View Full Version : علل ماندگاري شعر
Samira
09-19-2007, 07:20 AM
وقتي در پس يك شعر انديشه اي نيابيم، با وجودي كه شعر زيبايي است، به نظر شما اين شعر مي تواند ماندگار شود؟
در اين مبحث به بررسي علل ماندگاري شعر مي پردازيم .
Samira
09-19-2007, 07:22 AM
از ديد من ارزش شعر به اين است كه ملك شخصي شاعر نباشد و متعلق به جامعه و همه مردم باشد، ولي در حال حاضر بسياري از شعرها به خصوص شعرهاي عاشقانه، ملك شخصي شاعرند كه چنين شعري ماندگار نمي شود.
ممكن است شعري از لحاظ عاطفي، شخصي باشد، ولي ملك شخصي نباشد، يعني بتوان آن را متعلق به مردم و جامعه دانست.
شعر ماندگار شعري است كه ارزش ادبي داشته باشد. اين طور نيست كه فقط محتوا در ماندگاري شعر مؤثر باشد، مثلاً اشعار فرخي سيستاني هرچند صاحب محتوا و انديشه است، ولي تنها ارزش تاريخي دارد، چرا که ملك شخصي شاعرند و به محمود غزنوي تقديم شده اند. به همين دليل تاريخ مصرف دارند و ماندگار نمي شوند
منتظر نظر ديگر دوستان هستم...
در ادامه به بررسي علل ماندگاري سروده هاي شعراي بزرگ مي پردازيم.
Shaere bozorg
09-19-2007, 12:54 PM
به نظر من با وجود این که شخصی نبودن شعر و همه گیر بودن آن یکی از اساسی ترین شروط لازم برای ماندگاری شعر است اما شرط کافی نیست.
یکی از عوامل مهم در ماندگاری شعر، سلیقه ی عموم مردم در خصوص شعر است.
چه بسا سالها پیش از این که نیما سبک نیمایی را بوجود بیاورد افرادی در چنین سبکی شعرهایی سروده باشند اما چون در آن زمان چنین سبکی باب میل مردم نبوده آثار این شاعر نیز در میان گرد و غبار زمان محو شده باشد.
البته علتی که دوستمان اشاره کرد شاید مهمترین علت ماندگاری برخی آثار باشد. چه بسیار عنصری ها و قاآنی ها که نه تنها امروزه از شعرشان نشانه های زیادی در بین عموم مردم نمانده بلکه ارزش نوع شعر را هم کم کرده اند.
برای مثال چه لزومی دارد که چنین شعری که یکی از این شعرا در وصف یکی از شاهان سروده ماندگاری یابد؟
سحر آمدم به کویت به شکار رفته بودی###سگ خود نبرده بودی به کجا رفته بودی
که تو این شعر، شاعر خودش را <<سگ>> خطاب کرده است.
Samira
09-20-2007, 06:49 AM
یکی از عوامل مهم در ماندگاری شعر، سلیقه ی عموم مردم در خصوص شعر است.
.
بله دوست عزيز اين نكته اي كه شما اشاره كرديد كاملا درست و منطقي است.
