PDA

View Full Version : مشاعره با انتحاب حرف برای شعر نفر بعدی .......


صفحات : [1] 2 3 4 5 6 7

Baharjoon
06-02-2008, 10:29 PM
به جهت ایجاد تنوع در مشاعره، و رفع محدودیت در حروف اشعار . دوستان لطف می كنن و بعد از پاسخ به بیت قبل، حرفی رو به عنوان حرف ابتدای بیت بعد انتخاب میكنن. و نفر بعد شعرش رو با اون حرف ادامه میده.

Baharjoon
06-02-2008, 10:32 PM
شادی بطلب که حاصل عمر دمی است
هر ذره زه خاک کیقبادی و جمی است
احوال جهان و اصل این عمر که هست
خوابی و خیالی و فریبی و دمی است




(http://www.cloob.com/profile/trace/postlist/type/reply/username/ariouarash/wrapper/true) (http://www.cloob.com/profile/trace/postlist/type/reply/username/ariouarash/wrapper/true)
نفر بعدی با ی

shorideh
06-03-2008, 12:29 PM
یاری اندر کس نمی بینم یارانرا چه شد
دوستی کی آخرآمد دوستداران را چه شد

ب بدین

iranemanl
06-03-2008, 02:19 PM
به زلفانم انداختم تاج گلشن عشقت را
تا مگر مسیحا نفس بوی من را رساند

با ک

Baharjoon
06-03-2008, 03:15 PM
کجا با یار رفتن ، اشتیاق و شور همبازی
کجا در یاد یک سایه ، فغان و آه حسرت راه بندازی
کجا با عشق مردم همدلی کردن ، هم آوازی
کجا با قلب سنگی ، حرف ننگین ، سنگ بندازی



با ن

iranemanl
06-03-2008, 03:22 PM
نتونستم اون قد رعنات و ببینم
اخه چشمی که پر آب فرصت دیدن نداره
نتونستم گل سرخی برات از باغچه بچینم
اخه دستی که بلرزه جرات چیدن ناره

با س

Baharjoon
06-03-2008, 03:32 PM
ساكنان حرم ستر و عفاف ملكوت
با من راه نشین باده مستانه زدند



با ش

iranemanl
06-03-2008, 03:38 PM
شب و روز درپی تو من همه جا را گشتم
عاشقی پیشه و دلتنگی مرام را گذاشتم

با ل

AteNa
06-06-2008, 06:01 AM
لرزش دست و دلم
از آن بود که
که عشق
پناهی گردد،
پروازی نه
گریز گاهی گردد.

ای عشق ای عشق
چهره آبیت پیدا نیست



با ت

.Behrooz.
06-06-2008, 11:00 AM
تمام عمر بستیم و شکستیم
به جز بار پشیمانی ندیدیم...!

با ز

AteNa
06-06-2008, 02:05 PM
زن در فضا به پرواز درآمد
مرد دراتاقش بود
انتظاری دررگهایش صدا می کرد
و چشمانش از دهلیز یک رویا بیرون می خزید
زنی از پنجره فرود آمد
تاریک و زیبا
به روح خطا شباهت داشت
مرد به چشمانش نگریست
همه خوابهایش در ته آنها جا مانده بود
مرغ افسانه از شکاف سینه زن بیرون پرید
و نگاهش به سایه آنها افتاد
گفتی سایه پرده توری بود
که روی وجودش افتاده بود
چرا آمد ؟
بالهایش را گشود
و اتاق را در بهت یک رویا گم کرد
مردتنها بود


با و

.Behrooz.
06-06-2008, 02:08 PM
وقتی که دوری وقتی که نزدیک
وقتی که روشن انگاری تاریک
وقتی بودنت حکم نبودنه
وقتی موندنت حکم نموندنه
انقده داشتن مثل نداشتنه
انقده دیدن مثل ندیدنه

AteNa
06-06-2008, 02:09 PM
هر جا گلهای نیایش رست من چیدم دسته گلی دارم
محراب تو دور از دست : او بالا من در پست
خوشبو سخنم نی ؟ باد بیا می بردم بیتوشه شدم در کوه کجا گل چیدم گل خوردم
در رگ ها همهمه ای دارم از چشمه خود آبم زن آبم زن
و به من یک قطره گوارا کن شورم را زیبا کن
باد انگیز درهای سخن بشکن جاپای صدا می روب هم دود چرا می بر هم موج من و ما و شما می بر
ز شبنم تا لاله بیرنگی پل بنشان زین رویا در چشمم گل بنشان گل بنشان



با ر

.Behrooz.
06-06-2008, 02:12 PM
رفیق بی وفا را کمتر از دشمن نمی دانم
سرم قربان آن دشمن که بویی از وفا دارد!

با ز

shorideh
06-06-2008, 04:13 PM
ز تخت کبر فرودآ،بیا به کشور عشق
که بنگری همه اهلش قباد و پرویزند

iranemanl
06-06-2008, 04:59 PM
دانی چرا هواخواه تو شدم
چون تویی عشق ووجودم
وجودم در وجودت معنا دارد
تو را خواهم ای همه وجودم

با ش

o-m-i-d
06-06-2008, 08:33 PM
شب همه شب شکسته خواب به چشمم
گوش بر زنگ کاروانستم
با صداهای نیم زنده ز دور
هم عنان گشته هم زبان هستم.
*
جاده اما ز همه کس خالی است
ریخته بر سر آوار آوار
این منم مانده به زندان شب تیره که باز
شب همه شب
گوش بر زنگ کاروانستم.

o-m-i-d
06-06-2008, 08:34 PM
.................................... با ژ ؟

iranemanl
06-06-2008, 08:36 PM
با چی شروع کنم امیدخان؟
تو عشق من عزیز من دوست دارم یه عالمه
هر چی به پات گل بریزم باز میدونم خیلی کمه
با ل

Baharjoon
06-09-2008, 11:16 AM
دل شکسته اگر باز هم دلی باشد
بگو چگونه نگهبان قابلی باشد
چگونه در خودش این راز را نگه دارد؟
چگونه باز درین خانه گلی باشد؟
چگونه؟آه! چقدر...آه منفجر نشود؟
درین صبوری و دوری چه حاصلی باشد؟
هنوز در بدرم مثل سنگ پشتی که
درون خانه به دنبال منزلی باشد!

با ک

mis_soli
06-09-2008, 11:30 AM
کاش یارای گفتنم باشد
بس که لبریزم از تو می خواهم
بدوم در میان صحراها
سر بکوبم به سنگ کوهستان
تن بکوبم به موج دریا ها

با ه

amirmasood49
06-09-2008, 11:38 AM
کی گفت که آن زنده جاوید بمرد
کی گفت که آفتاب امید بمرد
آن دشمن خورشید در آمد بربام
دو دیده ببست وگفت خورشید بمرد
ز

Baharjoon
06-09-2008, 11:53 AM
زنی شبیه زنان جنوب چشمانت
پر از طراوت نایاب یک شعف بشوم
تو شهر عشق منی در تو ساکنم ای خوب
نخواه غرق سکون خودم تلف بشوم!


