View Full Version : رضا مقصدی (کسی میان علفها دو فصل منتظر است)
Hamseda
08-21-2007, 04:49 PM
در اینجا شعر های شاعر معاصر آقای رضا مقصدی رو براتون می نویسم که امیدوارم مورد پسند شما هم قرار بگیرد و من رو هم در این راه همیاری کنید
شاد باشید بـدرود@};-
Hamseda
08-21-2007, 04:51 PM
1
چشمم به روی قامت باران است
بر قامت کشیده ی او طرحی ست
از تشنگی خاک.
دستان استغاثه ی تنهاترین درخت
یاد بلند دست نیایش را
در برگریز خاطر من زنده می کند.
گلدان نقشبندی ایوان
ـ این میزبان آبی ـ
در پله ی تعارف مهمان است.
برگ بنفش باغ
آماده ی پذیرش باران است.
Hamseda
08-21-2007, 04:53 PM
2
باران مهربان!
اینک که باغ
در منتهای زرد خود، سیر می کند
وین چهره ی گرفته ی گلدان
در ذهن ما تداعی سبزی ست
در خاطر زلال تو، ره یافت
تصویر پُر ستاره ی بارش؟
آغوش یاسها
بی روشنای مهر تو خاموش است.
ای آرزوی نقره یی هر برگ!
ای مهربان!
باران!
Hamseda
08-21-2007, 04:56 PM
وقتی بهار
از کوچه های خاطره می رفت
زیباترین درخت
آواز عاشقانه ی من بود.
Hamseda
08-21-2007, 04:57 PM
آواز جویباران
وقتی که آمدی
زیبایی ترنم گلها را
در روشنای چشم تو دیدم.
وان راز عاشقان قدیمی را
من از زبان برگ شنیدم:
سبزست در کنار درختان
آواز جویباران.
Hamseda
08-21-2007, 04:58 PM
غروب
برخیز!
بر گیسوان ساده ی غمگینت
دستی بکش!
خود را درون آینه، زیبا کن!
شادابی شناور چشمت را
در روشنای آینه، پیدا کن!
Hamseda
08-21-2007, 05:00 PM
بانوی خاک
شب و تنهایی بی ساحل این دل
زنده، آن خاطره، آن تلخ
مانده تب دارترین زمزمه در سینه ی اندوه
زان ز کف رفته که چشمی نگران من و هر سوخته جان داشت.
شاخساران درختان پر آوازه ی آواز نجیبش
باغ پر عاطفه نارونم بود.
AteNa
06-06-2008, 08:47 AM
من آمدم که ترا عاشقانه بنویسم
بیا دوباره مرا مثلِ یار معنی کن
مرا شکفته ترین انتظار، معنی کن
□ □ □
پرنده رفت و درخت چنار هم خشکید
درین میانه، مرا برگ وار معنی کن
□ □ □
چکامه های دلم چاک چاک و خونین ست
ترانه های مرا زار زار معنی کن
□ □ □
خزانِ خاطره ها این درخت را خم کرد
بیا دوباره مرا با بهار معنی کن
□ □ □
ستاره مُرد و دلم، های های کرد و گسیخت
گُلِ سیاهِ مرا داغدار معنی کن
□ □ □
عبورِ عاطفه ام را به روی عشق و علف
زلالی ی نَفَسِ آبشار معنی کن
□ □ □
اگر به گُل نتوانی سلام˚گو باشی
خروشِ خونِ مرا پیشِ خار معنی کن
□ □ □
بیا طراواتِ شعرِ شریفِ آن زن را
درین زمانه ی پُر سنگسار معنی کن
□ □ □
کجا نشانی ِ خورشید را بجویم من؟
شبِ شگفتِ مرا سوگوار معنی کن
□ □ □
سرودِ سبزترین لحظه های آبی را
به روسپیدی ی این جویبار معنی کن
□ □ □
به «روزِ واقعه»، تنها به عاشقان جهان
مرا تغزّلِ این روزگار معنی کن
□ □ □
من آمدم که ترا عاشقانه بنویسم
مرا همیشه، همین بی قرار معنی کن
دی 1385
AteNa
06-06-2008, 08:48 AM
رضا مقصدی به سال 1328 خورشیدی در شهر لنگرود دیده به جهان گشود . وی تحصیلات خود را تا اخذ دیپلم در لنگرود به پایان برد و از دانشگاه اصفهان لیسانس زبان و ادبیات دریافت کرد و هم اکنون ساکن آلمان است ، مقصدی در اوزان قدیمی و نو شعر سروده است ، مقصدی در اوزان قدیمی و نو شعر سروده است در سال های اخیر بیشتر اشعار فارسی او در مطبوعات کشور به چاپ رسیده است. اشعار گیلکی او به فعالیت آغازین این شاعر بر می گردد. سه مجموعه شعر به نام های «با آینه مدارا کن» - «کسی میان علف ها و در فصل منتظر است» و «نفس نازک نیلوفر» از وی منتشر شده ا ست و کتاب های «یک ، نه» - «به رنگ آتش » - «خطابه سبز» و «صدای ماه» را آماده چاپ دارد.
AteNa
06-06-2008, 08:48 AM
با «لنگرود» چشمش
وقتی که در برابرش ماندم
انبوه خاطرات پرپروزین
از دوردست ساحل چمخاله، جان گرفت
دریا
پاروزنان کنار دلم بنشست
آواز آن پرنده پرپرواز
باز آمد و پیاله به دستم داد
ناگاه
ابری سیاه جامه برآمد
این سینه کبود مرا در میان گرفت
در چشمهای او
اندوه یک درخت تناور بود
اندوه یک درخت که می خواست
زیبا شود
شکوفه کند
سایه آورد
هیهات
رگبار مرگ آمد و او را نشان گرفت
AteNa
06-06-2008, 08:48 AM
لبخنده اش
از جنس روز بود
آغوش می گشود و دلی می برد
در «لنگرود» چشمش اما غمی سیاه
سینه سوز بود
مسافت سرد
عبور می کنم از کاج
از طبیعت برف.
عبور می کنم از سردی ستاره و سار
کسی کنار صنوبر
به خاک می افتد
کسی به رنگ زمستان
بهار سازش را
به دودمان هراسان برگ
می بخشد
من و مسافت یخ
من و دقایق تاریک یک کبوتر و آه.
vBulletin® v3.6.8, Copyright ©2000-2008, Jelsoft Enterprises Ltd.