View Full Version : مشاعره با انتحاب حرف برای شعر نفر بعدی .......
Hemaseh
07-01-2008, 08:47 PM
میان این همه گلهای ناز پرور باغ
گلی نبود که از دست ما دلی ببرد
با ز
Mohammad Hosseini
07-01-2008, 09:04 PM
ز بي مهري چنان دم مي زني با ما كه پنداري.............
به عمر خويشتن نشنيده اي نام محبت را..........
با ك.........
sahar.7888
07-01-2008, 09:43 PM
كنون كه زنده ام ايدوست قدر من بشناس
كه چند روزه ي عمر اينقدر زماني نيست
ب
Sammira
07-02-2008, 07:48 AM
بلور اشك به چشمم شكست وقت وداع
كه اولين غم من،آخرين نگاه تو بود
با ط
Hamid_38
07-02-2008, 11:04 AM
طوطی نازم ،چرا از کلبه ی من پر کشیدی ؟
چتر سبز باغ و بستان که را بر سر کشیدی ؟
دل به رنگ آن نوک گلگون در آمد زین جدایی
عاشقت بودم ندانستی که دامن در کشیدی؟
ا
Ghariib
07-02-2008, 11:06 AM
اين بار من يكبارگي در عاشقي پيچيده ام
اين بار من يكبارگي از عافيت ببريده ام
ب
neddi
07-02-2008, 11:07 AM
بنشين بر لب جوي و گذر عمر ببين
كاين اشارت ز جهان گذران مارا بس
ي
Hamid_38
07-02-2008, 11:10 AM
بنشين بر لب جوي و گذر عمر ببين
كاين اشارت ز جهان گذران مارا بس
ي
یاران موافق همه از دست شدند
در پای اجل یکان یکان پست شدند
خوردیم ز یک شراب در مجلس عمر
دوری دو سه پیشتر ز ما مست شدند
ن
Hich Kas
07-02-2008, 07:11 PM
نه ! نمی شود رفت و گذشت و ندید !
هنوز چشمی پشت پنجره منتظر است
د
Baharjoon
07-02-2008, 07:54 PM
دیدار می نمایی و پرهیز می کنی
بازار خویش و آتش ما تیز می کنی
iranemanl
07-02-2008, 07:55 PM
پیش از انت بیش از این اندیشه عشاق بود
مهرورزی تو با ما شهره آفاق بود
د
Hich Kas
07-02-2008, 07:58 PM
دلم اویخته از دار پریشانی ها
یک نفر نیست مسیحای مرا بشناسد
غ
iranemanl
07-02-2008, 08:02 PM
غم عشقت بسم نبود منو حیرون کردی
سفر نکن عشق دلم ,من و پریشون کردی
ن
Hich Kas
07-02-2008, 08:04 PM
نگران دیده به ره دارم
شاید آن گمشده باز اید
سایه ای تا که به در افتد
من هراسان بدوم بر در
ر
Baharjoon
07-02-2008, 08:08 PM
رسییم و طبلی به غرش در آمد
که یعنی تو طبلی و طبلت سر آمد
با خ
Hich Kas
07-02-2008, 08:12 PM
خیره گردم به در دیگر
همه شب در دل این بستر
جانم آن گمشده را جوید
خ
iranemanl
07-02-2008, 08:12 PM
خوب من,گویم تو خوبی
ماه من ,گویم تو نابی
پرستش سزای تو
عشق من برای تو
و
Hich Kas
07-02-2008, 08:14 PM
واسه آرامش چشمات از تو عاشقانه گفتم
تا دوباره جون بگیری واسه تو ترانه گفتم
پ
Baharjoon
07-02-2008, 08:18 PM
پوشیده ای سفید،کجا سبز من؟ نکند
نار و ترنج باغ صفا عاشقت بشود
بگذار دل به دل غنچه ها ولی نگذار
پروانه های خانه ما عاشقت بشود
با ث
iranemanl
07-02-2008, 08:21 PM
ثانیه آخری را تو بمون نرو
بگذار بگن وفاداری در عشق
اگه بری رسوا میشه دلامون
ویران میشه کاخ عاشق عشق
ق
Hich Kas
07-02-2008, 08:24 PM
قلبت قایقم کرد
من اسیر عشق نبودم
چشای تو عاشقم کرد
ف
iranemanl
07-02-2008, 08:27 PM
فاصله را بردار به حرمت عشق
سلام دارم به تو ,حضر ت عشق
ص
Hich Kas
07-02-2008, 08:57 PM
صالح و طالح متاع خویش نمودند
تا که قبول افتد و که در نظر آید
ک
Mohammad Hosseini
07-02-2008, 09:30 PM
كوهكن را دم رفتن به سر آمد شيرين
قدمش باد مبارك كه چه شيرين آمد..................
ا........
Hich Kas
07-02-2008, 09:35 PM
ای خـــواجه نمــیبینی ایــن روز قــیامت را
این یوسف خوبی را این خوش قد و قامت را
ی
sahar.7888
07-02-2008, 09:54 PM
يكشب آخر سينه ي پر درد را خواهم دريد
از سر راز دل خود پرده بر خواهم گرفت
ت
Hich Kas
07-02-2008, 09:58 PM
تویی تنها تویی تو علت من
تو بخشاینده بی منت من
ل
sahar.7888
07-02-2008, 10:07 PM
لباس فقر و فنا بر تن من ارزاني
كه كشته ام همه جا ديو آز نفساني
ف
Hich Kas
07-02-2008, 10:16 PM
فاش میگویم و از گفته خود دلشادم
بندهء عشقم و از هر دو جهان آزادم
نیست بر لوح دلم جز الف قامت دوست
چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم
ص
sahar.7888
07-02-2008, 10:22 PM
صبح كاذب بود و چون برق از نظرگاهم گذشت
تا شدم مست نگاهش از سر راهم گذشت
چ
Hamid_38
07-03-2008, 07:14 AM
صبح كاذب بود و چون برق از نظرگاهم گذشت
تا شدم مست نگاهش از سر راهم گذشت
چ
چون نیست مقام ما در این دهر مقیم
پس بی می و معشوق خطائیست عظیم
تا کی ز قدیم و محدث امیدم و بیم
چون من رفتم جهان چه محدث چه قدیم
د
srghd
07-03-2008, 07:25 AM
در بزم نوش عاشقان، حیف است جام دل تهی
گر باده ی شادی نشد، لبریز از خونش کنم
ي
Hamid_38
07-03-2008, 07:30 AM
در بزم نوش عاشقان، حیف است جام دل تهی
گر باده ی شادی نشد، لبریز از خونش کنم
ي
یک نان به دو روز اگر بود حاصل مرد
از کوزه شکستهای دمی آبی سرد
مامور کم از خودی چرا باید بود
یا خدمت چون خودی چرا باید کرد
ن
Ghariib
07-03-2008, 07:32 AM
نم مي و اصل من مي عشق
بگو از مي بجز مستي چه زايد
س
srghd
07-03-2008, 07:39 AM
نم مي و اصل من مي عشق
بگو از مي بجز مستي چه زايد
س
سبزه ی گمشده در سایه ی جنگل بودم
بر من ای مهر دل افروز! گذار تو نبود
ش
Hamid_38
07-03-2008, 07:42 AM
سبزه ی گمشده در سایه ی جنگل بودم
بر من ای مهر دل افروز! گذار تو نبود
ش
شوقی، که چو گل دل شکفاند، عشق است
ذهنی، که رموز عشق داند، عشق است
مهری، که تو را از تو رهاند، عشق است
لطفی، که تو را بدو رساند، عشق
ب
srghd
07-03-2008, 07:47 AM
ببین: عمری وفادار تو بودم
دلم جز با تو پیوندی نبسته،
چه سازم؟ نقش عشقی تازه چندی ست
به خلوتگاه پندارم نشسته.