با پ

malavan
06-09-2008, 12:06 PM
پيش ديوار انچه گوي هوشدار
تا نباشد در پس ديوار گوش
ك

Hamid_38
06-09-2008, 12:07 PM
پیش از من و تو لیل و نهاری بوده است

گردنده فلک نیز بکاری بوده است
هرجا که قدم نهی تو بر روی زمین

آن مردمک چشم‌نگاری بوده است
باب

Hamid_38
06-09-2008, 12:12 PM
پيش ديوار انچه گوي هوشدار
تا نباشد در پس ديوار گوش
ك

کس مشکل اسرار اجل را نگشاد

کس یک قدم از دایره بیرون ننهاد
من می‌نگرم ز مبتدی تا استاد

عجز است به دست هر که از مادر زاد
ن

malavan
06-09-2008, 02:47 PM
ننگرد دیگر به سرو اندر چمن
هر که دید آن سرو سیم اندام را
صبر کن حافظ به سختی روز و شب
عاقبت روزی بیابی کام را
ز

mis_soli
06-09-2008, 02:57 PM
زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد
از سر پیمان برفت با سر پیمانه شد
صوفی مجلس که دی جام و قدح می​شکست
باز به یک جرعه می عاقل و فرزانه شد

س

mehrangiz
06-09-2008, 04:18 PM
زاهدان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند چون به خلوت میروند ان کار دیگر می کنند باش

mehrangiz
06-09-2008, 04:20 PM
سرو بماند ز اعتدال محمد عشق محمد بس است و ال محمد س

Hemaseh
06-09-2008, 07:09 PM
سحر گه براهی یکی پیر دیدم
سوی خاک خم گشته از ناتوانی
بگفتم چه گم کرده ای اندرین راه
بگفتا جوانی جوانی جوانی
چ...

ASEMONI
06-09-2008, 07:22 PM
چتر خود را باز کن همسفر با من باش
کودکی را به خاطر بسپار

واژه به واژه می پرستمت ای آنکه چشمان تو یک شب مرا عاشق کرد

گ

Hemaseh
06-09-2008, 07:26 PM
گفتمش خورشید سر زد ماه من بیدار شو
گفت تا من بر نخیزم کی برآید آفتاب
ب...

ASEMONI
06-09-2008, 07:30 PM
باز هم چشم به راهت مي نشينم شايد از عابري كه روزي از كوچه پس كوچه هاي قلبت عبور كرده يادي كني

ر

Hemaseh
06-09-2008, 07:36 PM
رقیب از آرزوی اینکه از مرگم خبر یابد
بهر کس میرسد حال من بیمار میپرسد

ت.......

shorideh
06-09-2008, 07:38 PM
تو زبون تن خاکی و چو باد
توسن عمر تو در تاختن است

ب

ASEMONI
06-09-2008, 07:39 PM
تا بود بار غمت بر دل بیهوش مرا

سوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا
ج

Hemaseh
06-09-2008, 07:40 PM
تو زبون تن خاکی و چو باد
توسن عمر تو در تاختن است

ب

بعد عمری گر نگاهی جانب من میکند
صد نگه بهر تسلی سوی دشمن میکند

Hemaseh
06-09-2008, 07:42 PM
تا بود بار غمت بر دل بیهوش مرا

سوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا
ج

جوانی حاصل عمرم بنادانی گذشت
آنچه باقی بود آنهم درپشیمانی گذشت

Hemaseh
06-09-2008, 07:43 PM
ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم
امید زهر کس که بریدیم بریدیم
دل نیست کبوتر که چو بر خاست نشیند
از گوشه بامی که پریدیم پریدیم
ع.....

shorideh
06-09-2008, 07:47 PM
ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم
امید زهر کس که بریدیم بریدیم
دل نیست کبوتر که چو بر خاست نشیند
از گوشه بامی که پریدیم پریدیم
ع.....
علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
که به ما سوا فکندی همه سایهء هما را

د

ASEMONI
06-09-2008, 07:47 PM
عزيزم...اي بهترينم...باورم نمي شود فاصله ها اينچين بين ما غوغا بپا مي كنندودرياي غم ودلتنگي در قلبم طوفان بپا كندوامواج تنهايي مثل خنجر در قلبم بنشيند..

ژ

shorideh
06-09-2008, 07:49 PM
عزيزم...اي بهترينم...باورم نمي شود فاصله ها اينچين بين ما غوغا بپا مي كنندودرياي غم ودلتنگي در قلبم طوفان بپا كندوامواج تنهايي مثل خنجر در قلبم بنشيند..

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام
گرم یاد آوری یا نه من از یادت نمی کاهم

ASEMONI
06-09-2008, 07:52 PM
ما زیاران چشم یاری داشتیم
اما غلط بود آنچه می انگاشتیم

shorideh
06-09-2008, 07:55 PM
عزيزم...اي بهترينم...باورم نمي شود فاصله ها اينچين بين ما غوغا بپا مي كنندودرياي غم ودلتنگي در قلبم طوفان بپا كندوامواج تنهايي مثل خنجر در قلبم بنشيند..

ژ

ژاله ی داغدلی ،شمع شبستان وجود
مشعل افروخته از خیمه ی سوزان خودیم

م

Hemaseh
06-09-2008, 07:57 PM
مهتاب شب که جامش از اختر لبالب است
گر هر ستاره ماه شود باز شب شب است
ف.....

shorideh
06-09-2008, 07:57 PM
ما زیاران چشم یاری داشتیم
اما غلط بود آنچه می انگاشتیم

من زلف به کف دارم و او رشته ی تسبیح
انصاف بده رشته ی امید کدامست

shorideh
06-09-2008, 07:59 PM
مهتاب شب که جامش از اختر لبالب است
گر هر ستاره ماه شود باز شب شب است
ف.....

فردا که از این دیر فنا درگذریم
با هفت هزار سالگان سر به سریم


خ

ASEMONI
06-09-2008, 08:00 PM
تو با این لطف و طبع و دلربایی
چنین سنگین دل وسرکش چرایی
به یک بار در جهان دل در تو بستم
ندانستم که پیمانم نپایی...

ک

shorideh
06-09-2008, 08:03 PM
تو با این لطف و طبع و دلربایی
چنین سنگین دل وسرکش چرایی
به یک بار در جهان دل در تو بستم
ندانستم که پیمانم نپایی...

ک

که می گوید که بی گه شد سحر شد بامداد آمد
فریبت می دهد این سرخی بعد از سحرگه نیست
گوش سرما برده است این
یادگار سیلی سرد زمستانت
هوا بس ناجوانمردانه سرداست آی
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوی در بگشای

Hemaseh
06-09-2008, 08:04 PM
کبوتر بچه بودم مادرم مرد

مرا دادن به دایه دایه هم مرد
مرا با شیر گو آموته کردند
زبخت بد من گوساله هم مرد

و.......

shorideh
06-09-2008, 08:06 PM
وانکه گیسوی ترا رسم تطاول آموخت
هم تواند کرمش داد من غمگین داد

گ

Hemaseh
06-09-2008, 08:12 PM
گفتم چشمم گفت براهش ميدار
گفتم جگرم گفت برآهش ميدار
گفتم که دلم گفت چه داري دردل
گفتم غم تو گفت نگاهش ميدار
خ.......

