PDA

View Full Version : مشاعره با شعر هايی که داريوش خوانده است


صفحات : [1] 2 3

AteNa
06-26-2007, 03:41 PM
یاور همیشه مومن تو برو سفر سلامت

غم من مخور که دوری برای من شده عادت

ناجی عاطفه من شعرم از تو جون گرفته

رگ خشک بودن من از تن تو خون گرفته

Tabassom
06-27-2007, 06:26 PM
هنوز هم تو شبهات اگه ماهُ داری

من اون ماهُ دادم به تو یادگاری ...
...

AteNa
06-29-2007, 12:48 PM
یاور همیشه مومن تو برو سفر سلامت

غم من مخور که دوری برای من شده عادت

Mil
07-27-2007, 10:30 AM
تو اون شام مهتاب كنارم نشستي
عجب شاخه گل‌وار به پايم شكستي
قلم زد نگاهت به نقش‌آفريني
كه صورتگري را نبود اين‌چنيني
پريزاد عشق رو مه‌آسا كشيدي
خدا را به شور تماشا كشيدي
@};-

Tabassom
07-27-2007, 10:54 PM
يادمو ازسر بَدر کن چه بَد کردم نکردم...

فکر آزار و خطر کن چه بَد کردم نکردم...

....

AteNa
08-03-2007, 10:21 AM
من مرگ را به ترس
ترس را به خشم
خشم را به عشق سپردم
عشق را کنون با خود ميان درياي جنگل بردم

من در کنار ياران
فرياد با هزاران
ايران نگاه کن...ايران نگاه کن...ايران نگاه کــن

Hemmati
09-05-2007, 03:17 PM
داریوش با نام واقعی داریوش اقبالی، زاده ۱۵ بهمن ۱۳۲۹ خورشیدی در تهران،
خواننده، بازیگر و فعال اجتماعی ایرانی است.

داریوش با سبک صدایی خاص و استفاده از مضامینی همچون
آزادی، صلح و عشق طرفداران خاص خود را داشته است و دارد.

شعرهای ترانه‌هایش از شاعرانی مانند مولوی، حافظ، احمد شاملو، نادر نادرپور، حسین منزوی و سیمین بهبهانی
و ترانه‌سرایانی هم چون اردلان سرافراز، شهیار قنبری و ایرج جنتی عطایی است.

وی با آهنگسازان بنامی چون جلیل و فرید زولاند، بابک بیات، اسفندیار منفردزاده، واروژان، حسن شماعی زاده و بابک افشار همکاری داشته است.

از جمله ماندگارترین آثار داریوش می‌توان به ترانه‌های دستای تو و چشم من و دوباره می‌سازمت وطن و "بچه ها" و "خونه" اشاره کرد.

کارهای داریوش شامل بیش از ۲۰۰ ترانه در ۲۵ آلبوم است.

وی چند سالی است که از جامعه هنری در لوس‌آنجلس فاصله گرفته است و آثار خود را تنها از طریق شرکت پخش ترانه شخصی خود و نیز اینترنت منتشر می‌کند.

AteNa
09-26-2007, 08:00 PM
نه زمين خاکِ قديمی نه هوا همون هواست
تاچشام کار ميکنه هرچی که مونده نا بجاست
داره از قبيله ما یکی يکی کم ميشه
هرچی دوست داشتمو دارم راهی عدم می شه
مثل ابرای زمستون دلم از گريه پره
شيشهء نازک دل منتظرِ تلنگره


غم سفره های خالی دستای نحيف مردم
داغ شلاق جهالت به تن شريف مردم
غم اعدام ستاره انهدام سرو آزاد
تيرباران شقايق باغبانی کردن باد
همه قطره های خونی که به خاکم شده فرياد
همه اين هایی که گفتم بغض هرروزمنه
منو درمن ميشکنه
مثل ابرای زمستون دلم از گريه پره
شيشهء نازک دل منتظرِ تلنگره

AteNa
09-26-2007, 08:15 PM
عصر ما عصر فریب
عصر اسمای غریبه
عصر پژمردن گلدون
چترای سیاه تو بارون
شهر ما سرش شلوغه
وعده هاش همه دروغه
آسموناش پر دوده
قلب عاشقاش
کاش تو قحطی شقایق
بشینیم تو یه قایق
بزنیم دل و به دریا
من و تو تنهای تنها
خونه هامون پر نرده
پشت هر پنجره پرده
تو قفسا پر پرنده
لبای بدون خنده
چشما خوئه سواله
مهربون شدن مهاله
نه برای عضق لیلی
نه کسی به فکر لیلی
کاش تو قحطی شقایق
بشینیم تو یه قایق
بزنیم دل و به دریا
من و تو تنهای تنها
اونقده میریم که ساحل
از من و تو بشه غافل
قایق و با هم میرونیم
اونجا تا ابد میمونیم
جایی که نه آسمونش نه صدای مردمونش
نه غمش نه جنب و جوشش
نه گلای گل فروشش
مثل اینجا آهنی نیست
مثل اینجا آهنی نیست
پس ببین یادت بمونه
کسی هم اینو ندونه
زنده بودیم اگه فردا
وعده ما لب دریا
زنده بودیم اگه فردا
وعده ما لب دریا
زنده بودیم اگه فردا
وعده ما لب دریا
زنده بودیم اگه فردا
وعده ما لب دریا

AteNa
09-26-2007, 08:16 PM
وقتی صدای تو در کوچه های شهر جاری شد تو بهترین شعر مرا گفتی

آهای جوون تو میتونی یه شعر تازه تر بگی
از در و رنج آدما از صحن پر خطر بگی
از شوروشوق باغها، از شعله های پر شرر،
ازدیده های تر بگی
هو کن ،ها کن، شورش کن غوغا کن
ها کن، هو کن، دنیا رو زیرو رو کن
هو کن ،ها کن، قیامتی به پا کن
ها کن، هو کن، دنیا رو زیر و رو کن
تو میتونی کلید باشی قفل درهارو وا کنی
دستای پینه بسترو از زنجیرا جدا کنی
تو میتونی دیو شبو رسوا کنی، رسوا کنی
هو کن ،ها کن، شورش کن غوغا کن
ها کن، هو کن، دنیا رو زیرو رو کن
هو کن ،ها کن، قیامتی به پا کن
ها کن، هو کن، دنیا رو زیر و رو کن
دور شو، شرر شو، موج شو، خزر شو
فریاد خشم مردم، جنبش پر ثمر شو
سرو شو، سمن شو، مشعل شب شکن شو
دار شو، درو کن ،زمین و زیرورو کن
رود شو، روان شو، پناه بی کسان شو
گندم کشتزاران، چاره درد من شو
راه شو، رها شو، غرش طوفان شو
چشم و چراغ مردم ،از نو دوباره پا شو
تو میتونی اگه بخوای قیامتی به پا کنی
کبوترای خسترو از قفسا رها کنی
تو میتونی برکه ها رو دریا کنی دریا کنی

Tabassom
09-27-2007, 10:29 AM
يه روزي مياد كه نمي‌دونيم چي هستيم
يار كي بوديم و عشق كي بوديم و كي هستيم

AteNa
10-03-2007, 03:55 PM
من مرگ را به ترس
ترس را به خشم
خشم را به عشق سپردم
عشق را کنون با خود ميان درياي جنگل بردم

Tabassom
10-05-2007, 05:05 AM
معنای عشق و احتیاج
روی نوار حافظه
یعنی یه درد بی علاج

Samirra
10-06-2007, 09:36 AM
جنگلی بی زمين بود
به جرم کشف گل در اوين بودم
ترانه مال مردم نت به نت پيدا ، ولی گم بود
تمام حسرتِ من بوی گندم بود

AteNa
10-06-2007, 05:28 PM
من آن موجم که آرامش ندارم
به آسانی سر سازش ندارم

هميشه در گريز و در گذارم
نمی مانم به يکجا بی قرارم

سفر يعنی من و گستاخی من
هميشه رفتن و هرگز نماندن

هزاران ساحل و ناديده ديدن
به پرسش های بی پاسخ رسيدن

من از تبار دریا از نسل چشمه سارم
رها تر از رهایی حصار بی حصارم

ساحل حصار من نیست
پایان کار من نیست

همدرد و یار من نیست
کسی که یار من نیست در انتظار من نیست

صدای زنده بودن در خروشم
به ساحل چون می یایم خموشم

به هنگامی که دنیا فکر ما نیست
برای مرگ هم در خانه جا نیست

اگر خاموش بشینم روا نیست
دل از دریا بریدن کار ما نیست

من از تبار دریا از نسل چشمه سارم
رها تر از رهایی حصار بی حصارم

AteNa
10-06-2007, 05:28 PM
گفتی ازعشقم حذرکن چه بَد کردم نکردم
يادمو ازسر بَدر کن چه بَد کردم نکردم


روزاول گفته بودی ولی ازتو نشنيدم
توی آينهء ديروز کاشکی فردارو ميديدم
باتوعشق آمدو گُم شد هرچه بود زيرو زبرشد
لحظه هاخالی وخسته زندگی بی هوده ترشد


گفتی ازعشقم حذرکن چه بَد کردم نکردم
فکر آزار و خطر کن چه بَد کردم نکردم

عشق اولين توبودی باتومن عشقوشناختم
ای توعشق آخرينم رفتی و دردو شناختم
باتومن عشقو شناختم باتومن زندگی ساختم
ازکسی گلايه ایی نيست اگه باختم بتو باختم

گفتی ازعشقم حذرکن چه بَد کردم نکردم

عشقمو از سر بدر کن چه بَد کردم نکردم



هرکسی پس ازتوآمد خلوت منوبهم زد
ترو باز بيادم آورد اگرازعاطفه دَم زد
هرکسی پس ازتوآمد خلوت منوبهم زد
سرنوشتِ من نبوده سرنوشتِی که رقم زد

روزاول گفته بودی ولی ازتو نشنيدم
توی آينهء ديروز کاشکی فردارو ميديدم
باتوعشق آمدو گُم شد هرچه بود زيرو زبرشد
لحظه هاخالی وخسته زندگی بی هوده ترشد

گفتی ازعشقم حذرکن چه بَد کردم نکردم

فکر آزار و خطر کن چه بَد کردم نکردم

گفتی ازعشقم حذرکن چه بَد کردم نکردم

عشقمو از سر بدر کن چه بَد کردم نکردم

AteNa
10-06-2007, 05:29 PM
کـجــاي ايـن جــنـگـل شــب
پنهون مي شي خورشيدکم
پشـت کدوم ســد ســکـوت
پـر مـي کــشــي چــکـاوکم

چرا بـه من شک مي کنی
مـن کـه مـنـــم بـرای تــو
لبـریـزم از عـشــق تــو و
سـرشــارم از هــوای تــو

دسـت کدوم غزل بـدم
نـبــض دل عـاشـقـمـو
پشت کدوم بهانه باز
پنهون کنم هق هقـمو

گـریه نمی کنم نـــرو
آه نمی کـشـم بشین
حرف نمی زنـم بمـون
بغض نمی کنم ببیـن

سفر نکن خورشیدکم
ترک نکن منو نرو
نبودنت مرگه منه
راهییه این سفر نشو
نزار که عشق من وتو
اینجا به اخر برسه
بری تو و مرگ منم
رفتن تو سر برسه

