PDA

View Full Version : مارگوت بیکل


MOSAFER KOCHOLO
03-26-2007, 11:43 PM
اندک آرامشی در واپسین ساعت روزی پا در گریز
اندک آرامشی در فاصله روزها
تا دیروز شکل گرفته
به فراموشی سپرده نشود
و فردا
به هیات امروز فراز آید .

Hemmati
03-27-2007, 02:39 AM
كسي كه بشناسد،
بپذيرد ف
دريابد
ضعف ها وف اشتباهاتش را،
بهترين راه را رفته
تا آن ها را به نيرو بَدَل كفند!

مارگوت بيكل
از كتاب فرشته يي در كنار توست
ترجمه يغما گلرويي - ندا زنديه

MOSAFER KOCHOLO
03-27-2007, 12:17 PM
از بختیاری ماست
شاید
که آنچه می خواهیم
یا به دست نمی آید
یا از دست می گریزد.

AteNa
04-18-2007, 01:16 PM
خانم مارگوت بيكل شاعري آلماني است كه در ايران بسيار مشهور و محبوب است ، اما تعجب انگيز است كه خود آلماني ها او را نمي شناسند و مشخص نيست كه شاملو او را از كجا پيدا كرده و چطور از شاعري كه در كشور خودش ناشناخته است شاعري مشهور و شناخته شده در ايران ساخته است؟
به نظر من شاملو فقط او را كشف كرده زيرا ممكن نيست از كسي كه اصلا شاعر نيست شاعر ساخت و يقينا مارگوت بيكل قبل از اينكه شاملو او را كشف كند نيز شاعر بزرگي بوده،‌ چرا كه شاعر بودن يك شاعر هيچ ربطي به شناخته شده بودن او ندارد.
با اين ديد نيز نمي توان ترجمه بسيار خوب شاملو را ناديده گرفت ، حتي بسياري معتقدند برخي از ترجمه هايي كه شاملو از اين شاعر كرده از خود شعر به زبان اصلي هم فراتر رفته است.
به هر حال چيزي كه ما امروز به دليل زحمات بي دريغ شاملو از مارگوت بيكل مي دانيم اين است كه او شاعري بسيار بزرگ است و اهميتي ندارد كه آلماني ها او را مي شناسند يا نه.



دلتنگي های آدمي را
باد ترانه اي مي خواند
روياهايش را
آسمان پر ستاره ناديده مي گيرد
و هر دانه برفي
به اشكي نريخته مي ماند
سكوت
سرشار از سخنان ناگفته است
از حركات ناكرده
اعتراف به عشق هاي نهان
و شگفتي هاي بر زبان نيامده
در اين سكوت
حقيقت ما نهفته است
حقيقت تو
و من !...

AteNa
04-18-2007, 01:17 PM
از کسی نمی پرسند چه هنگام می تواند خدا نگهدار بگوید
از عادات انسانیش نمی پرسند
از خویشتنش نمی پرسند
زمانی
به ناگاه
باید با آن رو در روی در آید
تاب آرد
بپذیرد
وداع را
درد مرگ را
فرو ریختن را
تا دیگر بار
بتواند که برخیزد

o-m-i-d
07-04-2007, 09:53 PM
روزي رفتن و خداحافظ پشت سر ما گفته خواهد شد
اين آخرين كلامي است كه بر گوش ما در آخرين لحظات شنيده خواهد شد
آه او هم رفت
فاصله اي تا آن روز نيست
بياييد اندكي تا آن زمان
بيدار زندگي كنيم

Baran
07-10-2007, 07:22 PM
ممنون دربارشون توضیح دادی نمی شناختمشون

Hemmati
07-14-2007, 08:54 AM
زيبا چيست ؟
زيبايي حقيقي در چشم ها مي درخشد !
صميميت ِ زلال نيز ...

تنها زيبايي ظاهري ست
كه به لباس ِ عروسكي مي ماند !
بي روح
فاقد ِ زنده گي ...

MOSAFER KOCHOLO
08-03-2007, 12:13 AM
برای تو و خویش چشمانی آرزو میکنم
که چراغهاو نشانه ها را در ظلمات ببنید

Samira
11-29-2007, 04:28 PM
به تو نگاه میکنم
و می دانم
تو تنها نیازمند یک نگاهی
تا به تو دل دهد
آسوده خاطرت کند
بگشایدت
تا به در آیی.