Hamid_38
07-03-2008, 07:59 AM
ببین: عمری وفادار تو بودم
دلم جز با تو پیوندی نبسته،
چه سازم؟ نقش عشقی تازه چندی ست
به خلوتگاه پندارم نشسته.
هان! راز دل خستهی ما فاش مکن
با یار عزیز خویش پرخاش مکن
آن دل که به هر دو کون سر در ناورد
اکنون که اسیر توست رسواش مکن
ع
srghd
07-03-2008, 08:11 AM
عقل ، ره نمی جوید در خیال مغشوشم
این کلاف سر در گم یادگار آن گیسوست
ف
Ghariib
07-03-2008, 08:15 AM
فكر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت
يار ديرينه ببينيد كه با يار چه كرد
غ
Hamid_38
07-03-2008, 08:22 AM
فكر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت
يار ديرينه ببينيد كه با يار چه كرد
غ
غم گرد دل پر هنران میگردد
شادی همه بر بیخبران میگردد
زنهار! که قطب فلک دایرهوار
در دیدهی صاحبنظران میگردد
ر
Ghariib
07-03-2008, 08:36 AM
رندان سلامت مي كنند جان را غلامت مي كنند
مستي ز جامت مي كنند مستان سلامت مي كنند
ع
Hamid_38
07-03-2008, 08:46 AM
رندان سلامت مي كنند جان را غلامت مي كنند
مستي ز جامت مي كنند مستان سلامت مي كنند
ع
عالم ز لباس شادیم عریان یافت
با دیدهی پر خون و دل بریان یافت
هر شام که بگذشت مرا غمگین دید
هر صبح که خندید مرا گریان یافت
م
iranemanl
07-03-2008, 09:08 AM
من و یه قلب داغون
من و چشمای گریون
من عاشق تو قلبت
بودم دوروزی مهمون
ک
Hamid_38
07-03-2008, 10:15 AM
من و یه قلب داغون
من و چشمای گریون
من عاشق تو قلبت
بودم دوروزی مهمون
ک
کردیم هر آن حیله که عقل آن دانست
تا راه توان به وصل جانان دانست
ره مینبریم و هم طمع می نبریم
نتوان دانست، بو که نتوان دانست
ر
..AmiR..
07-03-2008, 11:45 AM
روم در پای گل افغان کنم سر
که هر سوته دلی در غلغل آیو
ز
Hich Kas
07-03-2008, 12:37 PM
زدست دیده ودل هر دو فریاد
که هر چه دیده بیند دل کند یاد
بسازم خنجری نیشش ز پولاد
زنم بر دیده تا دل گردد ازاد
س
Hamid_38
07-03-2008, 12:44 PM
سرگردانم ز هجر، معلومم نیست
در پای که افتم که به دستت آرم؟
دل پیشکش نرگس مستت آرم
جان تحفهی آن زلف چو شستت آرم
ب
..AmiR..
07-03-2008, 12:45 PM
به هر شام و سحر گریم بکوئی
که جاری سازم از هر دیده جوئی
مو آن بی طالعم در باغ عالم
که گل کارم بجایش خار روئی
چ
Hich Kas
07-03-2008, 12:48 PM
چند مغايرت كنى با غمت آشنا منم
پرده به روى بستهاى زلف بهم شكستهاى
از همه خلق رستهاى از همگان جدا منم
شير توئى شكر توئى شاخه توئى ثمر توئى
ث
iranemanl
07-03-2008, 02:47 PM
ثانیه آخری را تو بمون نرو
بگذار بگن وفاداری در عشق
اگه بری رسوا میشه دلامون
ویران میشه کاخ عاشق عشق
ق
Hich Kas
07-03-2008, 02:51 PM
قـدم خـم و افـســرده با مـوی ســپیـدم مـن
دلــدار ببین گـشــته زیبـاتر و افـشــان مو
من سوختم از غم ها او خنده به لـب دارد
دیگــر نبود چــون من دلــداه گــریان رو
ی
Hemaseh
07-03-2008, 03:29 PM
یادم رفت لطفا با این کلمه زیبا و دوست داشتنی د ادامه بدهید
Hich Kas
07-03-2008, 03:30 PM
در من ترانه های قشنگی نشسته اند
انگار از نشستن ِ بیهوده خسته اند
انگا ر سالهای زیادی ست بی جهت
امید خود به این دل ِ دیوانه بسته اند
د
Hemaseh
07-03-2008, 03:33 PM
دل به نگاه تو زدن کار کمی نیست
این شوق مرا این همه بی واهمه کرده ست
با ت
Hich Kas
07-03-2008, 03:36 PM
تا چند كنم به تو نظاره ؟
بگذار بخواب اندر آيم
ل
Hemaseh
07-03-2008, 03:44 PM
لا لا لا گل پونه
الان رفتم تو گلخونه
ه بده بیاد
Hich Kas
07-03-2008, 03:48 PM
هنوز ميان دريا و دلهره
مجبورت نكرده اند كه بداني
باد نمي فهمد
باد نمي فهمد
به دلخواه
Hemaseh
07-03-2008, 04:06 PM
دل من کی خیلی چیزا میخواد ولی محض گل روی شما
از جان گذشته ایم و به جانان رسیده ایم
از درد رسته ایم و به درمان رسیده ایم
Hich Kas
07-03-2008, 04:11 PM
مرا به رجعت خورشيد باور است هنوز
دل بسته ام به صبح سپيد
به سپيدي بلند ترين تيغه خورشيد
دل بسته ام به زندگي
زندگي چيست ؟
اندوخته بي دوام لحظه ها
به دلخواه
iranemanl
07-03-2008, 05:09 PM
ذره ذره هرچه در ارض و سماست
جنس خود را همچو كاه وكهرباست
ل
shorideh
07-03-2008, 06:20 PM
لحظه دیدار نزدیک است
باز می لرزد دلم دستم
باز گوئی در جهان دیگری هستم
آی مخراشی به غفلط گونه ام را تیغ
آی مپروشی صفای زلفکم را باد
آبرویم را نریزی دل
ای نخورده مست لحظه ی دیدار نزدیک است .
