PDA

View Full Version : ترانه های ایرج جنتی عطایی


AteNa
02-15-2007, 02:12 PM
كمكم كن ، كمكم كن
نذار اينجا بمونم تا بپوسم
كمكم كن ، كمكم كن
نذار اينجا لب مرگ رو ببوسم

كمكم كن ، كمكم كن
عشق نفريني بي پروايي مي خواد
ماهي چشمه ي كهنه
هواي تازه ي دريايي مي خواد

دل من درياييه
چشمه زندونه برام
چكه چكه هاي آب
مرثيه خونه برام

تو رگام به جاي خون
شعر سرخ رفتنه
تن به موندن نمي دم
موندنم مرگ منه

عاشقم ، مثل مسافر عاشقم
عاشق رسيدن به انتها
عاشق بوي غريبانه ي كوچ
تو سپيده ي غريب جاده ها

من پر از وسوسه هاي رفتنم
رفتن و رسيدن و تازه شدن
توي يك سپيده ي طوسي سرد
مسخيك عشق پر آوازه شدن

كمكم كن ، كمكم كن
نذار اين گمشده از پا در بياد
كمكم كن ، كمكم كن
خرمن رخوت من شعله مي خواد

كمكم كن ، كمكم كن
من و تو بايد به فردا برسيم
چشمه كوچيكه برامون
ما بايد بريم به دريا برسيم

دل ما درياييه
چشمه زندونمونه
چكه چكه هاي آب
مرثيه خونمونه

تو رگ بودن ما
شعر سرخ رفتنه
كمكم كن كه ديگه
وقت راهي شدنه

كمكم كن...

AteNa
02-15-2007, 02:13 PM
تو فكر يك سقفم
يك سقف بي روزن
يك سقف پا برجا
محكم تر از آهن

سقفي كه تن پوش هراس ما باشه
تو سردي شبها لباس ما باشه

سقفي اندازه ي قلب من و تو
واسه لمس تپش دلواپسي
براي شرم لطيف آينه ها
واسه پيچيدن بوي اطلسي

زير اين سقف با تو از گل
از شب و ستاره مي گم
از تو و از خواستن تو
ميگم و دوباره مي گم

زندگيمو زير اين سقف
با تو اندازه مي گيرم
گم مي شم تو معني تو
معني تازه مي گيرم

سقفمون ، افسوس و افسوس
تن ابر آسمونه
يه افق ، يه بي نهايت
كمترين فاصلمونه

تو فكر يه سقفم
يك سقف رؤيايي
سقفي براي ما
حتي مقوايي

تو فكر يك سقفم
يك سقف بي روزن
سقفي براي عشق
براي تو با من

زير اين سقف اگه باشه
مي پيچه عطر تن تو
لختي پنجره هاشو
مي پوشونه پيرهن تو

زير اين سقف
خوبه عطر خود فراموشي بپاشيم
آخر قصه بخوابيم ، اول ترانه پاشيم

تو فكر يك سقفم...

AteNa
02-15-2007, 02:14 PM
ميون اين همه كوچه
كه به هم پيوسته
كوچه ي قديمي ما
كوچه ي بن بسته

ديوار كاهگلي يه باغ خشك
كه پر از شعراي يادگاريه
بين ما مونده و اون رود بزرگ
كه هميشه مثل بودن جاريه

صداي رود بزرگ
هميشه تو گوش ماست
اين صدا لالايي
خواب خوب بچه هاست

كوچه اما هر چي هست
كوچه ي خاطره هاست
اگه تشنه ست ، اگه خشك
مال ماست ، كوچه ي ماست

توي اين كوچه به دنيا اومديم
توي اين كوچه داريم پا مي گيريم
يه روز هم مثل پدربزرگ بايد
تو همين كوچه ي بن بست بميريم

اما ماعاشق روديم ، مگه نه ؟
نمي تونيم پشت ديوار بمونيم
ما يه عمر تشنه بوديم ، مگه نه ؟
نبايد آيه ي حسرت بخونيم

دست خسته مو بگير
تا ديوار گلي رو خراب كنيم
يه روزي هر روزي باشه دير و زود
مي رسيم با هم به اون رود بزرگ
تناي تشنه مو نو
مي زنيم به پاكي زلال

AteNa
02-15-2007, 02:15 PM
ما به هم محتاجيم
مثل ديوونه به خواب
مثل گندم به زمين
مثل شوره زار به آب

