را به هر دلي دعوت نمود
مي توان در آرزوي كودكي
با حضور يك عروسك سهم داشت
مي توان گاهي به رسم ياد بود
در دلي يك شاخه نيلوفر گذاشت
مي توان از شهر شب بو ها گذشت
عابر پس كوچه هاي نور بود
مي توان همسايه مهتاب شد
فكر زخم غنچه اي رنجور بود
مي توان با لطف دست پنجره
مهربان گنجشكها را دانه داد
مي توان وقتي خزان از ره رسيد
يك كبوتر را به كنجي لانه داد
مي توان در قلب هاي بي فروغ
لحظه اي برقي زد و خورشيد شد
مي توان در غربت داغ كوير
آن ابري كه مي باريد شد
Yatha'ahu
10-19-2005, 10:57 PM
قصه يه روزي
يه نفر بازمن كنار پنجره س
يه نفر عجيب دلش شور مي زنه
يكي ام با تيراي داغ نگاه
دو تا چشم رو داره از دور مي زنه
يه نفر داغ دلش تازه شده
دلخوشيش يه عكس يادگاريه
يكي با غم مي نويسه رو دلش
اي خدا عجب چه روزگاريه
يه نفر خيري نديده از حالا
پس پناه مي بره به گذشتاه هاش
يكي ام شاعره تا خسته مي شه
زود مي ره راغ دست نوشته هاش
يه نفر خط مي كشه رو آرزوش
سند عشقش رو باطل مي كنه
وقف تازه موندن دل مي كنه
يكي هست كه خواب به چشماش نمي ياد
شايد علتش غم خستگيه
علت بي خوابي يكي ديگه
گم شدن تو دشت سرگشتگيه
يكي از بس كه نشسته پشت در
پر غربت شده و بي حوصله س
يكي ام داره به محبوبش مي گه
چه قدر بين من و تو فاصله س
يكي دائم گلدونا رو آب مي ده
يكي چشم پر اشكش بهدره
يكي داره خودش و گول مي زنه
كه مياد حتما بازم تو سفره
يكي چشماش رو گذاشته روي هم
يكي زلفاش و پريشون مي كنه
يكي داره توي روياهاي دور
شكل عشقش و آسون مي كنه
يكي آروم با خودش حرف مي زنه
دلت اومد من رو تنها بذاري ؟
دلت اومد چمدون دلم رو
تو فرودگاه دلت جا بذاري ؟
يه نفر دستاشو برده آسمون
از خدا چيزي تقاضا مي كنه
يه نفر واسه كسي كه نمي ياد
در خونش رو داره وا مي كنه
Yatha'ahu
10-19-2005, 11:00 PM
پيش بيني
را همان نيلوفري كه تو بچيني مي كينم
بسم نيستم چون نازنيني مي كنم
من مي نشينم با تو و تنها صبوري مي كنم
يك روز عاشق مي شوي من پيش بيني مي كنم
Baran e Del
10-20-2005, 12:27 AM
تنها کسي که مرا درک ميکند!!!!!!!!!!
يا حق...