با س
iranemanl
07-03-2008, 06:23 PM
سایه عشقت هر جا برم با منه
رفتم از دیارت تا نگویی عاشقه
ت
shorideh
07-03-2008, 06:30 PM
تو عجب تنگه ی عابر کشی ای معبر عشق
که بجز کشته ی عاشق نکند از تو عبور
د
iranemanl
07-03-2008, 06:33 PM
دلم برات تنگ شده دنیا چه بیرنگ شده
کی کذر کنی بر دل که دلتم سنگ شده
گ
Hich Kas
07-03-2008, 06:48 PM
گر با من نبودش هیچ میلی
چرا ظرف مرا بشکست لیلی؟
ر
iranemanl
07-03-2008, 06:51 PM
رسم وفا به از این نباشد
من با جان و دل بخواهم ترا
ج
shorideh
07-03-2008, 06:59 PM
جان من سنگدلی دل به تو دادن غلط است
رفتن اولاست ز کوی تو ستادن غلط است
ن
iranemanl
07-03-2008, 07:02 PM
نمیدانم تو میدانی
اگر نباشی هیچم
بیروح و پوچم..
و
shorideh
07-03-2008, 08:20 PM
واعظ مکن نصیحت شوریدگان که ما
با خاک کوی دوست بفردوس بنگریم
ک
iranemanl
07-03-2008, 08:22 PM
كه در قلبم چه اشوبي به پا كرد
واو هرگز شكستم را نفهميد
اگر چه تا ته دنيا صدا كرد
شبخوش
آ
shorideh
07-03-2008, 08:36 PM
آن یار کز او گشت سر دار بلند
جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد.
(( آن چه بیگانگی و این چه غریبی ست که نیست
آشنایی که بپرسیم سرای تو کجاست
چه شد آن مهر و وفایی که من آموختمت
عهد ما با تو نه این بود، وفای تو کجاست ))
شب خوش
sahar.7888
07-03-2008, 09:17 PM
حرف؟؟؟
ترك آزارم نكردي؟ ترك ديدارت كنم
آتش اندازم به جانت بسكه آزارت كنم
قلب بيمار مرا بازيچه مي پنداشتي؟!
آنقدر قلبت بيازارم كه بيمارت كنم
چ
shorideh
07-03-2008, 09:26 PM
چ
چه غریب ماندی ای دل!نه غمی ، نه غمگساری
نه به انتظار یاری، نه ز یار انتظاری
چه چراغ چشم دارد دلم از شبان و روزان
که به هفت آسمانش نه ستاره ای ست باری
ه
sahar.7888
07-03-2008, 09:30 PM
هوشمندي را نمي بينم مگر در خلوتي
سر بزانو روي بر ديوار در اين اجتماع
س
shorideh
07-04-2008, 10:31 AM
سایه ی معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد
ما به او محتاج بودیم او بما مشتاق بود
رشته ی تسبیح اگر بگسست معذورم بدار
دستم اندر دامن ساقی سیمین ساق بود
ن
MOSAFER KOCHOLO
07-04-2008, 01:07 PM
ن
نامهربانی را هم از تو دوست خواهم داشت
بیهوده می کوشی بمانی مهربان ای دوست
آن سان که می خواهد دلت با من بگو آری
من دوست دارم حرف دل را بر زبان ای دوست
ظ
iranemanl
07-04-2008, 04:01 PM
ظلمی که تو کردی به لیلی
قابیل و هابیل چنان نکردن
ه
.Behrooz.
07-04-2008, 05:08 PM
همرنگ دریا کن مرا!
یک بار معنا کن مرا!
ت
Hich Kas
07-04-2008, 05:11 PM
تو که رفتی همه ثانیه ها سایه شدند
سایه در سایه این ثانیه ها خواهم مُرد
د
iranemanl
07-04-2008, 06:14 PM
دلم را نشکن تو که سنگ نبودی
عاشق شدی تو که دلتنگ نبودی
ی
Hich Kas
07-04-2008, 06:23 PM
یا رب تو می دانی سر خوشم من
شـــکرت که یــــاری دُردانـه دارم
ش
iranemanl
07-04-2008, 06:27 PM
شب من شب نمیشه اگه تو یارم نباشی
روزام چه سخت میره اگه کنارم نباشی
ب
Hich Kas
07-04-2008, 06:30 PM
به جرم دوستي با تو ، گذشتند از تمام من
كسي ديگر نميخواهد ، دل غرق گناهم را
ر
iranemanl
07-04-2008, 06:50 PM
رسوا نکن دلم را تو ای یار
کی داند از دل من خبردار
الف
Hich Kas
07-04-2008, 07:07 PM
از سخن چینان ملالت ها پدید آمد ولی
گر میان همنشینان ناسزائی رفت، رفت
ن
iranemanl
07-04-2008, 07:13 PM
نگو به دوستم داری که باورم نمیشه
نگو فقط من و داری که باورم نمیشه
س
Hich Kas
07-04-2008, 07:18 PM
سوختم، باران بزن شايد تو خاموشم كني
شايد امشب سوزش اين زخم ها را كم كني
اه باران من سراپاي وجودم اتش است
پس بزن باران بزن شايد تو خاموشم کني
ه
iranemanl
07-04-2008, 07:21 PM
هرچی تودنیا غمه مال منه
روزی هزار بار دل من یشکنه
ز
Hich Kas
07-04-2008, 07:23 PM
زهی خجسته زمانی که یار باز آید
به کام غمزدگان، غمگسار باز آید
ص
iranemanl
07-04-2008, 07:37 PM
صبا بگو که چها برسرم دراین غم عشق
زآتش دل سوزان و دوداه رسید
پ
Hich Kas
07-04-2008, 07:50 PM
پس چرا نيستي پيشم؟
نگاه خيس تو کو؟
گوش گوش دوتا گوش؛
دو دست باز يه اغوش
ش
iranemanl
07-04-2008, 07:57 PM
شمع و گل و پروانه
همه رسیدن خانه
دلم که بود حیران
بپات شده دیوانه
ع
Hich Kas
07-04-2008, 08:04 PM
عشق من!بي هيچ ترديدي بمان با من
عشق يك مفهوم بي"اما"ست،مي داني؟
ک
iranemanl
07-04-2008, 08:19 PM
کاش بودی میدی چنان شکستم
ولی پیوند عشقت را نگسستم
Hich Kas
07-04-2008, 08:21 PM
معشوق تو هنوز به دنیا نیامده!
