PDA

View Full Version : مشاعره با انتحاب حرف برای شعر نفر بعدی .......


صفحات : 1 [2] 3 4 5 6 7

sahar.7888
06-19-2008, 09:53 PM
لباس فقر وفنا بر تن من ارزاني
كه كشته ام همه جا ديو آز نفساني

ش

iranemanl
06-19-2008, 10:04 PM
شب و روز درپی تو من همه جا را گشتم
عاشقی پیشه و دلتنگی مرام را گذاشتم

با ل

white silence
06-20-2008, 08:13 AM
لب دریا برویم/ تور در اب بیندازیم/و بگیریم طراوت را از اب / با ط

shorideh
06-20-2008, 08:21 AM
لب دریا برویم/ تور در اب بیندازیم/و بگیریم طراوت را از اب / با ط

طوطی نازم ،چرا از کلبه ی من پر کشیدی ؟
چتر سبز باغ و بستان که را بر سر کشیدی ؟
دل به رنگ آن نوک گلگون در آمد زین جدایی
عاشقت بودم ندانستی که دامن در کشیدی؟

باژ

white silence
06-20-2008, 08:54 AM
...ژاژ است و چه کفر است و فشار / پنبه ای اندر دهان خود فشار / با ظ

iranemanl
06-20-2008, 02:56 PM
ظلم نکن در حق هیچکس
که تو هم ظالمی داری
ر

sahar.7888
06-20-2008, 09:59 PM
روز و شب ورد زبان من توئي
بي حضور سبحه و زنارها

چ

Sammira
06-21-2008, 05:14 AM
چشمم آن شب كه ز شوق تو نهد سر به لحد
تا دم صبح قيامت نگران خواهد بود

با ه

srghd
06-21-2008, 05:26 AM
هــی چـشـم ِ خـود ، بـه جــادّه می دوزم
زان دور دست ِ سـاکـــت و وَهــم آلـــود
گــــرد و غـبــار ِ پــای ِ ســـواری نیـسـت ؟
باز

Sammira
06-21-2008, 05:46 AM
زهي خجسته زماني كه يار باز آيد
به كام غمزدگان غمگسار باز آيد
با ر

srghd
06-21-2008, 06:05 AM
راست گویی در افق گسترده اند
مخمل بیدار و خواب آتشی

Sammira
06-21-2008, 06:22 AM
يك روز مي بيني تو را،نازكتر از گل،زاد
با خون دل پرورد
روز دگر ،پژمرد و پرپر كرد!
آنگاه
خاكت را به دست باد صحرا داد!

srghd
06-21-2008, 06:26 AM
دردا که راز داری ی ِ ‌چشمانت
جان مرا ز سینه به لب آورد.
کاوش درین غروب پر از ابهام
از بهر من سیاهی شب آورد!

Sammira
06-21-2008, 06:28 AM
ديدي آن را كه تو خواندي به جهان يار ترين
چه دل آزارترين شد چه دل آزار ترين

srghd
06-21-2008, 06:33 AM
ديدي آن را كه تو خواندي به جهان يار ترين
چه دل آزارترين شد چه دل آزار ترين

نغمه ی سر داده در کوهم، به خود برگشته ام
که به سوی غیر خود راه فراری داشتم،
با س

amirmasood49
06-21-2008, 06:40 AM
نغمه ی سر داده در کوهم، به خود برگشته ام
که به سوی غیر خود راه فراری داشتم،
با س
سودای تو در جنون می زد دوش
دریای دو چشم موج خون می زد
تا نیم شبی خیل خیالت برسید
ور نی جانم خیمه برون می زد دوش
با............چ

Sammira
06-21-2008, 06:45 AM
چه شور ها پيوست
به اين شكسته بيدار،با شكستن خواب
ستاره بود و رواق بلند شب
تاريك!

با ي

srghd
06-21-2008, 06:51 AM
چه شور ها پيوست
به اين شكسته بيدار،با شكستن خواب
ستاره بود و رواق بلند شب
تاريك!

با ي

یاران! نماز کیست به جا؟ پارسای شهر
یا آن شهید عشق که از خون وضو گرفت؟
با ج

amirmasood49
06-21-2008, 06:57 AM
یاران! نماز کیست به جا؟ پارسای شهر
یا آن شهید عشق که از خون وضو گرفت؟
با ج

جانا غم تو زهر چه گویی بتر است
رنج دل و تاب و تن و سوز جگراست
از هرچه خورند کم شود جز از غم تو
تا بیشترش همی خورم بشتر است
با ...........و

Sammira
06-21-2008, 06:57 AM
تو را بدرود مي گويم
همه لبريز از لبخند و اشكم
اين ره آوردم! اگر عمري باقي بود به سويت باز مي گردم

با ج

srghd
06-21-2008, 07:07 AM
تو را بدرود مي گويم
همه لبريز از لبخند و اشكم
اين ره آوردم! اگر عمري باقي بود به سويت باز مي گردم

با ج
جان بي جمال جانان ميل جهان ندارد
هر كس كه اين ندارد حقا كه آن ندارد

Ghariib
06-21-2008, 07:23 AM
نگفتی با چه حرفی

بده ان اب ز کوزه که نه عشقی است دو روزه

چو نماز است و چو روزه غم تو واجب وملزم

ن

srghd
06-21-2008, 07:27 AM
ندیده ام گلی و غنچه ای به دامن خویش
چه خیر دیده ام از سِیر باغ و گلشن خویش
با ل

Ghariib
06-21-2008, 08:57 AM
لطف صلاح دل و دین تافت میان دل من

شمع دل است او به جهان من کی ام اورا لگنم

ع

Baharjoon
06-21-2008, 08:42 PM
عاشقان را بگذارید بنالند همه
مصلحت نیست که این زمزمه خاموش کنید
من نگویم که به درد دل من گوش کنید
بهتر آن است که این قصه فراموش کنید

ب

Hich Kas
06-21-2008, 08:46 PM
به کس این چشم پر نازم نگوید
که حال این دل غمدیده چون است
اگر هر شب میان بزم خوبان
به سان مه میان اخترانم

به دلخواه....

sahar.7888
06-21-2008, 10:03 PM
تو چه مي داني به من چه مي گذرد؟
كه چنين روز و شب زمن دوري
من سزاوار مهرباني تو
نيستم جان من تو معذوري

ت

Hich Kas
06-21-2008, 10:08 PM
تو مثل راز پائيزي و من رنگ زمستانم
چگونه دل اسيرت شد قسم به شب نميدانم
تو مثل لحظه اي هستي كه باران تازه ميگيرد
و من مرغي كه از عشقت فقط بيتاب و حيرانم

م

sahar.7888
06-21-2008, 10:20 PM
مرا در بيستون بر خاك بسپاريد تا شبها
غم بي همزباني را براي كوهكن گويم
بگويم عاشقم.بي همدمم.ديوانه ام .مستم
نمي دانم كدامين حال و درد خويشتن گويم

و

srghd
06-22-2008, 04:45 AM
مرا در بيستون بر خاك بسپاريد تا شبها
غم بي همزباني را براي كوهكن گويم
بگويم عاشقم.بي همدمم.ديوانه ام .مستم
نمي دانم كدامين حال و درد خويشتن گويم

و
وه، چه مقصد، که کس نجسته ورا
زین تکاپو- نه ما و نی دگران.
ك

amirmasood49
06-22-2008, 05:13 AM
کس مشکل اسرار اجل را نگشاد
کس یک قدم از نهد بیرون ننهاد
من منگرم ز مبتدی تا استاد
عجر است بدست هرکه از مادر زاد
گ

srghd
06-22-2008, 05:16 AM
کس مشکل اسرار اجل را نگشاد
کس یک قدم از نهد بیرون ننهاد
من منگرم ز مبتدی تا استاد
عجر است بدست هرکه از مادر زاد
گ