گـریه نمی کنم نـــرو
آه نمی کـشـم بشین
حرف نمی زنـم بمـون
بغض نمی کنم ببیـن

نـوازشــم کــن و بـبـیــن
عشق می ریزه از صدام
صدام کــن و ببـین که باز
غنچه می دن تـرانه هام
اگر چه من به چـشـم تو
کمـم قـدیمی ام گمـم
آتشـفشـان عـشـقـمـو
دریـــای پــر تـلاطــمــم

گـریه نمی کنم نـــرو
آه نمی کـشـم بشین
حرف نمی زنـم بمـون
بغض نمی کنم ببیـن

AteNa
10-06-2007, 05:30 PM
اینک زیر نورافکن اوج شعرمن آخرین پرده قصه ، قصۀ مردی که غرورش را رها نکرده
هر چه ، هرچه که بود مثل فانوس گرم و روشن بود مثل هیچکس نبود شبیه من بود،
چون پرنده اگر لرزیدم زیر باران، اگر ترسیدم وحشتم را به تو بخشیدم ،سقوطم را به چشم دیدم حال فهمیدم چه دل شکن بود ،
این راه من بود، این راه من بود،
این راه من بود، این راه من بود
صد آه اگر کشیدم سایه ای را سر نبریدم
صد بار اگر بوسیدی من هزاران بار بوسیدم
زخم چین پیرهن هدیۀ دوست وقتن رفتن بود هرگز برنگشتم این راه من بود، این راه من بود، این راه من بود، این راه من بود
خواب خوب بی قفس بودم بی تو رفتم با تو برگشتم خواب خنده لحظه به لحظه آخر خون ته شکنجه این تمام خواب وطن بود
این کار من بود ، این کار من بود
در هم بودم بر هم بودم اما خود خودم بودم ،
در هم بودم بر هم بودم اما خود خودم بودم
سایه بودم شبنم بودم زخم گل را مرهم بودم کارم از نو سرزدن بود
این راه من بود ، این راه من بود،
این راه من بود، این راه من بود
صد آه اگر کشیدم سایه ای را سر نبریدم صد بار اگر بوسیدی من هزاران بار بوسیدم
زخم چین پیرهن هدیۀ دوست وقتن رفتن بود هرگز برنگشتم
این راه من بود، این راه من بود،
این راه من بود، این راه من بود

AteNa
10-06-2007, 05:30 PM
تو روزنهء نوری درخانهء ظلمت پوش
ديباچهء آوازی برمتن شبِ خاموش
چيزی به من از باران چيزی به من از پرواز
چيزی به من از گريه چيزی به من از آواز
می بخشی و می خوابی بر بستری ازاعجاز
می مانم و می رويم درسنگرِ يک آغوش
بر متن شب خاموش.

شب حوصله می سوزد وقتی که تو درخوابی
ظلمت همهء دنياست وقتی تو نمی تابی
تنديسهء تنها ئی درخوابی و زيبا ئی
مهتابی و بر پيکر دوری و همينجائی
درخانهء ظلمت پوش
توروزنه نوری .................

چيزی به من از باران چيزی به من از پرواز
چيزی به من از گريه چيزی به من از آواز
می بخشی و می خوابی بر بستری ازاعجاز
می مانم و می رويم درسنگرِ يک آغوش
بر متن شب خاموش

تو روزنهء نوری درخانهء ظلمت پوش
ديباچهء آوازی برمتن شبِ خاموش
درسنگرِ يک آغوش

AteNa
10-06-2007, 05:31 PM
نه زمين خاکِ قديمی نه هوا همون هواست
تاچشام کار ميکنه هرچی که مونده نا بجاست
داره از قبيله ما یکی يکی کم ميشه
هرچی دوست داشتمو دارم راهی عدم می شه
مثل ابرای زمستون دلم از گريه پره
شيشهء نازک دل منتظرِ تلنگره


غم سفره های خالی دستای نحيف مردم
داغ شلاق جهالت به تن شريف مردم
غم اعدام ستاره انهدام سرو آزاد
تيرباران شقايق باغبانی کردن باد
همه قطره های خونی که به خاکم شده فرياد
همه اين هایی که گفتم بغض هرروزمنه
منو درمن ميشکنه
مثل ابرای زمستون دلم از گريه پره
شيشهء نازک دل منتظرِ تلنگره

AteNa
10-06-2007, 05:31 PM
منم که جنگلی بی زمين بود
به جرم کشف گل در اوين بودم
ترانه مال مردم نت به نت پيدا ، ولی گم بود
تمام حسرتِ من بوی گندم بود

رويا خود بيداريه
زخم تو زخمی کاريه
کار تو بالا رفتنه
رها شدن کار منه
اين کار من بود
اين کار من بود
اين راه من بود
اين راه من بود

AteNa
10-06-2007, 05:32 PM
دوباره ميسازمت وطن
اگر چه با خشت جان خويش
ستون به سقف تو ميزنم
اگر چه با استخوان خويش
دوباره ميگويم از تو گل
به ميل نسل جوان تو
دوباره ميشويم از تو خون
به سيل اشک روان خويش
اگر چه صد ساله مرده ام
بگور خود خواهم ايستاد
که برکنم قلب اهرمن
به نعره آنچنان خويش
اگر چه پيرم ولی هنوز
مجال تعليم اگر بود
جوانی آغاز ميکنم
کنار نوباوگان خويش

AteNa
10-06-2007, 05:33 PM
حرکت از اين بيش شتابان کنيم
ولوله در ولوله باران کنيم
جنگل و شهر و ده و کوه و کمر
از نفس خويش شکوفان کنيم
دانه هر گل که تو پرپر کنی
باز بکاريم و دو چندان کنيم
پای بکوبيم و بر اريم دست
خنده زنان ترک سر و جان کنيم
روشن از ايمان به طلوعی قريب
چوبه اعدام چراغان کنيم
دل چو به پيمان خدا داده ايم
سر گرو حرمت پيمان کنيم
تا تو بدانی چه ما می کنيم
هر چه تو گفتي نکنيد ان کنيم
اتش پنهان درون، برون
از دل خاکستر ايران کنيم
شعله بگيريم از اين اتش و
مشعل تاريخ فروزان کنيم
مشعل تاريخ فروزان کنيم
ساخته يی هر چه تو، ويران کنيم
خواب و خيال خوشت اشفته ايم
بيش، از اين نيز پريشان کنيم
می شنوی؟ اين تپش طبل ماست
باش و ببين تا که چه طوفان کنيم
حرکت از اين بيش شتابان کنيم
ولوله در ولوله باران کنيم

AteNa
10-06-2007, 05:33 PM
ای سر سبز وطن، آذرآبادگان من
از تو جدا يكنفس، مبادا ايران من
روزگارت بر امان، دور از دست گزند
پشت تو بي لرزه باد، همچنان كوه سهند

سرفراز ياور ايران من
پر غرور خاك ستارخان من

آنكه دلش مي زند ، نبض جدايي در باد
با او سخن مي گويم ، تا نگهدارد به ياد

آذرآبادگان من، جان جانان من است
قيمت خون ارس، رگ ايران من است
خانه شمس و زرتشت آبروي ميهن است

چه نزديك تو باشم، چه در غربت غريب و دور...
تو را نمي دهم ز دست، اي مرز عشق و شعر و شور

مگر بي تو مي شود، زمزمه ارس شنيد؟
مگر بي تو مي شود به معناي وطن رسيد؟

سرفراز ياور ايران من
پر غرور خاك ستارخان من

AteNa
10-06-2007, 06:29 PM
ايران نگاه کن اين جنگل است
که ناباورانه مي رويد
بعد از حريق هاي پياپي
ايران نگاه کن

جنگل هنوز پر ز تپش ايستاده است
با گيسواني درهم و رنگين
با دست هاي از جوانه و از گل
ايران نگاه کن نگاه کن نگاه

ايران نگاه کن دامان خاک جنگل
آنک هزار دانه شکفته
اينک هزار مشت فشرده
من عاشقانه رويش اين نسل تازه را
در واژه واژه شعر و ترانه ام تصوير مي کنم

من مرگ را به ترس
ترس را به خشم
خشم را به عشق سپردم
عشق را کنون با خود ميان درياي جنگل بردم

من در کنار ياران
فرياد با هزاران
ايران نگاه کن...ايران نگاه کن...ايران نگاه کــن

AteNa
10-06-2007, 06:30 PM
افسانه عشق و جنون ٫ رفته ز خاطر تاکنون
آن تک سوار قصه ها ٫ با اسب خود شد واژگون

بس عهدها بشکسته شد ٫ ديگر خدا هم خسته شد
در کارزار زندگی ٫ بازوی مردان بسته شد

ای چرخ افسونت چه شد؟
الوند و سيحونت چه شد؟
بر تنب كوچك تا ارس٫
کاوه فريدونت چه شد؟

صفرا طلايه دار كو؟
آن نقطه پرگار كو؟
در شهر آزادي ،دري،
بر قامت ديوار كو؟

شهنامه خاني دير شد ٫ سيمرغ در زنجير شد
آرش، كماندار زمان ٫ آماج زخم تير شد

فريادها بر باد شد ٫ فرياد زير آب شد
ارابه‌ء سردار عشق ٫ افسانه اي در خواب شد

AteNa
10-06-2007, 06:30 PM
چنان دل كندم از دنيا كه شكلم شكل تنهايي است
ببين مرگ مرا در خويش كه مرگ من تماشايي است
مرا در اوج مي خواهي تماشا كن تماشا كن
دروغين بودم از ديروز مرا امروز حاشا كن
در اين دنيا كه حتي ابر نمي گريد به حال ما
همه از من گريزانند تو هم بگذر از اين تنها
فقط اسمي به جا مانده از آن چه بودم و هستم
دلم چون دفترم خالي قلم خشكيده در دستم
گره افتاده در كارم ، به خود كرده گرفتارم
به جز در خود فرو رفتن چه راهي پيش رو دارم
رفيقان يك به يك رفتند ، مرا با خود رها كردند
همه خود درد من بودند ، گامن كردم كه همدردند
شگفتا از عزيزاني كه هم آواز من بودند
به سوي اوج ويراني پل پرواز من بودند
گره افتاده در كارم ، به خود كرده گرفتارم
به جز در خود فرو رفتن چه راهي پيش رو دارم
رفيقان يك به يك رفتند ، مرا با خود رها كردند
همه خود درد من بودند ، گامن كردم كه همدردند

