PDA

View Full Version : مشاعره با انتحاب حرف برای شعر نفر بعدی .......


صفحات : 1 2 3 [4] 5 6 7

Ghariib
07-14-2008, 06:17 AM
اگر خواهي مرا مي در هوا كن

وگر سيري ز من رفتم رها كن

ب

iranemanl
07-14-2008, 10:17 AM
بکش دست نوازش برسر من
که نازمن فقط نوازشگر تویی
پ

shorideh
07-14-2008, 11:26 AM
پ

پشمینه پوش تند خو از عشق نشنیدست بو
از مستیش رمزی بگو تا ترک هشیاری کند

د

iranemanl
07-14-2008, 11:29 AM
دانی که من مستت بودم مرا تنها گذاشتی
به هوای سفر کردن من و دلم و قال گذاشتی
ق

shorideh
07-14-2008, 11:47 AM
قاصد منزل سلمی که سلامت بادش
چه شود گر بسلامی دل ما شاد کند

س

iranemanl
07-14-2008, 11:52 AM
سحرگاهان با نسیم بوی تو روحم پرواز داره
مگر ندیدی شاپرک بال گشود سوی تو آمد
ت

shorideh
07-14-2008, 11:55 AM
ت

تا دل هرزه گرد من رفت به چین زلف او
زان سفر دراز خود عزم وطن نمی کند

ن

iranemanl
07-14-2008, 11:58 AM
نشنوي تا سرگذشت نامرادي هاي من
بين دنياي تو دنيائيست تا دنياي من

ف

shorideh
07-14-2008, 12:06 PM
فلک به مردم نادان دهد زما م مراد
تو اهل دانش و فضلی همین گناه تو بس

ل

iranemanl
07-14-2008, 12:08 PM
لباس ادمی به تن کردن ولی ادم نیستن
با لباس ادمنما شدن ولی ادمیت ندارند
ک

shorideh
07-14-2008, 12:14 PM
کنار آب وپای بید و طبع شعر و یاری خوش
معاشر دلبری شیرین و ساقی گلعذاری خوش
الا ای دولتی طالع که قدر وقت میدانی
گوارا بادت این عشرت که داری روزگاری خوش

ش

iranemanl
07-14-2008, 12:29 PM
شنیدم تو من و دوست نداری
با یار دیگری دل بیقراری
خدا داند چقدر من بودم عاشق
ولی کردی من و از خود فراری
خ

shorideh
07-14-2008, 12:40 PM
خیال روی تو در هر طریق همره ماست
نسیم موی تو پیوند جان آگه ماست

ی

iranemanl
07-14-2008, 12:58 PM
یاران! نماز کیست به جا؟ پارسای شهر
یا آن شهید عشق که از خون وضو گرفت؟
ج

shorideh
07-14-2008, 01:08 PM
جز قلب تیره هیچ نشد حاصل و هنوز
باطل در این خیال که اکسیر می کنند
گویند رمز عشق مگوئید و مشنوید
مشکل حکایتیست که تقریر می کنند

ر

iranemanl
07-14-2008, 04:51 PM
راست گویی در افق گسترده اند
مخمل بیدار و خواب آتشی
و

Hich Kas
07-14-2008, 05:33 PM
و گر عشقی نبودی بر گذرگاه
نبودی کهربا جوینده کاه
بسی سنگ و بسی گوهر بجایند
نه اهن را نه که را می ربایند
ن

iranemanl
07-14-2008, 05:34 PM
نشنوي تا سرگذشت نامرادي هاي من
بين دنياي تو دنيائيست تا دنياي من

ل

Hich Kas
07-14-2008, 05:38 PM
لا مکان را این چنین اسان مگو
مهر داری این چنین با من نگو
.......

iranemanl
07-14-2008, 05:41 PM
دردا که راز داری ی ِ ‌چشمانت
جان مرا ز سینه به لب آورد.
کاوش درین غروب پر از ابهام
از بهر من سیاهی شب آورد!
...........

Hich Kas
07-14-2008, 05:45 PM
ز عشق افاق را پردود کردم
خرد را دیده خواب الود کردم
....

iranemanl
07-14-2008, 05:55 PM
شب و روز بر ان نظاره کنم که
تو بازآی از در ماه روشن من

Hich Kas
07-14-2008, 05:58 PM
حمایت ز گل ها گل افشاندن است
هم آواز با باغبان خواندن است
....

iranemanl
07-14-2008, 06:02 PM
گفتم غم تو دارم,گفتا غمت سرآید
گفتم که ماه من شو,گفتا اگر بر آید
......................

Hich Kas
07-14-2008, 06:05 PM
سزد عاشقان را در این روزگار
سكوتی از این گونه فریادوار
بیا با گل لاله بیعت كنیم
كه آلاله ها را حمایت كنیم
....

iranemanl
07-14-2008, 06:08 PM
ز دست دیده و دل هر دو فریاد
که هرچه دیده بیند دل کند یاد
........................

Hich Kas
07-14-2008, 06:12 PM
خیال نکن که بی خیال از تو و روزگارتم
به فکرتم به یادتم زنده به انتظارتم
......

iranemanl
07-14-2008, 06:22 PM
جان بي جمال جانان ميل جهان ندارد
هر كس كه اين ندارد حقا كه آن ندارد
........

Hich Kas
07-14-2008, 06:27 PM
«هلا منكر جان و جانان ما
بزن زخم انكار بر جان ما
...

iranemanl
07-14-2008, 06:30 PM
تو چه مي داني به من چه مي گذرد؟
كه چنين روز و شب زمن دوري
من سزاوار مهرباني تو
نيستم جان من تو معذوري
...............

Hich Kas
07-14-2008, 06:37 PM
بيا اي عشق نافرجام
به تو مديون بدهكارم
صدايت مي كنم شايد
شوي يك لحظه مهمانم
......

iranemanl
07-14-2008, 06:40 PM
در دل نگذارمت که افگار شوی
در دیده ندارمت که بس خار شوی
در جان کنمت جای نه در دیده و دل
تا در نفس باز پسین یار شوی
...........