گفتم مگر به صبر فراموش من شوی
کی گفتم آفت خرد و خوش من شوی ؟
م

amirmasood49
06-22-2008, 05:28 AM
می خور که فلک بهر هلاک من و تو
قصد دارد بجان پاک من تو
در سبزه نشین و می روشن میخور
کاین سبزه دمد بسی زخاک منو تو
ل

Sammira
06-22-2008, 05:29 AM
من همچنان صبور
با عشق،شوق،شور
انبوه خفتگان را
آواز مي دهم
پيغام صبحدم را
پرواز مي دهم

srghd
06-22-2008, 05:34 AM
می خور که فلک بهر هلاک من و تو
قصد دارد بجان پاک من تو
در سبزه نشین و می روشن میخور
کاین سبزه دمد بسی زخاک منو تو
ل

لب خموش مرا بین که نغمه ساز تو نیست
به نای من- چه کنم- نغمه ی های گویا مُرد
ر

srghd
06-22-2008, 05:36 AM
من همچنان صبور
با عشق،شوق،شور
انبوه خفتگان را
آواز مي دهم
پيغام صبحدم را
پرواز مي دهم

من خداوند وفایم، ز برم روی متاب
ای بسا سر که به خاکم به نماز است هنوز
ب

Sammira
06-22-2008, 05:43 AM
بسان بوته اي غريب
به عرصه وجود آمدم
در انتظار مبهمي تمام عمر را نفس نفس زدم
هزار كاروان گذشت
هزار رهگذر رسيد
يكي مرا نديد
يكي مرا نچيد

با ق

amirmasood49
06-22-2008, 05:44 AM
بر خیز مخور غم جهان گذران
بنشین و دمی بشادمانی گذران
در طبع جهان اگر وفایی بودی
نوبت بتو خود نیامدی از دگران
ز

amirmasood49
06-22-2008, 05:48 AM
بسان بوته اي غريب
به عرصه وجود آمدم
در انتظار مبهمي تمام عمر را نفس نفس زدم
هزار كاروان گذشت
هزار رهگذر رسيد
يكي مرا نديد
يكي مرا نچيد

با ق
قانع بیک استخوان چو کرکس بودن
به زانکه طفیل خوان ناکس بودن
بانان جوین خویش حقا که به است
کالوده بپالوده هرخس بودن
ط

Sammira
06-22-2008, 05:48 AM
زندگي ذره ذره مي كاهد
خشك وپژمرده مي كند چون برگ
مرگ،ناگاه مي برد چون باد،
زندگي كرده دشمني، يا مرگ؟

با ط

srghd
06-22-2008, 05:56 AM
بر خیز مخور غم جهان گذران
بنشین و دمی بشادمانی گذران
در طبع جهان اگر وفایی بودی
نوبت بتو خود نیامدی از دگران
ز

ز خود پرسم به زاری گاه و بی گاه
که : از این پختگی حاصل چه دارم ؟
به جز نفرت به جز سردی به جز یأس
ز یاران عاقبت در دل چه دارم ؟
ح

srghd
06-22-2008, 06:00 AM
زندگي ذره ذره مي كاهد
خشك وپژمرده مي كند چون برگ
مرگ،ناگاه مي برد چون باد،
زندگي كرده دشمني، يا مرگ؟

با ط

طرفه یی که ندیدیم
هر چه بود ، همان هست
تحفه ی دگری نیست
پیش بینی ی فردا ؟
تلخ کامی ی دیروز
در مجال تصور
شهدی وشکری نیست
و

Sammira
06-22-2008, 06:00 AM
حديث دوست نگويم مگر به حضرت دوست
كه آشنا سخن آشنا نگه دارد

با ص

Sammira
06-22-2008, 06:03 AM
وين بغض درد را از تنگناي سينه برآرم به هاي هاي
آن جان پناه مهر
شايد كه توانست
از بار اين مصيبت سنگين
آسوده ام كند.

با غ

gholombeh
06-22-2008, 06:07 AM
غم جهان مخور و پند من مبر از ياد
که اين لطيفه عشقم ز ره روي يادست
رضا به داده بده وز جبين گره بگشاي
که بر من و تو در اختيار نگشادست

باگ

Sammira
06-22-2008, 06:10 AM
گوهري كز صدف كون ومكان بيرون است
طلب از گمشدگان لب دريا مي كرد

با ش

gholombeh
06-22-2008, 06:12 AM
شب تاريک و بيم موج و گردابي چنين هايل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحل‌ها
همه کارم ز خود کامي به بدنامي کشيد آخر
نهان کي ماند آن رازي کز او سازند محفل‌ها
با خ

srghd
06-22-2008, 06:14 AM
شد آب، دل از حسرت و، از دیده برون شد
آمیخت به هم تا صف مژگان بلندش
خ

Sammira
06-22-2008, 06:35 AM
خوش دولتي ست خرم وخوش خسروي كريم
يا رب ز چشم زخم زمانش نگاه دار

با و

amirmasood49
06-22-2008, 06:36 AM
شد آب، دل از حسرت و، از دیده برون شد
آمیخت به هم تا صف مژگان بلندش
خ
خورشید به گل نهفت می نتوانم
واسرار زمانه گفت می نتوانم
از بهر تفکرم برآورد خرد
دری که زبیم سفت می نتوانم
ظ

gholombeh
06-22-2008, 06:40 AM
ظاهر شود که لاف گزافي نبوده است
اين حرف شاعرانه‌ي که شد گفته‌ي بي‌حجاب
حال از براي شاهد آن دعوي اين عزل
شد ضم به اين قصيده زبر وجه انتخاب

با چ

amirmasood49
06-22-2008, 06:42 AM
خوش دولتي ست خرم وخوش خسروي كريم
يا رب ز چشم زخم زمانش نگاه دار

با و
ور بالب خشک عشق را خشک آریم
چشمه چشم همچو جو را چه کنیم
ط

gholombeh
06-22-2008, 06:47 AM
طالب لعل و گهر نيست وگرنه خورشيد
همچنان در عمل معدن و کان است که بود
کشته غمزه خود را به زيارت درياب
زان که بيچاره همان دل‌نگران است که بود

با ق

amirmasood49
06-22-2008, 06:48 AM
[quote=gholombeh;1061074]ظاهر شود که لاف گزافي نبوده است
اين حرف شاعرانه‌ي که شد گفته‌ي بي‌حجاب
حال از براي شاهد آن دعوي اين عزل
شد ضم به اين قصيده زبر وجه انتخاب

با چ
چون نیست حقیقت و یقین اندر دست
نتوا ن با مید شک همه عمر نشست
ط

gholombeh
06-22-2008, 06:51 AM
طامات و شطح در ره آهنگ چنگ نه
تسبيح و طيلسان به مي و ميگسار بخش
زهد گران که شاهد و ساقي نمي‌خرند
در حلقه چمن به نسيم بهار بخش

با ق

amirmasood49
06-22-2008, 06:51 AM
طالب لعل و گهر نيست وگرنه خورشيد
همچنان در عمل معدن و کان است که بود
کشته غمزه خود را به زيارت درياب
زان که بيچاره همان دل‌نگران است که بود

با ق



قومی متفکرند اندر ره دین
قومی بگمان فتاده در راه یقین
میترسم از آنکه بانک آید روزی
کای بیخبران راه نه آنست ونه این
د

.Behrooz.
06-22-2008, 09:52 AM
در همه عالم گشتم و عاشق نشدم
تو چه بودی که تو را دیدم و دیوانه شدم!

ز

amirmasood49
06-22-2008, 09:59 AM
در همه عالم گشتم و عاشق نشدم


تو چه بودی که تو را دیدم و دیوانه شدم!

