PDA

View Full Version : ناهید عباسی


AteNa
01-18-2008, 08:32 AM
پیوسته تردیدی
می گذاردت
بر سر دوراهی
کجا باید رفت ؟
به کدام سمت
یا کدامین سو
اما
راه دریا
می شناسد رود

AteNa
01-18-2008, 08:32 AM
هر بار
که رازی گره در گره
در شعور منور شب
به ناگاه گشوده شود
در تولد بودا گونه ای
خواهی آموخت
تا روزهای سترون را
بر هوش شبهای بلند
وصله زنی

AteNa
01-18-2008, 08:33 AM
عکس ماه
افتاده در برکه
عکس دو کودک نیز
ماه مال آنهاست
شاید که در خیال

AteNa
01-18-2008, 08:33 AM
پرواز پرندگان
در آبی آسمان هر کجا
چشمانم را
کودکانه به دنبال می کشد
و روحم را
در خواهش گنگ پریدن
خوابهای شبانه ام را
تفسیر می کند
کسی چه می داند
شاید دستهایم
تقدیر بالهای پرواز است
که هنوز چیزی از اوج
به خاطر دارد

AteNa
01-18-2008, 08:33 AM
در پایان
همه با هم برابرند
مو رنگ دیگری نمی شناسد
به جز سپیدی
گرچه سیاه بود
یا سرخ و بور
پایان که نه
همیشه دری باز می شود
حالا به هر کجا

AteNa
01-18-2008, 08:34 AM
من
از میان واژه های زلال
دوستی رابرگزیده ام
آنجا که
برف های تنهایی
آب می شوند
در صدای تابستانی یک دوست

AteNa
01-18-2008, 08:34 AM
یک شبی
از آن شبهای تنهایی
با سری
پر از افکار سودایی
رفتم به خواب
دیدم معبدی
نور باران
تک درختی در میانش
سر به سوی آسمان
بسان هیبت البرز
شکوه بی مثالی داشت
وقاری بی نهایت سبز
یقین کردم
ازلی درخت دانش است
سر کشیده از معبد عشق
رنگ حسادت نداشت
ذات خساست نداشت
مفهوم تکامل بود و
تعبیر نجابت
از پس حریر خواب
دانشی فرزانه دیدم چنبره
در درون هر خزه
هر حشره
حرمتی دیدم در نیش مار
کرامتی در میوه ی کاج
به دل گفت
میوه هایش به سبد
دست به دست خواهد رفت
و نسیم نفسش
شهر به شهر
با شوق بی انتها
چون زائری برهنه پا
کردم بسویش
دستی دراز
اما
اشارتی بود و گذشت
نشئه یی بود و پرید

AteNa
01-18-2008, 08:34 AM
زمان را
کاسه ای نیست
تا که لبریز شود
فضیلتی رونده دارد
بسان آب
و صراحت مکرری
بسان سال
اما
لحظه هایی
به وسعت نامریی یک خاطره
باز می گرداند آب را
به سرچشمه
و می برد دل را
به کهن سردابه ها
تا نوازش دهد
خاطرات بودنی قدیم را

AteNa
01-18-2008, 08:35 AM
چشمانت را
پر از بهانه ی زیستن خواهم کرد
با شکوفه های تک درخت خانه ام
در هر بهار
و برایت خواهم گفت
که یقین
راه درازی است
و گاه
به کوتاهی یک آه

AteNa
01-18-2008, 08:35 AM
مرگ نزدیک است
خویش هر خویشتن است
رویای پروازی شبانه
مرحله ای از سفر است
دانه
طی راهش
گل می شود
هر بودنی
در مسیر خود
دگرگون می شود
کرم ابریشم
پروانه صفت درک جهان خواهد کرد
پروازی تا ته بودن خود خواهد کرد
عشق و شوری از مرگ می شکفد
چون شراره های آتش از باد
آنجا که می تپد دل عاشق
در خوف از دست دادن یار
مرگ ضرورتی است
که باید آن را فهمید
راهی است
که باید آن را رفت
صبور بودن بر درد فراق
باور عاشقانه است
بر گردش گردونه
که در پس هر پرده ای
نشسته است صد پرده
یاد کنیم از یاری
در دیاری که دور نیست
فاصله چندان نیست
دوست سفر کرده
در جاییست که یانجا نیست
رنگ خاطره ها از یاد نخواهد رفت
که هیچ یادی از یاد نخواهد رفت
هم در ذهن زمین ثبت است
هم در یاد زمان
سرمای اولین برف اولین زمستان
با غم از مرگ حرف نباید زد
که حرف آخر را مرگ نخواهد زد