ما به هم محتاجيم
مثل ما به آدما
مثل ماهيا به آب
مثل آدم به هوا

دستامون از هم اگه دور بمونه
شب شيشه اي ديگه نمي شكنه
از تو اين شيشه اي هميشگي
خورشيد مقوايي سر مي زنه

به عزاي دوري دستاي ما
كوچه ها ، ساكت و بي صدا مي شن
بوي رخوت همه جا رو مي گيره
همه ي درها ، به غربت وا ميشن
جاده هامون ، كه به خورشيد مي رسن
مثل تاريكي ، بي انتها مي شن

ما به هم محتاجيم

AteNa
02-15-2007, 02:15 PM
شب آغاز هجرت تو
شب از خود گذشتنم بود
شب بي رحم رفتن تو
شب از پا نشستنم بود

شب بي تو ، شب بي من
شب دل مرده هاي تنها بود
شب رفتن ، شب مردن
شب دل كندن من از ما بود

واسه جشن دلتنگي ما
گل گريه ، سبد سبد بود
با طلوع عشق من و تو
هم زمين ، هم ستاره بد بود

از هجرت تو شكنجه ديدم
كوچ تو اوج رياضتم بود
چه مؤمنانه از خود گذشتم
كوچ من از من ، نهايتم بود

به دادم برس ، به دادم برس
تو اي ناجي تبار من
به دادم برس ، به دادم برس
تو اي قلب سوگوار من

سهم من جز شكستن من
تو هجوم شب زمين نيست
با پر و بال خاكي من
شوق پرواز آخرين نيست

بي تو بايد دوباره برگشت
به شب بي پناهي
سنگر وحشت من از من
مرهم زخم پير من كو ؟

واسه پيدا شدن تو آينه
جاده ي سبز گم شدن كو ؟
بي تو بايد دوباره گم شد
تو غبار تباهي

با من نياز خاك زمين بود
تو پل به فتح ستاره بستي
اگر شكستم ، از تو شكستم
اگر شكستي ، از خود شكستي

به دادم برس ، به دادم برس
تو اي ناجي تبار من
به دادم برس ، به دادم برس
تو اي قلب سوگوار من

AteNa
02-15-2007, 02:16 PM
ديدي اي غمگين تر از من
بعد از آن دير آشنايي
آمدي خواندي برايم
قصه ي تلخ جدايي

مانده ام سر در گريبان
بي تو در شب هاي غمگين
بي تو باشد همدم من
ياد پيمان هاي ديرين

آن گل سرخي كه دادي
در سكوت خانه پژمرد
آتش عشق و محبت
در خزان سينه افسرد

اكنون نشسته در نگاهم
تصوير پر غرور چشمت
يك دم نمي رود از يادم
چشمه هاي پر نور چشمت

آن گل سرخي كه دادي
در سكوت خانه پژمرد...

AteNa
02-15-2007, 02:16 PM
كدوم شاعر ، كدوم عاشق ، كدوم مرد
تو رو ديد و به ياد من نيفتاد
به ياد هق هق بي وقفه ي من
توي آغوش معصومانه ي باد

تو اسمت معني ايثار آبه
براي خاك داغ خستگي ها
تو معناي پناه آخريني
واسه اين زخمي دلبستگي ها

نجيب و با شكوه و حيرت آور
تو خاتون تمام قصه هايي
تو بانوي ترانه هامي اما
مثل شكستن من بي صدايي

تو باور مي كني اندوه ماه رو
تو مي فهمي سكوت بيشه ها رو
هجوم تند رگبار تگرگي
كه مي شناسي غرور شيشه ها رو

تو معصومي مثل تنهايي من
شريك غصه هاي شبنم و نور
تو تنهايي مثل معصومي من
رفيق قله هاي پاك و مغرور

ببين ، من آخرين برگ درختم
درخت زخمي از تيغ زمستون
منو راحت كن از تنهايي من
منو پاكيزه كن با غسل بارون

تو تنها حادثه ، تنها اميدي
براي قلب من ، اين قلب مسموم
رداي روشن آمرزشي تو
براي اين تن محكوم محكوم

نجيب و با شكوه و حيرت آور
تو خاتون تمام قصه هايي
تو بانوي ترانه هامي ، اما
مثل شكستن من بي صدايي

AteNa
02-15-2007, 02:17 PM
پشت سر ، پشت سر
پشت سر جهنمه
روبرو ، روبرو
قتلگاه آدمه

روح جنگل سياه
با دست شاخه هاش داره
روحمو از من ميگيره
تا يه لحظه مي مونم
جغدا تو گوش هم مي گن
پلنگ زخمي مي ميره