ASEMONI
06-09-2008, 08:15 PM
وانکه گیسوی ترا رسم تطاول آموخت
هم تواند کرمش داد من غمگین داد

گ

گفت: تنهايی ام را به بهای عشق می فروشم. کيست که از من قدری تنهايی بخرد؟
هيچ کس پاسخ نداد
گفت:تنهايی ام پر از رمز و راز است، رمز هايی از بهشت. راز هايی از خدا.
با من گفت و گو کنيد تا از حيرت برايتان بگويم
هيچ کس با او گفت و گو نکرد

ل

shorideh
06-09-2008, 08:17 PM
خسروا گوی فلک در خم چوگان تو باد
ساحت کون و مکان عرصه ی میدان تو باد

ا

shorideh
06-09-2008, 08:21 PM
گفت: تنهايی ام را به بهای عشق می فروشم. کيست که از من قدری تنهايی بخرد؟
هيچ کس پاسخ نداد
گفت:تنهايی ام پر از رمز و راز است، رمز هايی از بهشت. راز هايی از خدا.
با من گفت و گو کنيد تا از حيرت برايتان بگويم
هيچ کس با او گفت و گو نکرد

ل
لنگر حلم تو ای کشتی توفیق کجاست
که درین بحر کرم غرق گناه آمده ایم


شب خوش

Hemaseh
06-09-2008, 08:22 PM
امشب از دولت می رفع ملالی کردیم
این هم از عمر شبی بود که حالی کردیم

ل........

ASEMONI
06-09-2008, 08:23 PM
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بیوفا حالا که من افتاده ام از پا چرا

ذ

malavan
06-09-2008, 10:13 PM
ذره ذره هرچه در ارض و سماست
جنس خود را همچو كاه وكهرباست

ل

srghd
06-10-2008, 05:09 AM
لیک باور مکن ای دوست! که این راست نگفتم
انتقام از دل سنگ تو، به گفتار گرفتم!

srghd
06-10-2008, 05:09 AM
لیک باور مکن ای دوست! که این راست نگفتم
انتقام از دل سنگ تو، به گفتار گرفتم!
بعدي با ش

Hamid_38
06-10-2008, 06:19 AM
شوقی، که چو گل دل شکفاند، عشق است

ذهنی، که رموز عشق داند، عشق است
مهری، که تو را از تو رهاند، عشق است

لطفی، که تو را بدو رساند، عشق است
با م

amirmasood49
06-10-2008, 06:35 AM
مر تشنه عشق را شرابیست مترس
بی آب شدی پیش تو آبیست مترس
گنجی تو اگر تنت خرابیست مترس
بیدار شو از جهانیکه خوابیست مترس
ک

srghd
06-10-2008, 06:35 AM
می تونی همسفر ِ خاطره های بد باشی
می تونی راه رسیدن به شبُ بلد باشی
با ت

mis_soli
06-10-2008, 06:41 AM
تا می توانی دلی بدست اور
دل شکستن هنر نمی باشد
با ل

Hamid_38
06-10-2008, 06:54 AM
تا می توانی دلی بدست اور
دل شکستن هنر نمی باشد
با ل
لبهات می ست و می بود اصل طرب

چندان ترشی درو نگویی چه سبب
تو از نمک آنچنان ترش داری لب

گر می ز نمک ترش شود نیست عجب
با ع

Hich Kas
06-10-2008, 08:11 AM
عاشق در به در مکن
من که ز پا نشسته ام
مرغک پر شکسته ام
زود بیا که خسته ام
با ن

Hamid_38
06-10-2008, 08:15 AM
عاشق در به در مکن
من که ز پا نشسته ام
مرغک پر شکسته ام
زود بیا که خسته ام
با ن
نگفتمت مرو آنجا که آشنات منم؟!
درين سراب فنا چشمهء حيات منم!
وگر بخشم روی صدهزارسال ز من
بعاقبت بمن آيی که منتـهات منم
باس

Hich Kas
06-10-2008, 08:24 AM
سلطان وقت خویشم در زیر قصر گردون
با یار همزبانم وز خواجه بی نیازم
دیوانه ی زمانم در عشق جانفشانم
مجنون کوچه گردم فرهاد یکه تازم
با ش

Hamid_38
06-10-2008, 09:19 AM
سلطان وقت خویشم در زیر قصر گردون
با یار همزبانم وز خواجه بی نیازم
دیوانه ی زمانم در عشق جانفشانم
مجنون کوچه گردم فرهاد یکه تازم
با ش
شمعی که چو پروانه بود نزد تو کس

نتوان چو چراغ پیش تو داد نفس
با مشعله‌ی عشق تو با دست عسس

قندیل شب وصال تو زلف تو بس
با ر

iranemanl
06-11-2008, 05:34 PM
ریشه عشق تو را با دوست داشتن آب دادم
تو رفتی و ریشه من خشکید غرورم به باد دادم

با ک

Baharjoon
06-11-2008, 08:46 PM
کم نامه‌ی خاموش برایم بفرست
از حرف پرم گوش برایم بفرست
دارم خفه می‌شوم در این تنهایی
لطفاً کمی آغوش برایم بفرست


با ث

iranemanl
06-11-2008, 08:58 PM
ثواب روزه و حج قبول آنکس برد
که خاک میکده ی عشق زیارت کرد

با ز

gulli
06-11-2008, 11:06 PM
زلف دلبر دام راه و غمزه اش تیر بلاست
یاددار ای دل که چند نیت نصیحت میکنم
حافظ
با...س.....

malavan
06-12-2008, 01:06 AM
سخن شناس نئي دلبرا خطا اينجاست
چو بشنوي سخن اهل دل مگو كه خطاست

ث

Baharjoon
06-14-2008, 08:32 AM
ثانیه ی گر به دلت بند نباشی
یک عمر شکر ریز لب قند نباشی

با ذ

iranemanl
06-14-2008, 08:38 AM
ذوق دیدار شوق موندن مرا برید
عشق تو ,دوسداشتنت مرا خرید

با ح

gholombeh
06-14-2008, 09:31 AM
حديث از مطرب و مي گو و راز دهر کمتر جو
که کس نگشود و نگشايد به حکمت اين معما را

غزل گفتي و در سفتي بيا و خوش بخوان حافظ
که بر نظم تو افشاند فلک عقد ثريا را

با چ

iranemanl
06-14-2008, 09:33 AM
چمن گل آرای من
دیده مه آرای من
دل من,وجودم
نفسم,تارو پودم

با ط

gholombeh
06-14-2008, 09:36 AM
طبله عطر گل و زلف عبيرافشانش
فيض يک شمه ز بوي خوش عطار من است
باغبان همچو نسيمم ز در خويش مران
کب گلزار تو از اشک چو گلنار من است

با گ

iranemanl
06-14-2008, 09:38 AM
گاهی به آسمون خیره م
گاهی برات میمیرم
با دلم بازی کردی
من بازم اسیرم

با ل

gholombeh
06-14-2008, 09:42 AM
لعل سيراب به خون تشنه لب يار من است
وز پي ديدن او دادن جان كار من است

شرم از آن چشم سيه بادش و مژگان دراز
هر که دل بردن او ديد و در انکار من است

با ف

iranemanl
06-14-2008, 09:44 AM
فردا نه زود زود ,نه هر دو بد بودیم
رسم رفاقت رو ما نابلد بودیم
مست از جونیها,عاشق ولی مغرور
در امتحان خود ما هر دو رد بودیم

