View Full Version : مشاعره با انتحاب حرف برای شعر نفر بعدی .......
hamed-tabadol
09-29-2008, 08:21 AM
صبا! بگو به بهاران، ز من به نو گل خندان
تو جاودانه بماني! چو عاشقانه بميرم
ح...
inaz55
09-29-2008, 08:25 AM
حكمت تهي كند ز عرب راه كعبه را
كاين راه دور ، درهم ازين قوم كج اداست
ق
hamed-tabadol
09-29-2008, 08:32 AM
قناعت سر افرازد اي مرد هوش
سر پر طمع بر نيايد ز دوش
ف
inaz55
09-29-2008, 08:34 AM
فيضي نشاند برسر ايَام ، سايه اش
كز شرم ، رنگ از رخ بال هما پريد
و
hamed-tabadol
09-29-2008, 08:39 AM
واي بر احكام ديگرهاي تو
تا چه آرد بر سر و بر پاي تو
د
inaz55
09-29-2008, 08:41 AM
درمصاف سخن ار لطف تو با من باشد
دست صد شعله توانم به گياهي بستن
ظ
hamed-tabadol
09-29-2008, 09:56 AM
ضرارچون پديدآمدكه آن مسجدنبود
خانه حيلت بود و دام جهود
ظ
inaz55
09-30-2008, 05:35 AM
حامد من با ظ گفته بودم نه با ض .
ظرف اين ساغر لبريز كه دارد ساقي ؟
قطره اي دادي و آتش به درونم انداخت .
چ
Ghariib
09-30-2008, 06:55 AM
چون شمع قرار سوختن تا ندهي
سر رشته عشق را به دستت ندهند
ش
inaz55
09-30-2008, 08:21 AM
شعر گفتن چون ز راه وزن خاست
وز رديف و قافيه افتاد راســــــــــــت
د
Ghariib
09-30-2008, 09:17 AM
دلا نزد كسي بنشين كه او از دل خبر دارد
به زير ان درختي رو كه گلهاي تر دارد
د
inaz55
09-30-2008, 09:42 AM
دو پر در سايه ي سيمرغ كن ، باز
بر ادريس بنشين كيميا ســــــــاز
ل
Ghariib
09-30-2008, 10:14 AM
لطف صلاح دل و دين تافت ميان دل من
شمع دل است او به جهان من كي ام او را لگنم
م
inaz55
09-30-2008, 10:17 AM
ماييم به امر، پاي نا آورده
يك عذر گره گشاي نا آورده
گ
TanhayeTanham
09-30-2008, 10:59 AM
گرفتم از همه کس دامن و رها کردم
هزار آرزوی ناشکفته سوخته را
دوباره یافتم و شرح ماجرا کردم
هزار یاد گریزنده در سیاهی را
دویدم از پی و افتادم و صدا کردم
هزار بار عزیزان رفته را از دور
سلام و بوسه فرستادم و صفا کردم
.................................
ی
inaz55
09-30-2008, 11:07 AM
يار مرا ، غار مرا ،عشق جگرخوار مرا
يار تويي ، غار تويي ، خواجه نگه دار مرا .
ش
shorideh
09-30-2008, 11:23 PM
شب هجر است و باز از دوریت تاب و تبی دارم
بیا یک شب ببین ای مه چه جانفرسا شبی دارم
من از چنگ تب امشب در نخواهم بر جان ، دانم
برای آخرین دیدار یارب یاربی دارم
ب
TanhayeTanham
09-30-2008, 11:56 PM
بوي باران بوي سبزه بوي خاک
شاخههاي شسته باران خورده پاک
آسمان آبي و ابر سپيد
برگهاي سبز بيـــــــــد
عطر نرگس رقص باد
نغمه شوق پرستوهاي شاد
خلوت گرم کبوترهاي مست
نرم نرمک ميرسد اينک بهار
....................................
ش
TanhayeTanham
10-01-2008, 01:58 AM
شبِ بي تو شبِ بي من
شبِ دلمردههاي تنها بود
شبِ رفتن شبِ مردن
شبِ دل کندن من از ما بود
ل
TanhayeTanham
10-01-2008, 02:02 AM
لالالالا گل زيره بابات دستاش به زنجيره
ميگه هرگز نگو ديره که هر روز روز تقديره
لالالالا گل گندم چي اومد بر سر مردم
ميون آتش افتاديم شديم از روي دنيا گم
چ
TanhayeTanham
10-01-2008, 02:05 AM
چرا وقتی که آدم تنها میشه
غم و غصه اش قد یک دنیا میشه
میره یک گوشه پنهون میشینه
اونجا رو مثل یه زندون میبینه
.....................................
جالبه با خودم مشاعره میکنم.
س
shorideh
10-01-2008, 09:33 AM
بوي باران بوي سبزه بوي خاک
شاخههاي شسته باران خورده پاک
آسمان آبي و ابر سپيد
برگهاي سبز بيـــــــــد
عطر نرگس رقص باد
نغمه شوق پرستوهاي شاد
خلوت گرم کبوترهاي مست
نرم نرمک ميرسد اينک بهار
....................................
ش
شوقیست غالب بر دلم از نو به دل جا کرده ای
جانم گرفته در میان عشق هجوم آورده ای
ای صیدکش صیاد من تاب کمندت باز ده
تا چند دست و پا زند صید گلو افشرده ای
shorideh
10-01-2008, 09:38 AM
شبِ بي تو شبِ بي من
شبِ دلمردههاي تنها بود
شبِ رفتن شبِ مردن
شبِ دل کندن من از ما بود
ل
لب نیست جان بود که بر او طرفه نام تو
دل نیست ،جنتی است در آن دل که جای تست
Sheyda Vahedi
10-01-2008, 09:39 AM
حالا من با چی بگم ؟؟؟؟
shorideh
10-01-2008, 09:44 AM
لالالالا گل زيره بابات دستاش به زنجيره
ميگه هرگز نگو ديره که هر روز روز تقديره
لالالالا گل گندم چي اومد بر سر مردم
ميون آتش افتاديم شديم از روي دنيا گم
چ
چون سر کس نیست فتنه مکن دل مبر
چونک ببردی دلی باز مرانش ز در
چشم تو چون ره زند ره زده را ره نما
زلف اگر سر کشد عشوه ی هندو مخر
تن چو ز آب منیست آب نپستی رود
اصل دل از آتشست ان نرود جز زبر
غیر دل و غیر تن هست ترا گوهری
بی خبری زان گهر تا نشوی بی خبر
shorideh
10-01-2008, 09:47 AM
چرا وقتی که آدم تنها میشه
غم و غصه اش قد یک دنیا میشه
میره یک گوشه پنهون میشینه
اونجا رو مثل یه زندون میبینه
.....................................
جالبه با خودم مشاعره میکنم.
س
سر بر گریبان درست صوفی اسرار را
تا چه برآرد ز غیب عاقبت کار را
مست شود نیک مست از می جام الست
پر کن از می پرست خانه ی خمار را
Sheyda Vahedi
10-01-2008, 09:48 AM
حالا من با چی بگم ؟؟؟؟
ای بابا چه خبره ...