راه رفتن ديگه ميسن
حجله ي پوسيدن من

جنگل پيره
قلب ماه سر به زير
به دار شاخه ها اسير

غروبشو من مي بينم
ترس رفتن تو تنم
وحشت موندن تو دلم
خواب برگشتن مي بينم
هر قدم به هر قدم
لحظه به لحظه سايه ي
دشمن مي بينم

پشت سر ، پشت سر
پشت سر جهنمه
روبرو ، روبرو
قتلگاه آدمه

AteNa
02-15-2007, 02:18 PM
خونه اين خونه ي ويرون
واسه من هزار تا خاطره داره
خونه اين خونه ي تاريك
چه روزايي رو به يادم مياره

اون روزا يادم نميره
ديوار خونه پر از پنجره بود
تا افق همسايه ي ما
دريا بود ، ستاره بود ، منظره بود

خونه ، خونه جاي بازي
براي آفتاب و آب بود
پر نور واسه بيداري
پر سايه واسه خواب بود

پدرم مي گفت : قديما
كينه هامون رو دور انداخته بوديم
توي برف و باد و بارون
خونه رو با قلبامون ساخته بوديم

خونه عشق مادرم بود
كه تو باغچه ش گل اطلسي مي كاشت
خونه روح پدرم بود
چيزي رو همپاي خونه دوست نداشت

سيل غارتگر اومد
از تو رودخونه گذشت
پلا رو شكست و برد
زد و از خونه گذشت

دست غارتگر سيل
خونه رو ويرونه كرد
پدر پيرمو كشت
مادر و ديوونه كرد

حالا من مونده م و اين ويرونه ها
پر خشم و كينه ي ديوونه ها

من زخمي ، من خسته ، من پاك
مي نويسم آخرين حرفو رو خاك

كي مياد دست توي دستم بذاره
تا بسازيم خونه مون رو دوباره

AteNa
02-15-2007, 02:19 PM
تو از كدوم قصه اي كه خواستنت عادته
نبودنت فاجعه ، بودنت امنيته

تو از كدوم سرزمين ، تو از كدوم هوايي
كه از قبيله ي من ، يه آسمون جدايي

اهل هر جا كه باشي
قاصد شكفتني
توي بهت و دغدغه
ناجي قلب مني

پاكي آبي يا ابر
نه خدا يا شبنمي
قد آغوش مني
نه زيادي نه كمي

منو با خودت ببر
من حريص رفتنم
عاشق فتح افق
دشمن برگشتنم

اي بوي تو گرفته تن پوش كهنه ي من
چه خوبه با تو رفتن ، رفتن ، هميشه رفتن
چه خوبه مثل سايه هم سفر تو بودن
هم قدم جاده ها ، تن به سفر سپردن

چي مي شد شعر سفر
بيت آخرين نداشت
عمر كوچ من و تو
دم واپسين نداشت

آخر شعر سفر
آخر عمر منه
لحظه ي مردن من
لحظه ي رسيدنه

منو با خودت ببر

AteNa
02-15-2007, 02:21 PM
قلب تو ، قلب پرنده
پوستت اما ، پوست شير
زندنون تنو رها كن
اي پرنده پر بگير

اونور جنگل تن سبز
پشت دشت سر به دامن
اونور روزاي تاريك
پشت نيم شباي روشن

براي باور بودن
جايي شايد باشه شايد
براي لمس تن عشق
كسي بايد باشه بايد

كه سر خستگي هاتو
به روي سينه بگيره
براي دلواپسي هات
واسه سادگيت بميره

حرف تنهايي ، قديمي
اما تلخ و سينه سوزه
اولين و آخرين حرف
حرف هر روز و هنوزه

تنهايي شايد يه راهه
راهيه تا بي نهايت
قصه ي هميشه تكرار
هجرت و هجرت و هجرت

اما تو اين راه ، كه همراه
جز هجوم خار و خس نيست
كسي شايد باشه شايد
كسي كه دستاش قفس نيست

قلب تو قلب پرنده
پوستت اما پوست شير
زندون تنو رها كن
اي پرنده پر بگير

AteNa
02-15-2007, 02:22 PM
باور كن ، صدامو باور كن
صدايي كه تلخ و خسته ست
باور كن ، قلبمو باور كن
قلبي كه كوهه اما شكسته ست
شكسته ست
باور كن ، دستامو باور كن
كه ساقه ي نوازشه
باور كن ، چشم منو باور كن
كه يك قصيده خواهشه
وسوسه ي عاشق شدن
التهاب لحظه هامه
حسرت فرياد كردنه
اسم كسي با صدامه
اسم تو هر اسمي كه هست
مثل غزل چه عاشقانه ست
پر وسوسه مثل سفر
مثل غربت صادقانه ست
باور كن اسممو باور كن
من فصل بارون برگم
مطرود باغ و گل و شبنم
درختم درخت خشكي
تو دست تگرگم
باور كن هميشه باور كن
كه من به عشق صادقم
باور كن حرف منو باور كن
كه من هميشه عاشقم