خیلی از همه ممنون واقعا قشنگ بودن
royaaa
01-14-2006, 03:28 PM
زيبا بود مرسي از اين همه زيبايي
بر روی برگ زندگی دو خط زرد می کشم
وچشم عاشق تو را که گریه کرد می کشم
تو رفتی و کسی نگفت با خودش
بدون چشم تو من چقدر درد می کشم
AteNa
01-29-2007, 12:03 PM
عطر زرد گل ياس رو نمي خوام
نمره ي بيست كلاسو نمي خوام
من فقط واسه چش تو جون مي دم
عاشقاي بي حواسو نمي خوام
من تو رو مي خوام اونارو نمي خوام
نفسم تويي هوارو نمي خوام
عشق رو نقطه ي جوشو نمي خوام
دوره گرد گل فروشو نمي خوام
اوني كه چشاش به رنگ عسله
مجنون خونه به دوشو نمي خوام
من تو رو مي خوام اونارو نمي خوام
نفسم تويي هوارو نمي خوام
من كسي با قد رعنا نمي خوام
چشاي درشت و گيرا نمي خوام
دوس دارم قايق سواري رو ، ولي
جز تو از هيچ كسي دريا نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
نفسم تويي هوارو نمي خوام
موهاي خيلي پريشون نمي خوام
آدم زيادي مجنون نمي خوام
مي دوني چشم منو گرفتي و
جز تو هيچي از خدامون نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
نفسم تويي هوا رو نمي خوام
چشم شرقي سياهو نمي خوام
صورتاي مثل ماهو نمي خوام
آخه وقتي تو تو فكر من باشي
حق دارم بگم گناهو نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
نفسم تويي هوا رو نمي خوام
حرفاي نقره اي رنگ رو نمي خوام
او دو تا چشم قشنگو نمي خوام
حتي اون كه بلده شكار كنه
صاحب تير و تفنگو نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
نفسم تويي هوا رو نمي خوام
شعراي ساده و تازه نمي خوام
اونكه مي گه اهل سازه نمي خوام
من دلم مي خواد تو رو داشته باشم
واسه ي اينم اجازه نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
نفسم تويي هوا رو نمي خوام
سفر دور جهانو نمي خوام
رنگاي رنگين كمانو نمي خوام
لحظه و ساعت عمر من تويي
تو كه نيستي من زمانو نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
نفسم تويي هوا رو نمي خوام
فالاي جور واجور رو نمي خوام
نامه هاي راه دور و نمي خوام
واسه چي برم ستاره بچينم
ماه من تويي كه نور و نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
نفسم تويي هوا رو نمي خوام
آذر و خرداد و تير نمي خوام
آدماي سر به زير نمي خوام
من خودم تو چشم تو زندونيم
حق دارم بگم ، اسيرو نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
نفسم تويي هوا رو نمي خوام
حرف خيلي عاشقونه نمي خوام
دل رسوا و ديوونه نمي خوام
يا تو ، يا هيچكس ديگه به خدا
خدا هم خودش مي دونه ،نمي خوام
خرداد و اردي بهشت و نمي خوام
بي تو من اين سرنوشتو نمي خوام
يكي پرسيد اگه آخرش نشه
حتي اين خيال زشتو نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
نفسم تويي هوا رو نمي خوام
بي تو چيزي از اين عالم نمي خوام
تو فرشته اي من آدم نمي خوام
مي دوني خيلي زيادي واسه من
هميشه عادتمه ،كم نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
نفسم تويي هوا رو نمي خوام
من و باش شعر و نوشتم واسه كي
تويي كه گفتي شما رو نمي خوام
AteNa
01-29-2007, 12:03 PM
روزای خیلی طلایی یادته؟
روزای خیلی طلایی یادته؟ روز ترس از جدایی، یادته؟
روز تمرین اشاره یادته؟ شب چیدن ستاره یادته؟
شعرای کتاب درسی یادته؟ یادته گفتی می ترسی ،یادته؟
عکسمون تو قاب عکس و ، یادته؟ بله بدون مکث و یادته؟
دستمون تو دست هم بود یادته؟ غصه هامون کم کم بود، یادته؟
چشم نازت مال من بود یادته؟ دیدن من غدغن بود یادته؟
روزگار قهر و آشتی یادته؟ هیج کس و جز من نداشتی ، یادته؟
رویاهای آسمونی ،یادته؟ قول دادی پیشم بمونی، یادته؟
روزای بی غم و غصه یادته؟ ببینم اول قصه یادته؟