دوست عزیز shorideh لطفا طبق قانون تاپیک پیش برین ...
shorideh
10-01-2008, 09:55 AM
[quote=Sheyda Vahedi;1152180]حالا من با چی بگم
شهریاران بود و خاک مهربانان این دیار
مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد
گوی توفیق و کرامت در میان افکنده اند
کس بمیدان در نمی آید سوارانرا چه شد
صد هزاران گل شگفت و بانگ مرغی بر نخاست
عندلیبانرا چه پیش آمد هزارانرا چه شد
ببخشین شما با
( د) اگه ممکنه
Sheyda Vahedi
10-01-2008, 10:22 AM
در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم
عاشق نمی شوی که ببینی چه می کشم ...
shorideh
10-01-2008, 10:30 AM
می ده که گر چه گشتم نامه سیاه عالم
نومید کی توان بود از لطف لایزالی
................
sahar.7888
10-01-2008, 11:04 PM
يادم آمد تو به من گفتي:
از اين عشق حذر كن!
لحظه اي چند بر اين آب نظر كن
آب آيينه ي عشق گذران است
تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است
باش فردا كه دلت با دگران است!
تا فراموش كني چندي از اين شهر سفر كن!
ن
TanhayeTanham
10-01-2008, 11:34 PM
نیمه شب زیر این سپهر کبود
من و آغوش باز تنهایی
در اتاقی چراغ می سوزد
ماه مانند دختری عاشق
سر به دامان آسمان دارد
چشم او گرم گوهر افشانی است
در دل شب ستاره می بارد
....................................
خ
sahar.7888
10-01-2008, 11:46 PM
خدا خواست پيوند عشق تو با من
زمن يا زكار خدا ميگريزي؟
چرا گرم خواندي؟چرا سرد راندي؟
چرا لطف كردي؟چرا ميگريزي؟
م
TanhayeTanham
10-01-2008, 11:55 PM
من آنچه از لبخند
به خاطرم ماندهاست
شکوه کوکبه دوستی است بر رخ دوست
صلای عشق دو جان است و اهتزاز دو روح
نه خون گرفته شیاری ز سیلی شمشیر
نه جای بوسه تیر
.........................
ر
sahar.7888
10-02-2008, 12:09 AM
رشكم آيد به چشم خود گاهي
چه چنين خيره در تو مي نگرم
گ
TanhayeTanham
10-02-2008, 12:20 AM
گفتی که از تو گفتن یعنی نفس کشیدن
از خود گذشتن من یعنی به تو رسیدن
قلبم و عادت بده به عاشقانه مردن
از عشق زنده بودن . از عشق جون سپردن
.................................
ش
sahar.7888
10-02-2008, 12:36 AM
شمع را گوي:تامل چه كني در سوزش؟!
بخت پروانه بلند است كه بي پروا سوخت
غ
judy abot
10-02-2008, 11:54 AM
غیرتم کشت که محبوب جهانی لیکن
روز و شب عربده با خلق خدا نتوان کرد
ژ
sahar.7888
10-02-2008, 11:32 PM
ژاله از نرگس فرو باريد و گل را آب داد
وز تگرگ روح پرور مالش عناب داد
چشم مست او كه مژگان را به قتلم تيز كرد
خنجر زهر آب داده در كف قصاب داد
خ
TanhayeTanham
10-02-2008, 11:41 PM
خستگي يه کوله باره روي رخبت تن من
مثل يک پلنگ زخمي پر وحشته نگاهم
ميميرم اما هنوزم دنبال يه جون پناهم
نبايد مثل يه سايه زير پاها زنده باشم
.............................
غ
sahar.7888
10-03-2008, 12:03 AM
غم خوردم و بيهوده غمي عهد من اينست
بر سينه از اين پس نزنم سنگ وفا را
ق
TanhayeTanham
10-03-2008, 12:23 AM
قلبش به خون سبز طبیعت نمی تپید
نبضش به خون سرخ تر از لاله می جهید
فرزند آفتاب و زمین و نسیم و آب
در قرنهای دور
افراشت روی خک لووای حیات را
تا قرنهای بعد
آرد به زیر پر همه کائنات را
آن مستی مقدس
آن لحظه های پر شده از جذبه های پاک
آن اوج آن خلوص
هنگام آفرینش یک شعر
در من هزار مرتبه تکرار می شود
................................
خ
judy abot
10-03-2008, 10:43 PM
خوبرویان جهان رحم ندارد دلشان
باید از جان گذرد هر که شود عاشقشان
روز اول که سرشتند ز گل پیکرشان
سنگی اندر گلشان بود همان شد دلشان
.........
ل
inaz55
10-04-2008, 06:21 AM
ليك گرد لوح سيمين ، آن مليح
خط بزد ، يعني بياض آمد صحيح
ظ
TanhayeTanham
10-04-2008, 09:06 AM
ظلمت زندان مرا میکشت
باز زندانبان خود بودم
آن من دیوانه عاصی
در درونم هیاهو می کرد
مشت بر دیوارها میکوفت
روزنی را جستجو می کرد
در درونم راه میپیمود
همچو روحی در شبستانی
بر درونم سایه می افکند
همچو ابری بر بیابانی
می شنیدم نیمه شب در خواب
هایهای گریه هایش را
در صدایم گوش میکردم
درد سیال صدایش را
شرمگین می خواندمش بر خویش
از چه رو بیهوده گریانی
در میان گریه می نالید
دوستش دارم نمی دانی...................
.......................
ف
inaz55
10-05-2008, 09:53 AM
فارغ از عالم گدايي راندن
بهتر از صد پادشاهي راندن
ذ
sahar.7888
10-05-2008, 11:24 PM
ذلت و ننگ بر آنكس كه بتن آسائي
در پي تقويت مكتب كوته نظري است
س
TanhayeTanham
10-05-2008, 11:32 PM
سر راه شکوفه های بهار
گر به سر می دهیم با دل شاد
گریه شوق با تمام وجود
سالها می رود که از این دشت
بوی گل یا پرنده ای نگذشت
ماه دیگر دریچه ای نگشود
مهر دیگر تبسمی ننمود
.........................
ظ
sahar.7888
10-05-2008, 11:49 PM
ظاهرم چو غنچه خندان باطنم گريان چو شمع
مانده ام حيران و سرگردان به كار خويشتن
ط
TanhayeTanham
10-06-2008, 12:02 AM
طلسم كور اين گره
يه لحظه وا نميشه
طناب سرنوشت من
تنها پل عبوره
اما به بيراهه ميره
اون گرهي كه كوره
.............................
چ
sahar.7888
10-06-2008, 12:05 AM
چه جاي شكوه ي دل همدمي نمي بينم
در اين ديار غريبم چه مي توان كردن
براي يافتن يار يكدلي بگذشت
تمام عمر عزيزم بامتحان كردن
ل
TanhayeTanham
10-06-2008, 12:18 AM
لایق عشق تو یک روز
کمونو گذاشت تو جونش
اما باز پيش تو كم بود
عشق ارش با كمونش
اگه تو بخواهي از من
جرات و نفس ميگيرم
inaz55
10-06-2008, 11:39 AM
محمَد چون زبردست جهت است
به بازوي محَد آن كمان است .
ق
Baran_m
10-06-2008, 11:47 AM
قاصدک انتظار خبری نیست مرا
برو آنجا که تو را منتظرند
د
inaz55
10-06-2008, 11:49 AM
دل چو حريف درد شد ، ساقي اوست جان ما
دل ، مي عشق مي خورد ، جان دم نوش مي زند
ز
sahar.7888
10-06-2008, 10:33 PM
زبان خامه بريدند و دست ما دادند
چگونه شرح فراق تو مي توان دادن
ي
inaz55
10-07-2008, 06:43 AM
ياسمن دوشيزه را همچو عروس بكر بين
باد مشاطه فعل را جلوه گر سمن نگر
ص
Estatira
10-07-2008, 04:31 PM
صدات صدا بود وقتی که میخودی
کارروزگار بود رفتی ونموندی
ث
iranemanl
10-14-2008, 02:32 PM
ثمر عمر ببین با تلاش
با سعی میشه کوه را
جون دادچون مداد با تراش
ذ
باران خون
10-14-2008, 03:24 PM
نمي دونم.