AteNa
02-15-2007, 02:23 PM
شب آشيان زده
چكاوك شكسته پر
رسيده ام به ناكجا
مرا به خانه ام ببر

كسي به ياد عشق نيست
كسي به فكر ما شدن
از آن تبار خود شكن
تو مانده و بغض من

از اين چراغ مردگي
از اين بر آب سوختن
از اين پرنده كشتن و
از اين قفس فروختن

چگونه گريه سر كنم
كه يار غمگسار نيست
مرا به خانه ام ببر
كه شهر ، شهر يار نيست

مرا به خانه ام ببر
ستاره دلنواز نيست
سكوت نعره مي زند
كه شب ، ترانه ساز نيست

مرا به خانه ام ببر
كه عشق در ميانه نيست
مرا به خانه ام ببر
اگر چه خانه ، خانه نيست

AteNa
02-15-2007, 02:23 PM
گل بارونزده من . گل یاس نازنینم
میشکنم . پژمرده میشم . نذار اشکاتو ببینم
تا همیشه تو رو داشتن . داشتن تمام دنیاست
از تو و اسم تو گفتن . بهترین همه حرفاست
با تو . با تو اگه باشم . وحشت از مردن ندارم
لحظه هام پر میش از تو . وقت غم خوردن ندارم
ای غزلواره دلتنگ . که همه تنت کلامه
هنوزم با گل گونه ات . شرم اولین سلامه
ای تو جاری توی شعرم . مثل عشق و خون و حسرت
دفتر شعر من از تو . سبد خاطره هامه
ای گل شکسته ساقه . گل پرپر
که به یاد هجرت پرنده هایی
توی یاس مبهم چشمات می بینم
که به فکر یه سفر به انتهایی
سر به زیر دلشکسته . نازنینم
اگه ساده است واسه تو . گذشتن از من
مرثیه سر کن برای رفتن من
آخه مرگه واسه من . از تو گذشتن
گل بارون زده من . اگه دلتنگم و خسته
اگه کوچیدن طوفان . ساقه منم شکسته
میتونم
میتونم خستگیاتو . از تن پاکت بگیرم
میتونم برای خوبیت . واسه سادگیت بمیرم
میتونم برای خوبیت . واسه سادگیت بمیرم
با تو . با تو اگه باشم .
اگه باشم
وحشت از مردن ندارم
لحظه هام پر میشن از تو . وقت غم خوردن ندارم
گل بارونزده من . گل یاس نازنینم
میشکنم . پژمرده میشم .گل بارونزده من . گل یاس نازنینم
میشکنم . پژمرده میشم . نذار اشکاتو ببینم
نذار اشکاتو ببینم

AteNa
02-15-2007, 02:28 PM
شعر من از عذاب تو ، گزند تازيانه شد
ضجه ي مغرور تنم ، ترنم ترانه شد

حماسه ي زوال من ، در شب تلخ گم شدن
ضيافت خواب تو را ، قصه ي عاشقانه شد

براي رند در به در ، اين من عاشق سفر
واي كه بي كراني حصار تو كرانه شد

واي كه در عزاي عشق ، كشته شد آشناي عشق
واي كه نعره هاي عشق ، زمزمه ي شبانه شد

اي تكيه گاه تو تنم ، سنگر قلب تو منم
واي كه نيزه ي تو را ، سينه ي من نشانه شد

درخت پير تن من ، دوباره سبز مي شود
كه زخم هر شكست من ، حضور يك جوانه شد

واي كه در حضور شب ، در بزم سوت و كور شب
شب كور وحشت تو را ، قلب من آشيانه شد

واي كه آبروي تو ، مرد انالحق گوي تو
بر آستان كوي تو ، جان داد و جاودانه شد

من همه زاري منم ، زخمي زخمه ي تنم
براي هاي هاي من ، زخمه ي تو بهانه شد

هر چه تبر زدي مرا ، زخم نشد ، جوانه شد

AteNa
02-15-2007, 02:28 PM
من از سفر ميام
با اسب خستگي
از فتح يك سراب
با سايه بوني از گرماي آفتاب