آدم فرشته ای که لباسش مبدل است
ن
iranemanl
07-04-2008, 08:24 PM
نگفتمت مرو آنجا که آشنات منم؟!
درين سراب فنا چشمهء حيات منم!
وگر بخشم روی صدهزارسال ز من
بعاقبت بمن آيی که منتـهات منم
س
Hich Kas
07-04-2008, 08:27 PM
ساقیا این مست را پیمانه ی دُردی بیار
گر کشد عشقت به پای دار،ای عاشق دمی
پای دار آنجا چو مردان کاین نماند پایدار
گ
sahar.7888
07-04-2008, 10:05 PM
گاهگاهي بگذاريد بر همنفسان
بهر تسكين دل سوخته مستانه روم
دلم از صحبت و دمسردي خويشان بگرفت
بگذاريد زماني بر بيگانه روم
ق
Hich Kas
07-04-2008, 10:49 PM
قطعه شعري ز ديوان عشقم
با نفسهاي من بوي خاك است
روزگاريست كه اين روح سرمست
عاشق يك پرستوي پاك است
س
sahar.7888
07-04-2008, 10:57 PM
سيلم و ويران نسازم برقم و خرمن نسوزم
ماهم و در پشت ابرم مهرم و تابش ندارم
ب
Hich Kas
07-04-2008, 11:00 PM
با سلامي مرا زيرو رو كرد
آمدو لانه گرم خود را
در دل سرد من جستجو كرد
ن
sahar.7888
07-04-2008, 11:17 PM
نه كمال از دگران ديده نه نقصان در خويش
اي زمان آينه بگذار كه كوريم هنوز
ر
Hich Kas
07-04-2008, 11:26 PM
روزگاريست كه اين روح سرمست
عاشق يك پرستوي پاك است
sahar.7888
07-04-2008, 11:31 PM
هيچكس عزيز پس كو حرف؟
تو اي تير قضا صيدي زمن بهتر كجا جويي
بكنج اين قفس مرغ نچيده دانه اي كمتر
ل
DJHamid
07-04-2008, 11:32 PM
حرفت رو نگفتی منم ت می دم
تا توانی دلی بدست آور
دل شکستن هنر نمی باشد
م
Hich Kas
07-04-2008, 11:35 PM
با ت (لبخند)
هيچكس عزيز پس كو حرف؟
تو اي تير قضا صيدي زمن بهتر كجا جويي
بكنج اين قفس مرغ نچيده دانه اي كمتر
ل
لالا لالا گل مريم
فدای تو ميشم هر دم
لالا لالا گل ياسم
تمام عمر به پات وايسم
Hich Kas
07-04-2008, 11:37 PM
با ت (لبخند)
حرفت رو نگفتی منم ت می دم
تا توانی دلی بدست آور
دل شکستن هنر نمی باشد
م
موج را آیا توان فرمود: ایست!
باد را فرمود: باید ایستاد؟
آنکه دستور زبان عشق را
بی گذاره در نهاد ما نهاد
و
amirmasood49
07-05-2008, 04:54 AM
ور بستاند دعا گری پیشه کنم
تا رحم کند پیش منت بنشاند
چ
Sammira
07-05-2008, 06:41 AM
چقدر تازه وپاكي مثل ياسهاي تو باغچه
مثل اون ديوان حافظ كه نشسته لب طاقچه
با ل
Ghariib
07-05-2008, 08:14 AM
لطف صلاح دل و دين تافت ميان دل من
شمع دل است او به جهان من كي ام او را لگنم
غ
amirmasood49
07-05-2008, 08:21 AM
غم نیست اگر چه تنگدستک شده ای
از کوزه سر فراخ مستک شده ای
ه
iranemanl
07-05-2008, 08:26 AM
همین بس که تورا در دل خواباندم
تا بشوی لالای دل عاشقم را
ف
Ghariib
07-05-2008, 09:09 AM
فكر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت
يار ديرينه ببينيد كه با يار چه كرد
س
iranemanl
07-05-2008, 09:14 AM
سرتو بگذار رو شانه هام خوابت بگیره
تاکه اروم دل بیتابت بگیره
ب
Hamid_38
07-05-2008, 10:44 AM
بایار به بوستان شدم رهگذری
کردم نظری سوی گل از بیصبری
آمد بر من نگار و در گوشم گفت:
رخسار من اینجا و تو در گل نگری؟
ر
iranemanl
07-05-2008, 10:46 AM
راه من و تو یکی نیس
ما زمین و اسمونیم
برو از برم جدا شو
نمیخوای باهم بمونیم
ج
Hamid_38
07-05-2008, 10:55 AM
راه من و تو یکی نیس
ما زمین و اسمونیم
برو از برم جدا شو
نمیخوای باهم بمونیم
ج
جانا، ز دل ار کباب خواهی، دارم
وز خون جگر شراب خواهی، دارم
با آنکه ندارم از جهان بر جگر آب
چندان که ز دیده آب خواهی دارم
د
iranemanl
07-05-2008, 11:02 AM
دلکم گله نکن هنوز نمیدونی
هنوز در دلش چون مهمونی
پاک و صادق باش تا بمونی
ت
Hamid_38
07-05-2008, 11:15 AM
تا این قفس جسم مرا طوطی عمر
در هم نشکسته است و نجسته است بده
چندن که خم بادهپرست است بده
چندان که در توبه نبسته است بده
ا
iranemanl
07-05-2008, 11:19 AM
اخه این دو روزه دنیا که وفایی نداره
چرا آدم روی قلب دیگرون غم بگذاره
اگه با غصه من خاطر تو شاد میشه
شادی من مال تو غم تو از من همیشه
غ
.Behrooz.
07-05-2008, 12:34 PM
غریبی بی کسی اندازه داره
دل منم آخه خدایی داره
یه گیتار شکسته همدم من
یه کولی و غریب بی نشونه
چ
MOSAFER KOCHOLO
07-05-2008, 09:23 PM
چکونه شرح دهم عمق خستگی ها را
اشاره میکنم : انگار کوه کن بودم
sahar.7888
07-05-2008, 09:49 PM
؟؟؟
منكه مشغولم به كار دل چه تدبيري مرا
من كه بيزارم ز كار گل چه تزويري مرا
منكه سيرابم چنين از چشمه جوشان عشق
خلق اگر با من نمي جوشد چه تاثيري مرا
ن
Ghariib
07-06-2008, 08:46 AM
نفس بر امد و كام از تو بر نمي ايد
فقان كه بخت من از خواب در نمي ايد
س
Hich Kas
07-06-2008, 09:32 AM
سعدیا با یار عشـق آسان بود
عشق باز اکنون که یار از دست رفت
ز
gholombeh
07-06-2008, 09:35 AM
ز روي دوست دل دشمنان چه دريابد
چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا
چو کحل بينش ما خاک آستان شماست
کجا رويم بفرما از اين جناب کجا
با ق
iranemanl
07-06-2008, 10:25 AM
قسم دادی که به پای عشقت بسوزم
سوختم و ساختم ولی تو خبر نداشتی
خ
gholombeh
07-06-2008, 10:32 AM
خاک ره آن يار سفرکرده بياريد
تا چشم جهان بين کنمش جاي اقامت
فرياد که از شش جهتم راه ببستند
آن خال و خط و زلف و رخ و عارض و قامت
با غ
MOSAFER KOCHOLO
07-06-2008, 09:03 PM
غم هامان سنگین است
دل هامان خونین است
از سر تا پامان خون می بارد
ف
sahar.7888
07-06-2008, 09:58 PM
فسانه هاي زندگي چگونه بشنود كسي؟!