با ق

gholombeh
06-14-2008, 09:46 AM
قرار و خواب ز حافظ طمع مدار اي دوست
قرار چيست صبوري کدام و خواب کجا

با ع

غریب
06-14-2008, 09:54 AM
عشقم دادی ز اهل دردم کردی

از دانش و عقل و هوش خردم کردی

با ش

iranemanl
06-14-2008, 09:54 AM
شب من شب نمیشه اگه تو یارم نباشی
گل عشقم پرپر میشه اگه کنارم نباشی


با ص

gholombeh
06-14-2008, 09:57 AM
صورتگر نقاشم،هر لحظه بتي سازم
وانگه همه بتها را در پيش تو بگذارم
صد نقش بر انگيزم ،با روح در اميزم
چون نقش تو را بينم در آتشش اندازم

با خ

iranemanl
06-14-2008, 09:59 AM
خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد
خواهان کسی باش که خواهان تو باشد

با ض

gholombeh
06-14-2008, 02:16 PM
ضمير دل نگشايم به کس مرا آن به
که روزگار غيور است و ناگهان گيرد
چو شمع هر که به افشاي راز شد مشغول
بسش زمانه چو مقراض در زبان گيرد

با ج

iranemanl
06-14-2008, 02:22 PM
جوانی حاصل عمرم بنادانی گذشت
آنچه باقی بود آنهم درپشیمانی گذشت

با ظ

gholombeh
06-14-2008, 02:26 PM
ظل ممدود خم زلف توام بر سر باد
کاندر اين سايه قرار دل شيدا باشد
چشمت از ناز به حافظ نکند ميل آري
سرگراني صفت نرگس رعنا باشد

با ح

iranemanl
06-14-2008, 02:31 PM
حرص دنیا را مخور
دنیا عزیز دو روزه
نه برا اونا مونده
نه وایه تو برنده

با و

gholombeh
06-14-2008, 02:33 PM
وراي طاعت ديوانگان ز ما مطلب
که شيخ مذهب ما عاقلي گنه دانست

دلم ز نرگس ساقي امان نخواست به جان
چرا که شيوه آن ترک دل سيه دانست

با چ

iranemanl
06-14-2008, 02:36 PM
چمن گل آرای من
دیده مه آرای من
دل من,وجودم
نفسم,تارو پودم

با ط

o-m-i-d
06-14-2008, 02:41 PM
طاعت حق را گر بجاي آوري ---- نان رحمت زاو بدست اوري

بعدي با غ ؟

gholombeh
06-14-2008, 02:43 PM
غرور حسنت اجازت مگر نداد اي گل
که پرسشي نکني عندليب شيدا را
به خلق و لطف توان کرد صيد اهل نظر
به بند و دام نگيرند مرغ دانا را

با ق

iranemanl
06-14-2008, 03:04 PM
قانون دوسداشتن را به من آموختی
تو گفتی وفاداری شرط اول قانونه
ای بی وفا قانون جدایی و چرا نگفتی

با آ

Hich Kas
06-14-2008, 03:06 PM
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند
دردم نهفته به ز طبیبان مدعی
باشد که از خزانه غیبش دوا کنند
با ض

iranemanl
06-14-2008, 03:08 PM
ضمير دل نگشايم به کس مرا آن به
که روزگار غيور است و ناگهان گيرد
چو شمع هر که به افشاي راز شد مشغول
بسش زمانه چو مقراض در زبان گيرد

با ر

Hich Kas
06-14-2008, 03:12 PM
رهرو منزل عشقیم و ز سر حد عدم
تا به اقلیم وجود این همه راه آمده ایم

با ي

iranemanl
06-14-2008, 03:15 PM
یاری اندر کس نمی بینم یارانرا چه شد
دوستی کی آخرآمد دوستداران را چه شد

باب

Hich Kas
06-14-2008, 03:19 PM
به شرم رفته تن یاسمن ازان اندام
گلاب یافته بوی جنان ازان عارض
با س

iranemanl
06-14-2008, 03:21 PM
سخن شناس نئي دلبرا خطا اينجاست
چو بشنوي سخن اهل دل مگو كه خطاست

ث

Hich Kas
06-14-2008, 03:26 PM
ث!!!اقيا برخيز و درد جام را
خاك بر سر كن ايام را
با ث

iranemanl
06-14-2008, 03:27 PM
ثواب روزه و حج قبول آنکس برد
که خاک میکده ی عشق زیارت کرد

با ز

shorideh
06-14-2008, 03:29 PM
ز دست دیده و دل هر دو فریاد
که هرچه دیده بیند دل کند یاد

م

iranemanl
06-14-2008, 03:30 PM
منو ببخش اگه فقط مي خوام بشي براي خودم
ببخش اگه کمم زيادي عاشقت شدم

ش

Hich Kas
06-14-2008, 03:31 PM
شادی مجلسیان در قدم و مقدم توست

جای غم باد مر آن دل که نخواهد شادت


ش

shorideh
06-14-2008, 03:34 PM
شبی یاد دارم که چشمم نخفت
شنیدم که پروانه با شمع گفت
که من عاشقم گر بسوزم رواست
تو را این سوز و ساز چراست

ک

iranemanl
06-14-2008, 03:38 PM
کم نامه‌ی خاموش برایم بفرست
از حرف پرم گوش برایم بفرست
دارم خفه می‌شوم در این تنهایی
لطفاً کمی آغوش برایم بفرست
با گ

shorideh
06-14-2008, 03:41 PM
گرمن از باغ تو یک میوه بچینم چه شود
پیشپایی به چراغ تو ببینم چه شود

ن

iranemanl
06-14-2008, 03:44 PM
نتونستم اون قد رعنات و ببینم
اخه چشمی که پر آب فرصت دیدن نداره
نتونستم گل سرخی برات از باغچه بچینم
اخه دستی که بلرزه جرات چیدن ناره

با س

shorideh
06-14-2008, 03:47 PM
سلطان ازل گنج غم عشق به ما داد
تا روی در این منزل ویرانه نهادیم

د

iranemanl
06-14-2008, 03:49 PM
دانی چرا هواخواه تو شدم
چون تویی عشق ووجودم
وجودم در وجودت معنا دارد
تو را خواهم ای همه وجودم

با ل

shorideh
06-14-2008, 03:53 PM
لب شیرین تورا غیر منی می بوسد
چه کنم گر نزنم تیشه به سر چون فرهاد


ه

iranemanl
06-14-2008, 03:56 PM
هم چشم به راهت مي نشينم
شايد از عابري كه روزي از كوچه پس كوچه هاي
قلبت عبور كرده يادي كني

ع

shorideh
06-14-2008, 04:04 PM
عجب دارم گلی جز سرخ روید در این گلشن
که جای آب خون جاریست در این شهر بی قانون

اینطوری شرو ع میشه
مرا خصمی بود دل نام ،بارش رنج و قوتش خون
دگر می ترسم از دیوانه بازی های این مجنون

ف

iranemanl
06-14-2008, 04:06 PM
فردا نه زود زود ,نه هر دو بد بودیم
رسم رفاقت رو ما نابلد بودیم
مست از جونیها,عاشق ولی مغرور
در امتحان خود ما هر دو رد بودیم

با ق

shorideh
06-14-2008, 04:18 PM
قدر این یکدم و یک لحظه بدان
تا تو اندیشه کنی آن هم نیست