با زخم خار و شن
سوغات كوره راه
با گلسنگي به دوش
از دشت بي گياه

يه كوزه آب سرد
يه سفره نون مي خوام
كو ؟ بسترم كجاست ؟
من از سفر ميام

ببين كه رخت من
غبار جاده هاست
ببين كه دست من
براي من عصاست

تن خسته و غريب
تنها و در به در
با حسرت پناه
با وحشت سفر

يه سقف مهربون
يه سايه خواب مي خوام
نوازشم بكن
من از سفر ميام

با من چه دردها
از اين سفر به جاست
غصه بغل بغل
با من چه گريه هاست

من از سفر ميام
تا با تو سر كنم
تو جاده هاي عشق
با تو سفر كنم

با كوله باري از
حرفاي گفتني
حرفاي تلخ تلخ
اما شنفتي

يه سوسوي چراغ
يه تكيه گاه مي خوام
در بر بگير منو
من از سفر ميام

AteNa
02-15-2007, 02:32 PM
وقتشه ، وقتشه رفتن ، وقتشه
وقتشه ، از تو گذشتن وقتشه
مهلت تولد دوباره نيست
مردن دوباره ي من وقتشه

ديگه ديره واسه گفتن
اين كلام آخرينه
فرصت ضجه نمونده
لحظه هاي واپسينه

ديگه با عاطفه دشمن
واسه دلتنگي رفيقم
توي شط سرخ نفرت
بي صداترين غريقم

من عروسك كدوم بازي وحشت
من عروس قحطي كدوم تبارم
كه مثل تولد فاجعه سردم
كه مثل حادثه آرامش ندارم

سرد و ساده و شكسته
آينه ي قديمي ام من
با چراغ و گل غريبه
با غبار صميمي ام من

مي مونم زير هجوم
سنگي آوار كينه
واسه بازيچه بودن
آخرين بازي همينه

AteNa
02-15-2007, 02:34 PM
خوابم یا بیدارم
تو با منی با من
همراه و همسایه
نزدیکتر از پیرهن

باور کنم یا نه
هرم نفس هاتو
ایثار تنسوز نجیب دستاتو
خوابم یا بیدارم
لمس تنت خواب نیست
این روشنی از توست
بگو که از آفتاب نیست
بگو که بیدارم
بگو که رویا نیست
بگو که بعد از این ، جدایی با ما نیست

اگه این فقط یه خوابه
تا ابد بذار بخوابم
بذار آفتاب شب و تو خواب
از تو چشم تو بتابم
بذار اون پرنده باشم
که با تن خمی اسیره
عاشق مرگه که شاید
توی دست تو بمیره

خوابم یا بیدارم ، ای اومده از خواب
آغوشتو واکن ، قلب منو دریاب
برای خواب من ، ای بهترین تعبیر
با من مدارا کن ای عشق دامنگیر

من بی تو اندوه سرد زمستونم
پرنده یی زخمی ، اسیر بارونم
ای مثل من عاشق
همتای من محبوب
بمون بمون با من
ای بهترین ، ای خوب

AteNa
02-15-2007, 02:35 PM
برای خواب معصومانهء عشق
كمك كن بستری از گل بسازيم
براي كوچ شب هنگام وحشت
كمك كن با تن هم پل بسازيم
كمك كن سايه بونی از ترانه
برای خواب ابريشم بسازيم
كمك كن با كلام عاشقانه
برای زخم شب مرهم بسازيم
بذار قسمت كنيم تنهاييمونو
ميون سفرهء شب تو با من
بذار بين من و تو ، دستای ما
پلي باشه
پلي باشه واسه از خود گذشتن
پلي باشه واسه از خود گذشتن

تورو ميشناسم اي شبگرد عاشق
تو با اسم شب من آشنایی
از اندوه و تو و چشم تو پيداست
كه از ايل و تبار عاشقایی
تورو ميشناسم اي سر در گريبون
غريبگی نكن با هق هق من
تن شكستت و بسپار به دست
نوازشهای دست عاشق من
به دنبال كدوم حرف و كلامی
سكوتت گفتنه تمام حرفاست
تورو از تپش قلبت شناختم
تو!
تو قلبت قلب عاشقهاي دنياست
بذار قسمت كنيم تنهاييمونو
ميون سفرهء شب تو با من
بذار بين من و تو دستاي ما
پلی باشه واسه از خود گذشتن