گ
iranemanl
10-14-2008, 04:17 PM
گاه خریدار صفا می شوی
گاه پی مهر و وفا می روی
درد تو دانی دل دیوانه چیست
اینکه بدنبال دوا می روی
ن
Baran_m
10-14-2008, 04:54 PM
ندانم های بسیار است لیکن من نمیدانم
که خوردم از دهانبندی کفی افیون
ک
iranemanl
10-14-2008, 06:27 PM
کنم یادت هر لحظه
ندارم خوابی بر چشم
دهان روزه کردم
تا بیایی از سفر
م
TanhayeTanham
10-14-2008, 06:44 PM
محو و سرگشته ی نگاه تو ام
این نگاهی که ناتوانم کرد
ناچشیده شراب مست شدم
بی خبر از هر آنچه هست شدم
چون زبان عاجز ایدت ز کلام
نگه از دیده ی سیاه کنی
رازهای نهان مستی و عشق
آشکارا به یک نگاه کنی
لب ببند از سخن که می ترسم
وقت گفتار اشتباه کنی
کی زبان تو این توان دارد ؟
چشم مست تو صد زبان دارد
...............................
ط
iranemanl
10-14-2008, 06:47 PM
طلسم نگاه تو مرا بیخود زعالم کرد
عاشقی را در وجودم نماز الهه کرد
ر
TanhayeTanham
10-14-2008, 06:52 PM
روی ویرانه های امیدم
دست افسونگری شمعی افروخت
مرده یی چشم پر آتشش را
از دل گور بر چشم من دوخت
ناله کردم که ای وای این اوست ............
ت
Ghariib
10-15-2008, 07:51 AM
تا نيست نگردي ره هستت ندهند
وين مرتبه با همت پستت ندهند
ل
iranemanl
10-15-2008, 04:32 PM
لطف صلاح دل و دین تافت میان دل من
شمع دل است او به جهان من کی ام اورا
ع
TanhayeTanham
10-15-2008, 11:43 PM
عاصیش کردی او را سوی ما راند ی
این تو بودی ‚ این تو بودی کز یکی شعله
دیوی اینسان ساختی در راه بنشاندی
مهلتش دادی که تا دنیا به جا باشد
با سرانگشتان شومش آتش افروزد
لذتی وحشی شود در بستری خاموش
بوسه گردد بر لبانی کز عطش سوزد
......................
ف
sahar.7888
10-17-2008, 10:52 PM
فهم اينقدر نبود كه دم بندم از سخن
شيرازه ي بند دفتر نادانيم هنوز
س
iranemanl
10-18-2008, 11:28 AM
سبزه حظ تو دیدیم وزبستان بهشت
به طلبکاری این مهر گیاه آمده ایم
پ
shorideh
10-19-2008, 07:42 PM
پر پرواز ندارم
اما
دلی دارم و حسرت درناها
و به هنگامی که مرغان مهاجر
در دریاچه ی ماه تاب
پارو می کشند
خوشا رها کردن و رفتن
خوابی دیگر به مردابی دیگر
خوشا ماندابی دیگر
به ساحلی دیگر
به دریایی دیگر
خوشا پر کشیدن ،خوشا رهایی
خوشا اگر نه رها زیستن ،مردن به رهایی!
ش
TanhayeTanham
10-19-2008, 08:18 PM
شبِ آغاز هجرت تو شبِ در خود شکستنم بود
شبِ بيرحم رفتن تو شبِ از پا نشستنم بود
شبِ بي تو شبِ بي من
شبِ دلمردههاي تنها بود
................................
چ
shorideh
10-19-2008, 08:22 PM
چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون
دلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون
س
TanhayeTanham
10-19-2008, 08:29 PM
سبکباران ساحل ها چه دانند
شب تاریک و بیم موج و گرداب
لب دریا شب از هنکامه لبریز
خروش موجها پرهیز پرهیز
در آن توفان که صد فریاد گم شد
چه برمی اید از وای شباویز
چراغی دور در ساحل شکفته
من و دریا دو همراه نخفته
همهشب گفت دریا قصه با ماه
دریغا حرف من حرف نگفته
پ
shorideh
10-19-2008, 08:51 PM
پدرم روضه ی رضوان به دو گندم بفروخت
ناخلف باشم اگر به جویی نفروشم
آ
TanhayeTanham
10-19-2008, 09:01 PM
آنچه کردی تو به من هیچ ستمکار نکرد ... هیچ سنگین دل بیدادگر این کار نکرد
این ستم ها دگری با من بیمار نکرد ... هیچ کس این همه آزار من زار نکرد
TanhayeTanham
10-19-2008, 09:02 PM
م........................
shorideh
10-19-2008, 09:22 PM
من بی می ناب زیستن نتوانم
بی باده کشید بار تن نتوانم
من بنده ی آن دمم که ساقی گوید
یک جام دگر بگیر و من نتوانم
گ
TanhayeTanham
10-19-2008, 09:31 PM
گر زآزردن من هست غرض مردن من ... مردم و آزار مکش از پی آزردن من
جان من سنگ دلی دل به تو دادن غلط است ... بر سر راه تو چون خاک فتادن غلط است
....................
ه
shorideh
10-19-2008, 09:39 PM
همه دارند سر و زلفی و بالا و بری
لیک برخی چو تو آرام دل و تاج سرند
همه خوبند ولی خوب تر از خوب توئی
کاش با چشم من ای ماه به رویت نگرند
ح
ASEMONI
10-19-2008, 09:44 PM
من بی می ناب زیستن نتوانم
بی باده کشید بار تن نتوانم
من بنده ی آن دمم که ساقی گوید
یک جام دگر بگیر و من نتوانم
گ
گم کرده ام آن نظر بند سبزي را که در بچگي بسته بودي به بازوي من
در اولين حمله ناگهاني تاتار عشق
خمره دلم بر ايوان سنگ و سنگ شکست
دستم به دست دوست ماند
پايم به پاي راه رفت...
من چشم خورده ام
من چشم خورده ام
من تکه تکه از دست رفته ام
در روز روز زندگانيم!
حسین پناهی
shorideh
10-19-2008, 09:54 PM
ملک درویشی غنیمت دان و چتر آسمان
مرشدی نامی و شاهی ،های و هویی بیش نیست
ن
TanhayeTanham
10-19-2008, 10:01 PM
نخل نو خیز گلستان جهان بسیار است ... گل این باغ بسی سر به روان بسیار است
جان من همچو تو غارتگر جان بسیار است ... ترک زرین کمر موی میان بسیار است
........................
ث
Sinda
10-19-2008, 10:27 PM
با این ث هیچی یادم نیومد آقا نیما اینو مینویسم
صلای یوسف گل شد جهان گیر
زلیخای جوان شد عالم پیر
با ث..........
TanhayeTanham
10-19-2008, 10:52 PM
ثنا ماند از آن نامور در کتاب
تو را هم ثنا ماند و هم ثواب
که حاتم بدان نام و آوازه خواست
تو را سعی و جهد از برای خداست
...............................................