ز

زان ابرو چون کمانت ای بدر منیر
دل شیشه پر خون شوداز ضربت تیر
گویم زدل و شیشه و خون چیست نظیر
بردارم جام باده از ضربت تیر
ذ

sahar.7888
06-22-2008, 11:33 AM
ذرات دل به دشمني وكينه داده را
وز جان و دل به جان و دل هم فتاده را
از اوج بنگريم و ببنيم
در اين فضاي لايتناهي
از ذره كمترانيم
غرق هزار گونه تباهي!

چ

.Behrooz.
06-22-2008, 11:34 AM
چه ویرانگر ولی شیرینی ای عشق
گهی شاد و گهی غمگینی ای عشق
بیا که با همه افسونگریهات
برای درد دل تسکینی ای عشق
بی تو من خرابم در رنج و عذابم
ای عشق ای عشق ای عشق

ت

..AmiR..
06-22-2008, 11:38 AM
تو بدری و خورشید تو را بنده شده‌ست
تا بنده‌ی تو شده‌ست تابنده شده‌ست
زان روی که از شعاع نور رخ تو
خورشید منیر و ماه تابنده شده‌ست

گ

.Behrooz.
06-22-2008, 11:42 AM
گفتم دل و دین بر سر کارت کردم
هرچیز که داشتم نثارت کردم
گفتا تو که باشی که کنی یا نکنی
آن من بودم که بی قرارت کردم

ش

sahar.7888
06-22-2008, 11:55 AM
شرمم از دست تهي نايد اگر فرصت دهي
جان شيرين اي عزيز دل فدايت مي كنم

د

.Behrooz.
06-22-2008, 11:58 AM
دلم همش بهم می گفت که عاشق چشات نشم
به پای تو نسوزم و دیونه ی نگات نشم
دلم همش بهم می گفت ازش یه بت ساختی و بس
حالا جلوش زانو زدی واست شده راه نفس

پ

sahar.7888
06-22-2008, 12:22 PM
پاي بند آز خويشم مهلتي اي شمع عشق
من براي سوختن اكنون مهيا نيستم


ع

.Behrooz.
06-22-2008, 12:25 PM
عزیزم خیلی وقته دردی مونده روی دلم
می خوام راز عشقمو واسه همه بگم و برم
یادم میاد روزایی که بهم قول دادی زیاد
ولی زدی زیر قولت گفتی بورو منم میام
باشه درو ببند برو بیرون بذار تنها باشم
توی تلاطم بغض ثانیه ها رها بشم

ث

iranemanl
06-22-2008, 07:17 PM
ثواب روزه و حج قبول آنکس برد
که خاک میکده ی عشق زیارت کرد

با ز

Hemaseh
06-22-2008, 07:29 PM
زهــره گـفــتار نــه کـاین چــه سبب وان چراست؟
گــر بــزنــنــدم بــه تــیــغ در نــظــرش بـــی دریــغ

پ

iranemanl
06-22-2008, 07:40 PM
پیک اومده که یارم تو راهه
خدایا صبرم بده تا بیاد اون الهه
ی

sahar.7888
06-22-2008, 09:26 PM
يكسو بردم عارف يكسو كشدم عامي
بازيچه ي هر دستي طفلانه چنين بايد

چ

shorideh
06-22-2008, 09:35 PM
چیست این افسانه ی هستی خدایا چیست
از چه رو آگاهی از این قصه ما را نیست

ت

sahar.7888
06-22-2008, 09:42 PM
ترك آزارم نكردي ؟ ترك ديدارت كنم
آتش اندازم به جانت بسكه آزارت كنم

قلب بيمار مرا بازيچه مي پنداشتي؟!
آنقدر قلبت بيازرم كه بيمارت كنم

ز

srghd
06-23-2008, 05:34 AM
ترك آزارم نكردي ؟ ترك ديدارت كنم
آتش اندازم به جانت بسكه آزارت كنم

قلب بيمار مرا بازيچه مي پنداشتي؟!
آنقدر قلبت بيازرم كه بيمارت كنم

ز
ز بام و در همه جا سنگ فتنه می بارد
کجا به در برمت ای دل شکسته کجا
ش

Hamid_38
06-23-2008, 07:30 AM
ز بام و در همه جا سنگ فتنه می بارد
کجا به در برمت ای دل شکسته کجا
ش
شب گشت ز هجران دل فروزم روز

شب تیز شد از آه جهانسوزم روز
شد روشنی و تیرگی از روز و شبم

اکنون نه شبم شبست و نه روزم روز
ر

srghd
06-23-2008, 07:35 AM
روزی که جان فدا کنمت باورت شود
دردا که جز به مرگ نسنجند قدر مرد
ق

Hamid_38
06-23-2008, 07:43 AM
روزی که جان فدا کنمت باورت شود
دردا که جز به مرگ نسنجند قدر مرد
ق
قائم به خودی از آن شب و روز مقیم

بیمت ز سمومست و امیدت به نسیم
با ما نه ز آب و آتشت باشد بیم

چون سایه شدی ترا چه جیحون چه جحیم
ن

srghd
06-23-2008, 07:52 AM
نی جدا زان لب و دندان چه نوایی دارد ؟
من ز بی هم نفسی ناله به دل می شکنم
گ

Hamid_38
06-23-2008, 07:59 AM
نی جدا زان لب و دندان چه نوایی دارد ؟
من ز بی هم نفسی ناله به دل می شکنم
گ
گه یار شوی تو با ملامت‌گر من

گه بگریزی ز بیم خصم از بر من
بگذار مرا چو نیستی در خور من

تو مصلح و من رند نداری سر من
د

srghd
06-23-2008, 08:07 AM
دین و دل و حسن و هنر و دولت و دانش
چندان که نگه می کنمت هر ششی ای عشق
غ

Hamid_38
06-23-2008, 08:14 AM
دین و دل و حسن و هنر و دولت و دانش
چندان که نگه می کنمت هر ششی ای عشق
غ
غم کی خورد آنکه شادمانیش تویی

یا کی مرد آنکه زندگانیش تویی
در نسیه‌ی آن جهان کجا بندد دل

آنرا که به نقد این جهانیش تویی
ب

srghd
06-23-2008, 08:18 AM
به خاک من نیفتد سایه سرو بلند او
ببین کوتاهی بخت نگونساری که من دارم
ج

Hamid_38
06-23-2008, 08:26 AM
به خاک من نیفتد سایه سرو بلند او
ببین کوتاهی بخت نگونساری که من دارم
ج
جز من به جهان نبود کس در خور عشق

زان بر سر من نهاد چرخ افسر عشق
یک بار به طبع خوش شدم چاکر عشق

دارم سر آنکه سر کنم در سر عشق

ك

iranemanl
06-23-2008, 05:09 PM
كاشكي بدوني چشمات رو به صد تا دنيا نمي دم
يه موج گيسوي تو رو به صد تا دريا نمي دم
كاش تو هواي عاشقي هميشه پيشم بموني
از تو كتاب زندگي حرفاي رنگي بخوني

ح

sahar.7888
06-23-2008, 09:55 PM
حال كز دستم نيايد كار خيري بهر خلق
در خور درياي بخشايش گناهي ده مرا


ع

srghd
06-24-2008, 05:39 AM
عمری سرودم یا نوشتم
این ظلم و این ظلمت نفرسود
بر هر ورق راندم قلم را
گامی عبث فرسود و بگذشت
ر

Ghariib
06-24-2008, 07:30 AM
روز وصل دوستداران یاد باد

یاد باد ان روزگاران یاد باد

ز

gholombeh
06-24-2008, 07:37 AM
ز روي دوست دل دشمنان چه دريابد
چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا
چو کحل بينش ما خاک آستان شماست
کجا رويم بفرما از اين جناب کجا
باگ

Ghariib
06-24-2008, 08:08 AM
گر شکند دل مرا جان بدهم به دلشکن

گر ز سرم کله برد من ز میان کمر برم

gholombeh
06-24-2008, 08:20 AM
باز هم كه نگفتي با چي شروع كنم.............