عصر ابراز علاقه یادته؟ خبر خوش کلاغه ،یادته
دست گرمت تو زمستون یادته؟ شونه من زیر بارون یادته؟
واسه خنده اجازه یادته؟ اونا که می گفتی رازه ؛ یادته؟
یادته فال های حافظ تو حیاط ؟ یادته قسم جون شاخه نبات؟
گل سرخا رو نچیدیم یادته؟ یه روزی هم و ندیدیم ؛ یادته؟
حرفامون سر صداقت یادته؟ تو ، تو مجازات خیانت ، یادته؟
پنهونی سر قرارا ، یادته؟ تأخیرات توی بهارا یادته؟
گوش ندادیم به نصیحت، یادته؟ گشتنت دنبال فرصت یادته؟
دستات و میخوام بگیرم یادته؟ راستی تو ، بی تو می میرم یادته؟
دونه دادن به کبوتر یادته؟ خاطرات توی دفتر یادته؟
فال با نیت رسیدن یادته؟ طعم قهوه رو چشیدن یادته؟
واسه فال قهوه رو خوردن یادته؟ روزی صد بار بی تو مردن ، یادته؟
یادته دعا، یادته دعای زیر طاقیا ؟ کنار بوته های عقاقیا ؟
زیر اون درخت گیلاس، یادته؟ با دوتا شاخه گل یاس؛ یادته؟
یادته گفتن راز ،به قاصدک ؟ یادته، چه قدر به هم گفتیم، کمک ؟
فکر بودن توی قایق یادته؟ تو به من گفتی شقایق، یادته؟
پیش هم بودیم نذاشتن، یادته؟ اونا ما رو دوست نداشتن ،یادته؟
نامه بدون امضاء یادته؟ اسم مستعار رویا ، یادته؟
طرح اون انگشتر من یادته؟ پاسخ مختصر من یادته؟
فال حافظ شب یلدا ، یادته؟ اسمم و گذاشتی شیدا یادته؟
چیزی خواستیم از خدامون یادته؟ مستجاب نشد دعامون، یادته؟
چشمون زدن حسودا یادته؟ چشامون شد مثل رودا ، یادته؟
گفتی ما باید جداشیم یادته؟
گفتی ما باید جداشیم یادته؟ گفتی باید بی وفاشیم ، یادته؟
یه دفه ازم بریدی ؛ یادته؟ خط رو اسم من کشیدی ؛یادته؟
گفتی عشق تو هوس بود یادته؟ گفتی خوب بود ولی، بس بود یادته؟
حلقه من دست تو دیدم؛ یادته؟
حلقه من دست تو دیدم یادته؟ کلی سرزنش شنیدم ؛ یادته؟
چشم من به چشمت افتاد یادته؟کاری که دست دلم داد ؛ یادته؟
حالا اومدم، همون جا وایسادم؛
حالا اومدم همون جا وایسادم که تقاضای تو رو جواب دادم
دراوردم از دسم انگشتر و، جا گذاشتمش همونجا ، دفتر و
اما قول دادم به قلبم و خدا، دیگه دل ندم به عشق آدما
حیف شعری که نوشتم یادته ؛ شعر من بدم باشه، زیادته، حیف شعری که نوشتم یادته
شعر من بده ولی، زیادته
...
AteNa
01-29-2007, 12:04 PM
همه بغضشون گرفته چرا بارون نمياد!؟
ليلي مرد از غم دوري چرا مجنون نمياد!؟
روي ماهش کجا پنهون شده رفته کجا!؟
چرا از اونور ابرا ديگه بيرون نمياد!؟
نيتت رو واسه فال قهوه کردم ولي حيف
عکس اون چشماي قشنگ توي فنجون نمياد
من و کشتي تو با اين خنجر دوريت عجبه
چرا از اين دله ديونه يه کم خون نمياد!؟
مگه تو بيخبري موم رو پريشون ميکنم
دل تو واسه مويه پريشون نمياد
دل تو ازبس سفيد و لطيفه مثل برف
از خجالت تو برفي تو زمستون نمياد
تو دلم فقط يه بار مهموني بود تو اومدي
درا رو بستم از اون وقت ديگه مهمون نمياد
صدايه بارون قشنگه به شيشه که ميخوره
اما با غم نجيب روي ناودون نمياد
دو سه بار واسط نوشتم مثه آيينه ميموني
تو يه بار جواب ندادي چرا شمعدون نمياد
عمريه اسيرتم اسير اون چشماي ناز
يه ملاقاتي واسم يه بار تو زندون نمياد
نميگه کسي واسه مرمتش فکري کنيم
هيچکسي سراغ اين کلبه ويرون نمياد
زندگي بزيه شطرنج و من منتظرم
طرف مقابلم ولي به ميدون نمياد
گاهي وقتها اينقدر آب و هوام ابري ميشه
که قد اشکاي من از رود کارون نمياد
گاهي وقتا با خودم ميگم شاي ميخواد ذوق بکنم
اما معلومه نخواد بياد که پنهون نمياد
اونکه براي ديدنش ستاره ميچيني اهل نازه
پس با يه خواهش آسون نمياد
تو نامه آخري کلي دليل اورده بود
مثلا چون تشنه اند ياسايه تو گلدون نمياد
لااقل کاش راستشو براي من نوشته بود
کاش واسم نوشته بود به خاطر اون نمياد
AteNa
01-29-2007, 12:05 PM
بازم نيومدي...
