PDA

View Full Version : اشعار وحشی بافقی


Shaere bozorg
05-17-2007, 10:41 AM
سلام به دوستان عزیز


هدف از طراحی این بخش، آشنایی با آثار یکی از بزرگترین شاعران یعنی وحشی بافقی

و نقد آثار و زندگینامه ی وی می باشد.

----------------------------------------------------------


روم به جای دگر دل دهــــــــــــــــــم به یار دگر

هــــــــــــــــــوای یار دگــــــــــــر دارم و دیار دگر


به دیگری دهم این دل که خوار کرده ی توست

چرا که عاشــــــــــق نو دارد اعتبـــــــــــــــار دگر


میان ما و تـــــــو ناز و نیــــــــــــــاز برطرف است

به خود تو نیـــــــــــــــــــز بده بعد از این قرار دگر


خبر دهید به صیـــــــــــــــــــــــ اد ما که ما رفتیم

به فکر صیـــــــــــــــــــــــ د دگر باشد و شکار دگر


خموش وحشــــی از انکار عشق او کاین حرف

حکایتی اســـــــــــــت که گفته ای هزار بار دگر

-----------------------------------------------

منتظر ادامه ی اشعار وحشی هستیم

Shaere bozorg
05-17-2007, 10:52 AM
یه شعر بسیار زیبا از وحشی:


ما چون ز دری پای کشیدیم، کشیدیم

امید ز هر کس که بریدیم، بریدیم


دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند

از گوشه ی بامی که پریدیم، پریدیم


رم دادن صید خود از آغاز غلط بود

حالا که رماندی و رمیدیم، رمیدیم


کوی تو که باغ ارم و روضه ی خلد است

انگار که دیدیم ندیدیم ندیدیم


صد باغ بهار است و صلای گل و گلشن

گر میوه ی یک باغ نچیدیم، نچیدیم


سر تا به قدم تیغ دعاییم و تو غافل

هان واقف دم باش رسیدیم، رسیدیم


وحشی سبب این قسم سخن ها

این نیست که ما هم نشنیدیم، شنیدیم

-----------------------------------------

منتظر شما هستیم

Shaere bozorg
05-17-2007, 11:13 AM
راستی تو شعر بالا بیت آخر اینطوریه:


وحشی سبب دوری و این قسم سخن ها

این نیست که ما هم نشنیدیم، شنیدیم

Shaere bozorg
05-17-2007, 03:36 PM
ای بس که تماشای به بستان تو باشم

مرغ سر دیوار گلستان تو باشم


کافیست همین بهره ام از قاعده ی وصل

کز دور مگس ران سر خوان تو باشم


این منصب من بس که چو رخش تو شود زین

جاروب کش عرصه ی جولان تو باشم


خواهم که شود دست سراپای وجودم

در شغل عنانگیری یکران تو باشم


در بزمگه یوسف اگر ره دهدم بخت

در آرزوی گوشه ی زندان تو باشم


در تشنگیم طالع بد جان به لب آرد

گر خود بسر چشمه ی حیوان تو باشم


من وحشی ام و نغمه سرای چمن حسن

معذورم اگر مرغ غزلخوان تو باشم


------------------------------------

Tabassom
08-15-2007, 07:36 PM
پیوستن دوستان به هم آسان است


دشوار بریدن است و آخر آن است


شیرینی وصل را نمی‌دارم دوست


از غایت تلخیی که در هجران است

Tabassom
08-15-2007, 07:39 PM
یا صاحب ننگ و نام می‌باید بود


یا شهره‌ی خاص و عام می‌باید بود



القصه کمال جهد می‌باید کرد


در وادی خود تمام می‌باید بود

Samirra
10-30-2007, 02:25 AM
عنوان اثر : دیوان اشعار وحشی بافقی
موضوع : مجموعه شعر
نويسنده : وحشی بافقی

http://www.4shared.com/file/17051545/3a66a710/Vahshi_Baafghee.html

Tabassom
11-03-2007, 12:17 PM
در کمین تو بسی عیب شماران هستند ......سینه پر درد ز تو کینه گذاران هستند

داغ بر سینه ز تو سینه فکاران هستند .....غرض اینست که در قصد تو یاران هستند

باش مردانه که ناگاه قفایی نخوری........ واقف کشتی خود باش که پایی نخوری

گر چه از خاطر وحشی هوس روی تو رفت ......وز دلش آرزوی قامت دلجوی تو رفت