من غلام نظر آصف عهدم کو را
صورت خواجگي و سيرت درويشان است
با ل

Ghariib
06-24-2008, 08:25 AM
عذر میخوام یادم رفت

لطف صلاح دل و دین تافت میان دل من

شمع دل است او به جهان من کی ام او را لگنم

س

gholombeh
06-24-2008, 08:26 AM
ساحل نجاتي هست اي غريق دريا دل
تا خراج بستاني زين خليج طوفاني
با ج

iranemanl
06-24-2008, 04:52 PM
جان سوخت ز داغ دوری یار مرا
افزود سد آزار بر آزار مرا
من کشتنیم کز او جدایی جستم
ای هجر به جرم این بکش زار مرا

ن

sahar.7888
06-24-2008, 09:47 PM
نشاط و شور جواني ز كف بعشق تو دادم
ز كوي خويش مرانم به اعتبار گذشته

ب

Hemaseh
06-24-2008, 09:55 PM
با عشق تنفس نیز یک حادثه تازه است
در قصه ما چیزی تکرار نخواهد شد
ش

shorideh
06-24-2008, 09:58 PM
شمه ای از عشق شورانگیز ماست
این حکایتها که از لیلی و مجنون می کنند

ک

sahar.7888
06-24-2008, 10:04 PM
كنار خودنمايان يكدم آسايش نمي بينم
برم حسرت بعزلتگاه از خاطر فراموشان

ل

shorideh
06-24-2008, 10:10 PM
لیک به گیسوی نکویان قسم
ای دل مجنون به خطا می روی
گاه خریدار صفا می شوی
گاه پی مهر و وفا می روی
درد تو دانی دل دیوانه چیست
اینکه بدنبال دوا می روی

ن

sahar.7888
06-24-2008, 10:15 PM
نااميدم گر كني ميميرم اما باز هم
در همان حالت كه ميميرم دعايت مي كنم


گ

srghd
06-25-2008, 04:54 AM
گفتی که پــَر بکش ، برو از آسمان من
باشـد ، قبـول ، کفتر ِ نا مهربان من
ط

gholombeh
06-25-2008, 04:58 AM
طامات و شطح در ره آهنگ چنگ نه
تسبيح و طيلسان به مي و ميگسار بخش
زهد گران که شاهد و ساقي نمي‌خرند
در حلقه چمن به نسيم بهار بخش

با گ

srghd
06-25-2008, 05:04 AM
گناه ِ هرچه دلم بشکند به گردن توست
گناه ِ هر قدمی اشتباه بردارم
ن

gholombeh
06-25-2008, 05:11 AM
نياز من چه وزن آرد بدين ساز
که خورشيد غني شد کيسه پرداز
به ياد رفتگان و دوستداران
موافق گرد با ابر بهاران


با ل

amirmasood49
06-25-2008, 06:08 AM
لا حول ولا دور کند آن غم را
گر دیو رسد جان بنی آدم را
و

srghd
06-25-2008, 10:16 AM
ورق می خورد شب ، با پنجه ی تقدير در باران

ومی رقصيد عطر ِ كال ِ كاج ِ پير در باران
ش

amirmasood49
06-25-2008, 10:24 AM
شب چیست برای ما زمان نالش
وانرا که نه عاشق است اورا مالش
وان عاشق ناقصی که نوکار بود
گوشش نشود گرم به شب بی بالش
ض

srghd
06-25-2008, 10:28 AM
صدای خيس ِ مردی درگلوی تار می روئيد

كسی مثل خودم، مثل خودش درگير در باران

ج

amirmasood49
06-25-2008, 11:28 AM
جانها همه خرقه اند در بحر مقیم
یک قطره از او امید وباقی همه بیم
ه

shorideh
06-25-2008, 11:59 AM
[quote=amirmasood49;1064080]جانها همه خرقه اند در بحر مقیم
یک قطره از او امید وباقی همه بیم
ه[


همچو فرهاد بود کوهکنی پیشه ما
کوه ما سینه ی ما ناخن ما تیشه ی ما
بحر یک جرعه ی می منت ساقی نکشیم
اشک ما باده ی ما دیده ی ما شیشه ی ما

آ

Hamid_38
06-25-2008, 12:03 PM
هر ذره که در خاک زمینی بوده است

پیش از من و تو تاج و نگینی بوده است
گرد از رخ نازنین به آزرم فشان

کانهم رخ خوب نازنینی بوده است
باب

shorideh
06-25-2008, 12:07 PM
با سروقدی تازه تر از خرمن گل
ازدست منه جام می و دامن گل
زان پیشکه ناگه شود ازباد اجل
پیراهن عمر ما چو پیراهن گل

د

Hamid_38
06-25-2008, 01:00 PM
با سروقدی تازه تر از خرمن گل
ازدست منه جام می و دامن گل
زان پیشکه ناگه شود ازباد اجل
پیراهن عمر ما چو پیراهن گل

د
در دایره‌ای که آمد و رفتن ماست

او را نه بدایت نه نهایت پیداست
کس می نزند دمی در این معنی راست

کاین آمدن از کجا و رفتن بکجاست

shorideh
06-25-2008, 01:04 PM
در دایره‌ای که آمد و رفتن ماست

او را نه بدایت نه نهایت پیداست
کس می نزند دمی در این معنی راست

کاین آمدن از کجا و رفتن بکجاست

تازه به دولتی رسید این دل بی نوای من
کش نشناخت قدر کس جز من و جز خدای من
دولت بی کسی مرا داده خدای بی کسان
تا نکند هوای کس این دل مبتلای من

م

Hamid_38
06-25-2008, 01:16 PM
می بر کف گیر و هر دو عالم بفروش

بیهوده مدار هر دو عالم به خروش
گر هر دو جهان نباشدت در فرمان

در دوزخ مست به که در خلد به هوش
ي

sahar.7888
06-25-2008, 04:34 PM
يكشب آخر باغبان خوابش برد با ناله ي من
زين قفس آهسته چون مرغ شكيبا ميگريزم

س

Ghariib
06-26-2008, 08:03 AM
سحر بلبل حكايت با صبا كرد

كه عشق روي گل با ما چها كرد

ع

shorideh
06-26-2008, 07:53 PM
عقل آمد و پند عاشقان پیش گرفت
در ره بنشست و رهزنی کیش گرفت
چون در سرشان جایگه پند ندید
پای همه بوسید و ره خویش گرفت


س

sahar.7888
06-26-2008, 09:22 PM
سر درون سينه با دل گويم اسرار غمت
گفتگو با عاشق بي دست و پايت مي كنم

د

shorideh
06-27-2008, 07:14 AM
دوشینه شکستیم به یک توبه دو صد جام
امروز به یک جام دو صد توبه شکستیم

ک

tataloo
06-27-2008, 07:52 AM
كاش ميشد اشك تهديد كرد مدت لبخند را تمديد كرد كاش ميشد در ميان لحظه ها لحظه ي ديدار را نزديك كرد
ش
-------------------------------
انقدر زير لبم نام تو را زمزمه كردم كه
لبم سوخت ولي نام تو را توبه نكردم

parneyan
06-27-2008, 08:00 AM
شاید که برده باشد هوش از سر و دل من باشد که عاشقی را پنهان شمار یار را

shorideh
06-27-2008, 08:21 AM
ای دل اول قدم نیک دلان
با بدو نیک جهان ساختن است
صفت پیشروان ره عقل
آز را پشت سر انداختن است

م

..AmiR..
06-27-2008, 09:35 AM
ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم
غم هجران تو را چاره زجایی بکنیم
دل بیمار شد از دست رفیقان مددی
تا طبیبش به سر آریم دوایی بکنیم