عاشق و مجنونت شدم
ناخوانده مهمونت شدم
کلي پريشونت شدم
اما بازم نيومدي
قهوه فنجونت شدم
شمعه تو شمعدونت شدم
خاکه تو گلدونت شدم
اما بازم نيومدي
برفه زمستونت شدم
رسوا و حيرونت شدم
چيک چيکه ناودونت شدم
اما بازم نيومدي
آفتاب و بارونت شدم
اشکاي لرزونت شدم
عطره گلابدونت شدم
اما بازم نيومدي
ماهه تو ايونت شدم
خراب و ويرونت شدم
گله گلستونت شدم
اما بازم نيومدي
سه ماه تابستونت شدم
الوند و کارونت شدم
دشتاي ايرونت شدم
اما بازم نيومدي
دنا و هامونت شدم
نزديکتر از جونت شدم
رگت شدم خونت شدم
اما بازم نيومدي
خادم و دربونت شدم
اسيره زندونت شدم
گلابه کاشونت شدم
اما بازم نيومدي
يه جوري مديونت شدم سنگه خيابونت شدم
راهيه ميدونت شدم
اما بازم نيومدي
تو سختي آسونت شدم
تو دردا درمونت شدم
ناجيه پنهونت شدم
اما بازم نيومدي
لباس و سامونت شدم
سارقه ايمونت شدم
چشماي گريونت شدم
اما بازم نيومدي
لباي خندونت شدم
گشنه شدي نونت شدم
آبه فراونت شدم
اما بازم نيومدي
هميشه ممنونت شدم
من ني چوپونت شدم
آب تو بيابونت شدم
اما بازم نيومدي
شعرايه ارزونت شدم
عمري غزل خونت شدم
تسليمه قانونت شدم
اما بازم نيومدي
گشنه مژگونت شدم
هلاکه چشمونت شدم
رفتم و قربونت شدم
اما بازم نيومدي...
AteNa
01-29-2007, 12:05 PM
نامه...
نامه ی تو چقدر زیبا بود
نامه ی تو چقدر زیبا بود
هر خطش را سه مرطبه خواندم
بعد آنرا به روی یک دفتر
تا نخورده قشنگ چسباندم
نامه ی تو چقدرخوشبو بود
بوی گلهای رازقی می داد
حرفهایت هنوزهم طعم عطر پاییز عاشقی میداد
گفته بودی عجیب دلتنگی
دل من هم برای تو تنگ است
پیش من هم غروب غمگین است
پیش من هم طلوع کم رنگ است
خوشم آمد چقدر دانایی
خوشم آمد چقدر دانایی
حالی از حال من نپرسیدی
ولی از پشت قاب دلتنگی
زردیم را چه زود فهمیدی
یاس زرد دو خانه آنورتر
داشت دیشب تو را دعا میکرد
تشنه بود و نبودی و او داشت التماس پرنده ها میکرد
گفته بودی ز غیبت باران باز هم درد مشترک داری
تا بخواهی شقایق تشنه
گل سرخ پر از ترک داری
دوریت کار دست من داده
فاصله که میان ما کم نیست
هیچکس روزگار و اقبالش مثل ما بی نشان و مبهم نیست
فکرت اینجا میان گلدان است
جلوی چشم آرزوهایم
تو خودت را به جای من بگذار
تو خودت را به جای من بگذار
تو دلت سوخت من چه تنهایم
سالها میشود که با عکست توی این شهر زندگی کردم
با یکی دو تماس کوتاهت ماهها رفع تشنگی کردم ولی آخر چقدر بنشینم
نامه ای حرف روشنی چیزی
گل خشکی میان این کاغذ که به آن وعده ای بیاویزی
بنویس از خودت از این نامه
دو سه خط مختصر فقط فهرست
فقط اینبار خواهشی دارم
عکس تازه برای من بفرست
بنویس از خودت از این نامه
دو سه خط مختصر فقط فهرست
فقط اینبار خواهشی دارم
عکس تازه برای من بفرست
AteNa
01-29-2007, 12:06 PM
یادمه اولین روز، گونه هامو تر کردید
وقتی دیدی دیوونم، حرفامو باور کردید
خیالتون راحت شد، که بی شما میمیرم
محبتو از اون وقت، کمتر و کمتر کردید
گفته بودید با من، حتی اگه نباشم
کلاغ خبر میاورد، شبو با کی سر کردید