تو با تن پوشي از گلبرگ و بوسه
منو به جشن نور و آينه بردی
چرا از سايه های شب بترسم؟
چرا از سايه های شب بترسم؟
تو خورشيد و به دست من سپردی
كمك كن جاده هاي مه گرفته
منه مسافر و از تو نگيرن
كمك كن تا كبوترهای خسته
رو يخ بستگي شاخه نميرن
كمك كن از مسافرهای عاشق
سراغ مهربوني رو بگيريم
كمك كن تا برای هم بمونيم
كمك كن تا برای هم بميريم
كسي به فكر مريم هاي پرپر
كسي به فكر كوچ كفترا نيست
به فكر عاشقاي دربدر باش
كه غير از ما كسي به فكر ما نيست
بذار قسمت كنيم تنهاييمونو
ميون سفرهء شب تو با من
بذار
بذار بين من و تو ، دستای ما
پلی باشه
پلی باشه واسه از خود گذشتن
بذار قسمت كنيم تنهاييمونو
ميون سفرهء شب تو با من
بذار بين من و تو ، دستای ما
پلی باشه واسه از خود گذشتن

برای خواب معصومانهء عشق
كمك كن بستری از گل بسازيم
براي كوچ شب هنگام وحشت
كمك كن
كمك كن
كمك كن با تن هم پل بسازي

AteNa
02-15-2007, 02:36 PM
وقتي تو گريه ميكني
ثانيه شعله ور ميشه
گر ميگيره بال نسيم
گلخونه خاكستر ميشه
وقتي تو گريه ميكني
ترانه ها بم تر ميشن
شمعدونيا ميترسنو
آيينه ها كمتر ميشن
وقتي تو گريه ميكني
ابراي دل نازك شب
آبي ميشن براي تو
ستاره ها ميسوزنو
مثل يه دست رازقي
پرپر ميشن به پاي تو

وقتي تو گريه ميكني
غمگين ميشن قناريا
بد ميشه خوندن براشون
پروانه ها دلگير ميشن
نقش و نگار ميريزه از
رنگين كمون پراشون
وقتي تو گريه ميكني
وقتي تو گريه ميكني
وقتي تو گريه ميكني



وقتي تو گريه ميكني
شك ميكنم به بودنم
پر ميشم از خالي شدن
گم ميشه چيزي ازتنم
اسير بي وزني ميشم
رها شده تو يك قفس
كلافه ميشم از خودم
خسته ميشم از همه كس
وقتي تو گريه ميكني
ابراي دل نازك شب
آبي ميشن براي تو
ستاره ها ميسوزنو
مثل يه دست رازقي
پرپر ميشن به پاي تو

وقتي تو گريه ميكني
غمگين ميشن قناريا
بد ميشه خوندن براشون
پروانه ها دلگير ميشن
نقش و نگار ميريزه از
رنگين كمون پراشون
وقتي تو گريه ميكني
وقتي تو گريه ميكني
وقتي تو گريه ميكني

AteNa
02-15-2007, 02:36 PM
بانوي موسيقي و گل
شاپري رنگين كمون
به قامت خيال من مل مل مهتاب بپوشون بذار نسيم دربه در گلبرگ رو از ياد ببره
برداره بوي تنه تو هر جا كه ميخواد ببره
دست رو تن غروب بكش كه از تو گلبارون بشه
بذار كه از حضور تو لحظه ترانه خون بشه
همسايه خدا ميشم مجاور شكفتنت
خورشيدو باور ميكنم نزديك رفتار تنت
قطره ام از تو من ولي درگير دريا شدنم
دچار سحر عشق تو در حال زيبا شدنم


بانوي موسيقي و گل
اسطورة عاشق شدن
تا من دوباره من بشم
دوباره لبخندي بزن
لبخندة تو جانمو مغلوب رويا ميكنه
انگار جهان واميسته و ما رو تماشا ميكنه
بانوي موسيقي و گل
شاپري رنگين كمون
به قامت خيال من
مل مل مهتاب بپوشون
بذار نسيم دربدر
گلبرگ رو از ياد ببره
ورداره بوي تنه تو
هر جا كه ميخواد ببره
قطره ام از تو من ولي
درگير دريا شدنم
دچار سحر عشق تو
در حال زيبا شدنم


بانوي موسيقي و گل
تنديس شاعرانگي
نوازشم كنو ببر
منو به جاودانگي
شب از نگاهت آينه رو
پر از ستاره ميكنه
برهنه ميشه از خودش
به من اشاره ميكنه