كه داده گوش جان چو من بدلنشين صداي تو
س
Hich Kas
07-06-2008, 10:08 PM
سایه پرورده را چه طاقت آن
که رود بـا مبارزان به قتــــال
سست بازو به جهل میفکند
پنجه با مــرد آهنین چنـــگال
ل
sahar.7888
07-06-2008, 10:23 PM
لب ببستند و با اشاره دست
مصلحت در سكوت ما ديدند
تو چه داني كه اين نظر بازان
ديده را بسته و چها ديدند
ق
Hich Kas
07-06-2008, 10:34 PM
قلبتو دوباره می بخشیدی
لحظه ی پایان این دیدار رو
روز آغازی دگر می دیدی
اگه بیهوده نمی ترسیدم
ب
DJHamid
07-06-2008, 10:37 PM
بیا تا گل بر افشانیم و می در ساغر اندازیم
فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم
س
sahar.7888
07-06-2008, 10:41 PM
سر زده غم آمد و گفتم قدم بر روي چشم
اين تو و اين خانقاه بي در و دربان من
ج
Hich Kas
07-06-2008, 10:47 PM
جان بخش ز عشق بر سر دار
برگرد جمال شمع پر شو
در دایره وفا چو پرگار
ج
sahar.7888
07-06-2008, 11:05 PM
جلال زندگي در عشق ديديم
از اين بهتر دگر حرفي نداريم
ح
Hich Kas
07-06-2008, 11:06 PM
حبیب از شرم روی تو دل درمانده ای دارد
در میخانه ات بگشا که دریایی شود جانش
ش
Hamid_38
07-07-2008, 07:58 AM
شوقی، که چو گل دل شکفاند، عشق است
ذهنی، که رموز عشق داند، عشق است
مهری، که تو را از تو رهاند، عشق است
لطفی، که تو را بدو رساند، عشق است
م
Ghariib
07-07-2008, 08:23 AM
موي سپيد را فلكم رايگان نداد
اين رشته را به نقد جواني خريده ام
د
amirmasood49
07-07-2008, 08:51 AM
در دیده عشق می نگنجد شب و روز
این دیده عشق دیده دوز است عجب
و
Ghariib
07-07-2008, 09:07 AM
ورعاقبت اين چشم من محروم خواهد ماندن
تا كور گردد ان بصر كه او نيست لايق دوست را
ق
Hamid_38
07-07-2008, 09:29 AM
قدت قدم زبار محنت خم کرد
چشمت چشمم چو چشمهها پر نم کرد
خالت حالم چو روز من تیره نمود
زلفت کارم چو تار خود در هم کرد
د
Hich Kas
07-07-2008, 09:35 AM
دریچه ای به تماشای باغ وا می شد
دلم چو مرغ گرفتار بال و پر می زد
ن
Hamid_38
07-07-2008, 09:48 AM
ناقوس نواز گر ز من دارد عار
سجاده نشین اگر ز من کرده کنار
من نیز به رغم هر دو انداختهام
تسبیح در آتش، آتش اندر زنار
ب
Hich Kas
07-07-2008, 09:55 AM
به پیش خیل خیالش کشیدم ابلق چشم
بدان امید که آن شهسوار باز آید
اگر نه در خم چوگان او رود سر من
ز سر نگویم و سر خود چه کار باز آید
س
Hamid_38
07-07-2008, 09:58 AM
سودای توام در جنون می زد دوش
دریای دو دیده موج خون میزد دوش
در نیم شبی خیل خیال تو رسید
ورنه جانم خیمه برون میزد دوش
ت
DJHamid
07-07-2008, 10:01 AM
تیر و تبر ببر ببر پیر تبر تیز گر
گوی تبر تیز کن تیر از تبر تیز تر
م
gholombeh
07-07-2008, 10:01 AM
تا به گيسوي تو دست ناسزايان کم رسد
هر دلي از حلقهاي در ذکر يارب يارب است
کشته چاه زنخدان توام کز هر طرف
صد هزارش گردن جان زير طوق غبغب است
با ل
Hamid_38
07-07-2008, 10:13 AM
لطف تورا هیچ بنده نومید نشد
مقبول تو جز مقبل جاوید نشد
مهرت بکدام ذره پیوست دمی
کان ذره به از هزار خورشید نشد
ر
Hich Kas
07-07-2008, 10:16 AM
روح بزرگوار من دلگيرم از حجاب تو
شکل کدوم حقيقته چهره ي بي نقاب تو؟
و
بدرود
Hamid_38
07-07-2008, 10:33 AM
ور بی تو به صحرای بهشتم خوانند
صحرای بهشت بر دلم تنگ آید
در دوزخم ار زلف تو در چنگ آید
از حال بهشتیان مرا ننگ آید
ر
بدرود گرامي
Ghariib
07-07-2008, 11:04 AM
رو سر بنه به بالين تنها مرا رها كن
ترك من خراب شب گرد مبتلا كن
ع
iranemanl
07-07-2008, 12:14 PM
عاشقم من د نیای من تویی تو
عاشقم من رویای من تویی تو
ش
Hamid_38
07-07-2008, 12:22 PM
عاشقم من د نیای من تویی تو
عاشقم من رویای من تویی تو
ش
شبها ز فراق تو دلم پر خونست
وز بیخوابی دو دیده بر گردونست
چون روز آید زبان حالم گوید
کای بر در بامداد حالست چونست
ب
iranemanl
07-07-2008, 12:24 PM
به چشمونم نگاه کن ببین چه حالی دارن
در فراق و هجر تو نازنینم اشک میبارن
گ
Hamid_38
07-07-2008, 12:28 PM
به چشمونم نگاه کن ببین چه حالی دارن
در فراق و هجر تو نازنینم اشک میبارن
گ
گویند که راستی چو زر کانیست
سرمایهی عز و دولت و آسانیست
گر راست به هر چه راستست ارزانیست
من راستم آخر این چه سرگردانیست
د
shorideh
07-07-2008, 12:29 PM
گفتم خیال وصلت مارا به آرزو کشت
گفتا تو بندگی کن هم اوت رهبر آید
م
شاد باشین
iranemanl
07-07-2008, 12:32 PM
منم ان مرغ عاشق که خواستی
نپرون از بام عشقت از رو کاستی
ز
Hamid_38
07-07-2008, 12:35 PM