ف

sahar.7888
06-27-2008, 10:23 AM
فقير سر كوي آشفتگي
اسير دل و عشق و شيدائيم
زكم سوئيم خلق باور كنند
كه فانوس شبهاي تنهائيم

چ

ahmad38
06-27-2008, 03:12 PM
nکاش می توانستم قلبم را از سينه بيرون آورده در پيش پايت بيفکنم تا ببينی چقدر دوستت دارم.
عشق به مادر حديث ديگری است و هيچ پديده ای در جهان نميتواند با مهر مادر برابری کند...کدامين قلبی ست که لبريز از مهر مادر نباشد؟

nمادر به خا ک پای تو سوگند در جهان
پاکــيزه تر زمهر تو در سيـنه ای نبود
آلوده بود جز دل تو هر دلی که بـــود
مهری نبـود کز پی آن کينه ای نــبود
پاسی ز شب گذشته وخوابم نميبـرد
ای جان فدای ديده ی شب زنده دارتو
چون کودکان خسته سرا پا بــهانه ام
بازا کـــــه باز مانـــــده دلم بی قرار تو

ahmad38
06-27-2008, 03:14 PM
مادرم شبنم گلبرگ حیاتپدرم عطر گل یاسبقاستمادرم وسعت دریای گذشتپدرم ساحل زیبای لقاستمادرم آئینه حجب وحیاپدرم جلوه ایمان و رضاستمادرم سنگ صبور دل ماپدرم در همه حالکارگشاستمادرم شهر امیداست و هنرپدرم حاکم پیمان و وفاستمادرم باغخزان دیده دهرپدرم برسرما مرغ هماستمادرم موی سپید کرده زحزنپدرم نقشهمه خاطره هاستمادرم کوه وقار است و کمالپدرم چشمه جوشان عطاست

ahmad38
06-27-2008, 03:17 PM
مادروقتیکه من بزرگ شدم، شایدمعمار شوم
آنگاه تمامی جهان را همچون بامی بر فراز دستان توستون خواهم کرد
وقتیکه من بزرگ شدم، شایدپزشک شوم
آنگاه با عطر تو نوشدارویی خواهم ساخت بر تمام دردهای جهان و آنگاه به سلامتی شان با لب های تو بر گونه های شادی تمام کودکان جهان بوسه خواهم زد
وقتیکه من بزرگ شدم، شایدیک روز با چتر گیسوان تو از آسمان آرزوهایت پروازی کنم بر آستان زمین زمینی که پای تو آنرا نگه داشته است و
آنگاه خواهم دوید تا مرزهای درونت و در پنهانترین گوشه های جنگل سبز آغوش تو پنهان خواهم شد
اکنون را که نام نهادی فصل کاشت
فردا که من بزرگ شدم
در زمان برداشت
مادرم، به تو قول می دهم
من تو را دوست خواهم داشت

ahmad38
06-27-2008, 03:19 PM
اگر سنگي از كوه سرازير شود و به مانعي برخورد كند چه مي كند؟
1.اگر مانع كوچك باشد از روي آن عبور مي كند.
2.اگر متوسط باشد آن ر ا در هم مي شكند.
3.اگر بزرگ تر باشد پشت آن مي ايستد تا تقدير بعدي چه باشد.

ahmad38
06-27-2008, 03:20 PM
اما آب چه مي كند:
ابتدا سعي مي كند مانع را با خود همراه كند

ahmad38
06-27-2008, 03:21 PM
آنگاه بدون دردسر به دنبال فرار از كوچكترين روزنه مي گردد
و اگر نتوانست
صبر مي كند تا به اندازه كافي قوي شود آنگاه يا از روي مانع عبور مي كند و يا مانع را در هم مي شكند

ahmad38
06-27-2008, 03:23 PM
آب در عين نرمي و لطافت در مقايسه با سنگ به مراتب سر سخت تر و در رسيدن به هدف خود لجوجتر و مصمم تر است.
سنگ، پشت اولين مانع جدي مي ايستد ولي آب راه خود را به سمت دريا مي يابد

ahmad38
06-27-2008, 03:23 PM
در زندگي بايد معناي واقعي سرسختي و استواري و مصمم بودن را در دل نرمي و گذشت جست وجو كرد.
گاهي لازم است كوتاه بيائي
گاهي نگاهت را به سمت ديگري بدوز
صبور بايد بود
اما هميشه مصمم

ahmad38
06-27-2008, 03:26 PM
هرگز در مسیر پیموده شده گام برندارید، زیرا این راه تنها به همان جائی می رسد که دیگران رسیده اند.“
(گراهام بل)

ahmad38
06-27-2008, 03:26 PM
”در عشق همیشه قطره ای جنون هست و در جنون هم همیشه قطره ای عقل“
(فردریک نیچه)

sahar.7888
06-27-2008, 09:32 PM
فقير سر كوي آشفتگي
اسير دل و عشق و شيدائيم
زكم سوئيم خلق باور كنند
كه فانوس شبهاي تنهائيم

چ
چه حاجتي چو حاجيان طواف كعبه را كنم
رسيده دست همتم بدامن ولاي تو

و

amirmasood49
06-28-2008, 05:02 AM
ور با لب خشک عشق را خشک آریم
این چشمه چشم همچو جو را چه کنیم
خ

srghd
06-28-2008, 05:12 AM
خدای من ! این چه قرنی ست
که بخش دیباچه اش را
به خون و زرداب زد مهر
به ننگ و نفرت نشان کرد
و

amirmasood49
06-28-2008, 05:17 AM
ور من به عشق تو نسپارم دل
دل را چکنم بهر چه می دارم دل
ص

srghd
06-28-2008, 05:31 AM
صدای تو همچون شراب سرخ
به گونه ی زردم دوانده خون
چنین که مرا مست می کنی
نشانی ی میخانه ات کجاست ؟
ظ

Hamid_38
06-29-2008, 11:19 AM
صدای تو همچون شراب سرخ
به گونه ی زردم دوانده خون
چنین که مرا مست می کنی
نشانی ی میخانه ات کجاست ؟
ظ
ظلمت چون گرفته ما هم ز غمت

چون آتش و خون شد اشک و آهم ز غمت
از بس که شب و روز بکاهم ز غمت

از زردی رخ چو برگ کاهم ز غمت
ب

iranemanl
06-29-2008, 11:22 AM
برو بکار خود ای واعظ این چه فریاد است
مرا فتاد دل از کف تو را چه افتادست

ق

Hamid_38
06-29-2008, 11:30 AM
برو بکار خود ای واعظ این چه فریاد است
مرا فتاد دل از کف تو را چه افتادست

ق
قائم به خودی از آن شب و روز مقیم

بیمت ز سمومست و امیدت به نسیم
با ما نه ز آب و آتشت باشد بیم

چون سایه شدی ترا چه جیحون چه جحیم
ب

iranemanl
06-29-2008, 11:33 AM
بوی خوش تو هرکه ز باد صبا شنید
از یار آشنا سخن آشنا شنید
خ

..AmiR..
06-29-2008, 11:38 AM
خوشا آنانکه الله یارشان بی
بحمد و قل هو الله کارشان بی
خوشا آنانکه دایم در نمازند
بهشت جاودان بازارشان بی

ف

Hamid_38
06-29-2008, 11:39 AM
خورشید سما بسوزد از سایه‌ی عشق

پس چون شده‌ای دلا تو همسایه‌ی عشق
جز آتش عشق نیست پیرایه‌ی عشق

اینست بتا مایه و سرمایه‌ی عشق
ع

iranemanl
06-29-2008, 11:41 AM
فانوس عشقت را رهنمای راهم کردم
مگیر از من عشقت را روشنی بخش
ش