AteNa
10-06-2007, 06:31 PM
به خیالم که تو دنیا واسه تو عزیزترینم
آسمونها زیر پامه اگه با تو رو زمینم
به خیالم که تو با من یه همیشه آشنایی
به خیالم که تو با من دیگه از همه جدایی
من هنوزم نگرانم که تو حرفامو ندونی
این دیگه یه التماسه من میخوام بیای بمونی
من و تو چه بی کسیم وقتی تکیمون به باده
بد و خوب زندگی منو دست گریه داده
ای عزیز هم قبیله , با تو از یه سرزمینم
تا به فردای دوباره , با تو هم قسم ترینم
من هنوزم نگرانم که تو حرفامو ندونی
این دیگه یه التماسه من میخوام بیای بمونی
بد و خوبمون یکی , دست تو تو دست من بود
خواهش هر نفسم با تو همصدا شدن بود
با تو همقصه ی دردم , همصداتر از همیشه
دو تا همخون قدیمی , از یه خاکیم و یه ریشه
من هنوزم نگرانم که تو حرفامو ندونی
این دیگه یه التماسه من میخوام بیای بمونی

Tabassom
10-06-2007, 07:55 PM
هرکی باهاش کار داره
دلش خبر دار داره
دنیای ما بزرگه
پر از شغالو گرگه
دنیای ما همینه
بخوای نخوای اینه

Samirra
10-07-2007, 12:28 AM
همه قطره های خونی که به خاکم شده فرياد
همه اين هایی که گفتم بغض هرروزمنه
منو درمن ميشکنه
مثل ابرای زمستون دلم از گريه پره
شيشهء نازک دل منتظرِ تلنگره

AteNa
10-08-2007, 09:48 AM
هرکسی پس ازتوآمد خلوت منوبهم زد
ترو باز بيادم آورد اگرازعاطفه دَم زد
هرکسی پس ازتوآمد خلوت منوبهم زد
سرنوشتِ من نبوده سرنوشتِی که رقم زد

AteNa
11-05-2007, 08:13 AM
ياران ياران منشينيد خموش
ايران در سايه ي دار است
منشينيد خموش
زير ساطور تبه كاران است
ياران منشينيد خموش
در كشور ما سرب سوزان است پاسخ گر بپرسي از عدالت
منشينيد خموش
هر ره ديگر بود مسدود جز راه رذالت
منشينيد خموش
ياران ايران در سايه ي دار است
منشينيد خموش

گرديد وطن غرقه ي اندوه و مهن
واي وطن واي وطن واي

سرخند از اين غصه سفيدان چمن
واي وطن واي وطن واي

خيزيد رويم از پي تابوت و كفن
واي وطن واي وطن واي

اي غرقه در هزار غم بي دوا وطن
اي طعمه ي گرگ اجل مبتلا وطن

قربانيان تو همه گلگون قبا وطن
عزيز وطن غريب وطن بي نوا وطن

بي كس وطن غريب وطن بي نوا وطن

مادر ببين عروس وطن بي جهاز شد
مادر ببين دست اجانب دراز شد

هر شقه اش نصيب پلنگ و گراز شد
عزيز وطن غريب وطن بي نوا وطن
بي كس وطن غريب وطن بي نوا وطن

در هيچكس همت و دين و ثبات نيست
جان كندن است زندگي ما حيات نيست

از هيچ سمت راه گريز و نجات نيست
اي خاك تو جواهر و لعل و طلا وطن

تهرانيان همه گرفتار مصيبتند
گيلانيان همه بر زوال و وحشتند
تبريزيان گرفتار محنتند
از بهر مرد و زن شده محنت سرا وطن
عزيز وطن بي نوا وطن
آن عقربي كه بر وطن افتاد
آن خائنين ستمگر و جلاد حاضرند
آن مهر و دفتر اسناد حاضر است
كردند بر تو ناخلفان ظلمها وطن

عزيز وطن غريب وطن بي نوا وطن

AteNa
12-11-2007, 12:42 PM
وقتي تو شب گم ميشدم ستاره شب شكن نبود
ميون اين شب زده ها كسي به فكر من نبود

وقتي تو شب گم ميشدم همخونه خواب گل ميديد
همسايه از خوشه باد سبد سبد خنده ميچيد

آواز خون كوچه ها شعراشو از ياد برده بود
چراغا خوابيده بودن شعلشونو باد برده بود

آخ اگه شب شيشه اي بود پل به ستاره ميزدم
شكست آيينه شب و نيزه خورشيد مي شدم

آخ اگه مرگ امون ميداد دوباره باغ ميشدم
تو رگ يخ بسته خاك نبض چراغ ميشدم
وقتي تو شب گم ميشدم ستاره شب شكن نبود
ميون اين شب زده ها كسي به فكر من نبود

آخ كه تو اقيانوس شب سوختنم’ كسي نديد
تو برزخ بيداد شب كسي به دادم نرسيد

وقتي تو شب گم ميشدم دلم ميخواست شعله بشم
رو سايه هاي يخ زده دست نوازش بكشم

دلم ميخواست آشتي بدم تگرگ و با اقاقيا
خورشيد مهربوني رو مهمون كنم تو خونه ها

آخ اگه مرگ امون ميداد دوباره باغ ميشدم
تو رگ يخ بسته خاك نبض چراغ ميشدم

وقتي تو شب گم ميشدم...

Tabassom
12-17-2007, 11:50 AM
ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست تورا .. تا اسیر غم خود رحم چرا نیست تورا
جان من سنگدلی دل به تو دادن غلطست .. رفتن و راست ز کوی تو ستادن غلطست
تو نه آنی که غم عاشق زارت باشم ... .. دیگری جز تو مرا این همه آزار نکرد
آن چه کردی تو به من هیچ ستمکار نکرد ... بشنو پند و مکن قسط دل آزرده' خویش
ور نه پشیمان شوی از کرده' خویش..
.. دل من دیگه خطا نکن...
با غریبه ها وفا نکن....

Tabassom
12-17-2007, 11:51 AM
قلندرم قلندرم گمشده در بدرم
فرو تر از خاک زمین از اسمان فراترم

Tabassom
12-17-2007, 11:52 AM
دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد
روزگار غریبیست نازنین ، روزگار غریبیست نازنین
و عشق را کنار تیرک راهبند تازیانه می زنند
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد
روزگار غریبیست نازنین ، روزگار غریبیست نازنین
و در این بن بست کج و پیچ سرما ، آتش را به سوخت بار سرود و شعر فروزان می دارند ،
به اندیشیدن خطر من ، روزگار غریبیست
آنکه بر در می کوبد شباهنگام ، به کشتن چراغ آمده است
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
آنک قصابانند بر گذرگاهان مستقر ، با کنده و ساطوری خون آلود
و تبسم را بر لبها جراحی می کنند و ترانه را بر دهان
کباب قناری بر آتش سوسن و یاس
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد
ابلیس پیروز مست ، سور عذای ما را بر سفره نشسته است
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد

Tabassom
12-17-2007, 11:53 AM
الهی در شب فقرم بسوزان .... ولی محتاج نامردان نگردان
عطا کن دست بخشش همتم را ... خجل زا روی محتاجان مگردان

AteNa
12-17-2007, 11:54 AM
قلندرم قلندرم گمشده در بدرم
فرو تر از خاک زمین از اسمان فراترم


من آن موجم که آرامش ندارم
به آسانی سر سازش ندارم

هميشه در گريز و در گذارم
نمی مانم به يکجا بی قرارم

AteNa
12-17-2007, 11:55 AM
اگه هم صدام بودي
هيشكي حريفم نميشد
كوه اگه رو شونه هام بودي
كمرم خم نميشد
تو اگه خواسته بودي
تو اگه مونده بودي
موندني ترين بودم
عمق صدام كم نميشد
اگه زخمي مي شدم به دست تو مرحم بود
زخم قيمتيِ من محتاج مرحم نميشد
اگه بارونِ عزيزِ با تو بودن مي گرفت
گل سرخ قصه مون تشنه ي شبنم نميشد
تو اگه خواسته بودي
تو اگه مونده بودي
موندني ترين بودم
عمق صدام كم نمي شد

Tabassom
12-17-2007, 11:56 AM
من آن موجم که آرامش ندارم

به آسانی سر سازش ندارم

هميشه در گريز و در گذارم
نمی مانم به يکجا بی قرارم




من به مرگم رازیم اما نمی اید اجل
بخت بد بین از اجل هم ناز می باید كشید

AteNa
12-17-2007, 11:57 AM
من به مرگم رازیم اما نمی اید اجل


بخت بد بین از اجل هم ناز می باید كشید




دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد
روزگار غریبیست نازنین ، روزگار غریبیست نازنین

Tabassom
12-17-2007, 12:02 PM
دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم

دلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد

روزگار غریبیست نازنین ، روزگار غریبیست نازنین

نه دیداری ، نه بیداری ، نه دستی بر سر ِ یاری
مرا آشفته میدارد ، چنین آشفته بازاری

تمام عمر مستیم و شکستیم ، به جز بار پشیمانی نبستیم
جوانی را سفر کردیم تا مرگ ، نفهمیدیم به دنبال چه هستیم !
عجب آشفته بازاری است دنیا ، عجب بیهوده تکراری است دنیا
چه رنجی از محبت ها کشیدیم ، برهنه پا به تیغستان دویدیم
نگاه آشنا در این همه چشم ،ندیدیم و ندیدیم و ندیدیم
سبکباران ساحل ها ندیدند ، به دوش خستگان باری است دنیا !

مرا در موج حسرت ها رها کرد
عجب یار وفاداری است دنیا
عجب آشفته بازاری است دنیا
عجب بیهوده تکراری است دنیا

میان آنچه باید باشد و نیست ، عجب فرسوده دیواری است دنیا !

عجب خواب پریشانی است دنیا

AteNa
12-17-2007, 12:15 PM
آهای جوون تو میتونی یه شعر تازه تر بگی
از در و رنج آدما از صحن پر خطر بگی
از شوروشوق باغها، از شعله های پر شرر،
ازدیده های تر بگی
هو کن ،ها کن، شورش کن غوغا کن
ها کن، هو کن، دنیا رو زیرو رو کن

Roshanak
12-18-2007, 11:16 AM
نه زمين خاکِ قديمی نه هوا همون هواست
تاچشام کار ميکنه هرچی که مونده نا بجاست

Tabassom
12-18-2007, 07:32 PM
نه زمين خاکِ قديمی نه هوا همون هواست
تاچشام کار ميکنه هرچی که مونده نا بجاست



تنگه غروبه خورشید اسیره
می ترسم امشب خوابم نگیره
سیاهیه شب چشماشو وا کرد
ستاره ی من تو رو صدا کرد

AteNa
12-19-2007, 07:42 AM
دوباره ميسازمت وطن
اگر چه با خشت جان خويش
ستون به سقف تو ميزنم
اگر چه با استخوان خويش
دوباره ميگويم از تو گل
به ميل نسل جوان تو
دوباره ميشويم از تو خون
به سيل اشک روان خويش
اگر چه صد ساله مرده ام
بگور خود خواهم ايستاد
که برکنم قلب اهرمن
به نعره آنچنان خويش
اگر چه پيرم ولی هنوز
مجال تعليم اگر بود
جوانی آغاز ميکنم
کنار نوباوگان خويش

Tabassom
12-20-2007, 05:45 PM
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد
روزگار غریبیست نازنین ،
روزگار غریبیست نازنین

Shadmehr UK
12-20-2007, 06:15 PM
نه از دور و نه از نزديک . تو از خواب امدي اي عشق
خوشا خود سوزي عاشق .مرا اتش زدي اي عشق
خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن
خوشا مردن . خوشا از عاشقي مردن

Tabassom
12-20-2007, 10:48 PM
نزار که عشق من وتو
اینجا به اخر برسه
بری تو و مرگ منم
رفتن تو سر برسه
...
گـریه نمی کنم نـــرو
آه نمی کـشـم بشین
حرف نمی زنـم بمـون
بغض نمی کنم ببیـن . .