ط
sahel19
10-20-2008, 12:58 AM
نیما سخته با ت میگمتو مرا فریاد کن ای هم نفس این منم اواره ی فریاد تو این فضا با بوی تو اغشته است اسمانم پر شده از یاد تو
خ
Sinda
10-20-2008, 01:07 AM
خانه زندان است و تنهایی ضلال
هر که چون سعدی گلستانیش نیست
با س
sahel19
10-20-2008, 01:12 AM
سپس اینجا نشستی گریه کردی
نمیخواهم ببینم اشک سردی
به روی گونه ات یا دیدگانت
گذشتم از تمام انچه کردی
د
Sinda
10-20-2008, 01:19 AM
دردی است درد عشق که هیچش طبیب نیست
گر دردمند عشق بنالد,غریب نیست
ع
TanhayeTanham
10-20-2008, 01:21 AM
دیگر این قصه ی بی حد و نهایت نکنم ... خویش را شهره ی هر شهر و ولایت نکنم
خوش کنی خاطر وحشی بنگاری سهل است ... سوی تو گوشه چشمی ز تو گاهی سهل
ث
sahel19
10-20-2008, 01:23 AM
عشق یعنی گم شدن در کوی دوست
هرچه در دل ارزوست
یک تبسم یک نگاه
تکیه گاه و جان پناه
یک تیمم یک نماز
ش
Sinda
10-20-2008, 01:25 AM
شود کوه آهن چو دریای آب
اگر بشنود نام افراسیا
با ث
TanhayeTanham
10-20-2008, 01:27 AM
دردی است درد عشق که هیچش طبیب نیست
گر دردمند عشق بنالد,غریب نیست
ع
عشق به شکل پرواز پرنده است
عشق خواب يه آهوي رمنده است
من زائري تشنه زير باران
عشق چشمه آبي اما کشنده است
sahel19
10-20-2008, 01:29 AM
گیر ندید به ث دیگه
سرگرمی تو شده بازی با این دل غمگینو خستم
یادت نمیاد اون همه قول و قرارایی که با توبستم
با این همه ظلم تو ببین باز چه جوری
پای این همه قول و قرار من نشستم
Sinda
10-20-2008, 01:31 AM
خوب حرفتون کو؟
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که در این گنبد دوار بماند
م
TanhayeTanham
10-20-2008, 01:35 AM
میروم تا به سجود بت دیگر باشم ... باز اگر سجده کنم پیش تو کافر باشم
خود بگو از تو کشم ناز و تقابل تا کی ... طاقتم نیست از این بیش تحمل تا کی
.................................................. .................................................. .......
ض
sahel19
10-20-2008, 01:35 AM
می رسد روزی که بی من روزهارا سر کنی
میرسد روزی که مرگ عشق را باور کنی
میرسد روزی که تنها در کنار عکس من
نامه های کهنه ام را مو به مو از بر کنی
ل
TanhayeTanham
10-20-2008, 01:36 AM
شود کوه آهن چو دریای آب
اگر بشنود نام افراسیا
با ث
ثمری گر ندهد آه ، فغان خواهد داد
اثری گر نکند ناله ، دعا خواهم کرد
sahel19
10-20-2008, 01:38 AM
میروم تا به سجود بت دیگر باشم ... باز اگر سجده کنم پیش تو کافر باشم
خود بگو از تو کشم ناز و تقابل تا کی ... طاقتم نیست از این بیش تحمل تا کی
.................................................. .................................................. .......
ض
نیما انصاف داشته باش نمیدونم خودت بگو
Sinda
10-20-2008, 01:38 AM
لب میالای به شعری که ندارد شوری
شاعری قدر تو داند که شعوری دارد
ن
sahel19
10-20-2008, 01:42 AM
نمیدونم واسمون چه خوابی دیده روزگار
تو رو قسم به اون خدا نذار بگذره بهار
عزیزم یه حدی داره لحظه های انتظار تو رو قسم به اون خدا نذار بگذره بهار
ف
TanhayeTanham
10-20-2008, 01:57 AM
فغان کاين لوليان شوخ شيرين کار شهرآشوب
چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان يغما را
.........................
ظ
iranemanl
10-20-2008, 01:24 PM
ظاهر دل و باطن را همخوان کن
تا بیابی در عشقم,عشق ازلی
چ
Arvin
10-20-2008, 02:19 PM
چند گوئي عشق مي كاهد زعمر
عمر عاشق گردش ايام نيست
آتشم در جان گرفت از تاب عشق
وانكه را آتش گرفت آرام نيست
ط
Baran_m
10-20-2008, 02:23 PM
طریق عشق جانان بی بلا نیست
زمان بی بلا بودن روا نیست
ل
inaz55
10-20-2008, 03:09 PM
لب بر لب كوزه بردم از غايت آز
تا زوار طلبم واسطه عمر دراز
ش
TanhayeTanham
10-20-2008, 03:15 PM
شب مثل خاکستر فرو می ریخت خاموش
در پرتو لرزان مهتاب
سنگ و ستونهای به خاک افتاده از دور
اردوی سرببازان خسته
رویح پریشان زمان اینجا و آنجا
چون سایه بر بالین مجروحان نشسته
بهتی به بغض آمیخته
در هر گلویی راه بر فریاد بسته
چشم جهان ناه
تا جاودان بیدار می ماند
من بازمی گشتم شکسته
ف
Sinda
10-21-2008, 08:44 PM
فرو رفت و بر رفت روز نبرد
به ماهی نم خون و بر ماه , گرد
ش
shorideh
10-21-2008, 08:53 PM
شوریده کرد شیوه ی آن نازنین مرا
عشقش خلاص داد ز دنیا و دین مرا
زینسان که آتش دل شعله می زند
تا کی بسوزد این نفس آتشین مرا
گر سایه بر سرم افکند زلف او دمی
خورشید بنده گردد و مه خوشه چین مرا
س
TanhayeTanham
10-21-2008, 08:56 PM
سبزه ای دامن نسرین تو را بنده شوم ... ابتدای خط مشکین تو را بنده شوم
چین بر ابرو زدن و کین تو را بنده شوم ... گره بر ابروی پر چین تو را بنده شوم
...............
ش
shorideh
10-21-2008, 09:18 PM
شمع هر جمع مشو ورنه بسوزی ما را
یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم
شهره ی شهر مشو تا ننهم سر در کوه
شور شیرین منما تا نکنی فرهادم
ن
Sinda
10-21-2008, 09:24 PM
نرگس مست نوازشگر مردم دارش
خون عاشق به قدح گر بخورد,نوشش باد
ل
shorideh
10-21-2008, 09:32 PM
لعلی از کان مروت برنیامد سالهاست
تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد
شهریاران بود و خاک مهربانان این دیار
مهربانی کی سر آمد یاران را چه شد
د
mahasa
10-21-2008, 09:35 PM
دوستان دوستان در شهر خوب شاخه های سبزو شاد روحتان پر خنده باد...(ببخشید محفل تونو به هم زدم.....اخه من اهل شعر نیستم جز سهراب که عشقمه)
پ
Sinda
10-21-2008, 09:37 PM
خوب کلمه کو؟
سایه ی معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد
ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود
م
shorideh
10-21-2008, 09:41 PM
پیش ما سوختگان مسجد و میخانه یکیست
حرم و دیر یکی،سبحه وپیمانه یکیست
این همه جنگ وجدل حاصل کوته نظریست
گر نظر پاک کنی کعبه و بتخانه یکیست
shorideh
10-21-2008, 09:43 PM
خوب کلمه کو؟
سایه ی معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد
ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود
م
مدامم مست می دارد نسیم جعد گیسویش
خرابم می کند هر دم فریب چشم جادویش
ب
شاد باشین خوبان
Sinda
10-21-2008, 10:33 PM
بدان گه که خیزد خروش خروس
ز درگاه بر خاست آوای کوس
م
TanhayeTanham
10-21-2008, 10:38 PM
میون این شب زده ها
هیشکی به فکر من نبود
آواز خون کوچه ها
شعراشو از یاد برده بود
.................................