Hamid_38
06-29-2008, 11:42 AM
خوشا آنانکه الله یارشان بی
بحمد و قل هو الله کارشان بی
خوشا آنانکه دایم در نمازند
بهشت جاودان بازارشان بی

ف
فردا شدنی به چیزی از حاصل خویش

پس من چه دهم نشان ز آب و گل خویش
دی آمدنی به حیرت از منزل خویش

امروز قراری نه به کار دل خویش
ك

iranemanl
06-29-2008, 11:42 AM
عشق و با دل میخرمش با همه خوب و بدش
حتی اگه قسمت من گریه بشه عاقبتش
ک



خورشید سما بسوزد از سایه‌ی عشق

پس چون شده‌ای دلا تو همسایه‌ی عشق
جز آتش عشق نیست پیرایه‌ی عشق

اینست بتا مایه و سرمایه‌ی عشق
ع

..AmiR..
06-29-2008, 11:47 AM
کشیمان ار بزاری از که ترسی
برانی گر بخواری از که ترسی
مو با این نیمه دل از کس نترسم
دو عالم دل ته داری از که ترسی

پ

iranemanl
06-29-2008, 11:51 AM
پیش از انت بیش از این اندیشه عشاق بود
مهرورزی تو با ما شهره آفاق بود
د

Hamid_38
06-29-2008, 11:51 AM
عشق و با دل میخرمش با همه خوب و بدش
حتی اگه قسمت من گریه بشه عاقبتش
ک
کردی تو پریر آب وصل از رخ پاک

تا دی شدم از آتش هجر تو هلاک
امروز شدی ز باد سردم بی‌باک

فردا کنم از دست تو بر تارک خاک
ر

Hamid_38
06-29-2008, 11:54 AM
کشیمان ار بزاری از که ترسی
برانی گر بخواری از که ترسی
مو با این نیمه دل از کس نترسم
دو عالم دل ته داری از که ترسی

پ
پار ارچه نمی‌کرد چو کفرم تمکین

امسال عزیز کرد ما را چون دین
در پرورش عاشقی ای قبله‌ی چین

هم قهر چنان باید و هم لطف چنین

Hamid_38
06-29-2008, 11:55 AM
پیش از انت بیش از این اندیشه عشاق بود
مهرورزی تو با ما شهره آفاق بود
د
دل سوخته شد در تف اندیشه‌ی تو

بفکند سپر در صف اندیشه‌ی تو
دل خود چه کند سنگ خاره و آهن سرد

چون موم شود در کف اندیشه‌ی تو
ب

iranemanl
06-29-2008, 12:00 PM
بت روی تو را شکوندم تا بدانی رفتم
عشقت را سجودم تا بدانی هستم
ه

Hamid_38
06-29-2008, 12:04 PM
هست از دم من همیشه چرخ اندر دی

وز شرم جمالت آفتاب اندر خوی
هر روز چو مه به منزلی داری پی

آخر چو ستاره شوخ چشمی تا کی
ن

iranemanl
06-29-2008, 12:06 PM
نه از آشنایان وفا دیده ام
نه از باده نوشان صفا دیده ام
ز نامردمیها نرنجد دلم
که از چشم خود هم خطا دیده ام
ذ

Hamid_38
06-29-2008, 12:15 PM
ذی بنده چو آن لاله‌ی خندان تو دید

وان سیب در آن رهگذر جان تو دید
نی سیب در آن حقه‌ی مرجان تو دید

کاندر دل تنگ خود زنخدان تو دید
م

iranemanl
06-29-2008, 12:19 PM
مکن کاری که بر پا سنگت ایو
جهانی با این فراغی تنگت آیو
چو فردا نامه خوانان نامه خوانند
تو از خواندن نامه ننگت آیو
و

Hamid_38
06-29-2008, 12:40 PM
ور بر دل خود دست رسی داشتمی

در هر نفسی همنفسی داشتمی
گر من سر ناز هر خسی داشتمی

معشوقه درین شهر بسی داشتمی

iranemanl
06-29-2008, 12:45 PM
تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج
سزد اگر همه دلبران دهندت باج
چ

sahar.7888
06-29-2008, 10:32 PM
چو بي نياز شدم وحشتي دگر نكند
هماي طبع من از سطوت سليماني


ل

Ghariib
06-30-2008, 09:24 AM
لطف صلاح دل و دين تافت ميان دل من

شمع دل است او به جهان من كي ام او را لگنم

ن

Hamid_38
06-30-2008, 05:13 PM
لطف صلاح دل و دين تافت ميان دل من

شمع دل است او به جهان من كي ام او را لگنم

ن
نخواهم رفتن از دنیا مگر در پای دیوارت
که تا در وقت جان دادن سرم بر آستان باشد
ر

iranemanl
06-30-2008, 05:38 PM
رهرو منزل عشقیم و ز سر حد عدم
تا به اقلیم وجود این همه راه آمده ایم

ي

Hamid_38
06-30-2008, 05:55 PM
رهرو منزل عشقیم و ز سر حد عدم
تا به اقلیم وجود این همه راه آمده ایم

ي
یک دم سر زلف خویش پر خم نکند

تا کار مرا چو زلف درهم نکندخارم نهد
و عشق مرا کم نکند

خاری که چنو گل سپر غم نکند
ا

Hich Kas
06-30-2008, 06:00 PM
اي صداي عشق در جان و تنم
آن سكوت ساكت و تنها منم
من پر از اندوه چشمان توام
آشنايي دل پريشان توام

................

iranemanl
06-30-2008, 06:04 PM
من اگر تو را خواهم
من اگر بی تو هیچم
من اگر کم میارم
بخاطر عشقت است و بس

Hich Kas
06-30-2008, 06:11 PM
در ذهن اگر نيافرينمت مي‌ميرم
از شاخه اگر نچينمت مي‌ميرم

اي عادت چشمان بي حوصله‌ام
يك روز اگر نبينمت مي‌ميرم.

.............

Hamid_38
06-30-2008, 06:13 PM
در ذهن اگر نيافرينمت مي‌ميرم

از شاخه اگر نچينمت مي‌ميرم

اي عادت چشمان بي حوصله‌ام
يك روز اگر نبينمت مي‌ميرم.

.............


من به هر جمعیتی نالان شدم

جفت بد حالان و خوشحالان شدم

مولوی

ت

Hamid_38
06-30-2008, 06:15 PM
من اگر تو را خواهم
من اگر بی تو هیچم
من اگر کم میارم
بخاطر عشقت است و بس
سحر بلبل حکایت با صبا کرد
که عشق روی گل با ما چها کرد
از آن رنگ رخم خون در دل افتاد
وزان گلشن به خارم مبتلا کرد

Hich Kas
06-30-2008, 06:16 PM
تن من لاشه ی فقر است و من زندانی زورم
کجا می خواستم مردن !؟ حقیقت کرد مجبورم

............

iranemanl
06-30-2008, 06:24 PM
گفتم دل و دین بر سر کارت کردم
هرچیز که داشتم نثارت کردم
گفتا تو که باشی که کنی یا نکنی
آن من بودم که بی قرارت کردم

Hich Kas
06-30-2008, 06:27 PM
درد اگر هست برای دل هم میگوییم
در وجود خودمان هست دوای خودمان
دوست داریم که نفهمند.. بیا بعد از این
خودمان شعر بخوانیم برای خودمان

...............

iranemanl
06-30-2008, 06:29 PM
نه از آشنایان وفا دیده ام
نه از باده نوشان صفا دیده ام
ز نامردمیها نرنجد دلم
که از چشم خود هم خطا دیده ام

Hich Kas
06-30-2008, 06:36 PM
ما سزاواریم اگر گریانیم
این چنین خسته و سرگردانیم
ما که دانسته به دام عشق افتادیم
چرا از عاشقی رو گردانیم

...............

iranemanl
06-30-2008, 06:39 PM
به زلفانم انداختم تاج گلشن عشقت را
تا مگر مسیحا نفس بوی من را رساند

Hich Kas
06-30-2008, 06:51 PM
باز هم این دل سرگشته من
یاد آن قصه شیرین افتاد
آزمون بود و تماشای دو عشق
بیستون بود و تمنای دو دست

.................

iranemanl
06-30-2008, 06:55 PM
روزی که جان فدا کنمت باورت شود
دردا که جز به مرگ نسنجند قدر مرد

Hich Kas
06-30-2008, 06:59 PM
سرگشته ز یک گناه باید بودن
بهر دگری تباه باید بودن
هر چند عشق اشتباه است ولی
پیوسته در اشتباه باید بودن...