AteNa
12-21-2007, 08:53 AM
نه زمين خاکِ قديمی نه هوا همون هواست
تاچشام کار ميکنه هرچی که مونده نا بجاست
داره از قبيله ما یکی يکی کم ميشه
هرچی دوست داشتمو دارم راهی عدم می شه
مثل ابرای زمستون دلم از گريه پره
شيشهء نازک دل منتظرِ تلنگره

Tabassom
12-21-2007, 09:44 PM
هرکسی پس ازتوآمد خلوت منوبهم زد
ترو باز بيادم آورد اگرازعاطفه دَم زد
هرکسی پس ازتوآمد خلوت منوبهم زد
سرنوشتِ من نبوده سرنوشتِی که رقم زد

AteNa
12-22-2007, 06:03 PM
در كشور ما سرب سوزان است پاسخ گر بپرسي از عدالت
منشينيد خموش
هر ره ديگر بود مسدود جز راه رذالت
منشينيد خموش
ياران ايران در سايه ي دار است
منشينيد خموش

Masood_l
12-22-2007, 07:16 PM
شب اشیان و شب زده
چکاوک شکسته پر
رسیده ام به ناکجا
مرا به خانه ام ببر

AteNa
12-22-2007, 07:18 PM
روزگار غریبیست نازنین ، روزگار غریبیست نازنین
و عشق را کنار تیرک راهبند تازیانه می زنند
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد

Tabassom
12-24-2007, 07:20 PM
دنيا همون بوده هست
حقارت از ما و منه
وگرنه پيش كائنات
زمين مثل يه ارزنه

AteNa
12-24-2007, 07:45 PM
هر ره ديگر بود مسدود جز راه رذالت
منشينيد خموش
ياران ايران در سايه ي دار است
منشينيد خموش

Tabassom
12-24-2007, 09:30 PM
شب به کاشانه ی اغيارنمي بايد بود

غير را شمع شب تارنمي بايد بود




همه جا با همه کس يارنمي بايد بود

ياراغياردل آزارنمي بايد بود

AteNa
12-25-2007, 03:11 PM
دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد
روزگار غریبیست نازنین ، روزگار غریبیست نازنین
و عشق را کنار تیرک راهبند تازیانه می زنند
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد

Tabassom
12-26-2007, 09:45 PM
داغ شلاق جهالت به تن شريف مردم
غم اعدام ستاره انهدام سرو آزاد
تيرباران شقايق باغبانی کردن باد
همه قطره های خونی که به خاکم شده فرياد
همه اين هایی که گفتم بغض هرروزمنه
منو درمن ميشکنه
مثل ابرای زمستون دلم از گريه پره
شيشهء نازک دل منتظرِ تلنگره

Mil
12-26-2007, 11:01 PM
همون لحظه ابري رخ ماه رو آشفت
به خود گفتم اي واي مبادا دروغ گفت ,
هنوز هم تو شب‌هات اگه ماه رو داري
من اون ماه رو دادم به تو يادگاري

AteNa
12-27-2007, 08:44 AM
يه روزي مياد كه نمي‌دونيم چي هستيم
يار كي بوديم و عشق كي بوديم و كي هستيم

Tabassom
12-27-2007, 08:48 AM
من به مرگم رازیم اما نمی اید اجل
بخت بد بین از اجل هم ناز می باید كشید

AteNa
12-27-2007, 08:51 AM
دوباره ميشويم از تو خون
به سيل اشک روان خويش
اگر چه صد ساله مرده ام
بگور خود خواهم ايستاد
که برکنم قلب اهرمن
به نعره آنچنان خويش
اگر چه پيرم ولی هنوز
مجال تعليم اگر بود
جوانی آغاز ميکنم
کنار نوباوگان خويش

AteNa
01-08-2008, 09:38 AM
شيرين من تلخي نكن با عاشق
تموم ميشن گم ميشن اين دقايق
دنياي ما مال من و تو اين نيست
رو كوه ديگه فرهاد كوه كني نيست
يه روزي مياد كه نميدونيم كي هستيم
يار كي بوديم و عشق كي بوديم و چي هستيم
شيرين شيرينم واسه تو شدم يه فرهاد
شيرين شيرينم نده زندگيمو بر باد
نده زندگيمو بر باد نده زندگيمو بر باد
من نميگم فرهاد كوه كنم من
تيشه به كوهها كه نميزنم من
عاشق تو بي تو به كوه نميره
وقتي نباشي تو خودش ميميره

AteNa
01-08-2008, 09:38 AM
من و تو در گذر تند باد حادثه ها
هزار مرتبه اوج و حضيض ديده ايم
مپوش چشم اميد از وطن
که ما زين بيش به عمر خويش چه ضد و نقيض ها ديدم
...
نگفتمت تنها مرو شب در کمين نشسته
سيمای عمر آزاده را غم بر جبين نشسته
نگفتمت با من بيا تا سرزمين خورشيد
که رنگ غم بر قامت اين سرزمين نشسته
نگفتمت که ظلمت بر جاده ها نشسته
صد پيچ کاروان کش تا شهر ما نشسته
رفتی و به راه مانده ای در شب سياه مانده ای
رفتی و به راه مانده ای در شب سياه مانده ای
...
آماده شو ای همسفر که بر خطر بار دگر پا بنهيم
به يکدگر باردگر دست دل و يگانگيها بدهيم
کن رها بازوی دربند مرا پای دربند دماوند مرا
خيز و چيره شو بر خطر فکر چاره کن همسفر
...
همت کن و از عزم خود ياری طلب که پشت شب ميشکند
که جلوه خورشيد ما خلاص شفع زخانه بيرون فکند
کن رها بازوی دربند مرا پای دربند دماوند مرا
خيز و چيره شو بر خطر فکر چاره کن همسفر

AteNa
01-08-2008, 09:39 AM
ای ابر مرد مشرقی ای کوه

ای نگهبان قدسی خورشيد

روشنایی آتش زرتشت

يادگار صداقت جمشيد

ناجی سربلندی انسان

ای تو پيغمبر ، ای اهورایی

ای برای تو اين هيولاها

همه كوكی همه مقوایی

با كتاب ترانه های من

نه قصيده ، غزل لباس توست

مرد اسطوره ای شعر من

مخمل قلب من لباس توست

با كتاب پدربزرگ من

قصهء رويش تباهء هاست

قصهء امتداد شب تا شب

قصهء ممتد سياهی هاست

دفتر كهنهء پدر اما

پر سوال و گلايه و ترديد

حرف اگر هست ، حرف تنهایی

حرف آيا و و حشت و ترديد

با پدر ، آرزوی باغی بود

روی خاكی كه شكل مردن داشت

بس كه تن تشنه بود خاك من

پدرم شوق جان سپردن داشت

با من اما سبد سبد ميوه

از درخت غرور باغستان

كوزه كوزه زلال نور و عشق

برای قلب تشنهء انسان

مشرقی مرد پاسدار شرق

معنی جاودانهء اعجاز

خاك اگر خنده كرد و گندم داد

از تو بود ای بزرگ باران ساز

ای رسول برگ رستاخيز

دست حق بهترين سلاح توست

فاتح پاك در زمان جاری

رخش تاريخ ذوالجناح توست

Tabassom
01-09-2008, 07:01 AM
تو اون شام مهتاب كنارم نشستي
عجب شاخه گل‌وار به پايم شكستي
قلم زد نگاهت به نقش‌آفريني
كه صورتگري را نبود اين‌چنيني
پريزاد عشق رو مه‌آسا كشيدي
خدا را به شور تماشا كشيدي............
..
..

Barbara
01-09-2008, 08:04 AM
يه روزي مياد كه نمي‌دونيم چي هستيم
يار كي بوديم و عشق كي بوديم و كي هستيم

AteNa
01-09-2008, 09:33 AM
من و تو در گذر تند باد حادثه ها
هزار مرتبه اوج و حضيض ديده ايم
مپوش چشم اميد از وطن
که ما زين بيش به عمر خويش چه ضد و نقيض ها ديدم

Tabassom
01-09-2008, 11:35 AM
می شنوی؟ اين تپش طبل ماست..
..باش و ببين تا که چه طوفان کنيم
حرکت از اين بيش شتابان کنيم..
ولوله در ولوله باران کنيم..

AteNa
01-09-2008, 11:38 AM
من مرگ را به ترس
ترس را به خشم
خشم را به عشق سپردم
عشق را کنون با خود ميان درياي جنگل بردم

من در کنار ياران
فرياد با هزاران
ايران نگاه کن...ايران نگاه کن...ايران نگاه کــن

Tabassom
01-09-2008, 10:38 PM
ناجی سربلندی انسان

ای تو پيغمبر ، ای اهورایی

ای برای تو اين هيولاها

همه كوكی همه مقوایی

با كتاب ترانه های من

نه قصيده ، غزل لباس توست

مرد اسطوره ای شعر من

مخمل قلب من لباس توست

Mil
01-10-2008, 12:59 AM
تو اين دنياي بي حاصل بودن با همه شکستگي هاي دل من با همه تلخي تو ومن من که حيفم مياد از گلايه کردن
ارزش گلايه من بيش از اينهاست نه براي اون کسي که اها سوداست کسي که لحظه به لحظه رنگ دنياست من ساده به خيلم که از خود ماست
سهم من از تو چه بوده غير ازاد
توي که دنيا برات شده يه بازار من تو رو به چشم ياري ديده بودم تو منو به چشم يه خريدار
ارزش گلايه من بيشتر از ايناست نه براي کسي که اهل سوداست
تو رو بايد مي شناختم که هزار تا چهره داشتي روي احساس و دل من داشتي قيمت ميگذاشتي تو نتونستي بفهمي که وفا خريدني نيست
چيني شکستني دل ديگه ديگه پيوند شدني نيست
سهم من از تو چه بوده غير ازاد
توي که دنيا برات شده يه بازار من تو رو به چشم ياري ديده بودم تو منو به چشم يه خريدار

AteNa
01-10-2008, 02:29 PM
روزگار غریبیست نازنین ، روزگار غریبیست نازنین
و عشق را کنار تیرک راهبند تازیانه می زنند
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد

Mil
01-13-2008, 12:20 AM
دنيا رو کولم ميگيرم روزي صد دفعه ميميرم
ميکنم ستاره هارو جلو چشمات ميگيرم

AteNa
01-13-2008, 11:15 AM
من در کنار ياران
فرياد با هزاران
ايران نگاه کن...ايران نگاه کن...ايران نگاه کــن

Mil
01-13-2008, 07:29 PM
نميتونه مرغ دلم از حسودي بخونه
نميدونه روي کدوم شاخه بايد بمونه
اگه يه روز ببينم کسي براش ميميره حسودي رو مياره دلم اتيش ميگيره
ميترسم حرفهاي خوبي توي گوشش بخونه
ميترسم تا سحر تو خلوتش بمونه
واي دارم اتيش ميگيرم ديگه از قصه و غم دلم ميخواد بميرم