ی

iranemanl
06-14-2008, 04:23 PM
یدل دارم فدای قلب گلخونت
دلم را بگیر و بردارالهی قربونت

خ

shorideh
06-14-2008, 04:33 PM
خورشید چو آن خال سیه دید به دل گفت
ای کاش که من بودمی آن هندوی مقبل

ش

iranemanl
06-14-2008, 04:34 PM
شب و روز درپی تو من همه جا را گشتم
عاشقی پیشه و دلتنگی مرام را گذاشتم

با ل

shorideh
06-14-2008, 04:41 PM
لاله ساغر گیر و نرگس مست و بر ما نام فسق
داوری دارم بسی یا رب که را داور کنم


غ

shorideh
06-14-2008, 04:59 PM
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
ز هرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

ا

Baharjoon
06-14-2008, 05:47 PM
از سرجان درگذر گر وصل جانان بایدت
بر در دل خیمه زن گر عالم جان بایدت
داروی درد محبت ترک درمان کردنست
دردی دردی بنوش ار زانک درمان بایدت

با گ

iranemanl
06-14-2008, 07:04 PM
گفتمش خورشید سر زد ماه من بیدار شو
گفت تا من بر نخیزم کی برآید آفتاب
ب...

Gharibeh.tt
06-14-2008, 07:11 PM
بلبل که ز عشق یک هم اواز نیافت
همچون تو گلی شکوفه پر ناز نیافت

iranemanl
06-14-2008, 07:14 PM
حرف رو نذاشتین

شب و روز درپی تو من همه جا را گشتم
عاشقی پیشه و دلتنگی مرام را گذاشتم

با ل

Sinda
06-14-2008, 07:22 PM
لب میالای به شعری که ندارد شوری
شاعری قدر تو داند که شعوری دارد

با س

غریب
06-15-2008, 07:36 AM
ساقی غم فردای حریفان چه خوری

پیش آر پیاله را که شب می گذرد

ع

Sinda
06-15-2008, 08:12 AM
عالم از شور و شر خبر هیچ نداشت
فتنه انگیز جهان نرگس جادوی تو بود
با ک

غریب
06-15-2008, 08:15 AM
کف دریاست صورتهای عالم

ز کف بگذر اگر اهل صفایی

ع

Sinda
06-15-2008, 08:18 AM
عشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامت
همه سهل است تحمل نکنم بار جدایی
با د

غریب
06-15-2008, 08:58 AM
دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد

به زیر آن درختی رو که او گلهای تر دارد

ن

iranemanl
06-15-2008, 10:30 AM
ننگرد دیگر به سرو اندر چمن
هر که دید آن سرو سیم اندام را
صبر کن حافظ به سختی روز و شب
عاقبت روزی بیابی کام را
ز

Sinda
06-15-2008, 07:30 PM
زان سوی بحر آتش گر خوانی ام به لطف
رفتن به روی آتشم از آب خوش تر است
با ع

shorideh
06-15-2008, 07:33 PM
عارفی کو که کند فهم زبان سوسن
تا بپرسد که چرا رفت و چرا باز آمد


د

Sinda
06-15-2008, 07:36 PM
دردی است درد عشق که هیچش طبیب نیست
گر دردمند عشق بنالد غریب نیست
از ف

shorideh
06-15-2008, 07:40 PM
فریب جهان را مخور زینهار
که در پای این گل بود خارها

ن

Gharibeh.tt
06-15-2008, 07:44 PM
نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر
هر انچه ناصح مشفق بگویدت بپذیر
زوصل روی جوانان تمتعی بردار
که در کمینگه عمرست مگر عالم پیر

Sinda
06-15-2008, 07:44 PM
نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد
بختم اریار شود رختم از این جا ببرد
با م

shorideh
06-15-2008, 07:51 PM
من مست می عشقم هوشیار نخواهم شد
وز خواب خوش مستی بیدار نخواهم شد

س

sahar.7888
06-15-2008, 10:13 PM
سر زده غم آمدو,گفتم قدم بر روی چشم
این تو و,این خانقاه بی در و دربان من

ن

gulli
06-15-2008, 10:51 PM
نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی
گذر به کوی فلان کندر ان زمان که تو دانی
حافظ
با........پ

amirmasood49
06-16-2008, 03:31 AM
پنهان گفتم به راز در گوش دو چشم
مهمان عزیز است بیفزای شراب
با...........خ

srghd
06-16-2008, 04:51 AM
خدا کند که غزلهای آخرم باشد
خدا کند که شوم در غمت خراب،خراب
با ل

amirmasood49
06-16-2008, 05:10 AM
لبهای تو آنگه که با ستیز بود
در هر دو جهان از تو شکر ریز بود
با....چ

srghd
06-16-2008, 05:13 AM
چه عاشقانه ی پوچي! تو خوب مي داني
ميان اين همه رويا ، فقط تويي كمياب
با ف

amirmasood49
06-16-2008, 05:22 AM
فردا که محشر اندر آید زن و مرد
از بیم حساب رویها گردد زرد
من عشق تورا بکف نهم پیش برم
گویم که حساب من از باید کرد
با ............ه

Sinda
06-16-2008, 05:22 AM
هرگز کسی ندید بدین سان نشان برف
گویی که لقمه ای است زمین در دهان برف
با ت

amirmasood49
06-16-2008, 05:28 AM
تو هر چه بگویی از قیاسی گویی
او قصه ز دیده میکند فرق اینست
با...خ

Sinda
06-16-2008, 05:33 AM
خانه زندان است و تنهایی ضلال
هر که چون سعدی گلستانیش نیست
با ز

srghd
06-16-2008, 05:35 AM
خاطرت هرجا که باشی بازم اینجا می مونه
تا ابد غصه ی غربت ، تو دلت جا می مونه
با ر

srghd
06-16-2008, 05:37 AM
خانه زندان است و تنهایی ضلال
هر که چون سعدی گلستانیش نیست
با ز
زان دور دست ِ سـاکـــت و وَهــم آلـــود
گــــرد و غـبــار ِ پــای ِ ســـواری نیـسـت ؟
آیـــا ، کبــوتــر ِ صـحـرایــی
زانـســوی ِ ابــری ِ بــارانــی
مـکـتــوب ِ یــار ؛
نـیـاورده ســت ؟
با و

amirmasood49
06-16-2008, 05:37 AM
زان روز که دل بسته آن زنجیر است
در دامن او دست زدن تقدیر است
چون دست به دامنش زدم گفت بهل
گفتم که خموش روز گیرا گیر است
با......و

srghd
06-16-2008, 05:50 AM
وقتي سكوت ِ دهكده فرياد مي شود
تاريخ ، از انحصار ِ تو آزاد مي شود
با ع

amirmasood49
06-16-2008, 06:02 AM
وقتي سكوت ِ دهكده فرياد مي شود
تاريخ ، از انحصار ِ تو آزاد مي شود
با ع
عقل است که چیزها زمو ضع جوید
تمیز و ادب مجو تو از مست و خراب
با....ص

غریب
06-16-2008, 07:27 AM
صد باد صبا اینجا با سلسله می رقصند

این است حریف ای دل تا باد نپیمایی

ن

sahar.7888
06-16-2008, 11:40 AM
نفرین ابد بر تو که آن ساقی چشمت
دردی کش خمخانه ی تزویر و ریا بود
پرورده ی مریم هم اگر چشم تو می دید
عیسای دگر می شد و غافل ز خدا بود