Hich Kas
07-14-2008, 07:09 PM
بي تو اما عشق بي معناست،مي داني؟
دست هايم تاابد تنهاست،مي داني؟
اسمانت را مگيراز من كه بعد از تو
زيستن،يك لحظه هم بي جاست،مي داني؟

ب

فراموش شده
07-14-2008, 09:24 PM
بر آستان محفل دیدگانت
مرا فریاد کن
و بر شمعدانی گل هایت
مرا برویان
و باغبانمن باش



........
ث

Hich Kas
07-14-2008, 09:29 PM
ثواب دل تو میدانی
جوانیم طلب مکن
که من عاشق ترینم
که من سینه چاکم

م

فراموش شده
07-14-2008, 09:52 PM
مردانه صفت دور جهان گردیدم
نامردم اگر به هر دو جهان مرد دیدم

.........
ژ

sahar.7888
07-14-2008, 10:02 PM
ژنده اي كو شده از وصله چو نقش شطرنج
بتن افكنده و دم بسته ز هر گفت و شنيد
پير بشكسته قدي موي و سر و ريش سپيد

ش

Hamid_38
07-15-2008, 06:58 AM
شب فراق که داندکه تا سحر چندست؟
مگر کسی که به زندان عشق دربندست
م

iranemanl
07-15-2008, 09:49 AM
من كوير خشك بودم عشق تو باران من شد
دسته دسته از كوير خشك من نسرين برآمد

ش

shorideh
07-15-2008, 11:59 AM
شرممان باد ز پشمینه ی آلوده ی خویش
گر بدین فضل و هنرنام کرامات بریم
قدر وقت ار نشناسد دل و کاری نکند
بس خجالت که از این حاصل اوقات بریم
فتنه می بارد ازین طاق مقرنس برخیز
تا بمیخانه پناه از همه آفات بریم

ع

iranemanl
07-15-2008, 12:41 PM
عشق من و تو قصه دردو جدایی است
قصه عاشق شدن و قصه هجر و رهایی است
..........

Hich Kas
07-15-2008, 04:03 PM
عشــق که بازار بتــان جـــــــای اوست
سلسـله بر سلســـله سودای اوست
گرمی بازار خــــــراب اســـت ،عشـــق
آتش جـان های کبــــاب است ،عشــق
ن

iranemanl
07-15-2008, 04:39 PM
نگو که عاشق نیستی
نگو که با دیدنم در دل
نداری هیچ شور ومستی
گ

Hich Kas
07-15-2008, 04:43 PM
گوش کن ! دريا صدايت ميزند؛
هرچه ناپيدا صدايت ميزند
جنگل خاموش ميداند تو را؛
با صدايي سبز ميخواند تو را

ل

shorideh
07-15-2008, 08:43 PM
لعلی از کان مروت برنیامد سالهاست
تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد
شهریاران بود و خاک مهربانان این دیار
مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد

ه

sahar.7888
07-15-2008, 10:10 PM
هيچ نه انگيزه اي كه هيچم و پوچم!
هيچ نه انديشه اي كه سنگم و چوبم!
همسفر قصه هاي تلخ غريبم.
رهگذر كوچه هاي تنگ غروبم.


س

MOSAFER KOCHOLO
07-16-2008, 12:33 AM
سلامت را نمی خواهند پاسخ داد
سرها در گریبان است

ص

shorideh
07-16-2008, 08:59 AM
صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را
که سر به کوه و بیابان تو داده ای ما را

ک

Googooly
07-16-2008, 09:05 AM
که داند که بلبل چه گوید همی
به زیر گل اندر چه موید همی

با واو

shorideh
07-16-2008, 09:12 AM
وفای دهر چو دانید،تا به چند جفا؟
وفا کنید و جهان پر ز عدل و داد کنید

آ

..AmiR..
07-16-2008, 04:13 PM
آن جام طرب شکار بر دستم نه
وان ساغر چون نگار بر دستم نه
آن می‌که چو زنجیر بپیچد برخود
دیوانه شدم بیار بر دستم نه

با ف

Hich Kas
07-16-2008, 05:19 PM
فرصت برای این که با رقصش بسازی نیست
عصر مدرنیته ست، اکسیژن خطر دارد
این زندگی غیر از تنفس های گازی نیست
باور بکن این جا جنین نُه ماهه می گندد
ع

iranemanl
07-16-2008, 06:49 PM
عاشقانه گریستم در عشق پاکم
عاشقانه دلم رو شکوندی و رفتی
................

hosein_kh
07-16-2008, 06:52 PM
مرامردوتورازن آفریدن
تورابهردل من آفریدن
مراعقل وشعوروعلم دادن
تورازیباوپرفن آفریدن

iranemanl
07-16-2008, 06:55 PM
قسم خوردیم زیر درخت یاس خونمون یادته
که پیوند دل به دل را عاشقانه داستان کنیم
.........................

Hich Kas
07-16-2008, 06:57 PM
عشق یعنی تو بران از خود مرا
عشق یعنی باز می خوانم تو را
عشق یعنی بگذری از آبرو
عشق یعنی کلبه های آرزو
......

iranemanl
07-16-2008, 07:03 PM
خوش دولتي ست خرم وخوش خسروي كريم
يا رب ز چشم زخم زمانش نگاه دار
.................

Hich Kas
07-16-2008, 07:06 PM
رفتم مرا ببخش و مگو او وفا نداشت
راهی بجز گریز برایم نمانده بود
این عشق آتشین پر از درد بی امید
در وادی گناه و جنونم کشانده بود
...........

hosein_kh
07-16-2008, 07:08 PM
یاددارم ازکهن پیری که در حمام کفت
کاین سخن پرسید روزی کهتری از مهتری
چیست سر آنکه در حمام هرکس پانهد
بردل غمگین اوبگشایداز شادی دری
گفت سرش آنکه بااونیست اسباب جهان
غیرطاس وفوطه یی آن نیزازآن دیگری

iranemanl
07-16-2008, 07:12 PM
یاری اندر کس نمی بینم یارانرا چه شد
دوستی کی آخرآمد دوستداران را چه شد
...........................

Hich Kas
07-16-2008, 07:15 PM
بیا بگشای در تا پر گشایم
بسوی آسمان روشن شعر
اگر بگذاریم پرواز کردن
گلی خواهم شدن در گلشن شعر
......

iranemanl
07-16-2008, 07:22 PM
چه ویرانگر ولی شیرینی ای عشق
گهی شاد و گهی غمگینی ای عشق
بیا که با همه افسونگریهات
برای درد دل تسکینی ای عشق

Hemaseh
07-16-2008, 07:27 PM
پیوند من با چی شعر بگم بابایی
دایم دل خود به معصیت شاد کنی
چون غم رسدت خدای را یاد کنی
با ت

iranemanl
07-16-2008, 07:33 PM
تو مست می نابی من مست تو
مست من باش که می لحظه مستت کند
ک

Hich Kas
07-16-2008, 07:35 PM
کودک دل رنجه ی دست جفاست
با سر انگشت وفا نازش کنید

ک

sahar.7888
07-16-2008, 10:00 PM
كار عمر آسان گرفتم كار عشق آسان نشد!
سر بصحراها نهادم بهر دل سامان نشد!