س
Sinda
10-21-2008, 10:45 PM
سپید شد چو درخت شکوفه دار سرم
وز این درخت همین میوه ی غم است برم
ن
TanhayeTanham
10-21-2008, 10:56 PM
نه که این بار تو هر بار دگر خواهم رفت ... نیست باز آمدنم باز اگر خواهم رفت
چند در کوی تو با خاک برابر باشم ... چند آمال جفای تو ستمگر باشم
.....................
ی
Sinda
10-21-2008, 11:00 PM
یاری دو سه داشت دل رمیده
چون او همه,به واقعه رسیده
ا
TanhayeTanham
10-21-2008, 11:11 PM
از سر کوی تو با دیده ی تر خواهم رفت ... چهره آلوده به خونابه جگر خواهم رفت
تا نظر می کنی از پیش نظر خواهم رفت ... گر نرفتم ز درت شام سحر خواهم رفت
........................
ب
Sinda
10-21-2008, 11:15 PM
بیستون کندن فرهاد نه کاری است شگفت
شور شیرین به سر هر که فتد,کوه کن است
ه
TanhayeTanham
10-21-2008, 11:20 PM
همه جا با همه کس یار نمی باید بود ... یار اغیار دل آزار نمی باید بود
تشنه ی خون من زار نمی باید بود ... تا بدین مرتبه خونخوار نمی باید بود
..................................................
ل
Sinda
10-21-2008, 11:30 PM
لب میالای به شعری که ندارد شوری
شاعری قدر تو داند که شعوری دارد
ع
TanhayeTanham
10-22-2008, 12:28 AM
عشق اولين تو بودي با تومن عشق روشناختم
اي تو عشق آخرينم رفتي و درد رو شناختم
با تو من عشق رو شناختم با تو من زندگي ساختم
ازکسي گلايهاي نيست اگه باختم به تو باختم
.............................
ق
Sinda
10-22-2008, 12:59 AM
قضا چون ز گردون فرو هشت پر
همه زیرکان کور گردند و کر
ک
TanhayeTanham
10-22-2008, 01:11 AM
کس چرا این همه سنگین دل و بد خو باشد ... جان من این روشی نیست که نیکو باشد
از چه با من نشوی یار چه می پرهیزی ... یار شو با من بیمار چه می پر هیزی
....................
ز
Sinda
10-22-2008, 01:15 AM
ز خاک من اگر گندم برآید
از آن گر نان پزی مستی فزاید
ع
TanhayeTanham
10-22-2008, 01:25 AM
عاقبت ظلم تو رو يه روز طلافي ميکنم اشکامو پاک ميکنم با دل طوافي ميکنم
مياد اون روزي که تو قهر دلم رو ببيني چشماتو باز بکني حقيقتو خوب ببيني
..........................
ف
Ghariib
10-22-2008, 07:50 AM
فكر عشق آ›ش غم در دل حافظ زد و سوخت
يار ديرينه ببينيد كه با يار چه كرد
ع
TanhayeTanham
10-22-2008, 11:40 AM
عشق گذشتن از مرز وجوده
مرگ آغازه راه قصه بوده
من راهي شدم نگو که زوده
اون کسي که سر سپرده مثل ما عاشق نبوده
ط
shorideh
10-23-2008, 07:26 PM
طرف چمن و طواف بستان
بی لاله عذار خوش نباشد
رقصیدن سرو و حالت گل
بی صوت هزار خوش نباشد
و
ASEMONI
10-23-2008, 09:59 PM
وای، باران ،
باران ،
شیشه ی پنجره را باران شست .
از دل من اما ،
چه کسی نقش تو را خواهد شست؟
آسمان سربی رنگ،
من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ.
می پرد مرغ نگاهم تا دور،
وای ،باران،
باران،
پر مرغان نگاهم را شست
ل
shorideh
10-23-2008, 10:07 PM
لیلی که شد مجنون ازو دور از خرد صدمرحله
کو تا زعشق روی تو صد ره ز مجنون بگذرد
آ
ASEMONI
10-23-2008, 10:15 PM
آن به که در این زمانه کم گیری دوست
با اهل زمانه صحبت از دور نکوست
آن کس که تو را به جملگی تکیه بر اوست
با چشم خرد چو بنگری دشمنت اوست
TanhayeTanham
10-23-2008, 10:29 PM
تا نظر می کنی از پیش نظر خواهم رفت ... گر نرفتم ز درت شام سحر خواهم رفت
نه که این بار تو هر بار دگر خواهم رفت ... نیست باز آمدنم باز اگر خواهم رفت
نگفتی با چی؟
ت
shorideh
10-23-2008, 10:36 PM
ترک ما کردی برو هم صحبت اغیار باش
یار ما چون نیستی با هر که خواهی یار باش
مست حسنی با حریفان میل می خوردن مکن
بد حریفانند آنها گفتمت هوشیار باش
د
TanhayeTanham
10-23-2008, 10:53 PM
دیگر این قصه ی بی حد و نهایت نکنم ... خویش را شهره ی هر شهر و ولایت نکنم
خوش کنی خاطر وحشی بنگاری سهل است ... سوی تو گوشه چشمی ز تو گاهی سهل
س
shorideh
10-23-2008, 11:13 PM
سخن باشد بسی کز غیر باید داشت پوشیده
نمی دانم که شد حرف منت خاطر نشان یا نه
ق
TanhayeTanham
10-23-2008, 11:26 PM
قلبم و عادت بده به عاشقانه مردن
از عشق زنده بودن . از عشق جون سپردن
وقتی که هق هق عشق . زجهء احتیاجه
سر جنون سلامت که بهترین علاجه
چ
shorideh
10-24-2008, 11:34 PM
چو مشت تهی پر شود کوه کیست
که را پیش سیل است یارای ایست؟
ع
TanhayeTanham
10-24-2008, 11:42 PM
عاقبت ظلم تو رو يه روز طلافي ميکنم
اشکامو پاک ميکنم با دل طوافي ميکنم
ی
shorideh
10-25-2008, 12:02 AM
یاری که دستگیری یاری کند کجاست
گر سینه ای خراشد و جیبی درد کسی
م
Golbahar
10-25-2008, 06:20 AM
مرنجان دلم را که این مرغ وحشی
ز بامی که برخواست مشکل نشیند
shorideh
10-25-2008, 11:50 AM
دردیست غیر مردن کان را دوا نباشد
پس من چگونه گویم کاین درد را دوا کن
گ
Golbahar
10-25-2008, 11:58 AM
گویند کسان بهشت با حور خوش است
من میگویم که آب انگور خوش است
این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار
کاواز دهل شنیدن از دور خوش است
ل
shorideh
10-25-2008, 12:02 PM
لبش می بوسم و در می کشم می
بآب زندگانی برده ام پی
نه رازش می توانم گفت با کس
نه کس را می توانم دید با وی
ک
TanhayeTanham
10-25-2008, 03:16 PM
کودک زیبای زرین موی صبح
شیر می نوشد ز پستان سحر
تا نگین ماه را آرد به چنگ
میکشد از سینه گهواره سر
شعله رنگین کمان آفتاب
در غبار ابرها افتاده است
گ
Golbahar
10-25-2008, 04:51 PM
گهی در پرتو آئینه ی چشم
بسان طوطیش گویا کشیدم
ف
sahar.7888
10-27-2008, 08:36 PM
فقير سر كوي آشفتگي
اسير دل و عشق و شيدائيم
ز كم سوئيم خلق باور كنند
كه فانوس شبهاي تنهائي ام
س
TanhayeTanham
10-27-2008, 08:59 PM
سبزه ای دامن نسرین تو را بنده شوم ... ابتدای خط مشکین تو را بنده شوم
............................