شما دوسم نداشتید، از چشماتون می بارید
شما دوسم نداشتید، از چشماتون می بارید
نمی دونم شعرامو، واسه چی از بر کردید
از هرجا می گذشتید، گل به پاتون می ریختم
شما به جاش تو قلبم، هزار تا خنجر کردید
عزیز بودی فراوون، زجرم دادی چه آسون
وجودتونو با زجر، واسم عزیزتر کردید
به یادتون نمونده، تو اون غروب پائیز
به یادتون نمونده، تو اون غروب پائیز
پیش هزار تا شاهد، دستم انگشتر کردید؟
چه روزایی که شونه ام، پناه اشکاتون شد
رو زانوای خسته ام، خستگی رو در کردید
انگار خوشی نمی خواست، من مزه شو بفهمم
یه روز که گل می دادم، نداده پرپر کردید
چیزی نبود تا اون روز، آروم بودیمو خوشبخت
تمام این کارا رو، اون روز آخر کردید
پس نذرامون چی میشه؟
پس نذرامون چی میشه؟ حتماً به یادتون نیست
واسه ضریح آغا، نذر کبوتر کردید
حق با شماست من کجا، شما کجا و تقدیر
میوه خوشبختی رو، همیشه نوبر کردید
من که چیزی نگفتم، که دلتون گرفته
این اولین باره که، شما با من قهر کردید
همون کلاغه می گفت، یه جا شما رو دیده
انگشترو تو دستف، یک کس بهتر کردید
من که پسش ندادم، دادم به همسایتون
گفتم دیگه درست نیست، شما ما رو ترک کردید
یه چیزی می نویسم، خدا منو ببخشه
اگه یه وقت بهم خورد، منتظرم بر گردید
یه چیزی می نویسم، خدا منو ببخشه
اگه یه وقت بهم خورد، منتظرم بر گردید
...
AteNa
01-29-2007, 12:07 PM
شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی ، ترا با
لهجه گلهای نیلوفر صدا کردم
تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ
آرزوهایت دعا کردم
پس از یک جستجوی نقره ای
در کوچه های آبی احساس
تو را از بین گلهایی که در تنهایی ام رویید ،
با حسرت جدا کردم
و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی
دلم حیران و سرگردان چشمانی است رویایی
و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم
تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم
همین بود آخرین حرفت
و من بعد از عبور تلخ و غمگینت
حریم چشمهایم را به روی اشکی ازجنس غروبف
ساکت و نارنجی خورشید وا کردم
نمی دانم چرا رفتی
نمی دانم چرا، شاید خطا کردم
و تو بی آن که فکر غربت چشمان من باشی
نمیدانم کجا، تا کی،برای چه؟
ولی رفتی و بعد از رفتنت
باران چه معصومانه می بارید
و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت
و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد
و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره
با مهربانی دانه بر می داشت
تمام بالهایش غرق دراندوه غربت شد
و بعد از رفتن تو آسمان چشمهایم خیس باران بود
و بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد من بی تو
تمام هستی ام از دست خواهد رفت
کسی حس کرد من بی تو
هزاران باردر هر لحظه خواهم مرد
و بعد از رفتنت دریاچه بغضی کرد
کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد
و من با آن که می دانم تو هرگزیاد من را
با عبورخود نخواهی برد
هنوز آشفته ی چشمان زیبای توام
برگرد!