ع

Sheyda Vahedi
07-17-2008, 03:58 AM
عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا ...

با م

hosein_kh
07-17-2008, 04:53 AM
درخت غم به جانم کرده ریشه
به درگاه خدا مانم همیشه
رفیقان قدر یکدیگر بدانند
عجل سنگ است وآدم مثل شیشه

rozesefid
07-17-2008, 05:04 AM
می رسد روزی که شرط عاشقی دلداگی ست
آن زمان هر دل فقط یکبار عاشق می شود...
خ

srghd
07-17-2008, 06:07 AM
خشکم کنون و نمی دانم
کز چوب خشک چه می سازی
زین اعتراف نپرهیزم
کاین دل هنوز نفس دارد
اما نه این که تو بتوانی
بازش به کار بیندازی

Ghariib
07-17-2008, 07:36 AM
يا رب نظري بر من سر گردان كن

لطفي به من دلشده حيران كن

م

iranemanl
07-17-2008, 08:39 AM
مرا كه اينهمه توفان طبيعتم درياب
كه من به يك سر موي محبتي رامم
ا

Ghariib
07-17-2008, 08:53 AM
اي يار ما عيار ما دام دل خمار ما

پا وا مكش از كار ما بستان گرو دستار ما

ن

iranemanl
07-17-2008, 09:03 AM
نرو تو هم مث من غریبی تو تنهایی
بیا که ما مال همیم تو روشنایی
ل

Hich Kas
07-17-2008, 03:51 PM
لیکن او رفت بی گفتگو رفت
وای برمن که دیوانه بودم
من به خک سیاهش نشاندم
وای بر من که من کشتم او را
من به آغوش گورش کشاندم
ش

SHORIDEH2
07-17-2008, 08:55 PM
شیوه ی چشمت فریب جنگ داشت
ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم

ن

Hich Kas
07-17-2008, 09:31 PM
نالان ز کرده ها و پشیمان ز گفته ها
دیدم که لایق تو و عشق تو نیستم
د

sahar.7888
07-17-2008, 10:01 PM
دارم اميد كه با گريه دلت نرم كنم
بهر طوفانزده سنگيست پناهي گاهي

ع

Hich Kas
07-17-2008, 10:05 PM
عاشقی دیوانه می خواهم که زود
بگذرد از جاه و مال وآبرو
او شراب بوسه می خواهد ز من
من چه گویم قلب پر امید را
ش

sahar.7888
07-17-2008, 10:10 PM
شب و روزم بسوز و ساز عمر بي امان طي شد
گهي از ساختن نالم گهي از سوختن گويم

م

SHORIDEH2
07-17-2008, 11:00 PM
میل رفتن مکن ایدوست دمی با ما باش
بر لب جوی طرب جوی و بکف ساغر گیر

ر

sahar.7888
07-17-2008, 11:14 PM
راه ديگر رفتي و سوداي ديگر داشتي
گنجها پنهان بود در خرقه ي پشمين تو
سينه جوشان دل خروشان باده نوشان مي نهد
در پي معشوق پا را پيكر مسكين تو

ب

SHORIDEH2
07-17-2008, 11:23 PM
بعزم توبه نهادم قدح ز کف صد بار
ولی کرشمه ی ساقی نمی کند تقصیر

س

sahar.7888
07-17-2008, 11:31 PM
سوختم در انتظارت اي طبيب اشتياق
مرهمي كو تا كند تيمار قلب ريش را

ن

rozesefid
07-18-2008, 08:45 AM
نمی توان به تو شرح بلای هجران کرد
فتاده ام به بلایی که شرح نتوان کرد
ع

Shaghi
07-18-2008, 09:03 AM
علی ای همای رحمت تو چه ایتی خدا را که به مه سوا فکندی همه سایه ی هما را ( ب)

Hich Kas
07-18-2008, 12:40 PM
به شوق دیدنت سر می کشند از پشت پرچین ها
بــــهار آورترین گــــــلها هــــــمه محو تماشا سبز

د

shorideh
07-18-2008, 04:05 PM
درخت دوستی بنشان که کام دل ببار آرد
نهال دشمنی برکن که رنج بی شمار آرد
چو مهمان خراباتی به حرمت باش با رندان
که درد سرکشی جانا گرت مستی خمار آرد

ش

Hich Kas
07-18-2008, 04:31 PM
شور عشقت شراب شيرين بود
ای خوشا شور آشنايی ها

ک

hosiiii
07-18-2008, 05:28 PM
کاش در دهکده ی عشق فراوانی بود.....توی بازار صداقت کمی ارزانی بود....

ب

Hich Kas
07-18-2008, 05:30 PM
به حال من پری دل گرفته هم خندید
تو هم بخند حبیبم ـ بخند حرفی نیست
ن

shorideh
07-18-2008, 07:48 PM
نامم ز کارخانه ی عشاق محو باد
گر جز محبت تو بود شغل دیگرم

م

sahar.7888
07-18-2008, 10:31 PM
مرنجان دلم را كه اين مرغ وحشي
زبامي كه برخواست مشكل نشيند

گ

MOSAFER KOCHOLO
07-19-2008, 12:50 AM
گر عاشق و میخواره به دوزخ باشند
فردا بینی بهشتی چون کف دست

Hich Kas
07-19-2008, 07:26 AM
تماشايی ترين تصوير دنيا می شوی گاهی
دلم می پاشد از هم بس که زيبا می شوی گاهی
حضور گاهگاهت بازی خورشيد با ابر است
که پنهان می شوی گاهی و پيدا می شوی گاهی
خ

amirmasood49
07-19-2008, 08:00 AM
خواهی که حیات جاودانی بینی
وز فقر نشانه عیانی بینی
اندر ره فقر بد مرو تا نرود
مردانه در آکه زندگانی بینی
ز

Hich Kas
07-19-2008, 08:04 AM
ز دست دیده و دل هر دو فریاد
که هر چه دیده بیند دل کند یاد
ط

shorideh
07-19-2008, 06:40 PM
[quote=Hich Kas;1080488]تماشايی ترين تصوير دنيا می شوی گاهی
دلم می پاشد از هم بس که زيبا می شوی گاهی
حضور گاهگاهت بازی خورشيد با ابر است
که پنهان می شوی گاهی و پيدا می شوی گاهی



ممنون از این دو بیتی زیباتون
اما پاسخ آخرین شعر با انتخاب حرف ط


طرفی از معنی غوغای گلستان این است
که در این باغ پریشان گل بی خار کم است
در دل لاله و عمر گل و نجوای نسیم
رازها هست ولی محرم اسرار کم است
در پی نغمه ی آشوبی خود مرغ سحر
می کند هر شبه تکرار که بیدار کم است


ج

sahar.7888
07-19-2008, 10:21 PM
جنون كرد همت كه مجنون رسيد
ز ليلاي صورت به ليلاي خويش
زتن جان عاشق گريزان بود
ندارد صدف در والاي خويش


س

inaz55
07-20-2008, 04:34 AM
سرايي داشت و باغي ، هر دو درباخت
نماندش هيچ ، با افلاس در ساخت


با ث

.Behrooz.
07-20-2008, 09:48 PM
ثانیه ها یکی یکی داره رد میشه میره
عشق تو هم داره ته دلم سرد میشه دیگه

ظ

sahar.7888
07-20-2008, 11:08 PM
ظهر داغ و كوه يخ
من و اين گلوله ي نخ
از تو دنباله ي من
سرخي لاله ي من
..........