به عنوان مثال در علل ماندگاري شعر سعدي مي توان به اين نكته اشاره كرد كه سعدي نه براي مباهات در جامعه ادبي آن روز كه براي مردم زمان خويش سخن مي گفته است از اينرو كلام وي از اصطلاحات ثقيل عربي كه زبان علم آن زمان بود ، خالي است " سعدي باآنكه در ادب عربي ... تبحر كافي داشت هيچگاه فارسي را فداي لفظ هاي غريب عربي نكرد به نحوي كه نزديك به تمام واژه هاي تازي كه به كار برده است از نوع لغت هايي هستند كه در زبان فارسي رسوخ كرده و رواج يافته ومستعمل و مفهوم بوده اند
حتي ويژگي مردمي و عاميانه كلام سعدي كه به اعمال ورفتار فضل فروشانه آلوده نشد، سبب شده كه بعضي سخنانش در نزد عوام به صورت امثال درآيد
Samira
09-29-2007, 07:39 AM
دكتر پورنامداريان معتقد است يكي از علل ماندگاري شعر حافظ در انواع خلاف آمد عادتهاي شعر اوست. استقرار خلافآمد عادت در شعر، ابهام ايجاد ميكند و مخاطب را به تامل وا ميدارد
دكتر پورنامداريان همچنين در تبيين خلافآمد عادتهاي شعر حافظ بيان ميكند: وقتي به عالم شعري حافظ نگاه ميكنيم، يكي از خلافآمد عادتها، قرارگيري شخصيتهاي مثبت ديني همچون «واعظ» در مقابل «رند» و «شرابخوار» و مورد انتقاد قرار گرفتن آنهاست و اين اولين و ظاهرترين خلاف عادت شعر حافظ است.
وي معتقد است: اين خلاف عادت، انتقاد جسورانه حافظ از دين عادتيِ ؛جامعه است كه از گذشته مذموم عارفاني چون عين القضات نيز بوده است.
Samira
10-20-2007, 11:04 AM
مهمترين عامل ماندگاري شعر شهريار جامعيت و تنوع شعرشهريار ميباشد .
شعرشهريار مخصوصاً غزلياتش به خاطر تنوع موضوع و طرح مسائلي كه در گذشته معمولاً در قالبهاي ديگر شعر فارسي از جمله قصيده و قطعه ومثنوي مورد توجه واقع مي شد ، در خور بررسي و تحليل است .
شهريار نه تنها در شيوه كلاسيك وموسوم ادب فارسي حق سخنوري را ادا كرده ،بلكه دراسلوب بودن شعر فارسي نيز اعجازي اعجاب انگيز نشان داده است .
جهان بيني فلسفي ، نگرش اجتماعي ، جلوههاي عاطفي ،ذوقي وهنري اسلوب متين و استوار شاعري درعين حال لطافت و ظرافت خاص او در آثاري چون : هذيان دل، اي واي مادرم ، نقاش ، پيام انشتين و .... منتقدان شعر فارسي را دچار حيرت و سرگشتگي كرده است و به يقين بعضي از اين آثاردر صورت شرح و بسط ، تبديل به گنجينهاي جاودانه مي شود .
جامعيت وتنوع در شعر شهريار و نيز انسانيت شهريار ، وي را به شاعري مردمي و محبوب تبديل كرد و نامگذاري سالروز وفاتش به روز ملي شعر و ادب شايد كوچكترين كار درحق اين شاعر متعهد و مردي مي باشد .
منبع مقاله : هفته نامه نوید آذربایجان مورخه ۳۰/۶/۱۳۸۴
Tabassom
11-03-2007, 12:05 PM
رضا براهنی در کتاب رویای بیدار
به عبارتی اشاره می کند که بی تردید چرایی ماندگار شدن شاعران و نویسندگان بزرگ ایران است .
او می گوید:
« بزرگترین شاخصه آدمهایی مثل هدایت ، نیما، فروغ ،آل احمد ، شاملو
این بود که (اینان) بلافاصله بعد ازآنکه از نظر ادبی دست چپ و راستشان
را تشخیص دادند از درون فرهنگ یک ملت ،پاسخگوی نیاز فرهنگی همه
ملتها شدند این چند تن عقده حقارت جهان سومی بودن را ندارند.»
Samira
11-14-2007, 10:42 AM
در اين قسمت به بيان علل ماندگاري اشعار خيام از ديد استاد زرقاني (عضو هيأت علمي دانشگاه فردوسي )مي پردازم:
زرقاني در مورد علل ماندگاري شعر خيام معتقد است كه : آنجا كه «فكر خيامي» را با «زبان طنز» تلاقي ميكنند، دقيقا نقطهاي است كه فرم و محتوا به وحدت و انسجام كامل ميرسند. اين «اتحاد هنري»، نقطه درخشان شعر خيامي است و به نظرم علت اصلي ماندگاري شعر خيام را بايد در همين اتحاد جستوجو كرد.