AteNa
01-14-2008, 09:04 AM
من آن موجم که آرامش ندارم
به آسانی سر سازش ندارم

هميشه در گريز و در گذارم
نمی مانم به يکجا بی قرارم

سفر يعنی من و گستاخی من
هميشه رفتن و هرگز نماندن

هزاران ساحل و ناديده ديدن
به پرسش های بی پاسخ رسيدن

من از تبار دریا از نسل چشمه سارم
رها تر از رهایی حصار بی حصارم

ساحل حصار من نیست
پایان کار من نیست

Tabassom
01-23-2008, 05:00 PM
توی آينهء ديروز کاشکی فردارو ميديدم
باتوعشق آمدو گُم شد هرچه بود زيرو زبرشد
لحظه هاخالی وخسته زندگی بی هوده ترشد
گفتی ازعشقم حذرکن چه بَد کردم نکردم
فکر آزار و خطر کن چه بَد کردم نکردم

Mil
01-24-2008, 12:33 AM
موج و از دريا ميگيرم
شيره سنگ رو ميدوشم
ميارم ماه رو تو خونه
ميگيرم باد رو نشونه
همه خاک زمين رو ميشمورم دونه به دونه
اگه چشمات بگن اره هيچ کدوم کاري نداره
دنيا رو کولم ميگيرم روزي صد دفه ميميرم
ميکنم ستاره هارو جلوي چشمات ميگيرم

AteNa
01-24-2008, 06:32 AM
من در کنار ياران
فرياد با هزاران
ايران نگاه کن...ايران نگاه کن...ايران نگاه کــن

sadaf1990
01-27-2008, 05:06 PM
ناجی عاطفه من شعرم از تو جون گرفته
رگ خشک بودن من از تن تو خون گرفته

AteNa
01-28-2008, 10:51 AM
هنوز هم تو شبهات اگه ماهُ داری

من اون ماهُ دادم به تو یادگاری

sadaf1990
01-28-2008, 05:05 PM
ياران ياران منشينيد خموش
ايران در سايه ي دار است
منشينيد خموش
زير ساطور تبه كاران است
ياران منشينيد خموش

Tabassom
01-28-2008, 06:02 PM
شكستي قفل اين تن را زهم بگسست زندانم
فرو ريخت سايه هاي مرگ ز اندوه دو چشمانم
(شعر: گل من )

AteNa
01-28-2008, 08:53 PM
عصر ما عصر فریب
عصر اسمای غریبه
عصر پژمردن گلدون
چترای سیاه تو بارون
شهر ما سرش شلوغه
وعده هاش همه دروغه
آسموناش پر دوده
قلب عاشقاش کبوده
کاش تو قحطی شقایق
بشینیم تو یه قایق
بزنیم دل و به دریا
من و تو تنهای تنها
خونه هامون پر نرده
پشت هر پنجره پرده
قفسا پر پرنده
لبای بدون خنده
چشما خوئه سواله
مهربون شدن مهاله
نه برای عشق میلی
نه کسی به فکر لیلی
کاش تو قحطی شقایق
بشینیم تو یه قایق
بزنیم دل و به دریا
من و تو تنهای تنها
اونقده میریم که ساحل
از من و تو بشه غافل
قایق و با هم میرونیم
اونجا تا ابد میمونیم
جایی که نه آسمونش نه صدای مردمونش
نه غمش نه جنب و جوشش
نه گلای گل فروشش
مثل اینجا آهنی نیست
مثل اینجا آهنی نیست
پس ببین یادت بمونه
کسی هم اینو ندونه
زنده بودیم اگه فردا
وعده ما لب دریا
زنده بودیم اگه فردا
وعده ما لب دریا
زنده بودیم اگه فردا
وعده ما لب دریا
زنده بودیم اگه فردا
وعده ما لب دریا

AteNa
01-28-2008, 08:54 PM
ببار اي ابر باران بار باران را
بيار اي كشور باران بهاران را
رها كن رود عاشق تن سوي دريا
بجوش اي چشمه خاك از دل سحرا
زمين بشكاف از هم باد برپا شو
جوانه سر بروار غنچه دل وا شو
نسيم از ره بياور عطر فردا را
پرنده صبح شد بيدار كن مارا
پرنده صبح شد بيدار كن مارا
ماذن بانك بركش خلق برخيزد
بخوان نام خدا تا ديو بگريزد
شهادت ده گواهي كن گواهي كن
بگو اين اينو آن آن هرچه خواهي كن
بگو شب رفت و خط فاصله پيداست
به چشم باز بيداري كه بر فرداست
سپيدي رو به بالا ميرود در كوه
سياهي رو به بسترهاي خواب آلود
گواهي كن گواهي كن گواهي كن
مرا از خويشتن تا خويش راهي كن
منم ابرو ببارانم ببارانم
برويانم برويانم بهارانم
رهايم كن روبه دريا رودبارم من
بجوشانم به صحرا چشمه سارم من
زمينم ميشكافم باغ بر پايم
نسيمم گل فشانم عطر فردايم
پرنده خود منم پرواز ده من را
بده صبحم صفاي ساز ده من را
ببر نام خدا ره توشه بردارم
گواهي ميدهم عظم گذرگاهم

AteNa
01-28-2008, 08:54 PM
ای خدا من به کسی کاری ندارم ولی زخم از همه خوردن شده کارم
از غریب و کسی که وصله جونه پشت پا خوردن و مردن شده کارم
کاشکی هوشیاری نصیبم نمی شد باعث رنج و فریبم نمی شد
بعضی ها قیده همه چیرو زدن بعضی ها اسیر اقبال بدن
اون بالا نشستی گوش کن ای خدا چه عذابیه به دنیا امدن
کاشکی هوشیاری نصیبم نمی شد باعث رنج و فریبم نمی شد
اخه هوشیاری غم بزرگییه کاشکی هوشیاری نصیبم نمیشد
هر کجا پا میزارم هر جا که میرم پیشه چشمام میبینم حلقه داری
ای خدا من خودمم هیچ نمیدونم چرا هر گل پیش چشمام میشه خاری
کاشکی هوشیاری نصیبم نمی شد باعث رنج و فریبم نمی شد
اخه هوشیاری غم بزرگییه کاشکی هوشیاری نصیبم نمیشد
مرگ تدریجی شده هستی برام نقش خنده دیگه مرده رو لبام
ای خدا هر کسی از راه می رسه می کنه چاه دو رنگی پیش پام
کاشکی هوشیاری نصیبم نمی شد باعث رنج و فریبم نمی شد
اخه هوشیاری غم بزرگییه کاشکی هوشیاری نصیبم نمیشد

AteNa
01-28-2008, 08:55 PM
عشق به شكل پرواز پرندست
عشق خواب يك آهوي روندست
من زائري تشنه زير باران
عشق چشمه آبي اما كشندست
من ميمرم از اين آب مسموم
اما اونكه از مرده عشق تا قيامت هر لحظه زندست
من ميميرم از اين آب مسموم
مرگ عاشق عين بودن اوج پرواز پرندست
تو كه معناي عشقي به من معنا بده اي يار
دروغ اين صدا را به گور قصه ها بسپار
صدا كن اسممو از عمق شب از لب به ديوار
براي زنده بودن دليل آخرينم باش
منم من بذر فرياد خاك خوب سرزمينم باش
طلوع صادق عصيان من بيداريم باش
عشق گذشتن از مرز وجوده
مرگ آغاز راه قصه بوده
من راهي شدم نگو كه زوده
اون كسي كه سرسپرده مثل ما عاشق نبوده
من راهي شدم نگو كه زوده
اما اونكه عاشقونه جون سپرده هرگز نمرده...

AteNa
01-28-2008, 08:55 PM
چنان دل کندم از دنیا, که شکلم شکل تنهایی ست
ببین مرگ من را در خویش, که مرگ من تماشایی ست
مرا در اوج می خواهی, تماشا کن تماشا کن
دروغین بودم از دیروز, مرا امروز تماشا کن
در این دنیا که حتی ابر نمی گرید به حال ما
همه از من گریزانند تو هم بگذر از این تنها
فقط اسمی به جا مانده از آنچه بودم و هستم
دلم چون دفترم خالی قلم خشکیده در دستم
گره افتاده در کارم به خود کرده گرفتارم
به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم
رفیقان یک به یک رفتند مرا در خود رها کردند
همه خود درد من بودند گمان کردم که هم دردند
شگفتا از عزیزانی که هم آواز من بودند
به سوی اوج ویرانی پل پرواز من بودند
گره افتاده در کارم به خود کرده گرفتارم
به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم
رفیقان یک به یک رفتند مرا در خود رها کردند
همه خود درد من بودند گمان کردم که هم دردند
رفیقان یک به یک رفتند مرا در خود رها کردند
همه خود درد من بودند گمان کردم که هم دردند

AteNa
01-28-2008, 08:56 PM
نجات من بدست توست
از این محبس نجاتم ده
لباس کهنه تن را بسوزان و حیاتم ده
بیا و نقطه پایان به شعر عمر من بگذار
تنم دیوار بین ماست
تنم را ایز میان بردار
مرا از وحشت و تردید رها کن تا رها باشم
هوای صبح بیداری
شهادت را صدا باشم
همیشه در مساف مرگ نقاب از چهره میافتد
چه در میدان چه در بستر
پس از بیماری ممتد
بیا و جامه عصیان بپوشان بر صدای من
که تنها سهم من این است
هراس بی صدا مردن
مرا از وحشت و تردید رها کن تا رها باشم
هوای صبح بیداری
شهادت را صدا باشم
نقاب از چهره ام بردار
به آیینه نشانم ده
سکوتم بدتر از مرگ است
بمیرانم زوالم ده
بیا و جامه عصیان بپوشان بر صدای من
که تنها سهم من این است
هراس بی صدا مردن
مرا از وحشت و تردید رها کن تا رها باشم
هوای صبح بیداری
شهادت را صدا باشم

AteNa
01-28-2008, 08:56 PM
در شبی غمگینتر از من
قصه رفتن سرودی
تا که چشمم را گشودم
از کنارم رفته بودی
تا که چشمم را گشودم
از کنارم رفته بودی
ای دریغا دلسپردن به عشق تو بیهوده بود
وعده ها و خنده های تو به نیرنگ آلوده بود
ای به خاطر برده عشق آتشینم
رفتی اما من فراموشت نکردم
چلچراغ روشن بیگانه بودی
سوختم و بیهوده خاموشت نکردم
رفتی اما قلب من راضی نشد
بر تو و بر عشق خود نفرین کنم
بیتو شاید بعد از این افسانه ها
ترک عشق و این غم دیرین کنم
ای دریغا دلسپردن به عشق تو بیهوده بود
وعده ها و خنده های تو به نیرنگ آلوده بود
ای به خاطر برده عشق آتشینم
رفتی اما من فراموشت نکردم
چلچراغ روشن بیگانه بودی
سوختم و بیهوده خاموشت نکردم
رفتی اما قلب من راضی نشد
بر تو و بر عشق خود نفرین کنم
بیتو شاید بعد از این افسانه ها
ترک عشق و این غم دیرین کنم

sadaf1990
01-29-2008, 06:24 PM
مقصدت هر جا که باشه هر جای دنیا که باشی
اون ور مرز شقایق پشت لحظه ها که باشی
خاطرت باشه که قلبت سپر بلای من بود
تنها دست تو رفیق دست بی ربای من بود