ف

Mohammad Hosseini
07-21-2008, 12:33 AM
فرياد از آن نرگس مستانه كه هرگاه
فتم كه خبر يابم از او بي خبرم كرد.............


ل....

inaz55
07-21-2008, 04:05 AM
لبش كرده به دو ياقوت خندان
دهــــن بند بتان آب دنــــــدان

shorideh
07-21-2008, 01:07 PM
نیست یکدم شکند خواب به چشمم کس و لیک
غم این خفته چند خواب در چشم ترم می شکند
س

iranemanl
07-21-2008, 01:09 PM
ساده اومد,ساده رفت در سادگی سایه داد
بنازم سادگی و صداقتش که چون نی ناله داد
ج

shorideh
07-21-2008, 01:13 PM
جانم ز جفا خرم و خندان باشد
زیرا ز جفا بوی وفای تو رسد

ت

Hemaseh
07-21-2008, 03:28 PM
تو باز حسن پراندی من کبوتر دل
کبوتری که رود سوی باز نیاید باز
با ش

shorideh
07-21-2008, 06:23 PM
شراب خانگیم بس می مغانه بیار
حریف باده رسید ای رفیق توبه وداع

د

Hemaseh
07-21-2008, 07:53 PM
دل خلق را ندانم به چه حیله می ربایی
تو که روی خویشتن را به کسی نمی نمایی
با ف

sahar.7888
07-21-2008, 10:20 PM
فارغ از مائي چنان اي شمع , كاتش مي زني
صد چو من پروانه , بوي سوختن هم نشنوي

ع

inaz55
07-22-2008, 04:22 AM
عزيزا سرَجان و تن شنيدي
زمعز هر سخن روغن كشيدي

ژ

Hich Kas
07-24-2008, 01:00 PM
ژولیده ترین اواره روی زمینم
دیونه ترین مرد عاشق تو زمینم
ساده باختم دلمو به عشقت
باورم کن ، ساده تو ای بهترینم
ا

shorideh
07-24-2008, 06:04 PM
ای نام تو بهترین سر آغاز
بی نام تو نامه کی کنم باز
ای یاد تو مونس روانم
جز نام تو نیست بر زبانم
ای کار گشای هر چه هستند
نام تو کلید هرچه بستند
ای هیچ خطی نگشته ز اول
بی حجت نام تو مسجل
ای هست کن اساس هستی
کوته ز درت دراز دستی
ای مقصد همت بلندان
مقصود دل نیاز مندان
صاحب توئی آن دگر غلامند
سلطان توئی آن دگر کدامند

س

iranemanl
07-24-2008, 06:07 PM
سمند عمر هر جا کشانی
تو خود دانی وصل ربانی
رب داند دل را سایه عشق
کند اندم که تو از انی
ن

shorideh
07-24-2008, 06:14 PM
نام من رفتست روزی بر لب جانان بسهو
اهل دل را بوی جان می آید از نامم هنوز

م

sahar.7888
07-24-2008, 10:10 PM
منكه دانم به وصل او نرسم
اين چه امروز و چه فردائيست؟!

ب

shorideh
07-25-2008, 07:03 AM
بشنو از نی چون حکایت می کند
از جداییها شکایت می کند
کز نیستان تا مرا ببریده اند
از نفیرم مرد و زن نالیده اند
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
تا بگویم شرح درد اشتیاق
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش
من به هر جمعیتی نالان شدم
جفت بد حالان و خوش حالان شدم
هر کسی از ظن خود شد یار من
از درون من نجست اسرار من
سر من از ناله من دور نیست
لیک چشم و گوش را آن نور نیست
آتشست این بانگ و نای و نیست باد
هر که این آتش ندارد نیست باد

ل

Hich Kas
07-25-2008, 11:21 AM
لشکر عشق بتازد نا گاه
می نشینم سر به زیرو خاموش
در دل با خویشتنم غوغا ست
می کنم گرچه به ظاهر گوش
ف

shorideh
07-25-2008, 07:54 PM
فکر بهبود خود ای دل ز دری دیگر کن
درد عاشق نشود به بمداوای حکیم

ه

sahar.7888
07-25-2008, 09:40 PM
هر كجا محفل گرمي است كه رنگي خواهد
قدحي خون دل ما عوض مي ببريد
م

iranemanl
07-25-2008, 09:44 PM
مرا در بیستون بر خاک بسپارید تا شبها
غم بی همزبانی را برای کوهکن گویم
بگویم عاشقم,بی همدمم,دیوانه ام,مستم
نمیدانم کدامین حال و درد خویشتن گویم
ت

sahar.7888
07-25-2008, 09:55 PM
ترا عشق از خود جدا مي كند
چو موسي كه گم گشت به سيناي عشق

ي

iranemanl
07-25-2008, 09:58 PM
یاعلی مددی کن به من چون پیر خرابم
شیردلی مث تو مرا رهاند ز غم
ک

sahar.7888
07-25-2008, 10:29 PM
كمال عشق و وفا را زياد ما بردند
جلال صدق و صفا را زياد ما بردند
چنين كه رفت دو رنگي و بي مكافاتي
مقام عدل خدا را زياد ما بردند


چ

Ghariib
07-26-2008, 10:55 AM
چون شمع قرار سوختن تا ندهي

سر رشته عشق را به دستت ندهند

Ghariib
07-26-2008, 10:56 AM
چون شمع قرار سوختن تا ندهي

سر رشته عشق را به دستت ندهند

ع

sahar.7888
07-26-2008, 11:21 PM
عمر من چون گذرد مهر تو آغاز شود
گل مريم چو رسد فصل خزان باز شود

ز

KHATEREH
07-27-2008, 06:14 AM
زين محبسي كه زندگي اش وانند
هرگز مرا توان رهايي نيست
دل بر اميد مرگ چه مي بندم
ديگر مرا ز مرگ جدايي نيست
گ