منم ان مرغ عاشق که خواستی
نپرون از بام عشقت از رو کاستی
ز
زلفین تو تا بوی گل نوروزیست
کارش همه ساله مشک و عنبر سوزیست
همرنگ شبست و اصل فرخ روزیست
ما را همه زو غم و جدایی روزیست
ع
iranemanl
07-07-2008, 12:40 PM
عقل را غالب کردم بر دل که عاشق نباشم
عقل خود دستور داد به دل که عاشقت باشم
ک
Hamid_38
07-07-2008, 12:50 PM
عقل را غالب کردم بر دل که عاشق نباشم
عقل خود دستور داد به دل که عاشقت باشم
ک
کی باشد که ز طلعت دون شما
ما رسته و رسته ریشملعون شما
ما نیز بگردیم و نباید گشتن
چون ... خری گرد در ... شما
سنائي غزنوي
ا
iranemanl
07-07-2008, 12:54 PM
آسمان را به عظمتش
دنیا را به وسعتش
قسم دادم تا سایبان
و فرش پایت باشن
ن
Hamid_38
07-07-2008, 01:04 PM
آسمان را به عظمتش
دنیا را به وسعتش
قسم دادم تا سایبان
و فرش پایت باشن
ن
نوروز شد و بنفشه از خاک دمید
بر روی جمیلان چمن نیل کشید
کس را به سخن نمیگذارد بلبل
در باغ مگر غنچه به رویش خندید
ع
iranemanl
07-07-2008, 01:18 PM
عالم و علم و عمل با هم
شوند کامل برای باسازی
س
Hamid_38
07-07-2008, 01:23 PM
ساقی گل و سبزه بس طربناک شدهست
دریاب که هفته دگر خاک شدهست
می نوش و گلی بچین که تا درنگری
گل خاک شدهست و سبزه خاشاک شدهست
l
gholombeh
07-07-2008, 02:01 PM
الفت پيري و نسيان جواني بين که ديگر
خود نميدانم که پيري دوست دارم يا جواني
در بهاران چون ز دست نوجوانان جام گيرم
چون خمار بادهام در سر کند غوغا جواني
با گ
.Behrooz.
07-07-2008, 05:05 PM
گفتمش آغاز درد عشق چيست؟
گفت آغازش سراسر بندگيست
گفتمش پايان آن را هم بگو گفت
پايانش همه شرمندگيست
گفتمش درمان دردم را بگو
گفت درماني ندارد، بي دواست
گفتمش يك اندكي تسكين آن
گفت تسكينش همه سوز و فناست
ظ
shorideh
07-09-2008, 08:35 PM
ظلمت شب را خیمه ی مهتاب زدی
میخفت خرد بر رخ او آب زدی
دادی همه را بوعده خواب خرگوشی
وز تیغ فراق گردن خواب زدی
ن
sahar.7888
07-09-2008, 09:40 PM
نگاه گرم من از آتش تمنايت
زبان خشك جگر تشنگان صحرا داشت
چه جذبه بود در آن چشم هاي سحرانگيز؟!
كه از جهان و جهان دوستان مرا وا داشت
س
Hich Kas
07-09-2008, 10:01 PM
سر انجام با دیدن نگاه تو آرام می شوم
چو آهوی گریخته ای رام می شوم
باور نمی کنی ؟ ای همه هستیم
که من دارم به جرم عشق تو بدنام می شوم
ن
sahar.7888
07-09-2008, 10:15 PM
نه بكس وعده ي ملاقاتي
داده اي تا ببينيش بر خويش
نه بجائي دگر تواني رفت
بهر ديدار يار ديگر خويش
م
DJHamid
07-09-2008, 10:19 PM
میان دو کس جنگ چون آتش است
سحم چین بدبخت هیزم کش است
Hich Kas
07-09-2008, 10:22 PM
میان دو کس جنگ چون آتش است
سحم چین بدبخت هیزم کش است
تن سوزان مثل آتشت را دوست دارم
بهاری و من آن عطر خوشت را دوست دارم
به هر لحظه کنارم بودنت را دوست دارم
تماشائی تو هستی دیدنت را دوست دارم
ک
sahar.7888
07-09-2008, 10:29 PM
كار عمر آسان گرفتم كار عشق آسان نشد!
سر بصحراها نهادم بهر دل سامان نشد!
ناله را از ياد بردم ديگر اين دل دل نماند!
سرد و خاموش اوفتادم ديگر اين جان جان نشد!
ل
Hich Kas
07-09-2008, 10:33 PM
لایق صحبت بزم تو شدن آسان نیست
تب و تاب غم عشقت دل دریا طلبد
هر تنگ حوصله را طاقت این توفان نیست
سایه صد عمر در این قصه به سر رفت و هنوز
ماجرای من و معشوق مرا پایان نیست
ش
sahar.7888
07-09-2008, 10:52 PM
شمعي فسرده هستم بي عشق مرده هستم
روشن گرم بخواهي سوز شبانه خواهم
ا
Hich Kas
07-09-2008, 10:55 PM
اگـر دوري ز آغوشـم ، نگاهم كا م مي گيـرد
دل بيتاب من ، با ديدنت آرام مي گيـرد
م
sahar.7888
07-09-2008, 11:10 PM
مي آنقدر بنوشم تا در رهت چو بينم
مستي بهانه سازم گم كرده خانه خواهم
گ
Hich Kas
07-09-2008, 11:13 PM
گشتم تمام کوچه ها را يک نفس هم نيست
شايد که بخشيدند دنيا را به ما امشب
طاقت نمي آرم تو که مي داني از ديشب
بايد چه رنجي برده باشم بي تو تا امشب
ب
sahar.7888
07-09-2008, 11:28 PM
با نگه بي قرار هم شده ايم
اين چه مجنوني و چه ليلائيست؟!
تا قيامت بانتظارم من
اين چه رسم و ره شكيبائيست
ن
Hich Kas
07-09-2008, 11:34 PM
نسیم عشق ز کوی هوس نمیاید
چرا که بوی گل از خار و خس نمیاید
ز نارسایی فریاد آتشین فریاد
که سوخت سینه و فریادرس نمیاید
ز
MOSAFER KOCHOLO
07-10-2008, 12:01 AM
زده ام فالی و فریاد رسی می آید
ف
Hich Kas
07-10-2008, 07:24 AM
افتاده است آتش چشمت به جان من
بانی تویی که دود شده دودمان من
تو آن بت قدیمی از یاد رفته ای
موروثی است عشق تو در خاندان من!!