AteNa
01-29-2008, 06:37 PM
دنيا رو کولم ميگيرم روزي صد دفعه ميميرم

ميکنم ستاره هارو جلو چشمات ميگيرم

sadaf1990
01-29-2008, 06:43 PM
من عشق کنار تیرک راهبند تازیانه می زنم
عشق را ذر پستوی خانه نهان باید کرد
ودراین بنبست کج و گیج سرما
آتش را به سوگواری سرود و شعر فروزان می کنم

AteNa
01-29-2008, 06:44 PM
موج و از دريا ميگيرم
شيره سنگ رو ميدوشم
ميارم ماه رو تو خونه
ميگيرم باد رو نشونه
همه خاک زمين رو ميشمورم دونه به دونه
اگه چشمات بگن اره هيچ کدوم کاري نداره
دنيا رو کولم ميگيرم روزي صد دفه ميميرم
ميکنم ستاره هارو جلوي چشمات ميگيرم

sadaf1990
01-29-2008, 06:49 PM
مزرعه زرد است خیابان سرخ است
رو سیاه است اگر این شب مردم کش به
تا دم صبح وطن سینه یاران سرخ است

AteNa
01-29-2008, 06:51 PM
تو اين دنياي بي حاصل بودن با همه شکستگي هاي دل من با همه تلخي تو ومن من که حيفم مياد از گلايه کردن
ارزش گلايه من بيش از اينهاست نه براي اون کسي که اها سوداست کسي که لحظه به لحظه رنگ دنياست من ساده به خيلم که از خود ماست

sadaf1990
01-29-2008, 06:58 PM
تمام عمر بستیم و شکستیم
بجز بار پشیمانی نبستیم
جورنی را سفر کردیم تا مرگ
نفهمیدیم به دنبال چه هستیم

AteNa
01-29-2008, 06:58 PM
من مرگ را به ترس
ترس را به خشم
خشم را به عشق سپردم
عشق را کنون با خود ميان درياي جنگل بردم

sadaf1990
01-29-2008, 07:06 PM
من آن موجم که آرامش ندارم
به آسانی سر سازش ندارم
هميشه در گريز و در گذارم
نمی مانم به يکجا بی قرارم

AteNa
01-29-2008, 07:07 PM
من در کنار ياران
فرياد با هزاران
ايران نگاه کن...ايران نگاه کن...ايران نگاه کــن

Mil
01-29-2008, 09:16 PM
نمانده عمري و صد ها سخن به دل مونده
صدا که مرحم فرياد بود زخم مرا به پيش عظيم دلم خجل مانده
از دست عزيزان چه بگويم گله اي نيست گر هم گله اي هست دگر حوصله اي نست
سر گرم به خود زخم زدم در همه عمرم
هر لحظه جز اين دست مرا مشغله اي نيست

AteNa
01-29-2008, 09:46 PM
توی قرن دود و آهن تو رسول گـل و نوري
تو عطوفت مسلم تو حقيقت غروری
واسه اين شرقی تن داده به باد
تو گوارایی حس وطنی
تو شقاوت تو شقاوت شب قرن يخی
تو تو شكوفایی تاريخ منی

Mil
01-29-2008, 09:49 PM
يکي حالا پيدا شده قدر اونو ميدونه رگ خواب يار منو رقيب من ميدونه
واي دارم اتيش ميگيرم ديگه از قصه و غم دلم ميخواد بميرم
واي اگه بر گرده پيشم براش پروانه ميشم ازش جدا نميشم
نميتونه مرغ دلم از حسودي بخونه
نميدونه روي کدوم شاخه بايد بمونه
اگه يه روز ببينم کسي براش ميميره حسودي رو مياره دلم اتيش ميگيره
ميترسم حرفهاي خوبي توي گوشش بخونه
ميترسم تا سحر تو خلوتش بمونه
واي دارم اتيش ميگيرم ديگه از قصه و غم دلم ميخواد بميرم

AteNa
01-29-2008, 09:50 PM
مثل مردن میمونه دل بریدن
ولی دل بستن آسونه شقایق
شقایق درد من یکی دو تا نیست
آخه درد من از بیگانه ها نیست
کسی خشکیده خون من رو دستاش
که حتی یک نفس از من جدا نیست
شقایق وای شقایق گل همیشه عاشق

sadaf1990
01-30-2008, 04:19 PM
قلم زد نگاهت به نقش‌آفريني
كه صورتگري را نبود اين‌چنيني
پريزاد عشق رو مه‌آسا كشيدي
خدا را به شور تماشا كشيدي

AteNa
01-31-2008, 10:23 AM
یاور همیشه مومن تو برو سفر سلامت

غم من مخور که دوری برای من شده عادت

ناجی عاطفه من شعرم از تو جون گرفته

رگ خشک بودن من از تن تو خون گرفته

sadaf1990
01-31-2008, 04:17 PM
هنوز هم تو شبهات اگه ماهُ داری
من اون ماهُ دادم به تو یادگاری

AteNa
01-31-2008, 07:12 PM
ياران ياران منشينيد خموش
ايران در سايه ي دار است
منشينيد خموش
زير ساطور تبه كاران است
ياران منشينيد خموش

Barbara
01-31-2008, 07:15 PM
شهر ما سرش شلوغه
وعده هاش همه دروغه
آسموناش پر دوده
قلب عاشقاش کبوده

AteNa
01-31-2008, 07:23 PM
هميشه در گريز و در گذارم
نمی مانم به يکجا بی قرارم

سفر يعنی من و گستاخی من
هميشه رفتن و هرگز نماندن

sadaf1990
01-31-2008, 07:26 PM
نجات من بدست توست
از این محبس نجاتم ده
لباس کهنه تن را بسوزان و حیاتم ده

Barbara
01-31-2008, 07:41 PM
هميشه در گريز و در گذارم
نمی مانم به يکجا بی قرارم
سفر يعنی من و گستاخی من
هميشه رفتن و هرگز نماندن

AteNa
01-31-2008, 07:43 PM
نـوازشــم کــن و بـبـیــن
عشق می ریزه از صدام
صدام کــن و ببـین که باز
غنچه می دن تـرانه هام
اگر چه من به چـشـم تو
کمـم قـدیمی ام گمـم
آتشـفشـان عـشـقـمـو
دریـــای پــر تـلاطــمــم

Barbara
01-31-2008, 07:49 PM
من از تبار دریا از نسل چشمه سارم
رها تر از رهایی حصار بی حصارم

AteNa
01-31-2008, 07:58 PM
مرا از وحشت و تردید رها کن تا رها باشم
هوای صبح بیداری
شهادت را صدا باشم
نقاب از چهره ام بردار
به آیینه نشانم ده
سکوتم بدتر از مرگ است

Barbara
01-31-2008, 08:21 PM
تيرباران شقايق باغبانی کردن باد
همه قطره های خونی که به خاکم شده فرياد
همه اين هایی که گفتم بغض هرروزمنه

AteNa
02-01-2008, 11:47 AM
همدرد و یار من نیست
کسی که یار من نیست در انتظار من نیست

صدای زنده بودن در خروشم
به ساحل چون می یایم خموشم

sadaf1990
02-01-2008, 03:30 PM
من مرگ را به ترس
ترس را به خشم
خشم را به عشق سپردم
عشق را کنون با خود ميان درياي جنگل بردم

AteNa
02-01-2008, 03:32 PM
مرا از وحشت و تردید رها کن تا رها باشم
هوای صبح بیداری
شهادت را صدا باشم

sadaf1990
02-01-2008, 04:11 PM
ميترسم حرفهاي خوبي توي گوشش بخونه
ميترسم تا سحر تو خلوتش بمونه
واي دارم اتيش ميگيرم ديگه از قصه و غم دلم ميخواد بميرم

AteNa
04-15-2008, 01:02 PM
من مرگ را به ترس
ترس را به خشم
خشم را به عشق سپردم
عشق را کنون با خود ميان درياي جنگل بردم

من در کنار ياران
فرياد با هزاران
ايران نگاه کن...ايران نگاه کن...ايران نگاه کــن

.Behrooz.
04-15-2008, 01:04 PM
نمانده عمری و صدها سخن به دل مانده
صدا که مرحم فریاد بود زخم مرا
به پیش درد عظیم دلم خجل مانده
از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست
گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست
سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم
هر لحظه جز این دست مرا مشغله ای نیست.
دیری است که از خانه خرابان جهانم
بر سقف فرو ریخته ام چلچله ای نیست
در حسرت دیدار تو آواره ترینم
هر چند که تا منزل تو فاصله ای نیست

AteNa
04-15-2008, 01:06 PM
تمام عمر مستیم و شکستیم ، به جز بار پشیمانی نبستیم
جوانی را سفر کردیم تا مرگ ، نفهمیدیم به دنبال چه هستیم !
عجب آشفته بازاری است دنیا ، عجب بیهوده تکراری است دنیا
چه رنجی از محبت ها کشیدیم ، برهنه پا به تیغستان دویدیم
نگاه آشنا در این همه چشم ،ندیدیم و ندیدیم و ندیدیم
سبکباران ساحل ها ندیدند ، به دوش خستگان باری است دنیا !