Ghariib
07-27-2008, 07:25 AM
گر شكند دل مرا جان بدهم به دلشكن

گر ز سرم كله برد من ز ميان كمر برم

shorideh
07-27-2008, 06:58 PM
من و آزردگی از عشق و عشق چون تویی حاشا
گرت باور نمی داری به دست امتحانم ده
من آن خمخانه پردازم که بد مستی نمی دانم
الا ای ساقی دوران می از رطل گرانم ده
س

Hich Kas
07-27-2008, 07:03 PM
سکوت خستمو ببين ببين بی تو چه کم شدم
همسايه ی سکوتم و تنها رفيق غم شدم
صحبت راه دور نيست بحث دريای خستمه
شاکی غصه نيستم نقل دل شکستمه
ش

ASEMONI
07-27-2008, 07:08 PM
شاید... « بی تو نتوان بود » ...
شاید ... بهترین باشد. –


ک

Hich Kas
07-27-2008, 07:10 PM
كه برش شكوه برم. داد ز بيداد كشم
عاشقم. عاشق روي تو نه چيز ديگري
بار هجران و وصال به دل شاد كشم
در غمت اي گل شاداب من. اي خسرو من
جور مجنون ببرم. تيشه فرهاد كشم

ی

shorideh
07-27-2008, 07:13 PM
شاه شمشاد قدان خسر شیرین دهنان
که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان
مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت
گفت ای چشم و چراغ همه شیرین سخنان
تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود
بنده ی من شو بر خور ز همه سیم تنان

shorideh
07-27-2008, 07:15 PM
یارب آن آهوی مشکین به خطن باز رسان
وان سهی سرو خرامان بچمن باز رسان

Hich Kas
07-27-2008, 07:23 PM
نقّاش خسته‎اي است كه آزار مي‎كشد
تقدير او كه دايره‎ها را دويدن است
شايد نسب به حضرت پرگار مي‎كشد
ديگر بريده است، كم آورده است مرد
دارد به جاي پنجره ديوار مي‏كشد
ل

shorideh
07-27-2008, 07:33 PM
لبش می بوسم و در می کشم می
به آب زندگانی برده ام پی
جیم

Hich Kas
07-27-2008, 07:36 PM
جذبه اي دارم كه دنيا را بدينجا مي كشانم
نيستي شاعر كه تا معناي حافظ رابداني
ورنه بيهوده نمي خواندي به سوي عاقلانم
عقل يا احساس حق با چيست ؟ پيش از رفتن اي خوب
كاش مي شد اين حقيقت را بداني يا بدانم

ح

shorideh
07-27-2008, 07:38 PM
حسن مهرویان مجلس گر چه دل میبرد و دین
بحث ما در لطف طبع و خوبی اخلاق بود

ق

Hich Kas
07-27-2008, 07:40 PM
قدر اون لحظه نداره که من رو دادی نشونم
وقتی شب، شب سفر بود توی کوچه‌های وحشت
وقتی همسایه کسی بود واسه بردنم به ظلمت
وقتی هر ثانیه شب طپش هراس من بود
ص

shorideh
07-27-2008, 07:42 PM
صوفی گلی بچین و مرقع بخار بخش
وین زهد خشک را بمی خوشگوار بخش

ت

Hich Kas
07-27-2008, 07:45 PM
تمام عمر خماری، چگونه بی تو بمانم؟
ببار ابر بهاری، هنوز شهره شهر است
کرامتی که تو داری، چگونه بی تو بمانم؟
بیا به خانه دل ها، که در فراق تو دل را
نمانده است قراری، چگونه بی تو بمانم؟
غ

درسا
07-27-2008, 07:45 PM
مرا در دام ها بسيار بستند زبالم كودكان برها شكستند

ASEMONI
07-27-2008, 07:47 PM
غم جهان مخور و پند من مبر از ياد
که اين لطيفه عشقم ز ره روي يادست
رضا به داده بده وز جبين گره بگشاي
که بر من و تو در اختيار نگشادست

ج

shorideh
07-27-2008, 07:49 PM
جگر چون نافه ام خون گشت کم زینم نمی یابد
جزای آنکه با زلفت سخن از چین خطا گفتیم

آ

Hich Kas
07-27-2008, 07:50 PM
اگر صداي مرا امتداد دريا بود
دگر به فصل صداقت، بهار پيدا بود
اگر نجابت خورشيد، جلوه‌گاهي داشت
شب شكفتن فرياد ما، پگاهي داشت
و

ASEMONI
07-27-2008, 07:52 PM
وااااااااای همش واو می دین

Hich Kas
07-27-2008, 07:54 PM
ای دوست مدد، خادم دربار تو باشم
با دست تهی در صف انصار تو باشم
یک برکت جانانه به عمر و نفسم ده
تا بانفسم مجری افکار تو باشم

به دلخواه ...

ASEMONI
07-27-2008, 08:02 PM
وین نه مسجد که در آن بی خبر آئی به خروش
این خرابات مغان است و در آن مستانند

ژ

Hich Kas
07-27-2008, 08:05 PM
ژاله را یکدم به چشم دل بین
خطا باشد به چشم سر دیدن
....

shorideh
07-27-2008, 08:12 PM
ژ آتش آب می جویم ببین فکر محال من
وفاداری طمع می دارم از طبع جفا جویت

ش

Hich Kas
07-27-2008, 08:14 PM
شاید که دگر میکده را درک نکردم
ساقی بده جامی که گرفتار تو باشم
اختیاری...

شب خوش

ASEMONI
07-27-2008, 08:17 PM
شور شراب عشق تو آن نفسم رود ز سر
كاين سر پر هوس شود خاك در سراى تو

شبت خوش

shorideh
07-27-2008, 08:26 PM
ور از این بی خبری رنج مبر هیچ مگو
من به گوش تو ز اسرار نهان خواهم گفت
سر بجنبان که بلی جز که بسر هیچ مگو
شب خوش دوست عزیز

iranemanl
07-28-2008, 05:10 PM
بیا سر مزار من اروم و اهسته عزیز
طاقت گریه ندارم اشکی برای من نریز
میخوام بگم دوست دارم حتی اگه جدا باشیم
این همه فاصله کمه اگه بیاد هم باشیم
...................

shorideh
07-28-2008, 06:56 PM
من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشت
از اهل بهشت کرد یا دوزخ زشت
جامی و بتی و بربطی برلب کشت
این هرسه مرا نقد و تورا نسیه بهشت

حرف اختیاری

iranemanl
07-28-2008, 07:01 PM
تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج
سزد اگر همه دلبران دهندت باج
.........