ببین که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد
و بعد از این همه طوفان و وهم و پرسش و تردید
کسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت:
تو هم در پاسخ این بی وفایی ها بگو
در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم
و من در حالتی ما بین اشک و حسرت و تردید
کنار انتظاری که بدون پاسخ و سردست
ومن در اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل
میان غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر
نمی دانم چرا؟ شاید به رسم عادت پروانگی مان باز
برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت
دعا کردم.
AteNa
01-29-2007, 12:09 PM
ّلا لا لا لا نخواب سودی نداره
همون بهتر که بشماری ستاره
همون بهتر که چشمات وا بمونه
که ماه غصه اش نشه تنها بيداره
لا لا لا لا نخواب باز هم سفر رفت
نميدونم به کارون يا خزر رفت
فقط دردم اينه مثل هميشه بدون اطلاع و بی خبر رفت
لا لا لا لا نخواب ميدونه جنگه
دست هر کی ميبينی يه تفنگه
يه عمره دور چشماش گشتم اما نفهميدم که اون چشما چه رنگه
لا لا لا لا نخواب زندونه دنيا سر ناسازگاری داره با ما
بشين باز هم دعا کن واسه اون که ما رو اينجا گذاشت تنهای تنها
لا لا لا لا نخواب اون راه دوره خدا ميدونه که حالش چه جوره
توی خلوت ميگم اينجا کسی نيست خداييش که دلم خيلی صبوره
لا لا لا لا نخواب تيره است چراغم مثل اتشقشان ميمونه داغم
به جون گلدونا کم غصه ای نيست
هزار شب شد هزار شب شد نيومد باز سراغم
لا لا لا لا نخواب خواب که دوا نيست
دل ديوونه داشتن که خطا نيست
ميگن دست از سرش بردار نميشه اخه عاشق شدن که دست ما نيست
لا لا لا لا نخواب تنها ميمونم کاش اون قدر چشماتو بدونم
چرا چشمات پر خشم عزيزم مگه من مثل اون نامهربونم
لا لا لا لا نخواب ماه رو نگاه کن
من اسفند رو ميارم تو دعا کن
بگو برگرده پيش ما بمونه کتاب حافظ رو بردار و وا کن
لا لا لا لا نخواب سرما تو راهه هميشه عمر خوشبختی کوتاهه
ميگن با يه فرشته اونو ديدن دروغه جون دريا اشتباهه
لا لا لا لا نخواب تلخ جدايی کمر خم ميشه زير بی وفايی
تو بيدار باش همه تو خواب نازن برای کی بخونم پس لالايی
لا لا لا لا نخواب تنهايی زرده اگه طولانی شه مثل يه درده اگه چشم انتظار باشی که
هيچی دروغ ميگی به دل که بر ميگرده
لا لا لا لا نخواب اشکت زلاله مثل بارون پای نخل وصاله
من و تو هم شب و هم قلب و کشتيم ولی اون چی ؟ چقدر اون بی خياله
لا لا لا لا نخواب دنيا خسيسه واسه کم ادمی خوب مينويسه
يکی لبهاش تو خوابم غرق خنده است يکی پلکاش تو خوابم خيسه خيسه
لا لا لا لا نخواب عاشق يه سيبه هميشه سرخ و تب دار و غريبه
تا اون بالاست رسيده است اما تنهاست پايين هم که بيوفته بی نصيبه
لا لا لا لا نخواب اينجا سياهی پر اما تو تنگه قصه ماهی
اونی که ما ها رو بيدار نگه داشت الهی خواب باشه حالا الهی
لا لا لا لا نخواب تا اون بخوابه بشين انقدر تا که خورشيد بتابه
زمونی که يقين کردم بيدار شد بخواب با ياد عکسی که تو يه قابه
لا لا لا لا بخواب بيدار حالا ديگه بايد بخوابی پس لالالا بخواب
ديگه تو ميتونی بخوابی