خيام جمع هنري نقيضين است . يعني دو جهاني است كه هيچ نسبتي با هم ندارند و متضاد هم هستند
و رمز ماندگاري شعر خيام ايناست كه اين دو جهان متضاد را چنان با هم تركيب كرده كه شما وقتي ميخوانيد اقناع ميشويد.
Samira
11-21-2007, 01:04 PM
دكتر پورنامداريان معتقد است يكي از علل ماندگاري شعر حافظ در انواع خلاف آمد عادتهاي شعر اوست. استقرار خلافآمد عادت در شعر، ابهام ايجاد ميكند و مخاطب را به تامل وا ميدارد
دكتر پورنامداريان همچنين در تبيين خلافآمد عادتهاي شعر حافظ بيان ميكند: وقتي به عالم شعري حافظ نگاه ميكنيم، يكي از خلافآمد عادتها، قرارگيري شخصيتهاي مثبت ديني همچون «واعظ» در مقابل «رند» و «شرابخوار» و مورد انتقاد قرار گرفتن آنهاست و اين اولين و ظاهرترين خلاف عادت شعر حافظ است.
وي معتقد است: اين خلاف عادت، انتقاد جسورانه حافظ از دين عادتيِ ؛جامعه است كه از گذشته مذموم عارفاني چون عين القضات نيز بوده است.
به جهت تكميل بحث علل ماندگاري شعر حافظ قسمتي از مقاله ديگري را ارسال ميكنم.
دكتر كاووس حسنلي با اشاره به اثر تغيير پذير شعر حافظ در زمانهاي مختلف عقيده دارد:« شعر لسان الغيب همه زماني و همه مكاني است و آيينگي است و محدود به موضوع و مكاني خاص نميكند.» و همين خصوصت باعث ماندگاري شعر حافظ است.
وي معتقد است حافظ يكي از قلههاي شعر فارسي است، كه بر پيشاني ادب اين مملكت قرار دارد.شعر حافظ مانند آيينهاي واقع گرايانه است كه هركسي آن را ميخواند ميتواند خود را در شعر ببيند
Samira
12-02-2007, 10:31 AM
حكمت ماندگاري شعر و عرفان مولانا اين است كه بر پايهايترين و اساسيترين نيازهاي بشر تكيه دارد و توانسته است با درك اين نيازها، اين ميراث را براي انسانهاي بعد از خود به جاي بگذارد.
مولانا هم در مثنوي و هم در غزليات شمس فيالبداهه شعر سروده است يعني در اشعارش به هيچ وجه از انديشه خودآگاه استفاده نميكرده.
ممكن است گاه گاهي در برخي غزلها اين كار را كرده باشد اما به هر حال خودش اين را هم ميگويد كه «شعر من نان مصر را ماند/شب بر او بگذرد نتاني خورد» يعني بايد همان زماني كه توليد ميشود آن را بشنوي و اگر يك شب بر آن بگذرد بيات ميشود.
با تمام اين اوصاف، چون بر اساسيترين و پايهايترين نيازهاي بشر تكيه دارد و از غرايز اصلي بشر آب ميخورد و سيراب ميشود، بشريت در زمانها و مكانهاي مختلف ميتواند آن را بپسندد.
يعني طوري است كه نيازهاي اصلي را برآورده ميكند.
منبع: بخشهايي از مصاحبه اي با دكتر قدمعلي سرامي
MOSAFER KOCHOLO
12-02-2007, 12:52 PM
kalam cho az del bar ayad
lajeran bar del neshinad
vBulletin® v3.6.8, Copyright ©2000-2009, Jelsoft Enterprises Ltd.