ش
inaz55
10-28-2008, 06:18 PM
شاهي بودم كه جام زرينم بود
اكنون شده ام كوزه ي هر خماري
گ
TanhayeTanham
10-28-2008, 07:28 PM
گل بارون زده ی من
گل یاس نازنینم
می شکنم ، پژمرده می شم
نذار اشکاتو ببینم
تا همیشه تو رو داشتن
داشتن تمام دنیاست
پ
iranemanl
10-29-2008, 12:46 PM
پی من گر میایی ای دل
بگذار کوله بار غم و ناز بیا
ط
Arvin
10-29-2008, 02:05 PM
طبيب اين مرض ما نه تب ودرد سرست
درد عشق است كه عاجز كند افلاطون را
iranemanl
10-29-2008, 03:48 PM
پیش از انت بیش از این اندیشه عشاق بود
مهرورزی تو با ما شهره آفاق بود
د
o-m-i-d
10-29-2008, 04:47 PM
در بستي پشت سر
بر نگشتي حتي يك نظر
خود نگتفتي اين چنين رفتن چه سود
من ندانستم اين درد را مرحم چه بود
گ
Tabassom
10-29-2008, 05:02 PM
گل گلدان عشق او دگر بال و پری دارد
منم آن صخره ی سنگی که عمری چشم در راهم
کجاست آن موج نا آرام و آن دريای طوفانی
بگو آيد گلستانم که عمری چشم در راهم
::>::>::>:30:
س
shorideh
10-29-2008, 06:53 PM
سحر با باد می گفتم حدیث آرزو مندی
خطاب آمد که واثق شو بالطاف خداوندی
دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصودست
بدین راه و روش می رو که با دلدار پیوندی
ش
TanhayeTanham
10-29-2008, 07:53 PM
شب آشیان زده
چکاوک شکسته پر
رسیده ام به نکجا
مرا به خانه ام ببر
کسی به یاد عشق نیست
کسی به فکر ما شدن
از آن تبار خود شکن
تو مانده و بغض من
از این چراغ مردگی
.................................
م
Hich Kas
10-30-2008, 12:03 PM
محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت
مست گفت این پیراهن است افسار نیست
ن
shorideh
10-30-2008, 10:46 PM
نوش دارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگ دل این زودتر میخواستی حالا چرا
ه
Tabassom
10-30-2008, 10:57 PM
همه
لرزش دست و دلم
از آن بود
که عشق
پناهی گردد
پروازی نه
گریزگاهی گردد !
ب
TanhayeTanham
10-30-2008, 11:01 PM
بر آن فانوس کش دستی نیافروخت
برآن دوکی که بر رف بی صدا ماند
بر آن آئینه زنگار بسته
برآن گهواره کش دستی نجنباند
ج
shorideh
10-30-2008, 11:04 PM
جانا به یکی گناه از بنده مگرد
من آدمیم ، گنه نخست آدم کرد
ک
TanhayeTanham
10-30-2008, 11:16 PM
كشيدند تازيانه بر تن ما
نشاندند دشنه دشمن به دلها
دل بيكينه را بر نيزه كردند
تن گلگونه را در مسلخ و بند
به روي چشم ما شب را كشيدند
گ
iranemanl
10-31-2008, 07:47 PM
گرمن از باغ تو یک میوه بچینم چه شود
پیش پایی به چراغ تو ببینم چه شود
ن
TanhayeTanham
10-31-2008, 08:03 PM
نه پشت سر راهي دارم
نه راهي پيش رومه
اينجا نه آغازه برام
نه راه من تمومه
م
iranemanl
10-31-2008, 08:20 PM
ما زنده برآنيم كه آرام نگيريم
موجيم كه آسودگي ما عدم ماست
ع
TanhayeTanham
10-31-2008, 08:31 PM
عاقبت ظلم تو رو يه روز طلافي ميکنم اشکامو پاک ميکنم با دل طوافي ميکنم
مياد اون روزي که تو قهر دلم رو ببيني چشماتو باز بکني حقيقتو خوب ببيني
س
iranemanl
10-31-2008, 08:34 PM
سخن شناس نئي دلبرا خطا اينجاست
چو بشنوي سخن اهل دل مگو كه خطاست
ث
Hich Kas
10-31-2008, 08:54 PM
ثواب روزه و حج قبول آنکس برد
که خاک میکده ی عشق زیارت کرد
ی
OMeGa
10-31-2008, 08:59 PM
یک شبی پروانگان جمع آمدند
در مضیفی طالب شمع آمدند
جمله میگفتند میباید یکی
کو خبر آرد ز مطلوب اندکی
...
د
Hich Kas
10-31-2008, 09:02 PM
در منی و این همه ز من جدا
با منی و دیده ات به سوی غیر
بهر من نمانده راه گفتگو
تو نشسته ، گرم گفتگوی غیر
س
banooye.shahrivar
11-01-2008, 10:19 AM
سفر گریختنی در مه است سوی امید ؟
و یا گریختنی از خویش ناامیدانه ؟
ز خود چگونه گریزم ؟ که بار خویشتنم
امانتی است هم از سرنوشت بر شانه
ث
TanhayeTanham
11-01-2008, 04:45 PM
ثنا ماند از آن نامور در کتاب
تو را هم ثنا ماند و هم ثواب
که حاتم بدان نام و آوازه خواست
تو را سعی و جهد از برای خداست
.................................................. ......
ا
banooye.shahrivar
11-01-2008, 04:56 PM
امشب به قصه ی دل من گوش می کنی
فردا مرا چو قصه فراموش می کنی
د
TanhayeTanham
11-01-2008, 04:59 PM
دیوار از سنگ سیاهه
سنگ سرد و سخت خارا
زده قفل بی صدایی
به لبای خسته ی ما
نمی تونیم که بجنبیم
زیر سنگینی دیوار
همه ی عشق من و تو
قصه هست قصه ی دیدار
ف
banooye.shahrivar
11-01-2008, 08:12 PM
فنای درد تو زین پیشتر چرا نشدم ؟
همین بس است ازل تا ابد ندامت من
هوای فتح توام بود و تارومار شدم
غزل غزل همه ی دفترم غرامت من
ص
felfele tond
11-01-2008, 08:25 PM
صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم
تا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم .
حرف ص
banooye.shahrivar
11-01-2008, 08:34 PM
صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را
که سر به کوه و بیابان تو داده ای مارا _امضای سابق فلفل_
ش
felfele tond
11-01-2008, 08:37 PM
شنیده ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت
فراق یار نه آن میکند که بتوان گفت .
حرف ز
banooye.shahrivar
11-01-2008, 08:41 PM
تا خود نفسی دارم با خود قفسی دارم
زندانی و زندانم - زندانم و زندانی
ب
felfele tond
11-01-2008, 08:43 PM
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم
یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت
ح
banooye.shahrivar
11-01-2008, 08:51 PM
حرف من حرف یکرنگی است
سینه ام آه باغ دلتنگی است
ه
felfele tond
11-01-2008, 09:03 PM
هم از نسیم تو روزی گشایشی یابد
چو غنجه هر که دل اندر هوای تو بست .