بانوي موسيقي و گل
شاپري رنگين كمون
به قامت خيال من
مل مل مهتاب بپوشون
بانوي موسيقي و گل
شاپري رنگين كمون
به قامت خيال من
مل مل مهتاب بپوشون
بانوي موسيقي و گل
شاپري رنگين كمون
به قامت خيال من
مل مل مهتاب بپوشون

AteNa
02-15-2007, 02:37 PM
تحمل كن عزيز دل شكسته
تحمل كن به پاي شمع خاموش
تحمل كن كنار گريه من
به ياد دلخوشيهاي فراموش
جهان كوچك من از تو زيباست
هنوز از عطر لبخند تو سرمست
واسه تكرار اسم ساده تو ست
صدايي از منه عاشق اگر هست


منو نسپار به فصل رفته عشق
نذار كم شم من از آينده تو
به من فرصت بده گم شم دوباره
توي آغوشه بخشاينده تو
به من فرصت بده برگردم از من
به تو برگردمو يار تو باشم
به من فرصت بده باز از سر نو
دچار تو گرفتار تو باشم
به من فرصت بده باز از سر نو
دچار تو گرفتار تو باشم


نذار از رفتنت ويرون شه جانم
نذار از خود به خاكستر بريزم
كنار من كه وا ميپاشم از هم
تحمل كن، تحمل كن عزيزم
به من فرصت بده رنگين كمون شم
از آغوش تو تا معراج پرواز
حديث تازه عشق توام من
به پايانم نبر از نو بيآغاز

منو نسپار به فصل رفته عشق
نذار كم شم من از آينده تو
به من فرصت بده گم شم دوباره
توي آغوشه بخشاينده تو
به من فرصت بده برگردم از من
به تو برگردمو يار تو باشم
به من فرصت بده باز از سر نو
دچار تو گرفتار تو باشم
به من فرصت بده باز از سر نو
دچار تو گرفتار تو باشم

AteNa
02-15-2007, 02:37 PM
با اينكه دارن سياه پوشا
از توي شط كوچه ها
جمع ميكنن
ستاره هاي پر پرو
با اينكه دارن عزادارا
از زير آوارو جنون
در ميارن كفتراي خاكسترو
با اينكه بوي تفتيش و خون
پيچيده توي قصه ها
با اينكه صداي انفجار مرثيه خونه
همه جا همه جا همه جا

هنوزم ميشه قرباني اين وحشت منحوس نشد
هنوزم ميشه تسليم شب و اسير كابوس نشد
ميشه با سنگر از ترانه ساخت و به غراب سر نسپرد
هنوزم ميشه عاشق شد و از ستاره مايوس نشد


با اينكه داس دلهره
گردن اين دقيقه ها رو ميشمره
با اينكه آينه از شبو گريه پره
با اينكه تو ماهتاب و آب
صداي كوچ است و شتاب
با اينكه تو پستوي ذهن همه كس
رد گريزه و قفس ، قفس ، قفس

هنوزم ميشه قرباني اين وحشت منحوس نشد
هنوزم ميشه تسليم شب و اسير كابوس نشد
ميشه باز سنگر از ترانه ساخت و به غراب سر نسپرد
هنوزم ميشه عاشق شد و از ستاره مايوس نشد
هنوزم ميشه قرباني اين وحشت منحوس نشد
هنوزم ميشه تسليم شب و اسير كابوس نشد
ميشه باز سنگر از ترانه ساخت و به غراب سر نسپرد
هنوزم ميشه عاشق شد و از ستاره مايوس نشد
هنوزم ميشه قرباني اين وحشت منحوس نشد
هنوزم ميشه تسليم شب و اسير كابوس نشد
ميشه باز سنگر از ترانه ساخت و به غراب سر نسپرد
هنوزم ميشه عاشق شد و از ستاره مايوس نشد

AteNa
02-15-2007, 02:38 PM
بايد از عطر اقاقي تو رو آغاز كنم
با صداي خيس بارون تو رو آواز كنم
از تماشاي قناري به تو پرواز كنم
به تو پل ميزنم از بهانه هامو
از همه شبانه ها مو
ميرسم به تو دوباره
بوي عطرتو ميدن ترانه هامو
پر اسمت ميشن عاشقانه هامو
از گل و شعر و ستاره
ميرسم به تو دوباره
نيستي اما يادت اينجاست
وقت گل كردن روياست


به تو من ميرسم از اين شب نيلوفری
به تو ميرسم من از اين راه خاكستری
به تو كه خاطره هامو به هميشه ميبری
به تو پل ميزنم از بهانه ها مو
از همه شبانه ها مو
ميرسم به تو دوباره
بوی عطر تو ميدن ترانه هامو
پر اسمت ميشن عاشقانه هامو
از گل و شعر و ستاره
ميرسم به تو دوباره
نيستي اما يادت اينجاست
وقت گل كردن روياست