shorideh
07-28-2008, 07:06 PM
صبا ز منزل جانان گذر دریغ مدار
وزو بعاشق بیدل خبر دریغ مدار
حریف عشق تو بودم چو ماه نو بودی
کنون که ماه تمامی نظر دریغ مدار
..............

iranemanl
07-28-2008, 07:08 PM
قسم خوردیم زیر درخت یاس خونمون یادته
که پیوند دل به دل را عاشقانه داستان کنیم
.........

shorideh
07-28-2008, 08:29 PM
بی مهر رخت روز مرا نور نمانده است
وز عمر مرا جز شب دیجور نمانده است
هنگام وداع تو ز بس گریه که کردم
دور از رخ تو چشم مرا نور نمانده است


چ

sahar.7888
07-28-2008, 10:03 PM
چشمش همه را خواند وز روي مرا راند
مستست و نمي داند هوشيار كنش يارب


ب

shorideh
07-29-2008, 03:20 PM
بیزار گردند از شهی ، شاهان اگر بویی برند
زان باده ها که عاشقان در مجلس دل می خورند

********************************

باده و مطرب و گل نیک بود لیک عزیزان
بهر هجران که شنیده است بجز مرگ دوایی


ش

iranemanl
07-29-2008, 05:48 PM
شب تاريک و بيم موج و گردابي چنين هايل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحل‌ها
همه کارم ز خود کامي به بدنامي کشيد آخر
نهان کي ماند آن رازي کز او سازند محفل‌ها
خ

shorideh
07-29-2008, 06:39 PM
خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت
به قصد جان من زار ناتوان انداخت
به یک کرشمه که نرگس بخود فروشی کرد
فریب چشم تو صد فتنه در جهان انداخت

گ

iranemanl
07-29-2008, 06:44 PM
گریه را به مستی بهانه کردم
شکوه ها ز دست زمانه کردم
ر

shorideh
07-29-2008, 06:48 PM
روزگاریست که سودای بتان دین منست
غم این کار نشاط دل غمگین منست
دیدن روی ترا دیده ی جان بین باید
این کجا مرتبه ی چشم جهان بین منست

م

sahar.7888
07-29-2008, 10:35 PM
من نديدم سخني خوشتر از افسانه ي تو
عاقلان بيهده خندند به ديوانه ي تو

ا

Hich Kas
07-30-2008, 10:23 AM
این گونه دل شکسته به خاکم نیفکنی!
پنداشتی که کوره ی سوزان عشق من
دور از نگاه گرم تو خاموش می شود؟
پنداشتی که یاد تو، این یاد دلنواز
در تنگنای سینه فراموش می شود؟

ف

sahar.7888
07-30-2008, 11:12 PM
فارغ دمي نيم ز پشيماني گناه
تقدير سرنوشت مرا از عرق نوشت

م

Hich Kas
07-30-2008, 11:15 PM
من كجا و تو كجا چه روزگار مبهمي ست
فكر و ذكرم پيش تو فكر تو جاي ديگرست
ب

sahar.7888
07-30-2008, 11:24 PM
بروي نعش مجنون بلبل و پروانه مي گفتند
كه مرد كامل و مرد صحبت از ميان گم شد
نميدانم كدامين ناوك مژگان هلاكم كرد
دو صفير يكدگر بستند و قاتل از ميان گم شد


گ

Hich Kas
07-30-2008, 11:25 PM
گفته بودم بعد از اين بايد فراموشش كنم
ديدمش وز ياد بردم گفته هاي خويش را
ک

sahar.7888
07-30-2008, 11:33 PM
كي راست شود كارم؟زين غصه كه من دارم
اي كار مرا ويران بنياد زدست تو

ن

Hich Kas
07-30-2008, 11:35 PM
ناگهان در كوچه ديدم بي وفاي خويش را
باز گم كردم ز شادي دست و پاي خويش را

خ

sahar.7888
07-30-2008, 11:39 PM
خلقي همه با هم سخن وصل تو گويند
من بيكسم افسانه ي هجران به كه گويم؟

د

Hich Kas
07-30-2008, 11:42 PM
در آيينه به خود نگاه مي‌کنم
آه!!! عشق تو عجيب مرا پير کرده است
راست گفت آيينه که منتظر نباش
او براي هميشه دير کرده است
ش

sahar.7888
07-30-2008, 11:48 PM
شادي به غمت دادم واكنون زغمت شادم
زيرا كه نشايد شد دلشاد زدست تو

ع

Hich Kas
07-30-2008, 11:51 PM
عشق از ازل است و تاابد خواهدبود
جوینده عشق بی‌عدد خواهدبود
فردا که قیامت آشکارا گردد
هرکس که نه عاشق است رد خواهد بود

به دلخواه شب خوش

shorideh
07-31-2008, 06:49 PM
دوش سودای رخش گفتم ز سر بیرون کنم
گفت کو زنجیر تا تدبیر این مجنون کنم
قامتش را سرو گفتم سرکشید از من بخشم
دوستان از راست می رنجد نگارم چون کنم

......

iranemanl
07-31-2008, 06:51 PM
مرا كه اينهمه توفان طبيعتم درياب
كه من به يك سر موي محبتي رامم
..................

shorideh
07-31-2008, 06:53 PM
مدامم مست میدارد نسیم جعد گیسویت
خرابم می کند هر دم فریب چشم جادویت
..............

iranemanl
07-31-2008, 06:58 PM
بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باش
وین سوخته را محرم اسرار نهان باش
..............

Hich Kas
07-31-2008, 07:00 PM
دیده اگر با تو برابر شود
چشم من ایینه محشر بود
دم بزن ی غنچه ی باغ ازل
تا نفس خاک معطر شود
........

shorideh
07-31-2008, 07:03 PM
جامیست که عقل آفرین می زندش
صد بوسه ز مهر بر جبین میزندش
این گوزه گر دهر چنین جام لطیف
می سازد و باز بر زمین می زندش

Hich Kas
07-31-2008, 07:05 PM
یک مشت خاک غفلت ومیل و هوای نفس
فکرش مرا ز خود چه بیزار میکند
هر روز در صعود به اوج حضیض خود
با من چه این وجود گنهکار میکند

.........

sahar.7888
07-31-2008, 11:08 PM
دل پاره گشت و قطره خوني به ديده ماند
اين طفل اشك نيست بجز يادگار دل

ل

shorideh
07-31-2008, 11:15 PM
لطف خدا بیشتر از جرم ماست
نکته ی سر بسته چه دانی خموش


ر

sahar.7888
07-31-2008, 11:21 PM
رنگي برآميزم همي مي در قدح ريزم همي
در باده آويزم همي كانده گسارم باده پس

س

iranemanl
08-01-2008, 05:20 PM
سوختم در انتظارت اي طبيب اشتياق
مرهمي كو تا كند تيمار قلب ريش را
...............