س

amirmasood49
06-16-2008, 11:52 AM
سوگند بدان دل که شده است او پستش
سوگند بدان جان که شدهاست او مستش
سوگند بدان دم که مرا می دیدند
پیمانه به دستی و به دستی دستش
با.......ح

gholombeh
06-16-2008, 01:35 PM
حديث از مطرب و مي گو و راز دهر کمتر جو
که کس نگشود و نگشايد به حکمت اين معما را
غزل گفتي و در سفتي بيا و خوش بخوان حافظ
که بر نظم تو افشاند فلک عقد ثريا را

با خ

Sinda
06-16-2008, 02:14 PM
خواب و خورت زمرتبه ی خویش دور کرد
آن گه رسی به خویش که بی خواب و خورشی
با ع

gholombeh
06-16-2008, 02:26 PM
عشقبازي را تحمل بايد اي دل پاي دار
گر ملالي بود بود و گر خطايي رفت رفت

با چ

Sinda
06-16-2008, 02:33 PM
چشمه ی خورشید تویی سایه گه بید منم
چون که زدی بر سر من پست و گدازنده شدم
با م

iranemanl
06-16-2008, 07:37 PM
من به هر جمعیتی نالان شدم
جفت خوشحالان و بدحالان شدم
هر کسی از ظن خود شد یار من
از درون من نجست اسرار من

ت

Hich Kas
06-16-2008, 07:51 PM
تو هنوزم راز جاده‌ هاي صبح و ميدوني
لحظه‌ي آبي دريا تو صدات جون ميگيره

با س

iranemanl
06-16-2008, 07:54 PM
سحر گه براهی یکی پیر دیدم
سوی خاک خم گشته از ناتوانی
بگفتم چه گم کرده ای اندرین راه
بگفتا جوانی جوانی جوانی
چ

Hich Kas
06-16-2008, 07:58 PM
چه لحظه ها که بی تو
یکی یکی گذشتن
عمرمو بردن امّا یه لحظه بر نگشتن

حرف اختياري...

iranemanl
06-16-2008, 08:00 PM
گريه کردم تورو تو اشکم ديدم،
اشکمو پاک کردم
تا کسی تورو تو اشکم نبينه

حرف اختياري...

Hich Kas
06-16-2008, 08:03 PM
خیسم از باران دشت مهربانیهای تو
می روم تا انتهای نور و صل
می پرستم آب را،آئینه را
می درخشم همچو مهتاب دیار سبز بودنهایمان
من میان داغ و لاله باز سازش می کنم

....

iranemanl
06-16-2008, 08:07 PM
دیگه حتی نایی نیست برای گفتن
خیلی وقته تو سکوت غم اسیرم

غربتم رو آشنایی کن بهارم
روزامو دریاب عزیز ، دور شد قطارم

تنها یک ثانیه " عاشقی " بجز این
هیچ توقعی از این روزا ندارم

یک لحظه خوبی به من بده
از من بگیر روح و تنم
....................

Hich Kas
06-16-2008, 08:09 PM
شب مهتابي قشنك است
براي ديدن يار
اماچه كنم ديوارهابلنداست و
نگهبان بسيار

....

iranemanl
06-16-2008, 08:11 PM
به زلفانم انداختم تاج گلشن عشقت را
تا مگر مسیحا نفس بوی من را رساند
...................

Hich Kas
06-16-2008, 08:15 PM
در شب کوچک من ، افسوس
باد با برگ درختان ميعادي دارد
در شب کوچک من دلهره ويرانيست ...


....

iranemanl
06-16-2008, 08:16 PM
صد باد صبا اینجا با سلسله می رقصند
این است حریف ای دل تا باد نپیمایی
.................

shorideh
06-16-2008, 08:18 PM
تا درخت دوستی برکی دهد
حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم

shorideh
06-16-2008, 08:19 PM
صد باد صبا اینجا با سلسله می رقصند
این است حریف ای دل تا باد نپیمایی
.................
یاران چه غریبانه رفتند از این خانه
هم سوخته شمع ما هم سوخته پروانه

Hich Kas
06-16-2008, 08:19 PM
من از نهایت شب حرف میزنم
من از تاریکی و نهایت شب حرف میزنم
اگر به خانه ی من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور
و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم

حرف اختياري.......

iranemanl
06-16-2008, 08:20 PM
منو ببخش اگه واسه چشماي تو خيلي کمم
تو يه فرشته يو من خيلي باشم يه آدمم
.......................

Hich Kas
06-16-2008, 08:22 PM
دلم گرفته امشب مثل هواي برفي
نه خنده اي نه شوري نه قصه اي نه حرفي
خورشيد رفته در خواب اي ماه من کجايي
آغوش کوچه باز است تا از سفر بيايي

........

shorideh
06-16-2008, 08:22 PM
من از نهایت شب حرف میزنم
من از تاریکی و نهایت شب حرف میزنم
اگر به خانه ی من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور
و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم

حرف اختياري.......


زندگی صحنه ی یکتای هنر مندی ماست
هرکسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته بجاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

Hich Kas
06-16-2008, 08:26 PM
وقتي كه خوابي نيمه شب ، تو را نگـــــــاه مي كنم

زييباييت را با بهـــــــــــار ، گاه اشتبـــاه مي كنم

از شرم سر انگشت من ، پيشانيت تـــــــر مـي شود

عطـــــر تنت ميپيچد و دنيـــــــــا معطر مي شود

با ه

shorideh
06-16-2008, 08:31 PM
هر سر موی مرا با تو هزاران کار است
ما کجائیم و ملامتگر بیکار کجاست

ج

iranemanl
06-16-2008, 08:33 PM
چشمه ی خورشید تویی سایه گه بید منم
چون که زدی بر سر من پست و گدازنده شدم
با م

Hich Kas
06-16-2008, 08:36 PM
ما دو تا زائر دریای کبود
جادّه پیوسته و پر پیچ و خمه
هر جا خستگی امونمون بده
جاده درد دل داره یه عالمه

با ح

sahar.7888
06-16-2008, 09:21 PM
حال دل ما هیچ مپرسید,مپرسید
بشنیدن این قصه,ملال است ملال است

ت

Hich Kas
06-16-2008, 09:25 PM
تا كه يك شب ، پيغام خدا
از درون برق و سيم و از هوا
همچو تيري گرم و تيز
بر نشان قلب من با صد ستيز
بر نشست و شعله زد بر خرمنم
روح من پرواز دادي از تنم

ش
شب خوش

sahar.7888
06-16-2008, 09:34 PM
شوق شهرت رفت و ذوق آرزوهاهم که مرد
موی کم کم شد سپید,از خواب بیدارم کنید

ک

gholombeh
06-17-2008, 05:41 AM
کس به دور نرگست طرفي نبست از عافيت
به که نفروشند مستوري به مستان شما
بخت خواب آلود ما بيدار خواهد شد مگر
زان که زد بر ديده آبي روي رخشان شما