.Behrooz.
04-15-2008, 01:10 PM
از این چراغ مردگی
از این بر آب سوختن
از این پرنده کشتن و
از این قفس فروختن
چگونه گریه سر کنم
که یار غم گسا نیست
مرا به خانه ام ببر
که شهر شهر یار نیست
مرا به خانه ام ببر
ستاره دلنواز نیست
سکوت نعره میزند
که شب ترانه ساز نیست
مرا به خانه ام ببر
که عشق در میانه نیست
مرا به خانه ام ببر
اگرچه خانه خانه نیست

AteNa
04-15-2008, 01:14 PM
تنگه غروبه خورشید اسیره
می ترسم امشب خوابم نگیره
سیاهیه شب چشماشو وا کرد
ستاره ی من تو رو صدا کرد

.Behrooz.
04-16-2008, 12:18 PM
دلم مثل دله خونه شقایق
چشام دریایه بارونه شقایق
مثل مردن میمونه دل بریدن
ولی دل بستن آسونه شقایق
شقایق اینجا من خیلی غریبم
آخه اینجا کسی عاشق نمیشه
اسیر قفل سنگینه سکوته
لبی که قصه گو بوده همیشه
شقایق وای شقایق گل همیشه عاشق
دویدیم و دویدیم و دویدیم
به شبهای پر از قصه رسیدیم
گره زد سرنوشت را تقدیر
ولی ما عاقبت از هم بریدیم
شقایق جای تو دشت خدا بود
نه تو گلدون نه توی قصه ها بود
حالا از تو فقط این مونده باقی
که سالار تمومه عاشقایی
شقایق وای شقایق گل همیشه عاشق

Mil
04-20-2008, 11:45 PM
قائله اندوخته ایی ... کیست استاد تو اینها ز که آموخته ایی

این همه جور که من از پی هم می بینم ... زود خود را به سر کوی عدم می بینم

دیگران راحت و من این همه غم می بینم ... همه کس خرم و من درد و الم می بینم

لطف بسیار طمع دارم و کم می بینم ... هستم و آزرده و بسیار ستم می بینم

خورده بر حرف درشت من آزرده مگیر ... حرف آزرده درشتانه بود خرده مگیر

آنچنان باش که من از تو شکایت نکنم ... از تو قطع لطف و عنایت نکنم

پیش مردم زجفای تو حکایت نکنم ... همه جا قصه ی درد تو روایت نکنم

دیگر این قصه ی بی حد و نهایت نکنم ... خویش را شهره ی هر شهر و ولایت نکنم

خوش کنی خاطر وحشی بنگاری سهل است ... سوی تو گوشه چشمی ز تو گاهی سهل است

AteNa
04-21-2008, 05:34 AM
تنگه غروبه خورشید اسیره
می ترسم امشب خوابم نگیره
سیاهیه شب چشماشو وا کرد
ستاره ی من تو رو صدا کرد

.Behrooz.
04-22-2008, 11:47 AM
دل من دیگه خطا نکن با غریبه ها وفا نکن
زندگی رو باختی دل من مردم و شناختی دل من

Hemaseh
04-25-2008, 07:16 PM
نه از دور و نه از نزدیک
تو از خواب آمدی ای عشق
خوشا خودسوزی عاشق
مرا آتش زدی ای عشق

AteNa
04-26-2008, 05:44 AM
غم سفره های خالی دستای نحيف مردم
داغ شلاق جهالت به تن شريف مردم
غم اعدام ستاره انهدام سرو آزاد
تيرباران شقايق باغبانی کردن باد
همه قطره های خونی که به خاکم شده فرياد
همه اين هایی که گفتم بغض هرروزمنه
منو درمن ميشکنه
مثل ابرای زمستون دلم از گريه پره
شيشهء نازک دل منتظرِ تلنگره

.Behrooz.
04-26-2008, 08:49 AM
همه جا مشتمو وا کردی ای دل
فتنه بر پا کردی ای دل
منو رسوا کردی ای دل
می دونم تو دیگه عاقل نمی شی
تو دیگه برای من دل نمی شی

iranemanl
04-26-2008, 11:18 AM
يه روزي مياد كه نمي‌دونيم چي هستيم
يار كي بوديم و عشق كي بوديم و كي هستيم

.Behrooz.
04-26-2008, 11:27 AM
مرا به خانه ام ببر
که شهر شهر یار نیست
مرا به خانه ام ببر
ستاره دلنواز نیست

IranParast
04-28-2008, 12:49 PM
دوباره می سازمت وطن اگرچه با خشت جان خویش
ستون به سقف تو می زنم اگرچه با استخوان خویش

iranemanl
04-28-2008, 01:26 PM
شهر ما سرش شلوغه
وعده هاش همه دروغه
آسموناش پر دوده
قلب عاشقاش
کاش تو قحطی شقایق
بشینیم تو یه قایق
بزنیم دل و به دریا
من و تو تنهای تنها

.Behrooz.
04-29-2008, 12:54 PM
از این چراغ مردگی
از این بر آب سوختن
از این پرنده کشتن و
از این قفس فروختن
چگونه گریه سر کنم
که یار غم گسا نیست

AteNa
04-29-2008, 06:02 PM
تهرانيان همه گرفتار مصيبتند
گيلانيان همه بر زوال و وحشتند
تبريزيان گرفتار محنتند
از بهر مرد و زن شده محنت سرا وطن
عزيز وطن بي نوا وطن
آن عقربي كه بر وطن افتاد
آن خائنين ستمگر و جلاد حاضرند
آن مهر و دفتر اسناد حاضر است
كردند بر تو ناخلفان ظلمها وطن

عزيز وطن غريب وطن بي نوا وطن

.Behrooz.
04-29-2008, 06:04 PM
نه در زمین نه در زمان جای درنگ است
بیا که وقت تنگ است مرا حوصله تنگ است
هرکسی هم نفسم شد دست آخر قفسم شد
من ساده به خیالم که همه کار و کسم شد

iranemanl
04-29-2008, 06:05 PM
دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد
روزگار غریبیست نازنین ، روزگار غریبیست نازنین

.Behrooz.
04-29-2008, 06:08 PM
نه دیداری نه بیداری نه دستی از سر یاری
مرا آشفته می دارد چونین آشفته بازاری

iranemanl
04-29-2008, 06:12 PM
یاور همیشه مومن تو برو سفر سلامت
غم من مخور که دوری برای من شده عادت
ناجی عاطفه من شعرم از تو جون گرفته
رگ خشک بودن من از تن تو خون گرفته

AteNa
04-29-2008, 06:13 PM
هو کن ،ها کن، شورش کن غوغا کن
ها کن، هو کن، دنیا رو زیرو رو کن

.Behrooz.
04-29-2008, 06:13 PM
نگاه آشنا در این همه چشم
ندیدیم و ندیدیم و ندیدیم
سبک باران ساحل ها ندیدم
به دوش خستگان باری است دنیا

AteNa
04-29-2008, 06:22 PM
آهای جوون تو میتونی یه شعر تازه تر بگی
از در و رنج آدما از صحن پر خطر بگی
از شوروشوق باغها، از شعله های پر شرر،
ازدیده های تر بگی
هو کن ،ها کن، شورش کن غوغا کن
ها کن، هو کن، دنیا رو زیرو رو کن

.Behrooz.
04-29-2008, 06:24 PM
نغمه ی شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک می رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار

AteNa
04-29-2008, 06:24 PM
رود شو، روان شو، پناه بی کسان شو
گندم کشتزاران، چاره درد من شو
راه شو، رها شو، غرش طوفان شو
چشم و چراغ مردم ،از نو دوباره پا شو
تو میتونی اگه بخوای قیامتی به پا کنی
کبوترای خسترو از قفسا رها کنی
تو میتونی برکه ها رو دریا کنی دریا کنی

.Behrooz.
04-29-2008, 06:27 PM
ییییییییی نداشتم...!
ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تورا
خبر از سرزنش خار جفا نیست تورا
ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست تورا
جان من سنگدلی دل به تو دادن غلط است
دگری جز تو مرا این همه آزار نکرد
آنچه کردی تو به من هیچ ستم کار نکرد
بشنو پند و مکن قصد دل آزرده ی خویش
ورنه بسیار پشیمان شوی از کرده ی خویش

AteNa
04-29-2008, 06:29 PM
شهنامه خاني دير شد ٫ سيمرغ در زنجير شد
آرش، كماندار زمان ٫ آماج زخم تير شد

فريادها بر باد شد ٫ فرياد زير آب شد
ارابه‌ء سردار عشق ٫ افسانه اي در خواب شد

.Behrooz.
04-29-2008, 06:45 PM
دلم تنگ است دلم می سوزد از باغی که می سوزد
نه دیداری نه بیداری نه دستی از سر یاری
مرا آشفته می دارد چونین آشفته بازاری

iranemanl
04-29-2008, 06:49 PM
یاور همیشه مومن تو برو سفر سلامت
غم من مخور که دوری برای من شده عادت

.Behrooz.
04-29-2008, 06:50 PM
تورو باید می شناختم که هزار تا چهره داشتی
روی احساس دل من داشتی قیمت می گذاشتی
تو نتونستی بفهمی که وفا خریدنی نیست
چینی شکسته ی دل دیگه پیوند شدنی نیست

iranemanl
04-29-2008, 07:10 PM
تهرانيان همه گرفتار مصيبتند
گيلانيان همه بر زوال و وحشتند
تبريزيان گرفتار محنتند
از بهر مرد و زن شده محنت سرا وطن
عزيز وطن بي نوا وطن
آن عقربي كه بر وطن افتاد
آن خائنين ستمگر و جلاد حاضرند
آن مهر و دفتر اسناد حاضر است
كردند بر تو ناخلفان ظلمها وطن

عزيز وطن غريب وطن بي نوا وطن

.Behrooz.
04-29-2008, 07:36 PM
نغمه ی شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک می رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار

AteNa
04-29-2008, 08:03 PM
روزگار غریبیست نازنین ، روزگار غریبیست نازنین
و عشق را کنار تیرک راهبند تازیانه می زنند
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد

.Behrooz.
04-29-2008, 08:15 PM
دل من دیگه خطا نکن با غریبه ها وفا نکن
زندگی رو باختی دل من مردم و شناختی دل من

AteNa
04-29-2008, 08:19 PM
نگفتمت تنها مرو شب در کمين نشسته
سيمای عمر آزاده را غم بر جبين نشسته
نگفتمت با من بيا تا سرزمين خورشيد
که رنگ غم بر قامت اين سرزمين نشسته
نگفتمت که ظلمت بر جاده ها نشسته
صد پيچ کاروان کش تا شهر ما نشسته
رفتی و به راه مانده ای در شب سياه مانده ای
رفتی و به راه مانده ای در شب سياه مانده ای

.Behrooz.
04-29-2008, 08:22 PM
یییییی ندارم......!ببخشید
به بغض در نفس پیچیده سوگند به گلهای به خون قلتیده سوگند
به مادر سوگواره جاودانه که داغ نوجوانان دیده سوگند
خدایا حادثه در انتظار است به هر سو باد وحشی در گذار است
به فکر عام لاله ها باش که خواب گل به گل کابوس خواب است
خدایم ای پناه لحظه هایم صدایت می زنم با گریه هام
صدایت می زنم بشنو صدایم

AteNa
04-29-2008, 08:23 PM
من مرگ را به ترس
ترس را به خشم
خشم را به عشق سپردم
عشق را کنون با خود ميان درياي جنگل بردم

.Behrooz.
04-29-2008, 08:25 PM
من تو رو به چشم یاری دیده بودم
تو منو اما به چشم یه خریدار

AteNa
04-29-2008, 08:27 PM
رها تر از رهایی حصار بی حصارم

ساحل حصار من نیست
پایان کار من نیست

.Behrooz.
04-29-2008, 08:28 PM
تمام شالی کارا رو خبر کن
همه دریا ها رو زیر و زبر کن
بدون فردا دیگه آزادی داریم
هزار تا ده به ده آبادی داریم

AteNa
04-29-2008, 08:29 PM
من آن موجم که آرامش ندارم
به آسانی سر سازش ندارم

هميشه در گريز و در گذارم
نمی مانم به يکجا بی قرارم

.Behrooz.
04-29-2008, 08:32 PM
مارا ببین چگونه کفتار روزگار
فرهنگ غصه داد در میهمانی دشت تشنه ی باران
از ابر کینه ها نباری جز تگرگ قصاص ز آسمان

AteNa
04-29-2008, 08:32 PM
نه در زمین نه در زمان جای درنگ است
بیا که وقت تنگ است مرا حوصله تنگ است
هرکسی هم نفسم شد دست آخر قفسم شد
من ساده به خیالم که همه کار و کسم شد