Hich Kas
08-01-2008, 05:52 PM
احساس ،عشق،عاطفه،یا نیست یا کم است
اقرار می کنم که در این جا_بدون تو_
حتی برای آه کشیدن ،هوا کم است


..........

sahar.7888
08-01-2008, 11:32 PM
تنم در بند هجر تو اسيرست
دلم در دست عشق تو زبونست
غم عشق تو در جان هيچ كم نيست
چه جاي كم كه هر ساعت فزون است

پ

ninaberkehbasafa
08-03-2008, 07:47 AM
پـا بـر سـر دل نـهــاده مي گـويــم
بگذشتن از آن ستيزه جو خوشتر
يك بـوسـه ز جــام زهــر بـگرفتــن
از بوســه ي آتشيــن او خـوشتــر

بعدي خ

Hich Kas
08-03-2008, 08:52 AM
خورشيد پناه آرد در سايه اقبالت
آرى چه توان کردن آن سايه عنقا را
مغزى که بد انديشد آن نقص بسست اى جان
سوداى بپوسيده پوسيده سودا را

.................

sahar.7888
08-03-2008, 09:46 PM
از عشوه ي عشق تو اگر مست شدم مست
ز خوردن اندوه تو هوشيارم هوشيار

ن

Hich Kas
08-04-2008, 09:22 AM
ناز و عشوه های زیرکانه خوشتر است
ای ستاره ها چه شد که در نگاه من
دیگر آن نشاط ونغمه و ترانه مرد ؟
ای ستاره ها چه شد که بر لبان او
آخر آن نوای گرم عاشقانه مرد ؟

ز

sahar.7888
08-04-2008, 11:18 PM
ز حد بگذشت مشتاقي و صبر اندر غمت يارا
به وصل خود دوائي كن دل ديوانه ي ما را

ب

Ghariib
08-05-2008, 01:54 PM
بيا تا قدر يكديگر بدانيم

كه تا نا گه ز يكديگر نمانيم

ع

iranemanl
08-05-2008, 05:06 PM
عشق با لفظ عاشقانه عاشق را عاشق کند
تو مگو عشق چیست ,عاشق کیست,عشق آن کند
چ

shorideh
08-05-2008, 07:22 PM
چون نیست مرا بر تو راهی
زین پس من و گوشه ای و آهی

س

iranemanl
08-05-2008, 07:24 PM
مرنجان دلم را كه اين مرغ وحشي
زبامي كه برخواست مشكل نشيند

گ

o-m-i-d
08-05-2008, 07:26 PM
گاهي ز غمت فتم چو موري
گاهي ز شعف شوم چو شيري

ژ ؟

shorideh
08-05-2008, 07:29 PM
مرنجان دلم را كه اين مرغ وحشي
زبامي كه برخواست مشكل نشيند

گ

گفتم که بر خیالت راه نظر ببندم
گفتا که شب رو است او از راه دیگر آید

ج

Hemaseh
08-05-2008, 07:38 PM
جانان مهر و از ما جانفشانیهاست

جواب مهربانی مهربانیهاست
ف

o-m-i-d
08-05-2008, 07:40 PM
فلك را ببين چه گستاخانه شلاق مي زند... درست جايي كه نبايد زند مي زند..



بعدي با
ژ ؟

iranemanl
08-05-2008, 07:44 PM
ژاله بر چین ابروت نمایان است
عشق من برای تو ,عاشقان است
...................

o-m-i-d
08-05-2008, 07:47 PM
مرسي ممنون ديگه داشتم نا اميد مي شدم كه بتونه كسي با ژ بگه از دست يكي دوتاشون هم بابت كاري كه كردن خيلي ناراحتم ...

نقطه چين عشق ما تا قيامت نقطه دارد... آخه دل ما هم خدااايي دارد
بعدي با الف

shorideh
08-05-2008, 07:49 PM
سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
بفتراک جفا جانها چو بربندند بربندند
ز زلف عنبرین دلها چو بگشایند بفشانند
بعمری یک نفس با ما چو بنشینند برخیزند
نهال شوق در خاطر چو برخیزند بنشانند
.........

Hemaseh
08-05-2008, 07:51 PM
دیدی که خون ناحق پروانه شمع را
چندان امان نداد که شب را سحر کند
ل

iranemanl
08-05-2008, 07:51 PM
رو بهر سوي كنم نقش تو آيد به نظر
روي گفتار به يك قبله بگو از چه كنم؟
.................

o-m-i-d
08-05-2008, 07:54 PM
فكر كنم من كشكم اينجا يا نو خودي هستم آره ؟ دو سه بار هر چي نوشتم و گفتم بعدي آقايون خانوما انگار نه انگار كه .. خب دست همگي درد نكنه .. شب همگي خوش... ولي اين رسمش نيست

shorideh
08-05-2008, 07:54 PM
مرسي ممنون ديگه داشتم نا اميد مي شدم كه بتونه كسي با ژ بگه از دست يكي دوتاشون هم بابت كاري كه كردن خيلي ناراحتم ...

نقطه چين عشق ما تا قيامت نقطه دارد... آخه دل ما هم خدااايي دارد
بعدي با الف


ای روی ماه منظر تو نو بهار حسن
خال و خط تو مرکز و مدار حسن
در چشم پر خمار تو پنهان فسون سحر
در زلف بیقرار تو پیدا قرار حسن
از دام زلف و دانه ی خال تو در جهان
یک مرغ دل نماند نگشته شکار حسن
...........