..........

iranemanl
06-30-2008, 07:02 PM
تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج
سزد اگر همه دلبران دهندت باج

Hich Kas
06-30-2008, 07:04 PM
عشق جانست عشق تو جانتر
لطف درمان وز تو درمانتر

......................

iranemanl
06-30-2008, 07:08 PM
بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باش
وین سوخته را محرم اسرار نهان باش

Hich Kas
06-30-2008, 07:10 PM
عشــق که بازار بتــان جـــــــای اوست
سلسـله بر سلســـله سودای اوست
گرمی بازار خــــــراب اســـت ،عشـــق
آتش جـان های کبــــاب است ،عشــق

............

iranemanl
06-30-2008, 07:13 PM
رفیق بی وفا را کمتر از دشمن نمی دانم
سرم قربان آن دشمن که بویی از وفا دارد

Hich Kas
06-30-2008, 07:17 PM
چیزی نمانده مثنویم
در تو حل شود
شاید برای اینکه بمانی
غزل شود

.........

iranemanl
06-30-2008, 07:22 PM
گره از بخت تو گشودم
تو را جان دادم
پر و بالم سوزوندی
عمرم و به باد دادم

Hich Kas
06-30-2008, 07:58 PM
سیه چشمی به کار عشق استاد
درس محبت یاد می داد
مرا از یاد برد آخر ولی من
بجز او عالمی را بردم از یاد

..............

iranemanl
06-30-2008, 08:01 PM
جون شمع قرار سوختن تا ندهی
سر رشته عشق را به دستت ندهند

Hich Kas
06-30-2008, 08:03 PM
تو غربتی که سرده
تمام روز و شبهاش
غریبه از من و ما
عشق من عاشقم باش

...........

iranemanl
06-30-2008, 08:07 PM
شیشه شکسته را پیوند کردن مشکل نیس
دل که رنجد از کسی خرسند کردن مشکل است

Hich Kas
06-30-2008, 08:10 PM
در پشت چنین ظاهر آرام و موقر
بنگر که چه مواج و چه طوفانی ام امروز
واندر پس این خنده مستانه سرخوش
بازا و ببینم که چه بارانی ام امروز
هر جلوه بهاری شده در خانه ولی من
از فکر فراق تو زمستانی ام امروز

...............

iranemanl
06-30-2008, 08:12 PM
نه از آشنایان وفا دیده ام
نه از باده نوشان صفا دیده ام
ز نامردمیها نرنجد دلم
که از چشم خود هم خطا دیده ام

Hich Kas
06-30-2008, 08:18 PM
قلبم درد تنهایی نداشت
چهره ام هرگز پریشانی نداشت
برگ های آخر تقویم عشق
حرفی از یک روز بارانی نداشت


با س

sahar.7888
06-30-2008, 09:39 PM
سود و زيان كار جهان عاقبت يكيست
ما رند زيركيم كه سودا نخواستيم

ش

Mohammad Hosseini
06-30-2008, 09:48 PM
شانه كمتر زن كه ترسم تار زلفت بشكند......................
تار زلف توست اما رشته ي جان منست....................

با ل...........

sahar.7888
06-30-2008, 09:58 PM
لطف ها كردي كه با من از محبت دم زدي
زين سبب از جمله ي خوبان جدايت مي كنم

م

Mohammad Hosseini
06-30-2008, 10:04 PM
من اگر كامروا گشتم و خوشدل چه عجب...............
مستحق بودم و اينها به ذكاتم دادند................

sahar.7888
06-30-2008, 10:10 PM
پس كو حرف؟

دل بدست آور شوي با مهرباني هاي خويش
ليكن آنروزي كه من ديگر به دنيا نيستم

ك

Mohammad Hosseini
06-30-2008, 10:19 PM
كاش در دهكده ي عشق فراواني بود..............
توي بازار محبت كمي ارزاني بود.........
كاش اگر گاه،لطف به هم ميكرديم...........
مختصر بود ولي ساده و پنهاني بود...........

با ب.............

sahar.7888
06-30-2008, 10:24 PM
باين غروب غم آلود روزگار فراق
بصبح روشن آغاز عشق ما سوگند
كه از تو در نظرم هيچ قبله روشنتر
نبوده بهر نمازم باين خدا سوگند

س

Mohammad Hosseini
06-30-2008, 10:35 PM
سرسبزتريين بهار تقديم تو باد..........
آواي خوش هزار تقديم تو باد.......
گويند كه لحظه ايست روييدن عشق.......
آن لحظه هزار بار تقديم تو باد..............

ر........

sahar.7888
06-30-2008, 10:41 PM
رو بهر سوي كنم نقش تو آيد به نظر
روي گفتار به يك قبله بگو از چه كنم؟!


خ

Mohammad Hosseini
06-30-2008, 10:52 PM
خبر ما برسانيد به مرغان چمن.............
كه هم آواز شما در قفسي افتادست............

ن........

sahar.7888
06-30-2008, 11:01 PM
نشنوي تا سرگذشت نامرادي هاي من
بين دنياي تو دنيائيست تا دنياي من

ف

Hich Kas
07-01-2008, 10:23 AM
فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش
گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش

با ش

gulli
07-01-2008, 10:25 AM
شهریست پر ظریفان وزهر طرف نگاری
یاران صلای عشق است گر میکنید کاری
حافظ
با چ

Sammira
07-01-2008, 10:27 AM
چهره نرگس به خودخواهي شكفت
چشم بر ياران خام انديش گفت:
دستتان خالي ست در آنجا كه من
دامنم سرشار از گنج زر است

با ي

Hich Kas
07-01-2008, 10:28 AM
چه خوش صيد دلم كردي بنازم چشم مستت را
كه كس مرغان وحشي را از اين خوشتر نمي گيرد
حافظ

با ح

gulli
07-01-2008, 10:31 AM
حلقه زلفش تماشاخانه بادصباست
جان صد صاحبدل انجا بسته یک مو ببین
حافظ
با ع

Hich Kas
07-01-2008, 10:34 AM
شرف دست همين بس كه نوشتن با اوست
خوش ترين مايه دلبستگي من با اوست

با ي

ياد ايام جواني جگرم خون ميكرد
خوب شد پير شدم كم كم و نسيان آمد

با ح

rozesefid
07-01-2008, 10:35 AM
حال دل با تو گفتنم هوس است
خبر دل شنفتنم هوس است

ت

Hich Kas
07-01-2008, 10:35 AM
حلقه زلفش تماشاخانه بادصباست
جان صد صاحبدل انجا بسته یک مو ببین
حافظ
با ع
عاشقی پیداست از زاری دل
نیست بیماری چو بیماریّ دل
علت عاشق ز علت ها جداست
عشق اصطرلاب اسرار خداست
با ح

gulli
07-01-2008, 10:39 AM
حافظ شراب و شاهد و رندی نه وضع توست
فی الجمله می کنی و فرو می گذارمت

Sammira
07-01-2008, 10:39 AM
حيف
مي دانم كه ديگر
بر نمي داري از آن خواب گران ،سر،
تا ببيني
خردسال سالخورد خويش را
كاين زمان ،چندان شجاعت يافته است
تا بگويد:
راست مي گفتي،پدر!!

gulli
07-01-2008, 10:40 AM
ببخشید........
...با ت

Hemaseh
07-01-2008, 10:42 AM
تو نگاه میکنی کارمن آه کردن است

ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
با ف

Hich Kas
07-01-2008, 10:53 AM
فاخته كرد گم آشيانه
ماند توكا به ويرانه آباد
رفت از يادش انديشه ي جفت
كه تواند مرا دوست دارد

با م

Sammira
07-01-2008, 10:57 AM
موجي لطيف،بافته از جوهر جهان
تا عمق هفت پرده تن را ز هم شكافت
من را ز تن ربود!
ما ماند
راه يافته در جاودانگي

با ل

Hich Kas
07-01-2008, 10:58 AM
لنگر نمي کشم
با تو به بيرق و بادبان و دکل،
نيازم نيست.
درياي باريک و ظالم مرگ،
با تو چه آسان
فتح کردني است.