ش
TanhayeTanham
11-01-2008, 09:12 PM
شما که حرمت عشق رو شکستين
کمر به کشتن عاطفه بستين
شما که روي دل قيمت گذاشتين
که حرمت عشق رو نگه نداشتين
ج
banooye.shahrivar
11-01-2008, 09:15 PM
جدا از آن بر و آن دوش سردی ای آغوش
از آن بلور گدازان به نام تن چه خبر ؟
چ
Hamseda
11-01-2008, 09:18 PM
چو دست در سر زلفش زنم به تاب رود
ور آشتی طلبم با سر عتاب رود
دال
shorideh
11-03-2008, 07:03 PM
داد درویشی از سر تمهید
سر قلیان خویش را به مرید
گفت کز دوزخ ای نکو کردار
قدری آتش بروی آن بگذار
بگرفت و ببرد و باز آورد
عقد گوهر ز درج راز آورد
گفت در دوزخ هرچه گردیدم
درکات جیم را دیدم
آتش و هیزم و زغال نبود
اخگری بهر اشتعال نبود
هیچ کس آتشی نمی افروخت
ز آتش خویش هر کسی می سوخت
خ
Hamseda
11-04-2008, 09:31 PM
خواستی تصویر باشم تا تو در قابم بگیری
من شبیه عشق خویشم، عشق تصویری ندارد
ف
banooye.shahrivar
11-04-2008, 09:33 PM
فصل رفتن در خیابانهای شوخ مهربانی
فصل ماندن در تماشاهای شنگ شاعرانه
ق
shorideh
11-04-2008, 09:37 PM
قدر این یک دم و یک لحظه بدان
تا تو اندیشه کنی آنهم نیست
س
banooye.shahrivar
11-04-2008, 09:38 PM
سالها دل طلب جام جم از ما می کرد
وانچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
گ
Hemaseh
11-04-2008, 09:41 PM
گر صورت بی صورت معشوق ببینید
هم حاجی و هم کعبه و هم خانه شمایید
با ف
Hamseda
11-04-2008, 09:43 PM
فارغیم از ملک عالم فارغیم
جام می نوشیم وز جم فارغیم
ش
shorideh
11-04-2008, 09:44 PM
گر صورت بی صورت معشوق ببینید
هم حاجی و هم کعبه و هم خانه شمایید
با ف
فکر بهبود خود ای دل ز دری دیگر کن
درد عاشق نشود به بمداوای حکیم
ح
shorideh
11-04-2008, 09:45 PM
فارغیم از ملک عالم فارغیم
جام می نوشیم وز جم فارغیم
ش
شهریست پر ظریفان و زهر طرف نگاری
یاران صلای عشقست گر می کنید کاری
ح
banooye.shahrivar
11-04-2008, 09:47 PM
حافظ شیراز مگر وصف جمال تو کنند
وصف نیارست یقین ورنه غزلهای منت
یا تو خود ای جان غزل!ای همه دیوان غزل
لب بگشایی که سخن وام کنم از دهنت
پ
shorideh
11-04-2008, 09:59 PM
پدرم روضه ی رضوان به دو گندم بفروخت
نا خلف باشم اگر به جویی نفروشم
ر
Hamseda
11-04-2008, 10:10 PM
روشنگر افلاکیم، چون آفتاب از پاکیم
خاکی نیم تا خویش را سرگرم آب و گل کنم
ز
iranemanl
11-05-2008, 12:34 PM
ز زلف عنبرین دلها چو بگشایند بفشانند
بعمری یک نفس با ما چو بنشینند برخیزند
نهال شوق در خاطر چو برخیزند بنشانند
ل
shorideh
11-05-2008, 06:24 PM
لب میگون جانان جام در داد
شراب عاشقانش نام کردند
ز بهر صید دلهای جهانی
کمند زلف خوبان دام کردند
به گیتی هرکجا درد دلی بود
بهم کردند و عشقش نام کردند
الف
banooye.shahrivar
11-05-2008, 07:09 PM
این در همیشه در صدف روزگار نیست
می گویمت ولی تو کجا گوش می کنی ؟!
ح
shorideh
11-05-2008, 07:14 PM
حلقه ی امید تا کی بر در وصلش زنم ؟
دست لطفش این در بسته گشودی کاشکی
از پی بود خود زو جدا افتاده ام
در همه عالم مرا بودی نبودی کاشکی
م
atrin24
11-05-2008, 10:22 PM
من همه محو تماشاي نگاهت
آسمان صاف و شب آرام....بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فروريخته در آب
شاخه ها دست بر آورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
يادم آمد تو به من گفتي از اين عشق حذر كن
لحظه اي چند بر اين آب نظر كن
ح
iranemanl
11-07-2008, 04:35 PM
حلقه زلفش تماشاخانه بادصباست
جان صد صاحبدل انجا بسته یک مو ببین
ت
Hich Kas
11-07-2008, 05:03 PM
تو عمر خواه و صبوری که چرخ شعبده باز
هزار بازی از این طرفه تر برانگیزد
ی
shorideh
11-07-2008, 05:12 PM
یاری ده محنت زده مشناس جز او کس
فریاد رس بی کس تنها همه او دان
ن
atrin24
11-07-2008, 05:16 PM
نگاه کن
مرا مصاحب گنجشک های شاد مبین
مرا معاشر گلبرگهای یاس مدان
که من تمامی شب
در آن کرانه دور میان جنگل آتش
میان چشمه خون
به زیر بال هیولای مرگ زیسته ام
س
Hich Kas
11-07-2008, 05:20 PM
سلام ، علامت تعجب !
کیستی ؟ علامت سوال ؟
خوبی ؟ علامت گونه ی سرخت . . .
هر که هستی دوستت دارم
علامتی نمی خواهد بی بهانه
شاید هم تعجب بر گونه های سرخت .