Hemaseh
08-05-2008, 08:12 PM
نباید تاخت بر بیچارگان روز توانایی
به خاطر باید داشت روزگار ناتوانی
چ

shorideh
08-05-2008, 08:26 PM
چه دانستم که این سودا مرا زینسان کند مجنون
رخم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون

ق

iranemanl
08-05-2008, 08:28 PM
قدم قدم غم غربت مرا پیر کند
کجایی تا بدانی چه ها میکشم
............................

shorideh
08-05-2008, 08:33 PM
با درد بساز چون دوای تو منم
در کس منگر که آشنای تو منم
گر کشته شوی مگر که من کشته شدم
شکرانه بده که خونبهای تو منم
..............
شب خوش خوبان

sahar.7888
08-05-2008, 10:26 PM
ملول از هوشم اي ساقي قدح در ده به ميخانه
بناي توبه و زهدم بسيل باده ويران كن

ف

Ghariib
08-06-2008, 05:14 AM
فكر عشق غم در دل حافظ زد و سوخت

يار ديرينه ببينيد كه با يار چه كرد

Hamid_38
08-06-2008, 06:56 AM
دردم نه همین است که بستند پرم را
ترسم نرسانند به گلشن خبرم را
از حسرت مرغی که جدا ماند ز گلشن
آگه نشدم تا نشکستند پرم را
عاشق اصفهانی

iranemanl
08-06-2008, 06:39 PM
حلقه زلفش تماشاخانه بادصباست
جان صد صاحبدل انجا بسته یک مو ببین
....................

sahar.7888
08-06-2008, 10:18 PM
نمي دانم كدامين ناوك مژگان هلاكم كرد
دو صفير يكديگر بستند و قاتل از ميان گم شد


ي

Sheyda Vahedi
08-07-2008, 05:38 AM
یک لحظه مرا بی رخت آرام نباشد
دل را به جز از لعل لبت کام نباشد ...

م

o-m-i-d
08-07-2008, 05:45 AM
مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک - چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم

ج

Sheyda Vahedi
08-07-2008, 06:47 AM
جان چه باشد که فدای قدم دوست کنم
این متاعیست که هر بی سر و پایی دارد

Sheyda Vahedi
08-07-2008, 06:50 AM
ه ...............

..AmiR..
08-07-2008, 08:56 AM
هر ساعتم اندرون بجوشد خون را
واگاهی نیست مردم بیرون را
الا مگر آنکه روی لیلی دیدست
داند که چه درد می‌کشد مجنون را؟

ف

sahar.7888
08-07-2008, 09:58 PM
فارغ دمي نيم ز پشيماني گناه
تقدير سرنوشت مرا از عرق نوشت

س

shorideh
08-09-2008, 07:08 PM
فارغ دمي نيم ز پشيماني گناه
تقدير سرنوشت مرا از عرق نوشت

س

سلطان و فکر لشکر و سودای تاج و گنج
درویش و امن خاطر و گنج قلندری
یک حرف صوفیانه بگویم اجازتست
ای نور دیده صلح به از جنگ و داوری


...............

sahar.7888
08-10-2008, 10:31 PM
يكشب در آمداز درم آن لاله رخ ولي
ننشست همچو شمع زپا در زمان برفت

م

Ghariib
08-11-2008, 04:22 AM
مژده صبح درين تيره شبانم دارم

شمع كشتند و ز خورشيد نشانم دادند

ع

hell-boy
08-11-2008, 04:55 AM
عسل از معدن زنبور خیزد،
قشون از ناله شیپور خیزد،
غ

amirmasood49
08-11-2008, 04:59 AM
عشقت به من سوخته دل گرم افتاد
آری همه در سوخته افتد آتش
خ

amirmasood49
08-11-2008, 05:04 AM
عسل از معدن زنبور خیزد،
قشون از ناله شیپور خیزد،
غ
غم کیست که گرد دل مردان گردد
غم گرد فسردگان و سردان گردد
خ

srghd
08-11-2008, 05:08 AM
عشقت به من سوخته دل گرم افتاد
آری همه در سوخته افتد آتش
خ
خراب خفت تلبیس دیو نتوان بود
بیا بیا که همان خاتم سلیمانی
ت

Ghariib
08-11-2008, 05:25 AM
تا نيست نگردي ره هستت ندهند

وين مرتبه با همت پستت ندهند

ع

srghd
08-11-2008, 05:41 AM
تا نيست نگردي ره هستت ندهند

وين مرتبه با همت پستت ندهند

ع

عمری ست تا از جان و دل ، ای جان و دل می خوانمت
تو نیز خواهان منی ، می دانمت ، می دانمت
ح

ninaberkehbasafa
08-11-2008, 05:46 AM
حرفي كه مهر نيست در آن ، ناشنيده باد
دستي كه نيست دست محبت ، بريده باد
چ

srghd
08-11-2008, 06:06 AM
حرفي كه مهر نيست در آن ، ناشنيده باد
دستي كه نيست دست محبت ، بريده باد
چ
چه پرده ها که گشودیم و آنچنان که تویی
هنوز در پس پندار سایه پنهانی
م

Sheyda Vahedi
08-11-2008, 06:50 AM
ما غم کس نخورده ایم مگر
که دگر کس نمی خورد غم ما
ما غم دیگران بسی دیدیم
دیگری نیز بنگرد غم ما ...



ش

inaz55
08-11-2008, 09:36 AM
شد رنج دلم فره چه تدبير كنم
بگسست مرا زره ، چه تدبير كنم ؟

چ

Ghariib
08-11-2008, 11:29 AM
چه دانستم كه اين سودا مرا ز اين سان كند مجنون

دلم را دوزخي سازد دو چشم را كند جيحون

ع

inaz55
08-11-2008, 11:33 AM
عاشقي را بود معشوقي چو ماه
مهر كرده ترك پيش او كلاه


ث

Hich Kas
08-14-2008, 02:25 PM
ثانیه ی گر به دلت بند نباشی
یک عمر شکر ریز لب قند نباشی

چ

iranemanl
08-14-2008, 02:59 PM
چه روز دلخراشی ,وقتی خواستی جدا شی
قلبم رو بهت دادم که امید داشته باشی
ولی زدی شکستی بدونه هیچ بهونه
عزیزم دلت از سنگه تو خاطرم میمونه
.............

Hich Kas
08-14-2008, 03:07 PM
سلام
فهمیدن عشق را چه مشكل كردند
ما را ز درون خویش غافل كردند
انگار كسی به فكر ماهی ها نیست
سهراب بیا كه آب را گل كردند
......

iranemanl
08-14-2008, 03:09 PM
غم جهان مخور و پند من مبر از ياد
که اين لطيفه عشقم ز ره روي يادست
رضا به داده بده وز جبين گره بگشاي
که بر من و تو در اختيار نگشادست
.............

Hich Kas
08-14-2008, 03:35 PM
پس از یک عمر آمدی عشق
در این ایام دلگیر آمدی عشق
دلم یک غنچه بود و زود پژمرده
چرا دیر آمدی ، دیر آمدی عشق
..........

sahar.7888
08-15-2008, 10:27 PM
قرار و صبر و دل و عقل بود مونس من
كنون ز آتش عشق تو هر چهار بسوخت

س

inaz55
08-16-2008, 06:53 AM
سر مطرب شكست و چنگ بفكند
بروت روستايي پاك بركنـــــــــــــــــد

ذ

iranemanl
08-16-2008, 09:06 AM
ذوق دیدار شوق موندن مرا برید
عشق تو ,دوسداشتنت مرا خرید
گ