با ع

amirmasood49
06-17-2008, 05:44 AM
عشقت به کدام سر در افتاده که زود
از باد تو رقصان چو سر بید نشد
با............ص

gholombeh
06-17-2008, 05:48 AM
صراحي اي و حريفي گرت به چنگ افتد
به عقل نوش که ايام فتنه انگيز است
در آستين مرقع پياله پنهان کن
که همچو چشم صراحي زمانه خون‌ريز است

با ف

amirmasood49
06-17-2008, 06:11 AM
فریاد رباب عشق از زحمه او است
زنهار مگو همین ربابست رباب
ق

Sammira
06-17-2008, 06:23 AM
قرن ها از مرگ آدم هم گذشت
اي دريغ،آدميت بر نگشت
قرن ما،روزگار مرگ انسانيت است
سينه دنيا ز خوبي ها تهي ست

با ح

amirmasood49
06-17-2008, 06:36 AM
حاشا که کند دل به دگر جا منزل
دور ازدل من که گردد از عشق خجل
چشمم چو شکفت غیر آب تو نخورد
هم سرمه دیدهای وهم قوت دل
با........و

غریب
06-17-2008, 07:16 AM
ور عاقبت این چشم من محروم خواهد ماندن

تا کور گردد آن بصر که او نیست لایق دوست را

ع

gholombeh
06-17-2008, 07:38 AM
عقل اگر داند که دل دربند زلفش چون خوش است
عاقلان ديوانه گردند از پي زنجير ما
روي خوبت آيتي از لطف بر ما کشف کرد
زان زمان جز لطف و خوبي نيست در تفسير ما

با ل

غریب
06-17-2008, 08:14 AM
لطف صلاح دل و دین تافت میان دل من

شمع دل است او به جهان من کی ام او را لگنم

gholombeh
06-17-2008, 08:19 AM
انتخاب نكردي با چي شروع كنم.پس خودم ميگم با ت


تا به گيسوي تو دست ناسزايان کم رسد
هر دلي از حلقه‌اي در ذکر يارب يارب است
کشته چاه زنخدان توام کز هر طرف
صد هزارش گردن جان زير طوق غبغب است

با و

غریب
06-17-2008, 08:27 AM
یادم رفت ببخشید

وین نغمه محبت بعد از من و تو ماند

تا در زمانه باقی است آواز باد و باران

س

gholombeh
06-17-2008, 08:30 AM
سعي کن، اي کودک مهد اميد
سعي تو بنا و سعادت بناست
تجربه ميبايدت اول، نه کار
صاعقه در موسم خرمن، بلاست

با گ

غریب
06-17-2008, 09:10 AM
گر بی دل و بی دستم و ز عشق تو پا بستم

بس بند که شکستم آهسته که سر مستم

ن

gholombeh
06-17-2008, 09:35 AM
نه رفعتست، فساد است اين رويه، فسادنه عزتست، هوانست اين عقيده، هواننه سبزه‌ايم، که روئيم خيره در جر و جوينه مرغکيم، که باشيم خوش بمشتي دان
با ض

غریب
06-18-2008, 08:19 AM
تو مغز من ض نبود گشتم پیدا نشد

سحر بلبل حکایت با صبا کرد

که عشق روی گل با ما چها کرد

ص

Sinda
06-18-2008, 08:23 AM
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی بر نخاست
عندلیبان را چه پیش آمد؟هزاران را چه شد؟
با ع

Hamid_38
06-18-2008, 08:34 AM
عشق تو ز عالم هیولانی نیست

سودای تو حد عقل انسانی نیست
ما را به تو اتصال روحانی هست

سهل است گر اتفاق جسمانی نیست
با م

غریب
06-18-2008, 08:39 AM
موی سپید را فلکم رایگان نداد

این رشته را به نقد جوانی خریده ام

س

Sinda
06-18-2008, 08:40 AM
سرود مجلست اکنون ملک به رقص اورد
که شعر حافظ شیرین سخن ترانه ی توست
با ف

Hamid_38
06-18-2008, 09:05 AM
سرود مجلست اکنون ملک به رقص اورد
که شعر حافظ شیرین سخن ترانه ی توست
با ف
فریاد رسی ندارم، ای جان و جهان

در جمله جهان بجز تو، فریادم رس
با ن

iranemanl
06-18-2008, 09:45 AM
نگاهت برام شعر شبانه است
عاشق اینا همش بهانه است


ک

gholombeh
06-18-2008, 09:49 AM
کس به دور نرگست طرفي نبست از عافيت
به که نفروشند مستوري به مستان شما
بخت خواب آلود ما بيدار خواهد شد مگر
زان که زد بر ديده آبي روي رخشان شما

با گ

iranemanl
06-18-2008, 09:51 AM
گره از بخت تو گشودم
تو را جان دادم
پر و بالم سوزوندی
عمرم و به باد دادم

ذ

gholombeh
06-18-2008, 09:56 AM
ذره خاکم و در کوي توام جاي خوش است
ترسم اي دوست که بادي ببرد ناگاهم
پير ميخانه سحر جام جهان بينم داد
و اندر آن آينه از حسن تو کرد آگاهم
با غ

غریب
06-18-2008, 10:17 AM
غره مشو با عقل خود بس اوستاد معتمد

که استون عالم بود او نالانتر از حنانه شد

ع

amirmasood49
06-18-2008, 10:23 AM
عید این بود و هزار عید ایدل و جان
کان گنج جهان برآمد از کنج نهان
ض

iranemanl
06-18-2008, 10:25 AM
ضربه خوردیم عاشقم
از عشق و مستی
فدا شویم هردو
عشق رو گسستی
ر

غریب
06-18-2008, 10:27 AM
رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن

ترکمن خراب شب گرد مبتلا کن

س

neddi
06-18-2008, 10:31 AM
سالها دل طلب جام جم از ما ميكرد
وانچه خود داشت ز بيگانه تمنا مي كرد
الف

amirmasood49
06-18-2008, 10:52 AM
ای آنکه تو یوسف منی من یعقوب
ای آنکه تو صحت منی من ایوب
من خود چه کسم ای همه راتو محجوب
من دست همی زنم تو پایی می کوب
با.خ

Sammira
06-18-2008, 11:00 AM
خاك جان يافته است تو چرا سنگ شدي؟
تو چرا اين همه دلتنگ شدي؟
باز كن پنجره ها را
وبهاران را باور كن

با ل

amirmasood49
06-18-2008, 11:09 AM
لبهای تو آ نگه که با ستیزه بود
در هر دو جهان از تو شکر ریز بود
گر در دل تنگ خود تو ماهی بینی
از من بشنو که امیر مسعود بود
با .............ث

Hamid_38
06-18-2008, 11:12 AM
خاك جان يافته است تو چرا سنگ شدي؟
تو چرا اين همه دلتنگ شدي؟
باز كن پنجره ها را
وبهاران را باور كن

با ل
لشکرگه عشق عارض خرم تست

زنجیر بلا زلف خم اندر خم تست
آسایش صدهزار جان یک دم تست

ای شادی آن دل که در آن دل غم تست
با ب

Sammira
06-18-2008, 11:22 AM
باغ هست و ما به خاري دلخوشيم
نور هست و ما به ناري دلخوشيم

amirmasood49
06-18-2008, 11:30 AM
باغ هست و ما به خاري دلخوشيم
نور هست و ما به ناري دلخوشيم
ماه آمد پیش او که تو جان منی
گفتش که توکمترین غلامان منی
هر چند بدان جمع تکبر می کرد
می داشت طمع که گویمش آن منی
با...........ث