علی خانی
ش
shorideh
11-07-2008, 05:23 PM
شب گشت و خبر نیست مرا از شب و روز
روز است شبم ز روی آن روز افروز
ایشب شب از آنی که ازو بی خبری
وز بروز برو ز روز او روز آموز
آ
banooye.shahrivar
11-07-2008, 05:24 PM
شب دیر پای سردم - تو بگوی تا سر آیم
سحری چو آفتابی ز درن خود برآیم
تو مبین که خاکم از خستگی و شکستگی ها
تو بخواه تا بسو یت ز هوا سبکتر آیم
ه
atrin24
11-07-2008, 05:27 PM
هم خونه ی من ای خدا
از من دیگه خسته شده
کتاب عشق ما دیگه
خونده شده ، بسته شده
خونه دیگه جای غمه
اون داره از من دور می شه
ر
shorideh
11-07-2008, 06:06 PM
روزگاریست که ما را نگران می داری
بندگانرا نه بوضع دگران می داری
گوشه ی چشم رضائی بمنت باز نشد
اینچنین عزت صاحبنظران می داری
ب
atrin24
11-07-2008, 06:09 PM
برای ضیافت عشق
اگه شب ، شب غزل نیست
اگه نور ، اینه به اینه
اگه گل ، بغل بغل نیست
برای گلدون دستات
یه سبد رازقی دارم
ي
shorideh
11-07-2008, 06:22 PM
یارب این نوگل خندان که سپردی به منش
می سپارم به تو از چشم حسود چمنش
گر چه از کوی وفا گشت بصد مرحله دور
دور باد آفت دور فلک از جان و تنش
ف
atrin24
11-07-2008, 06:25 PM
فاصله ، وکردن در
فاجعه ، صدای بستن
ترسم از بی رحمی شب نیست
ترسم از دلتنگی فرداست
ترسم از شب مرگی آواز
ترسم از تدفین قمری هاست
سهمی از رجعت انسان
سهمی از خداشدن باش
سهمی از معجزه ی عشق
سهمی از معراج من باش
ر
banooye.shahrivar
11-07-2008, 06:30 PM
رفتم مرا ببخش و مگو او وفا نداشت
راهی به جز گریز برایم نمانده بود
و
atrin24
11-07-2008, 06:33 PM
واسه پرپر زدنم گریه نکن
واسه ویرون شدنم گریه نکن
واسه من گریه نکن
سهم عاشق
گم شدن تو شعر یه آوازه
مرگ عاشق
سفری به شکل یه پروازه
قصه ی بودن من
حدیث برگی در باد
طعم تنهایی من
به تلخی یه فریاد
اگه با من غربت
همه غمزده هاست
اگه هر شکستنم
یه شکست بی صداست
ج
shorideh
11-07-2008, 06:43 PM
جرم است سراپای من خاک نهاد
لیکن بودم به عفو او خاطر شاد
ای وای اگر عفو نباشد،ای وای
فریاد اگر جرم نبخشد ،فریاد
گ
atrin24
11-07-2008, 07:33 PM
گفتي ازعشقم حذرکن چه بد كردم نكردم
عشقم رو از سر بدر كن چه بد كردم نكردم
هر کسي پس از توآمد خلوت من رو به هم زد
تو رو باز بيادم آورد اگر ازعاطفه دم زد
هرکسي پس ازتوآمد خلوت من روبه هم زد
سرنوشت من نبوده سرنوشتي که رقم زد
ک
Hamseda
11-07-2008, 07:41 PM
کس نیست در این گوشه فراموشتر از من
وز گوشه نشینان تو خاموشتر از من
هر کس بخیالیست هم آغوش و کسی نیست
ای گل بخیال تو هم آغوشتر از من
ش
atrin24
11-07-2008, 07:56 PM
شب به کاشانه ی اغیار نمی باید بود ... غیر را شمع شب تار نمی باید بود
همه جا با همه کس یار نمی باید بود ... یار اغیار دل آزار نمی باید بود
ل
Hamseda
11-07-2008, 07:59 PM
لاله در دامن کوه آمد و من بی رخ دوست
اشک چون لاله ی سیراب به دامن کردم
ص
atrin24
11-07-2008, 08:11 PM
صد دعا گویم و آزرده به دشنام روم ... از پی ات آیم و با من نشوی رام روم
دور دور از تو من تیره سرانجام روم ... نبود زهره که همراه تو یک گام روم
ث نه این سخته با ف
Hamseda
11-07-2008, 08:30 PM
آره ث سخته مرسی از ف عزیزم
فتنه ی چشم تو چندان ره بیداد گرفت
که شکیب دل من دامن فریاد گرفت
الف
atrin24
11-07-2008, 08:41 PM
از سر کوی تو با دیده ی تر خواهم رفت ... چهره آلوده به خونابه جگر خواهم رفت
تا نظر می کنی از پیش نظر خواهم رفت ... گر نرفتم ز درت شام سحر خواهم رفت
غ
Hamseda
11-07-2008, 08:43 PM
غیر عشق او، که دردش عین درمان گشتن است
حاصل هر کار دیگر جفت حرمان گشتن است
ح
atrin24
11-07-2008, 09:03 PM
حالا تو دست بی صدا
دشنه ی ما شعر و غزل
قصه ی مرگ عاطفه
خوابای خوب بغل بغل
ع
banooye.shahrivar
11-07-2008, 10:31 PM
علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
که به ماسوا فکندی همه سایه ی هما را
د
Hossein_SF
11-07-2008, 10:36 PM
عربده ها کشیده ام من به تلافی دلم
گویم چرا میخندم و گریانست این مرده دلم
Hossein_SF
11-07-2008, 10:36 PM
دل اگر یابم دعایت مبکنم جان اگر باشد فدایت میکنم
ق
atrin24
11-08-2008, 07:46 AM
قویی پریده بی گاه از خواب
شوید غبار نیل ز بال و پر سپید
لبهای جویبار
لبریز موج زمزمه در بستر سپید
س
Tondar 2
11-08-2008, 08:14 AM
سحر بلبل حکایت با صبا کرد
که عشق روی گل با ما چها کرد
از آن رنگ رخم خون در دل افتاد
وزان گلشن به خارم مبتلا کرد
ف
iranemanl
11-08-2008, 09:27 AM
فرصت دیدار تو را با جون و دل پذیرم
خود دانی تویی جان و دل ای جانانم
د
shorideh
11-08-2008, 06:50 PM
در عشق تو بی تو چون توان زیست؟بگو
وآرام دلم جز تو دگر کیست؟بگو
با مات خود این دشمنی از بهر چه خاست؟
جز دوستی تو جرم ما چیست؟بگو
پ
atrin24
11-08-2008, 11:54 PM
پاکبازم همه کس طوق مرا می داند ... عاشق همچو من از نیست خدا میداند
چاره ای من کن و مگذار که بیچاره شوم ... سر خود گیرم و از کوی تو آواره شوم
ل
iranemanl
11-09-2008, 12:36 PM
لاله در دامن کوه آمد و من بی رخ دوست
اشک چون لاله ی سیراب به دامن کردم
ش
shorideh
11-10-2008, 06:52 PM
شاهیست که تو هرچه بپوشی داند
بیکام و زبان گر بخروشی داند
هرکس هوس سخن فروشی داند
من بنده ی آنم که خموشی داند
م
banooye.shahrivar
11-10-2008, 08:40 PM
من آن موجم که آرامش ندارم
به آسانی سر سازش ندارم
همیشه در گریز و در گذارم
نمی مانم به یکجا بی قرارم
ن
iranemanl
11-14-2008, 05:58 PM
نياز من چه وزن آرد بدين ساز
که خورشيد غني شد کيسه پرداز
به ياد رفتگان و دوستداران
موافق گرد با ابر بهاران
ب
shorideh
11-14-2008, 06:16 PM
با این غروب از غم سبز چمن بگو
اندوه سبزه های پریشان به من بگو
اندیشه های سوخته ی ارغوان ببین
رمز خیال سوختگان بی سخن بگو
آن شد که سر به شانه ی شمشاد می گذاشت
آغوش خاک و بی کسی نسترن بگو
شوق جوانه رفت ز یاد درخت پیر
ای باد نوبهار ز عهد کهن بگو.
س
Hamseda
11-17-2008, 10:13 PM
ساقی بده پیمانه ای، زان می که بی خویشم کند
بر حسن شورانگیز تو، عاشق تر از پیشم کند
زان می که در شبهای غم، بارد فروغ صبحدم
غافل کند از بش و کم، فارغ ز تشویشم کند
نور سحرگاهی دهد، فیضی که می خواهی دهد
با مسکنت، شاهی دهد، سلطان درویشم کند
سوزد مرا سازد مرا، در آتش آندازد مرا
وز من رها سازد مرا، بیگانه از خویشم کند
بستاند ای سرو سهی، سودای هستی از رهی
یغما کند اندیشه را، دور از بد اندیشم کند
ت
atrin24
11-17-2008, 10:30 PM
ترسم از بی رحمی شب نیست
ترسم از دلتنگی فرداست
ترسم از شب مرگی آواز
ترسم از تدفین قمری هاست
...........................
ر
Hamseda
11-17-2008, 10:34 PM
رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
چنان نماند و چنین نیز هم نخواد ماند
من از چه در نظر یار خاکسار شدم
رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند
خ
atrin24
11-17-2008, 10:50 PM
خوش کنی خاطر وحشی بنگاری سهل است ... سوی تو گوشه چشمی ز تو گاهی سهل
م
vBulletin® v3.6.8, Copyright ©2000-2009, Jelsoft Enterprises Ltd.