آه ای خلیل بت شکن قصه جای او
طوری بزن که خرد شود استخوان من
د
shorideh
07-10-2008, 11:49 AM
در دل نگذارمت که افگار شوی
در دیده ندارمت که بس خار شوی
در جان کنمت جای نه در دیده و دل
تا در نفس باز پسین یار شوی
ش
sahar.7888
07-10-2008, 09:51 PM
شوق شهرت رفت و ذوق آرزوههاهم كه مرد
موي كم كم شد سپيد از خواب بيدارم كنيد
ن
Hich Kas
07-10-2008, 10:01 PM
ندارم طاقت هجران به جان ، زنهار ، دستم گیر
همیشه گرد کوی تو ، همی گردم به بوی تو
ندیدم رنگ روی تو ، از آنم زار ، دستم گیر
چو کردی حلقه در گوشم ، مکن آزاد و مفروشم
م
sahar.7888
07-10-2008, 10:14 PM
ميچكد از چشم او بر روي من
دانه هاي اشك حسرت شوي او
زندگي جو چشم سرگردان من
در نگاه گرم و عصيان جوي او
ت
Hich Kas
07-10-2008, 11:03 PM
تا صبحدم به ياد تو شب را قدم زدم
آتش گرفتم از تو و در صبحدم زدم
با آسمان مفاخره كرديم تا سحر
او از ستاره دم زد و من از تو دم زدم
س
sahar.7888
07-10-2008, 11:25 PM
سالك روشن دليم از گم شدن تشويش نيست
جاي پاي دوست را در كوره راهي ديده ايم
ر
Hich Kas
07-10-2008, 11:28 PM
رفتی با قایق عشقت سوی روشنی فردا
من و دل اما نشستیم چشم به راهت لب دریا
دیگه تو خاك وجودم نه گلی هست نه درختی
لحظههای بی تو بودن میگذره اما به سختی
ل
sahar.7888
07-10-2008, 11:45 PM
لاجرم در اين هياهو گم شدم
من كه خود افسانه مي پرداختم
عاقبت افسانه ي مردم شدم!
و
Hich Kas
07-10-2008, 11:48 PM
... و می آید قیامت می کند در کوچه و برزن
همان بالابلند پر غرور سبزه - مرد من!!!
ی
sahar.7888
07-10-2008, 11:51 PM
يار اگر رفت و حق صحبت ديرين نشناخت
حاش لله كه روم من زپي يار دگر
ع
Hich Kas
07-10-2008, 11:54 PM
عقب تر می برم جبر زمان را تا شب یلدا
اگر تردید خواه کرد در تقسیم فردایت
ک
sahar.7888
07-11-2008, 12:00 AM
كنار قامت رعناي او خاري نميديدم
محبت ديده ي بيناي ما را كور كرد اينجا
ت
Hich Kas
07-11-2008, 12:03 AM
تمام روز ، اگر بی تفاوتم ؛ اما
شبم قرین شکنجه ، دچار بیداری است
رها کن آنچه شنیدی و دیده ای ، هر چیز
به جز من و تو و عشق من و تو ، تکراری است
ج
shorideh
07-11-2008, 11:59 AM
جز عشق نبود هیچ دمساز مرا
نی اول و نی آخر و آغاز مرا
جان می دهد از دور نه آواز مرا
کی کاهل راه عشق در باز مرا
Hich Kas
07-11-2008, 12:51 PM
ای سروکه بی سایه چنین سر به هوایی
در پای توهرگز نرسیدم به نوایی
ح
shorideh
07-11-2008, 02:40 PM
حجاب چهره ی جان می شود غبار تنم
خوشا دمی که از این چهره پرده برفکنم
ف
iranemanl
07-11-2008, 04:06 PM
فردا نه زود زود,نه هر دو بد بودیم
رسم رفاقت رو ما نابلد بودیم
مست از جونیها,عاشق ولی مغرور
در امتحان خود ما هر دو رد بودیم
تا این خدای خوب,چرخ و میگردونه
این خونه عشقم بی تو نمیمونه
ک
Hich Kas
07-11-2008, 04:13 PM
کنار انتظارت تا سحر گاه
شبی همپای پیچک ها نشستم
تو از راه آمدی با ناز و آن وقت
تمنای مرا دیدی و رفتی
ن
iranemanl
07-11-2008, 04:20 PM
نگاهت را دادی دیگری خود گفتی برو
رفتم ولی باد داد پیغامت که بازآ نرو
ل
Hich Kas
07-11-2008, 04:23 PM
لیلی که بود ؟ قصه چشم سیاه چیست ؟
در فکر این مباش که چشمان من چرا
چون چشمهای وحشی لیلی سیاه نیست
در چشمهای لیلی اگر شب شکفته بود
در چشم من شکفته گل آتشین عشق
ق
iranemanl
07-11-2008, 04:31 PM
قسم خوردیم زیر درخت یاس خونمون یادته
که پیوند دل به دل را عاشقانه داستان کنیم
ش
Hich Kas
07-11-2008, 04:41 PM
شبی گفتی نداری دوست من را
نمی دانی که من آن شب چه کردم
خوشا بر حال آن چشمی که آن را
به زیبایی پسندیدی و رفتی
ر
sahar.7888
07-11-2008, 09:35 PM
رغبت مردم براي همنشيني ديده اي
از من ديوانه اين پاي گريزان هم ببين
ت
DJHamid
07-11-2008, 09:39 PM
تنور لاله چنان برفروخت باد بهار
که غنچه غرق گشت و گل به جوش آمد
م
sahar.7888
07-11-2008, 09:59 PM
من عاشق احساس پر از آتش خويشم
خاكستر سردي چو تو با من ننشيند
بايد تو ز من دور شوي تا كه جهاني
اين آتش پنهان شده را باز ببيند
ق
DJHamid
07-11-2008, 10:02 PM
قدر وقت ار نشناسد دل و کاری نکند
بس خجالت که از این حاصل اوقات بریم
sahar.7888
07-11-2008, 10:09 PM
قدر وقت ار نشناسد دل و کاری نکند
بس خجالت که از این حاصل اوقات بریم
مو مكن آشفته آخر بسته جان من بموئي
مگسلان پيوند بسته كوه صبر من بكاهي
ي
iranemanl
07-11-2008, 10:56 PM
یادت میاد تو با نگات داشتی با من حرف میزدی
گناه من نگاه تو چی شد,شدی به این بدی
د
o-m-i-d
07-12-2008, 05:28 AM
دوست دارم يه عالمه .. يه عالمه خيلي كمه
شعر با ژ ؟
Hich Kas
07-12-2008, 06:21 PM
ژولیده ام یکدم نظر نمیکنی
دیوانه ام درمان دردم نمیکنی
جانم به لب رسید اخر بیا
مُردم به انتظارت مَهرو بیا
س
iranemanl
07-12-2008, 06:54 PM
سبزه حظ تو دیدیم وزبستان بهشت
به طلبکاری این مهر گیاه آمده ایم
پ
Hich Kas
07-12-2008, 07:09 PM
پر کن این پیمانه را ای هم نفس
پر کن این پیمانه را از خون او
مست مستم کن چنان کز شور می
باز گویم قصه افسون او
غ
iranemanl
07-12-2008, 07:17 PM
غم دل با که گویم که یار در سفراست
خدایا غم من بر دلم اورا سلامت دارش
ب
Hich Kas
07-12-2008, 07:19 PM
بار دیگر پرکن این پیمانه را
خون بده خون دل آن خودپرست
تا به پایان آرم این افسانه را
ل
iranemanl
07-12-2008, 07:23 PM
لازمه عشق تو دوست داشتن بود
لاله نگر نگران از عشق عاشقونه ست
..............