Sammira
06-18-2008, 11:37 AM
ثه تو مي انديشم ! اي سرا پا همه خوبي
تك وتنها به تو مي انديشم
همه وقت همه جا
من به هر حال به تو مي انديشم(من زبانم مي گيره ب رو ث مي خونم)!!!!!!!!!!!!!!مشكلي كه نيست

amirmasood49
06-18-2008, 11:44 AM
مرگ آمد و بو کرد مرا بوی تو دید
زان روی اجل امید از من ببرید
با....چ

Sammira
06-18-2008, 11:47 AM
چرا چو ماتميان بي خروش مي مانيم؟
چرا سرود نيايش به بامداد،به نور،سرود گندم،باران،سرود شاليزار
سرود زندگي و عشق را نمي خوانيم؟

amirmasood49
06-18-2008, 11:56 AM
ماهی تو که فتنه ای ندارم ز تو دست
در مان ز که جویم که دلم از تو بخست
می طعنه زنی که بر جگر آبت نیست
گر بر جگرم نیست چه شد بر مژه هست
با......... ج

Hamid_38
06-18-2008, 11:59 AM
چرا چو ماتميان بي خروش مي مانيم؟
چرا سرود نيايش به بامداد،به نور،سرود گندم،باران،سرود شاليزار
سرود زندگي و عشق را نمي خوانيم؟
من میوه‌ی خام سایه پرورد نیم

جز چشمه‌ی خورشید جهان‌گرد نیم
گر بر سر خصمان که نه مردند و نه زن

سرپوش زنان نیفکنم مرد نیم
باح

Sammira
06-18-2008, 12:01 PM
جواني آهويي سر در كمند است كمندش چيست؟شوق و شادماني
چو گم شد زود گم گردد جواني


با ع(ببخشيد قبلي ها يادم رفت حرف شعر بعدي رو بگم)

iranemanl
06-18-2008, 12:07 PM
عدم با تو وجوده
عشق بی تو نابوده
ی

Hamid_38
06-18-2008, 12:07 PM
ماهی تو که فتنه ای ندارم ز تو دست
در مان ز که جویم که دلم از تو بخست
می طعنه زنی که بر جگر آبت نیست
گر بر جگرم نیست چه شد بر مژه هست
با......... ج
جان سوخت ز داغ دوری یار مرا

افزود سد آزار بر آزار مرا
من کشتنیم کز او جدایی جستم

ای هجر به جرم این بکش زار مرا
بان

Hamid_38
06-18-2008, 12:09 PM
عدم با تو وجوده
عشق بی تو نابوده
ی
یارب که زمانه دلنوازت باشد

ایام همیشه کار سازت باشد
رخش تو سپهر و زین رخش تو هلال

خورشید به جای طبل بازت باشد
بام

Sammira
06-18-2008, 12:11 PM
نگاهت را نمي خاهم نه با مايي نه بي مايي
ز كارت حيرتي دارم نه با جمعي نه تنهايي

Sammira
06-18-2008, 12:12 PM
من كوير خشك بودم عشق تو باران من شد
دسته دسته از كوير خشكمن نسرين برآمد

با ش

Hamid_38
06-18-2008, 12:45 PM
من كوير خشك بودم عشق تو باران من شد
دسته دسته از كوير خشكمن نسرين برآمد

با ش
شوقی، که چو گل دل شکفاند، عشق است

ذهنی، که رموز عشق داند، عشق است
مهری، که تو را از تو رهاند، عشق است

لطفی، که تو را بدو رساند، عشق است
با ا

gholombeh
06-18-2008, 02:35 PM
از دست برده بود خمار غمم سحر
دولت مساعد آمد و مي در پياله بود
بر آستان ميکده خون مي‌خورم مدام
روزي ما ز خوان قدر اين نواله بود

با گ

Hich Kas
06-18-2008, 02:40 PM
گفته اند آن زن زني ديوانه است
كز لبانش بوسه آسان مي دهد
آري اما بوسه از لبهاي تو
بر لبان مرده ام جان ميدهد
هرگزم در سر نباشد فكر نام
اين منم كاينسان ترا جويم بكام

با م

gholombeh
06-18-2008, 02:43 PM
ماه من نيست در اين قافله راهش ندهيدکاروان بار نبند شب اگر ماهش نيستما هم از آه دل سوختگان بي‌خبر استمگر آئينه‌ي شوق و دل آگاهش نيست
با چ

غریب
06-19-2008, 08:07 AM
جون شمع قرار سوختن تا ندهی

سر رشته عشق را به دستت ندهند

س

Hamid_38
06-19-2008, 11:25 AM
جون شمع قرار سوختن تا ندهی

سر رشته عشق را به دستت ندهند

س
سرو چمنی یاد نیاید ز منت

شد پست چو من سرو بسی در چمنت
خورشید همه ز کوه آید بر اوج

وان من مسکین ز ره پیرهنت

با م

sahar.7888
06-19-2008, 12:12 PM
مرا كه اينهمه توفان طبيعتم درياب
كه من به يك سر موي محبتي رامم


ه

Hamid_38
06-19-2008, 12:25 PM
مرا كه اينهمه توفان طبيعتم درياب
كه من به يك سر موي محبتي رامم


ه
هر روز مرا با تو نیازی دگرست

با دو لب نوشین تو رازی دگرست
هر روز ترا طریق و سازی دگرست

جنگی دگر و عتاب و نازی دگرست
با ر

.Behrooz.
06-19-2008, 02:59 PM
رفته است و مهرش از دلم نمی رود
ای ستاره ها چه شد که او مرا نخواست
آسمان،درخت،دریا به من کمک کنید
آن عزیز دور و مهربان کجاست؟

با ز

white silence
06-19-2008, 03:10 PM
زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد / زندگی سوت قطاری است که در خواب پلی میپیچد / با و

.Behrooz.
06-19-2008, 03:13 PM
واسه من واژه ی جدایی شده خیلی بی معنی
من تورو دوست دارم و تو بیبی منی
دیگران نیستن واسم مهم دیگه
من تورو دارم واسه من مهم اینه

ج

white silence
06-19-2008, 03:23 PM
جهان ، قران مصور است / و ایه ها در ان / بجای انکه بنشینند، ایستاده اند / با گ

.Behrooz.
06-19-2008, 03:25 PM
گاهی یه نگاه ساده مثل ماه
تو رو میبره لبه ی پرتگاه
دره میبینی زیر پاهاتو
ذره میبینی پیچ راهاتو

ض

white silence
06-19-2008, 07:29 PM
...ضرب زمین در ضربان دلها / زندگی هندسه ی ساده و یکسان نفسهاست... / با ء

shorideh
06-19-2008, 07:33 PM
...ضرب زمین در ضربان دلها / زندگی هندسه ی ساده و یکسان نفسهاست... / با ء

عمر که بگذشت چه بغداد و چه بلخ
پیمانه که پر شد چه شیرین و چه تلخ
پیش آر پیاله را که بعد از من و تو
خورشید بسی ازسلخ به غره اید از غره به سلخ

iranemanl
06-19-2008, 07:35 PM
خدا کند که غزلهای آخرم باشد
خدا کند که شوم در غمت خراب،خراب
با ل