من پا پس میکشم
و درِ نیمه گشوده
به روی تو
بسته می شود.

Tabassom
12-01-2007, 12:07 PM
دلتنگی های آدمی را
باد ترانه یی می خواند
رویا هایش را
آسمان پر ستاره نادیده می گیرد
و هر دانه برفی
به اشکی نریخته می ماند.

سکوت
سرشار از ناگفته هاست
از حرکات نا کرده
اعتراف به عشق های نهان
و شگفتی های بر زبان نیامده.

در این سکوت
حقیقت ما نهفته است
حقیقت تو
و من.

Tabassom
12-01-2007, 12:08 PM
آبا خود وفادار می مانم
یا راهی سهل تر
انتخاب می کنم؟

مارگوت بیکل

Tabassom
12-01-2007, 12:15 PM
موطن ادمی را بر هیچ نقشه یی نشانی نیست
موطن ادمی تنها در قلب کسانی است که
دوستش می دارند



مارگوت بیکل

Tabassom
12-01-2007, 12:17 PM
پنجه در افکنده ایم
با دست هایمان
به جای رها شدن.

سنگین سنگین بر دوش می کشیم
بار دیگران را
به جای همراهی کردنشان.

عشقما
نیازمند رهایی است
نه تصاحب.

در راه خویش
ایثار باید
نه انجام وظیفه.


مارگوت بیکل

Samira
12-10-2007, 10:43 AM
عشق عشق مي آفريند

عشق زندگي مي بخشد

زندگي رنج به همراه دارد

رنج دلشوره مي آفريند

دلشوره جرأت مي بخشد

جرات اعتماد به همراه دارد

اعتماد اميد مي آفريند

اميد زندگي مي بخشد

زندگي عشق مي آفريند

عشق عشق مي آفريند

Tabassom
12-12-2007, 12:59 PM
گاه به سخن گفتن از زخمها نیازی نیست "

( مارگوت بیکل - ترجمه احمد شاملو )

Tabassom
12-26-2007, 08:13 PM
جویای راه خویش باش
از این سان که منم

در تکاپوی انسان شدن
در میان راه
دیدار می کنیم
حقیقت را
آزادی را
خود را

در میان راه
می بالد و به بار می نشیند
دوستی ئی
که توانمان می دهد
تا برای دیگران مامنی باشیم و
یاوری

این است راه ما
تو
و من

Samira
01-07-2008, 10:11 AM
ساده است نوازش سگي ولگرد
شاهد آن بودن كه
چگونه زير غلتكي ميرود و گفتن كه
«سگ من نبود»

ساده است ستايش گلي
چيدنش
و از ياد بردن كه آبش بايد داد

ساده است بهره جوئي از انساني
دوست داشتنش بي احساس عشقي
او را به خود وانهادن و گفتن كه:
ديگر نميشناسمش

ساده است لغزش هاي خود را نشناختن
با ديگران زيستن به حساب ايشان و
گفتن كه من اينچنينم

ساده است كه چگونه ميزييم
باري
زيستن سخت ساده است
و پيچيده نيز هم

Tabassom
01-21-2008, 09:23 PM
چيزي كه ما امروز به دليل زحمات بي دريغ شاملو از مارگوت بيكل مي دانيم اين است كه او شاعري بسيار بزرگ است و اهميتي ندارد كه آلماني ها او را مي شناسند يا نه.

Tabassom
01-21-2008, 09:29 PM
يخ آب مي شود
در روح من
در انديشه هايم
بهار
حضور تو است
بودن تو است.

کسي مي گويد «آري»
به تولد من
به زنده گيم
به بودنم
ضعفم
ناتوانيم
مرگم

کسي مي گويد «آري»
به من
به تو،
و از انتظار طولاني شنيدن پاسخ من
شنيدن پاسخ تو
خسته نمي شود.

پرواز اعتماد را
با يکديگر تجربه کنيم
وگر نه میشکنیم
بالهاي دوستي مان را.

(سکوت سرشار از نگفته هاست)