Samira
11-22-2007, 09:40 AM
ادبیات، فرهنگ و هنر هر منطقه و کشوری برگرفته از تمدن، تاریخ و سنت آن منطقه است. همانطور که زن نقش غیرقابل انکار و مؤثری در تمدن، فرهنگ و تاریخ منطقه دارد، در ادبیات و هنر آن منطقه نیز حضور پیدا میکند. این حضور یا در محتوای اثر و خود اثر جلوهگری میکند و یا در مؤثر و خالق آنها.
http://firoozeh.mag.googlepages.com/allende002x.jpg
ایزابل آلنده
بنابراین شناخت ادبیات، فرهنگ و هنر هر منطقهای با قطع نظر از زنان و شخصیت بومی و هنری آنها، شناختی عقیم و ناقص است، لذا نباید در شناخت ادبیات آمریکای لاتین که یکی از رازآلودترین و شاخصترین ادبیات و سبکهای هنری و ادبی عصر حاضر است، این قشر از جامعه را از قلم بیندازیم؛ ادبیاتی که بر خلاف بسیاری از ادبیات و هنرهای فاخر، با داشتن شاخصههای عالی و فاخر ادبی و هنری، اقبال عمومی و جمعی را هم به دنبال خود داشته است. به این منظور، در این نوشتار سعی شده شناختی هرچند کوتاه، بر ادبیات زنان آمریکای لاتین داشته باشیم.
حضور زنان در ادبیات آمریکای لاتین از سالها قبل مشهود بوده است، اما به شکل استثنا و نه قاعده، برخلاف صده اخیر که حضورشان به شکل قاعده در آمریکای لاتین پدید آمده و حضور زنان در ادبیات با ذکر چند نام و اسم خاتمه نمییابد. حتی با وجود مشکلات نشر و کمبود انتشار آثارشان، نه تنها در کنار مردان به قدرتنمایی پرداختهاند، بلکه شخصیتهای همچون: کریستینا پری روسی(1)، ایزابل آلنده(2)، النا پونتا توسکا (3) به قلههای ادبیات جهان، شهرت و محبوبیت رسیدهاند.
این پدیده را نمیتوان یک مه زودگذر به حساب آورد و به ناچار این پدیده را باید به عنوان اتفاقی عمیق در تاریخ، فرهنگ و هنر آمریکای لاتین پذیرفت و زنان را در آمریکای لاتین به عنوان قشر عظیمی از ادبیات این منطقه به حساب آورد.
البته اوج سبک داستانی زنان صرفاً به خاطر کیفیت آثارشان نیست، بلکه به خاطر تغییر عمیق در معیارهای ادبی در آمریکای لاتین نیز است. در داستانهای آنها بیش از هر چیز دیگر، بُعد مکمل طبیعت انسان و رابطههای بین افراد را مشاهده میکنیم.
منبع:سايت فيروزه (http://www.firooze.com/article-fa-169.html)
http://firoozeh.mag.googlepages.com/allende002x.jpg
ایزابل آلنده
بنابراین شناخت ادبیات، فرهنگ و هنر هر منطقهای با قطع نظر از زنان و شخصیت بومی و هنری آنها، شناختی عقیم و ناقص است، لذا نباید در شناخت ادبیات آمریکای لاتین که یکی از رازآلودترین و شاخصترین ادبیات و سبکهای هنری و ادبی عصر حاضر است، این قشر از جامعه را از قلم بیندازیم؛ ادبیاتی که بر خلاف بسیاری از ادبیات و هنرهای فاخر، با داشتن شاخصههای عالی و فاخر ادبی و هنری، اقبال عمومی و جمعی را هم به دنبال خود داشته است. به این منظور، در این نوشتار سعی شده شناختی هرچند کوتاه، بر ادبیات زنان آمریکای لاتین داشته باشیم.
حضور زنان در ادبیات آمریکای لاتین از سالها قبل مشهود بوده است، اما به شکل استثنا و نه قاعده، برخلاف صده اخیر که حضورشان به شکل قاعده در آمریکای لاتین پدید آمده و حضور زنان در ادبیات با ذکر چند نام و اسم خاتمه نمییابد. حتی با وجود مشکلات نشر و کمبود انتشار آثارشان، نه تنها در کنار مردان به قدرتنمایی پرداختهاند، بلکه شخصیتهای همچون: کریستینا پری روسی(1)، ایزابل آلنده(2)، النا پونتا توسکا (3) به قلههای ادبیات جهان، شهرت و محبوبیت رسیدهاند.
این پدیده را نمیتوان یک مه زودگذر به حساب آورد و به ناچار این پدیده را باید به عنوان اتفاقی عمیق در تاریخ، فرهنگ و هنر آمریکای لاتین پذیرفت و زنان را در آمریکای لاتین به عنوان قشر عظیمی از ادبیات این منطقه به حساب آورد.
البته اوج سبک داستانی زنان صرفاً به خاطر کیفیت آثارشان نیست، بلکه به خاطر تغییر عمیق در معیارهای ادبی در آمریکای لاتین نیز است. در داستانهای آنها بیش از هر چیز دیگر، بُعد مکمل طبیعت انسان و رابطههای بین افراد را مشاهده میکنیم.
منبع:سايت فيروزه (http://www.firooze.com/article-fa-169.html)