"رابرت گريوز"
با ج

Hemaseh
07-01-2008, 11:05 AM
جدایی تا نیفتد دوست قدر دوست کی داند
شکسته استخوان داند بهای مومیایی را
با س

gholombeh
07-01-2008, 11:12 AM
سهي سروي روان بر هر کناري
زهر سروي شکفته نوبهاري

با ق

..AmiR..
07-01-2008, 12:09 PM
قدم دایم ز بار غصه خم بی
چو مو محنت کشی در دهر کم بی
مو هرگز از غم آزادی ندیرم
دل بی طالع مو کوه غم بی

با ص

Hich Kas
07-01-2008, 12:13 PM
صد جوخه به فر ماندهیت،آماده
این سینه در آرزوی یک،شلیک است

با خ

iranemanl
07-01-2008, 12:20 PM
خنده بکن همیشه
اخم بکنی نمیشه
ز

.Behrooz.
07-01-2008, 12:23 PM
زیر نم نم بارون
قدم زنون تو بیابون
حتی با تو تو خیالم
باغ گل میشه خیابون
خ

Hich Kas
07-01-2008, 12:24 PM
خروس سر بريده ، خورشيد رو جا گذاشته
مرغك نوك حنايي تخم طلا نذاشته
جنگل سبز جادو سيب گلاب نداره
حوض بلور قصه يه قطره آب نداره


با ل

iranemanl
07-01-2008, 12:29 PM
لاله به سرخیت حسودی کرده
رز خونمون برا دیدنت بیتابی کرده

ت

.Behrooz.
07-01-2008, 12:31 PM
تو که یک گوشه چشمت غم عالم ببرد
حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد

پ

Hich Kas
07-01-2008, 12:33 PM
پشت پنجره به آرزوهایت سلام کنم.
میخواهم تا انتهای این جاده همچنان بی قرار تو باشم
و تمام لحظه ها را به عشق دیدن تو طی کنم.
میخواهم با تو از حادثه ها عبور کنم...

با س

iranemanl
07-01-2008, 12:37 PM
سفر کردم که از یادم بری
دیدم نمیشه اخه عشق
یه عاشق با ندیدن کم نمیشه
ش

Hich Kas
07-01-2008, 12:44 PM
شب تو را ز مر مر شعر آفريده ام
اما تو چون بتي که به بت ساز ننگرد

با ص

.Behrooz.
07-01-2008, 12:47 PM
صبحدم چون کله بندد آه دود آسای من
چون شفق در خون نشیند چشم خون پالای من

ن

iranemanl
07-01-2008, 12:51 PM
نگاه کن چشمام خیسه
دردر عشق تو بسه
تو این دورو زمونه
عشق میمونه که نفسه
ف

Hich Kas
07-01-2008, 12:51 PM
فسون شده ي تو را زبان نيست
ور هست همه فسانه از توست
كشتي مرا چه بيم دريا ؟
توفان ز تو و كرانه از توست

با پ

iranemanl
07-01-2008, 12:56 PM
پشت نکن به عشقم
دلم میترسه از رفتن
گر چه عزیزم گفتی گل
پشت و رو نداره
ب

Hich Kas
07-01-2008, 12:59 PM
برکش وزارت بترازوی شکر
مهوش هر به لب بلبل همره شو
با ش

.Behrooz.
07-01-2008, 01:00 PM
بغض نشسته تو گلوم وقتی نشستی رو به روم
من از خودم چرا بگم باید از اون چشا بگم
خیره تو چشم مست تو دست می دم به دست تو
دل از زمونه می کنم حرف دلم رو می زنم
چه حالتی داره چشات نرگس بیماره چشات
چشم تو خوابم می کنه مست و خرابم می کنه
وقتی نشستی رو به من از عاشقی بگو به من
بذار چشات دل ببره این جوری باشه بهتره
ژ

Hich Kas
07-01-2008, 01:02 PM
ژ!!! دست دیده و دل هر دو فریاد
که هر چه دید بیند دل کند یاد

با ز

.Behrooz.
07-01-2008, 01:04 PM
زندگی مال تو
قلب تو مال من
تیر عشقو تو قلب من
با نگاه گرمت بزن

چ

iranemanl
07-01-2008, 01:05 PM
زندان دل رو پاسبان شدی
چرا وقت رفتن دل رو نبردی

ق

Hich Kas
07-01-2008, 06:10 PM
قسم مي خورم به يادت باشم
قسم مي خورم كه همرازت باشم

با ز

Hemaseh
07-01-2008, 06:16 PM
زانکه غیر از سنگ
کسی حکایت فرجام را نمی داند
همیشه از همه نزدیک تر به ما سنگ است
نگاه کن
نگاه ها همه سنگ است و قلب ها همه سنگ
چه سنگبارانی ! گیرم گریختی همه عمر

با ر

Hich Kas
07-01-2008, 06:22 PM
روان مثل صفحه ي خاطره ها باشم
گذر كنم و مرگ تمامي گلها باشم
خواهي نهنگ جان ستان تو باشم
زبان سرخ آتشين آواز باشم
تا تو مرا باور كني تا من باشم
با ث

Hemaseh
07-01-2008, 06:51 PM
ثیم پاره رفت شعار نیه
با ه

Hich Kas
07-01-2008, 07:11 PM
هر چه مي خواهي به دنيا نگر
دشمني از خود نداري سخت تر
عشق پيروزت كند بر خويشتن
عشق آتش مي زند در ما و من
با ف

Hemaseh
07-01-2008, 07:17 PM
فریب صلح از تعظیم مغروران مخور بیدل
رگ گردن چو برخیزد به عزم جنگ برخیزد
با ط

Hich Kas
07-01-2008, 07:19 PM
فدا شدن براي تو
دليل زنده بودنه
مي خوام عشق و جنونمو
راهي قصه ها كنم
با ن

iranemanl
07-01-2008, 07:46 PM
نه از آشنایان وفا دیده ام
نه از باده نوشان صفا دیده ام
ز نامردمیها نرنجد دلم
که از چشم خود هم خطا دیده ام

Hich Kas
07-01-2008, 07:53 PM
من تشنهءعشقم آبم دهيد
آب نه بهتراست كه يادم دهيد
يادي از آن عشق و بهارم دهيد
هر روز دويدم ولي به عشق نرسيدم
بيمار نيم دواي نابم دهيد

....

Hemaseh
07-01-2008, 07:53 PM
من موی خویش را نه از آن میکنم سیاه
تا باز نوجوان شوم و نو کنم گناه
چون جامه ها به وقت مصیبت سیه کنند
من موی از مصیبت پیری کنم سیاه
با ش

Hich Kas
07-01-2008, 07:55 PM
شوره زار انتظارم
چهره ي شكسته دارم
جسم و جاني خسته دارم

...........