AteNa
01-18-2008, 08:36 AM
در تنهایی شبهای دراز
در میان خیمه های خوشرنگ خیال
گشتم پی راز قصه ها
تا رسیدم
به مردان ماهیگیر قرون
که با تنهایی و فقر فزون
اسطوره ی پری دریایی ر ساخته اند

AteNa
01-18-2008, 08:36 AM
وقتی
دی و بهمن
به پایان می رسد
و اسفند
به نیمه
آغاز می شود
خواب هر ساله ای
که لانه های زیر برف
در انتظار بازگشت چلچله ها می بینند

AteNa
01-18-2008, 08:38 AM
خوشه های خاطره
معلق
بر دیوار عمر
مرا
به کوچه های کودکی می خوانند
تا از ردیف اقاقی ها
عبوری دوباره کنم

AteNa
01-18-2008, 08:38 AM
آنجا که
زنگهای خوشبختی
خاموش می شود
در واژگونی بخت
بر آنم
تا به رقص برخیزم
بر ویرانه های خیال
و کودکانه
گوش
به زنگوله ی فرداها بسپارم

AteNa
01-18-2008, 08:39 AM
وقتی که
واژه
فقط واژه است
باید پی چیزی فراتر بود
در توضیح حیات
آنجا که نابینایی
آهسته می پرسد
زیبایی چیست ؟

AteNa
01-18-2008, 08:39 AM
دستت سایبان چشمم شد
در این کویر سوزان
زمانیکه چشمهایم
عاشقانه ترکهای زمین را می نگرد
و با این نظم
که تکرار پیوستگی است
یگانه می شود

AteNa
01-18-2008, 08:40 AM
نقش ماه
که پیچ و تاب می خورد
بر پهنه ی دریا
چرخه ی سیال خیال را
به نسیم می سپارم
و ترانه ی خزه آلودم را
با ته نشین یادی
برای خواب مرغان دریایی
زمزمه می کنم

AteNa
01-18-2008, 08:40 AM
به مارای خود پرتاب شدن
احساس مقدسی است
که روح می نشیند
پای پنجره ی خلقت
و عاشقانه می نگرد
بارش باران را
بر ریشه ی درخت
تا در اجبار سبز حیات
بر تنه اش
قارچها
بی ریشه برویند

AteNa
01-18-2008, 08:40 AM
خورشید
از پس ابرها
سبد خالی آفتابگردان را می نگرد
که در انتظار فردا
دل به رویای آفتاب سپرده است

AteNa
01-18-2008, 08:41 AM
هجوم سهم یک احساس
از رقص پرده ای
در انفعال اینه
با هیاهوی باد
میرساند دل را
به وقوف ترد رابطه ها
و رقم می خورد
خاطره ی مکرری
در ذهن روشن اینه
و شعور ازلی باد

AteNa
01-18-2008, 08:41 AM
بر روی درختی
کندم نشان عشق
شیرابه ای آمد برون
نشان جان عشق
شرمنده
به راه خود رفتم

AteNa
01-18-2008, 08:44 AM
نمی توان به جایی گریخت
حقیقت
زیر چتر عادت
پنهان است
حال که
نه فرار
دردی را دوا می کند
و نه قرار
باید
بر مدار صبر
سماعی مردانه کرد

AteNa
01-18-2008, 08:45 AM
روح شاعر
جهان را زیر و رو می کند
درون بوته ای خار
یا که گلی
و می جوید
شور خود را
درون ریگزار
یا چمنی
و در خلوت بی چرای خویش
می گردد پی تغافل پرنده ها
تا بسراید
لحظه های تغزل را
بر صمیمیت شاخه های کاج