.Behrooz.
04-29-2008, 08:33 PM
دل من دیگه خطا نکن با غریبه ها وفا نکن
زندگی رو باختی دل من مردم و شناختی دل من

تا به کی خراب محبتی هم نشین این و اون میشی
خسته و پریش و خون میشی
دشت بخت تو کویر میشه ورغ آرزوت اسیر میشه
روبروت سراب پشت سر خراب
ساکت و صبوری دل من مثل بوفه کوری دل من
زندگی رو باختی دل من مردم و شناختی دل من

AteNa
04-29-2008, 08:35 PM
نگاه آشنا در این همه چشم
ندیدیم و ندیدیم و ندیدیم
سبک باران ساحل ها ندیدم


به دوش خستگان باری است دنیا

.Behrooz.
04-29-2008, 08:36 PM
از این چراغ مردگی
از این بر آب سوختن
از این پرنده کشتن و
از این قفس فروختن
چگونه گریه سر کنم
که یار غم گسا نیست
مرا به خانه ام ببر
که شهر شهر یار نیست
مرا به خانه ام ببر
ستاره دلنواز نیست
سکوت نعره میزند
که شب ترانه ساز نیست
مرا به خانه ام ببر
که عشق در میانه نیست
مرا به خانه ام ببر
اگرچه خانه خانه نیست

iranemanl
04-29-2008, 10:34 PM
تو اون شام مهتاب كنارم نشستي
عجب شاخه گل‌وار به پايم شكستي
قلم زد نگاهت به نقش‌آفريني
كه صورتگري را نبود اين‌چنيني
پريزاد عشق رو مه‌آسا كشيدي
خدا را به شور تماشا كشيدي

.Behrooz.
04-30-2008, 08:28 AM
ییییییییی ندارم.......!
سهم از تو چه بوده غیر آزار
تویی که دنیا برات شده یه بازار
من تو رو به چشم یاری دیده بودم
تو منو اما به چشم یه خریدار

iranemanl
04-30-2008, 01:35 PM
رود شو، روان شو، پناه بی کسان شو
گندم کشتزاران، چاره درد من شو
راه شو، رها شو، غرش طوفان شو
چشم و چراغ مردم ،از نو دوباره پا شو

AteNa
04-30-2008, 02:37 PM
و عشق را کنار تیرک راهبند تازیانه می زنند
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد

iranemanl
04-30-2008, 04:12 PM
دل من دیگه خطا نکن با غریبه ها وفا نکن
زندگی رو باختی دل من مردم و شناختی دل من

.Behrooz.
05-01-2008, 09:27 AM
نمی پرسم چرا این شد سزایم آه ای خدایم بشنو صدایم
گلویم مانده از فریاد و فریاد ندارد کس غم مرگ صدا را

AteNa
05-02-2008, 11:05 AM
ببين ، ببين , اين گريه ي يه مرده
مردي كه گريه هاش ظهور درده
ببين ، ببين ، اين آخرين صداي اين بي صدا
شبخون كوچه گرده
قلب پاييزيه من باغ دلواپسيه
خوندنم ترانه نيست , هق هق بي كسيه
شب من با سفر تو , شب بیداد و عذابه
تو نباشي موندنه من , مثله پرواز تو خوابه
مـــــــــــــــــــــرگ غرورمو ببيــــــــــــــــــــــ ن
زوال غمگين شعر و شكوفه و نوره
زوال قلــــــــــــــــــبمو ببيــــــــــــــــــــــ ــــن
تنها تو مي بيني , چشمه , شب و زمين كوره
تو نباشي كي با اشكم فال خوب و بد بگيره ؟
كي منو از سايه هاي اين شب ممتد بگيره ؟
بي تو با اين در به در , هق هق شب گريه هاست
مرد غمگينه صدا , بي تو مرد بي صداست

AteNa
05-02-2008, 11:05 AM
نجات من بدست توست
از این محبس نجاتم ده
لباس کهنه تن را بسوزان و حیاتم ده
بیا و نقطه پایان به شعر عمر من بگذار
تنم دیوار بین ماست
تنم را از میان بردار
مرا از وحشت و تردید رها کن تا رها باشم
هوای صبح بیداری شهادت را صدا باشم
همیشه در مصاف مرگ نقاب از چهره میافتد
چه در میدان چه در بستر پس بیماری ممتد
بیا و جامه عصیان بپوشان بر صدای من
که تنها سهم من این است
هراس بی صدا مردن
مرا از وحشت و تردید رها کن تا رها باشم
هوای صبح بیداری
شهادت را صدا باشم
نقاب از چهره ام بردار
به آیینه نشانم ده
سکوتم بدتر از مرگ است
بمیرانم زبانم ده
بیا و جامه عصیان بپوشان بر صدای من
که تنها سهم من این است
هراس بی صدا مردن
مرا از وحشت و تردید رها کن تا رها باشم
هوای صبح بیداری
شهادت را صدا باشم

AteNa
05-02-2008, 11:05 AM
چنان دل کندم از دنیا, که شکلم شکل تنهایی ست
ببین مرگ من را در خویش, که مرگ من تماشایی ست
مرا در اوج می خواهی, تماشا کن تماشا کن
دروغین بودم از دیروز, مرا امروز تماشا کن
در این دنیا که حتی ابر نمی گرید به حال ما
همه از من گریزانند تو هم بگذر از این تنها
فقط اسمی به جا مانده از آنچه بودم و هستم
دلم چون دفترم خالی قلم خشکیده در دستم
گره افتاده در کارم به خود کرده گرفتارم
به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم
رفیقان یک به یک رفتند مرا در خود رها کردند
همه خود درد من بودند گمان کردم که هم دردند
شگفتا از عزیزانی که هم آواز من بودند
به سوی اوج ویرانی پل پرواز من بودند


گره افتاده در کارم به خود کرده گرفتارم
به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم
رفیقان یک به یک رفتند مرا در خود رها کردند
همه خود درد من بودند گمان کردم که هم دردند

رفیقان یک به یک رفتند مرا در خود رها کردند
همه خود درد من بودند گمان کردم که هم دردند

AteNa
05-02-2008, 11:06 AM
ای ابر مرد مشرقی ای کوه

ای نگهبان قدسی خورشيد

روشنایی آتش زرتشت

يادگار صداقت جمشيد

ناجی سربلندی انسان

ای تو پيغمبر ، ای اهورایی

ای برای تو اين هيولاها

همه كوكی همه مقوایی

با كتاب ترانه های من

نه قصيده ، غزل لباس توست

مرد اسطوره ای شعر من

مخمل قلب من لباس توست

با كتاب پدربزرگ من

قصهء رويش تباهء هاست

قصهء امتداد شب تا شب

قصهء ممتد سياهی هاست

دفتر كهنهء پدر اما

پر سوال و گلايه و ترديد

حرف اگر هست ، حرف تنهایی

حرف آيا و و حشت و ترديد

با پدر ، آرزوی باغی بود

روی خاكی كه شكل مردن داشت

بس كه تن تشنه بود خاك من

پدرم شوق جان سپردن داشت

با من اما سبد سبد ميوه

از درخت غرور باغستان

كوزه كوزه زلال نور و عشق

برای قلب تشنهء انسان

مشرقی مرد پاسدار شرق

معنی جاودانهء اعجاز

خاك اگر خنده كرد و گندم داد

از تو بود ای بزرگ باران ساز

ای رسول برگ رستاخيز

دست حق بهترين سلاح توست

فاتح پاك در زمان جاری

رخش تاريخ ذوالجناح توست

AteNa
05-02-2008, 11:06 AM
طلايه دار

ای بزرگ موندني

ای طلايه دار روز

سايه گستر رو سر

از گذشته تا هنوز

ای صدات صدای نور

تو شب پوسيدنی

ای سخاوت غمت

بهترين بوسيدنی

واسه اين شرقی تن داده به باد

تو گوارایی حس وطن

تو شقاوت شب قرن يخی

تو شكوفایی تاريخ منی

اگه شعرم زمزمه

توی بازار صداست

تپش قلبم اگه

پچ پچ شاپركاست

تو رو فرياد می زنم

ای كه معجزه گری

ای كه اين شب زده رو

به سپيده می بری

واسه این شرقی تن داده به باد

تو گوارایی حس وطنی

تو شقاوت شب قرن یخی

تو شكوفایی تاريخ منی

ای تو ياور بزرگ

همه قلبای شكسته

ای تو مرهم عزيز

هر چی دست پينه بسته

رو كدوم قله نشستي

تو كه دنيا زير پاته

غصهء دستای خالی

لرزش پاك صداته

توی قرن دود و آهن

تو رسول گل و نوری

تو عطوفت مسلم

تو حقيقت غروري

تو مفسر محبت

تو طلايه دار صبحی

فاتح تاریخی من

تو خود سردار صبحی

اسم تو ، اسم شب من

به شكوه اسم اعظم

متبرك و عزيزی

مثل سجده گاه آدم

AteNa
05-02-2008, 11:06 AM
شب آغاز هجرت تو
شب در خود شکستنم بود
شب بی رحم رفتن تو
شب از پا نشستنم بود
شب بی تو
شب بی من
شب دل مرده های تنها بود
شب رفتن
شب مرد ن
شب دل کندن من از ما بود
واسه جشن دلتنگی ما
گل گریه سبد سبد بود
با طلوع عشق من و تو
هم زمین هم ستاره بد بود
از هجرت تو شکنجه دیدم
کوچ تو اوج ریاضتم بود
چه مومنانه از خود گذشتم
کوچ من از من نهایتم بود
به دادم برس
به دادم برس
تو ای ناجی تبار من
به دادم برس
به دادم برس
تو ای قلب سوگوار من
سهم من جز شکستن من
تو هجوم شب زمین نیست
با پر و بال خاکی من
شوق پرواز آخرین نیست
بی تو باید دوباره بر گشت
به شب بی پناهی
سنگر وحشت من از من
مر حم زخم پیر من کو؟
واسه پیدا شدن تو آینه
جاده سبز گم شدن کو؟
بی تو باید دوباره گم شد
تو غبار تباهی
با من نیاز خاک زمین بود
تو پل به فتح ستاره بستی
اگر شکستم از تو شکستم
اگر شکستی از خود شکستی
به دادم برس
به دادم برس
تو ای ناجی تبار من
به دادم برس
به دادم برس
تو ای قلب سوگوار من
شب بی تو
شب بی من
شب دل مرده های تنها بود
شب رفتن
شب مردن
شب دل کندن من از ما بود

AteNa
05-02-2008, 11:07 AM
از زمزمه دلتنگيم از همهمه بيزاريم
نه طاقت خاموشي نه ميل سخن داريم
آوار پريشاني است رو سوي چه بگريزيم
هنگامه حيراني است خود را به كه بسپاريم
تشويش هزار آيا وسواس هزار اما
يك عمر نمي‌ديدم در خويش چه‌ها داريم
دردا كه هدر داديم آن ذات گرامي را
تيغيم و نمي‌بريم ابريــم و نمي‌باريم
از زمزمه دلتنگيم از همهمه بيزاريم
نه طاقت خاموشي نه ميل سخن