View Full Version : شعر هاي متضاد شاعر
Hemmati
08-05-2007, 08:12 AM
در اين موضوع از شاعر ها ، شعر هايي را بنويسيد
كه از نظر مفهوم مقابل و مخالف يك ديگر باشد.
جهت جمع آوري شعر هاي مشابه شاعر ها به موضوع شعر هاي مشابه شاعران (http://www.tabadolnazar.com/forum/showthread.php?t=19257) برويد.
Hemmati
08-05-2007, 08:14 AM
* - قطاري كه
از بين من و تو مي گذرد
كش آمده است
انگار
تمام واگن هاي جهان را
به آن بسته اند
چه سرنوشت شومي! ...
* - ... آه، اي درخت خرمالو
تو بيهوده زيبا مي شوي
و من
بيهوده دوستش مي دارم
او
هرگز
نخواهد آمد
...
* - بايد خودم
باد را متقاعد كنم
كه نوزد
بايد خودم
حرمت كلبه ام را
به دريا گوشزد كنم
زمين جاي خطرناكي است
و كسي كه
بايد بيايد
هميشه دير مي آيد.
مورد سوم مخالف با دو مورد اول و دوم:
(مورد اول: ايمان به عوامل جبري
مورد دوم: " بيهوده دوستش مي دارم، او، هرگز نخواهد آمد "
مورد سوم: مخالف با عوامل جبري و " كسي كه بايد بيايد، هميشه دير مي آيد.")
Varzi
08-05-2007, 11:16 AM
یکروز در شهر یزد اشعار سعدی بدست یک جاجیم باف رسید جاجیم باف هم چند خط شعر
برای سعدی سرود
سعدیا در شیراز داری نان مفت
گر بیائی یزدو شربافی کنی
مهره از پشتت بیوفتد جوفت وجوفت
Soheil_20
08-05-2007, 06:31 PM
یکروز در شهر یزد اشعار سعدی بدست یک جاجیم باف رسید جاجیم باف هم چند خط شعر
برای سعدی سرود
سعدیا در شیراز داری نان مفت
گر بیائی یزدو شربافی کنی
مهره از پشتت بیوفتد جوفت وجوفت
اون وقت این شعر در تضاد با چه شعر از چه شاعریه ؟
منظورتون شعرهايي است كه ديگران در جواب ديگران داده يا نه
مثلا
من به خال لبت اي دوست گرفتار شدم (البته ادامه دارد)
تو كه خود خال لبي ازچه گرفتار شدي
Hemmati
08-06-2007, 10:04 AM
منظورتون شعرهايي است
كه ديگران در جواب ديگران داده يا نه
خير، اين موضوع جهت جمع آوري و آشنا شدن با
شعر هاي متضاد يك شاعر (حال، هر شاعر) است.
يعني دو يا چند شعر از يك شاعر، كه با يك ديگر تضاد داشته باشد.
جهت جمع آوري شعر هاي مشابه از شاعر ها،
شعر هايي كه در جواب شعرهای يكدیگر
یا با یک مفهوم و موضوع مشابه باشند، به موضوع شعر هاي مشابه شاعران (http://www.tabadolnazar.com/forum/showthread.php?t=19257) برويد.
از تمامي دوستان انتظار مي رود كه به موضوع بحث توجه داشته باشند
ممنون از توضيحي كه نوشتيد
Samira
11-26-2007, 06:11 AM
من متاسفانه نتوانستم دو يا چند شعر متضاد از يك شاعر را بيايم..
ولي در جستجوهايي كه انجام دادم به يك شعر از والاس استیونس به نام "آدم برفي" برخوردم كه به راحتی مخاطب میتواند به خصوصیت آیرونیک وکنایی متن او پی ببرد و کنشهای متضاد این شعر را درک کند.
ذهنی زمستانی لازم است
تایخبندان و شاخه ی درختان کاج را ببینی
که زبر و زمخت شده اند از برف ها
زمان درازی باید سرما خورد
تاسروهای کوهی را دید که از یخ آویز بسته
و صنوبرهای کهنه را در دور دست نگاه کرد
حالا خورشیدنیمه سرد
و شما که نباید فکر کنید به غصه ی صدای زوزه ی باد در خش خش برگها
به صدای زمین
زمینی پر از این بادها که در برهوتش جاری اند
کسی در برف دارد می شنود
او خود هیچ است و هیچی خود را نگاه می کند
هیچی را که نیست جایی
هیچی را که وجود دارد.
این شعر با یکی از اصول پدیدارشناسی که اعتقاد دارد انسان با ذهن خود جهان را میسازد شروع میشود،
در قسمت آخر شعر اشارهی شاعر به خود و یا راویست و اینکه آدم برفی در میان برفهایی که آنها هم باز وجود ندارند دارد میشنود و با گوشهایش میبیند و لمس میکند چیز هایی را که وجود ندارد، به آنها میل دارد ولی آنها هیچ گاه وجود نداشته اند پس در تناقض میل و عدم میل و آگاهی از اینکه به چیزی میل داردکه اصلا چیزی نبوده است و از شدت تناقضهای فراوان و دقیقا هنگامیکه میبیند دال و کلمهی میل نیز برای او هویتی ندارد شعرش را به پایان میرساند
منبع (http://www.jenopari.com/article.aspx?id=396)
vBulletin® v3.6.8, Copyright ©2000-2009, Jelsoft Enterprises Ltd.