ببين خورشيد اومد بالای بالا
لا لا لا لا اين هم بود سرنوشتم
اين از امروزم و اين از گذشتم
نميخوابم تا تو برگردی يک روز
منم خواب رو واسه اون روز گذاشتم
نميخوابم تا تو برگردی يک روز
منم خواب رو واسه اون روز گذاشتم
AteNa
01-29-2007, 12:09 PM
نگات قشنگه وليكن يه كم عجيب و مبهمه
من از كجا شروع كنم دوست دارم يه عالمه
من و گذاشتي و بازم يه بار ديگه رفتي سفر
نمي دونم شايد سفر براي دردات مرهمه
تا وقتي اينجا بموني يه حالت عجيبيه
من چه جوري واست بگم بارون قشنگ و نم نمه
هواي رفتن كه كني واسه تو فرقي نداره
اما به جون اون چشات مرگ گلاي مريمه
آخرشم دق مي كنم تا من و دوست داشته باشي
مردن كه از عاشقيه يك دفه نيست كه كم كمه
من نمي دونم تو چرا اينجور نگاهم مي كني
زير نگاه نافذت نگاه عاشقم خمه
مي پرسم از چشماي تو ممكنه اينجا بموني ؟
مي خندي و جواب مي دي رفتن من مسلمه
برو به خاطر خودت اما به من قول بده
هرجاي دنيا كه بري ديگه نشو مال همه
رسمه كه لحظه ي سفر يادگاري به هم مي دن
قشنگ ترين هديه ي تو تو قلب من يه مشت غمه
شايد اين و بهم دادي كه هميشه با من باشه
حق با تو ا تو راست مي گي غمت هميشه پيشمه
ديدي گلا شب كه ميشه اشكاشونو رو مي كنن
يادت باشه چشم منم هميشه غرق شبنمه
تو مي ري و اسم من و از رو دلت خط مي زني
اسم قشنگ تو ولي هميشه هرجا يادمه
چشماي روشنت يه كم كاشكه هواي من رو داشت
تنها توقعم فقط يه بار جواب ناممه
AteNa
01-29-2007, 12:10 PM
سلام اي تنها بهونه واسه ي نفس كشيدن
هنوزم پر مي كشه دل براي به تو رسيدن
واسه ي جواب نامت مي دونم كه خيلي ديره
بذا به حساب غربت نكنه دلت بگيره
عزيزم بگو ببينمكه چه رنگه روزگارت
خيلي دوست دارم تو مهتاب بشينم يه شب كنارت
سر تو مهربوني بذاري به روي شونم
تو فقط واسم دعا كن آخه دنبال بهونم
حالم رو اگه بپرسي خوبه تعريفي نداره
چون بلاتكليفه عاشق آخه تكليفي نداره
نكنه ازم برنجي تشنه ام تشنه ي بارون
چه قدر از دريا ما دوريم بيگناهيم هر دو تامون
بد جوري به هم مي ريزه من و گاهي اتفاقي
تو اگه نباشي از من نمي مونه چيزي باقي
مي دوني كه دست من نيست بازياي سرنوشته
رو قشنگا خط كشيده زشتا رو برام نوشته
باز كه ابري شد نگاهت بغضتم واسم عزيزه
اما اشكات رو نگه دار نذار اينجوري بريزه
من هنوز چيزي نگفتم كه تو طاقتت تموم شد
باقيش و بگم مي بيني گريه هات كلي حروم شد
حال من خيلي عجيبه دوست دارم پيشم بشيني
من نگاهت بكنم تو تو چشام عشق رو ببيني
يادته من و تو داشتيم ساده زندگي مي كرديم
از همين چشمه ي شفاف رفع تشنگي مي كرديم
يه دفه يه مهمون اومد عقلم رو يه جوري دزديد
دل تو به روش نياورد از همون دقيقه فهميد
اولش فكر نمي كردم كه دلم رو برده باشه
يا دلم گول چشاي روشنش رو خورده باشه
اما نه گذشت و ديدم دل من ديوونه تر شد
به تو گفتم و دلت از قصه ي من با خبر شد
اولش گفتم يه حسه يا يه احترام ساده
اما بعد ديدم كه عشقه آخه اندازش زياده
تو بازم طاقت آوردي مث پونه ها تو پاييز
سرنوشت تو سفيده ماجراي من غم انگيزه
بد جوري ديوونتم من فكر نكن اين اعترافه
هميشه نبودن تو كرده اين دل و كلافه
مي دونم فرقي نداره واست عاشق بودن من