Hich Kas
07-12-2008, 07:25 PM
به لبهایم مزن قفل خموشی
که در دل قصه ای ناگفته دارم
ز پایم باز کن بند گران را
کزین سودا دلی آشفته دارم
.......
iranemanl
07-12-2008, 07:28 PM
باغ هست و ما به خاري دلخوشيم
نور هست و ما به ناري دلخوشيم
........................
Hich Kas
07-12-2008, 07:31 PM
شاید از روزنه چشمی شوخ
برق عشقی به دلش تافته است
من اگر تازه و زیبا بودم
او ز من تازه تری یافته است
.........
iranemanl
07-12-2008, 07:34 PM
عدم با تو وجوده
عشق بی تو نابوده
......................
Hich Kas
07-12-2008, 07:38 PM
بیا بگشای در تا پر گشایم
بسوی آسمان روشن شعر
اگر بگذاریم پرواز کردن
گلی خواهم شدن در گلشن شعر
ر
sahar.7888
07-12-2008, 09:48 PM
روزگاران گشت و گشت
داغ بر دل دارم از اين سرگذشت
ح
Hamid_38
07-13-2008, 09:47 AM
حالی درون پرده بسی فتنه میرود
تا آن زمان که پرده برافتد چهها کنند
ا
iranemanl
07-13-2008, 05:37 PM
اگه با غصه من خاطر, تو شاد میشه
شادی من مال تو,غم تو از من همیشه
..................................
Hich Kas
07-13-2008, 05:39 PM
از در درآمدي و من از خود به در شدم
گويي از اين جهان به جهان دگر شدم
گوشم براه تا همي خبر ميدهد ز دوست
صاحب خبر بيامد و من بيخبر شدم
........
iranemanl
07-13-2008, 05:56 PM
در جذبه ای که حاصل زیبایی شب است
رویای دوردست تو نزدیک میشود
بوی تو موج میزند آنجا,برروی آب
چشم تو میدرخشد و تاریک میشود
.........................
Hich Kas
07-13-2008, 05:59 PM
دل ديونه ي عاشق ديگه طاقتي نداره
نگو تا اخر قصه قسمت من انتظاره
...........
iranemanl
07-13-2008, 06:04 PM
تو را من به خدای عشق قسم دادم
عاشق کردی و دادی ,دست بادم
..........
Hich Kas
07-13-2008, 06:07 PM
بي تو و بدون يادت لحظه هام پر از سكوته
بيا بشكن اين سكوت و ببين عاشق روبروته
شب من سياه و سرد ستاره چشماتو وا كن
نزار از نفس بي افتم من و از غصه رها كن
........
iranemanl
07-13-2008, 06:09 PM
اگر عاشق کشی رسم و مرام خوبرویانه
بکش ما را , بکش که دایم عید قربانه
...............................
Hich Kas
07-13-2008, 06:17 PM
تو لحظه های بیکسی وقتـی اسیــــــرم
همــه آرزوم اینه تــــــــــــو را ببینم
دستت را بازم توی دستــــــــام بگیرم
تو گوشت یواش بگم بــرات میمیرم
...
iranemanl
07-13-2008, 06:19 PM
تو را خدا به من داد تو دنیای بیکسی
چرا باور نداری تو قلبمی,برام نفسی
....................
Hich Kas
07-13-2008, 06:25 PM
بر لبانت هوس مستی ریخت
در نگاهت عطش طوفان بود
یاد آن شب که ترا دیدم و گفت
دل من با دلت افسانه عشق
....
iranemanl
07-13-2008, 06:34 PM
قصه عشق منو تو,قصه برفه و خورشید
بشکنه دست کسی که پر پروازمون رو چید
..................
Hich Kas
07-13-2008, 06:38 PM
قصه عشق منو تو, قصه گل و تگرگه
ترس بی تو زنده بودن ترس لحظه های مرگه
.....
iranemanl
07-13-2008, 06:47 PM
قصه عشق من و تو قصه دردو جدایی است
قصه عاشق شدن و قصه هجر و رهایی است
................
Hich Kas
07-13-2008, 06:52 PM
ای برای با تو بودن باید از بودن گذشتن
سر به بیداری گرفته ذهن خواب الوده من
........
iranemanl
07-13-2008, 06:54 PM
مرا كه اينهمه توفان طبيعتم درياب
كه من به يك سر موي محبتي رامم
..........................
Hich Kas
07-13-2008, 06:59 PM
من که بیمار تو هستم
چه بپرسی ,چه نپرسی
جان به راه تو سپارم
چه ندانی چه بدانی
...
iranemanl
07-13-2008, 07:01 PM
سر زده غم آمدو,گفتم قدم بر روی چشم
این تو و,این خانقاه بی در و دربان من
.................
Hich Kas
07-13-2008, 07:05 PM
فهمیدن عشق را چه مشكل كردند
ما را ز درون خویش غافل كردند
انگار كسی به فكر ماهی ها نیست
سهراب بیا كه آب را گل كردند
........
iranemanl
07-13-2008, 07:10 PM
یاری اندر کس نمی بینم یارانرا چه شد
دوستی کی آخرآمد دوستداران را چه شد
......................
Hich Kas
07-13-2008, 07:12 PM
می توانی به همه عمر دلم را بفریبی
ور بکوشی ز دل من بگریزی
نتوانی دل من سوی تو آید
iranemanl
07-13-2008, 07:16 PM
باغ هست و ما به خاري دلخوشيم
نور هست و ما به ناري دلخوشيم
........................
Hich Kas
07-13-2008, 07:23 PM
بوسه ات جان بفزاید
بدهی یا بستانی
جانی از بهر تو دارم
چه بخواهی چه نخواهی
...........
sahar.7888
07-13-2008, 09:47 PM
بوسه ات جان بفزاید
بدهی یا بستانی
جانی از بهر تو دارم
چه بخواهی چه نخواهی
...........
يد ظلم جائي كه گردد دراز
نبيني لب مردم از خنده باز
ا
vBulletin® v3.6.8, Copyright ©2000-2009, Jelsoft Enterprises Ltd.