AteNa
01-18-2008, 08:46 AM
در پناه صخره ی عادت
روز را
به شب می رسانیم
و باید های بیهوده را
با نبایدهای پوسدیه
پیوند می زنیم
تا امروز
همان باشیم
که دیروز بوده ایم
بیا
تا خانه ی خود را
از علف های هرز عادت
پک کنیم
و در زیبایی بال پروانه ای
نگاه کودکی خود را
جستجو کنیم

AteNa
01-18-2008, 08:46 AM
به ناگهان می اید
عشق را می گویم
بسان بهمنی
غلتان
و صاعقه ای
رخشان
می اید
با هزاران لهجه
تا هم آواز قناری شود
و در اینه ای به وسعت ملکوت
سیمای ازلی خود را بنگرد

AteNa
01-18-2008, 08:49 AM
ترانه ام را
به خاطر بسپار
که ایهام خوشی است
از ایهام زمزمه های پاییزی
تا بعد از من
بخوانی آن را
در راههایی که
با هم از آنها عبور نخواهیم کرد

AteNa
01-18-2008, 08:49 AM
کدام راه است
که پای خسته را نشناسد
کدام کوچه
خالی از خاطره است
و کدام دل
هرگز نتپیده
به شوق دیدار
بیا
تا برایت بگویم
از سختی انتظار
که چگونه
در دیده های بارانی
رنگ هذیان به خود می گیرد

AteNa
01-18-2008, 08:49 AM
در لحظه های گمگشتگی
ناگاه نشانه ای
بر دری
گذرگاهی
نگاهی
می رساندم
به مکرر از یاد رفته ای
چیزی آشنا پشت هر در
می خواندم
به تماشای دوباره ای
و همواره
در تلاطم حضوری
متروکه های روحم
به شبگردی پس کوچه های راز می رود

AteNa
01-18-2008, 08:50 AM
دستت را دراز کن
فاصله را بردار
و با من همقدم شو
در جستجوی نکجا آباد
که ما
نه اسکندر وار
به ظلمات خواهیم رفت
و نه خضر گونه
آب حیات خواهیم یافت
تنها
در قداست رنج
قرابت انسانی خود را
بر کتیبه ی ایام
خواهیم نوشت

AteNa
01-18-2008, 08:51 AM
حیف نیست
توت تابستان
رویا شود
در انقراض این درخت
حیف نیست
ماهی
دریا را باور کند
در تنگ بلور
حیف نیست
بسته شود
پر پروازی
در کنج قفس
و اگر نیست
چرا
اینچنین ناشادیم
این چنین دلتنگیم

AteNa
01-18-2008, 08:52 AM
باز است
در تمنای نسیم
پنجره ای
و به گوش می رسد
آواز خوش زنجره ای
که حضور کوچک خود را
به جهان می بخشد

AteNa
01-18-2008, 08:52 AM
کاش همیشه
آب
اولین درس دبستان باشد
تکودکان
در کرامت یک قطره ی باران
مسیر حیات را
تا شعور آسمان
بپیمایند

AteNa
01-18-2008, 08:52 AM
قناری نیزار
در انتظار شکفتن نیلوفر
همواره
اینه ی مرداب را می نگرد
و نیلوفر
در خواب خیس خویش
بوسه های گرم آفتاب را
به یاد می آورد

AteNa
01-18-2008, 08:53 AM
جوانترین خاطره ام
ساعتی پیش بود
که دستش را
در بشارت دیدار
در فردایی نامعلوم
تکان داد و رفت
سنگی فرو افتاد
در گرداب خاطره ها

MaryaM
01-18-2008, 04:56 PM
اتنا جون کاش در مورد ناهید عباسی توضیحی میدادی....

AteNa
01-18-2008, 06:49 PM
اتنا جون کاش در مورد ناهید عباسی توضیحی میدادی....



ناهید عباسی عضو شورای کتاب کودک است . دفتر شعری هم به نام در فصل های سفر داردکه تجدید چاپ شده است .

در تیر ماه 1384 سازمان آموزش و پرورش استثنائی مسابقه شعری ترتیب داد .

عنوان این مسابقه نیلوفرانه بود و موضوعش معلولیت . عباسی نیز سه شعر برای این مسابقه ارسال کرد که مورد تقدیر قرار گرفت و لوح یادبود دریافت کرد .