AteNa
02-15-2007, 02:39 PM
توي تنهايي يك دشت بزرگ
كه مثل غربت شب بي انتهاست
يه درخت تن سياه سربلند
آخرين درخت سبز سرپاست
رو تنش زخمه ولي زخم تبر
نه يه قلب تير خورده نه يه اسم
شاخه هاش پر از پر پرنده هاست
كندوي پاك دخيل و طلسم
چه پرنده ها كه تو جاده كوچ
مهمون سفره ي سبز اون شدن
چه مسافرا كه زير چتر اون به تن خستگيشون تبر زدن
تا يه روز تو اومدي بي خستگي
با يه خورجين قديميه قشنگ
با تو نه سبزه نه آينه بود نه آب
يه تبر بود با تو با اهرم سنگ
اون درخت سربلند پرغرور كه سرش داره به خورشيد ميرسه منم منم
اون درخت تن سپرده به تبر كه واسه پرنده ها دلواپسه منم منم
من صداي سبز خاك سربي ام
صدايي كه خنجرش رو بخداست
صدايي كه تو ي بهت شب دشت
نعره اي نيست ولي اوج يك صداست
رقص دست نرمت اي تبر بدست
با هجوم تبر گشنه و سخت
آخرين تصوير تلخ بودنه
توي ذهن سبز آخرين درخت
حالا تو شمارش ثانيه هام
كوبه هاي بي امونه تبره
تبري كه دشمنه هميشه ي
اين درخت محكم و تناوره

من به فكر خستگي هاي پر پرنده هام
تو بزن، تبر بزن
من به فكر غربت مسافرام
آخرين ضربه رو محكمتر بزن

AteNa
02-15-2007, 02:39 PM
دلبركم چيزی بگو
به من كه از گريه پرم
به من كه بی صدای تو
از شب شكست ميخورم

دلبركم چيزی بگو
به من كه گرم هق هق ام
به من كه آخرينه
آواره هاي عاشقم


چيزي بگو كه آينه
خسته نشه از بی كسی
غزل بشن گلايه ها
نه هق هق دلواپسی

نذار كه از سكوت تو
پرپر بشن ترانه ها
دوباره من بمونمو
خاكستر پروانه ها
چيزي بگو اما نگو
از مرگ ياد و خاطره
كابوس رفتنت بگو
از لحظه های من بره
چيزي بگو اما نگو
قصه ما بسر رسيد
نگو كه خورشيدك من
چادر شب بسر كشيد


دقيقه ها غزل ميگن
وقتی سكوتو ميشكنی
قناريا عاشق ميشن
وقتی تو حرف ميزنی
دلبركم چيزي بگو
به من كه خاموش توام
به من كه همبستر تو اما فراموش توام

چيزي بگو كه آينه
خسته نشه از بی كسی
غزل بشن گلايه ها
نه هق هق دلواپسی

نذار كه از سكوت تو
پرپر بشن ترانه ها
دوباره من بمونمو
خاكستر پروانه ها
چيزي بگو اما نگو
از مرگ ياد و خاطره
كابوس رفتنت بگو
از لحظه هاي من بره
چيزي بگو اما نگو
قصه ما بسر رسيد
نگو كه خورشيدك من
چادر شب بسر كشيد

چيزي بگو اما نگو
از مرگ ياد و خاطره
كابوس رفتنت بگو
از لحظه های من بره


چيزي بگو اما نگو
قصه ما بسر رسيد

AteNa
02-15-2007, 02:40 PM
سقف ما هر دو يه سقف ديوارامون يه ديوار
آسمون يه آسمون بهارامون يه بهار
اما قلبامون دوتا دستامون از هم جدا
گريه هامون تو گلو خنده هامون بي صدا

نتونستم نتونستم تو رو بشناسم هنوز
تو مثل گنگي رمز توي يك كتيبه اي
كه هميشه با مني اما برام غريبه اي

هنوزم ما مي تونيم خورشيد رو از پشت ابر صدا كنيم نمي تونيم
مي تونيم بهارو با زمين خسته آشنا كنيم نمي تونيم

هم شب و هم گريه ايم درد تو درد منه
بگو هم غصه بگو ديگه وقت گفتنه
بغض ما نمي تونه اين سكوت رو بشكنه
مردم از دست سكوت يكي فرياد بزنه

AteNa
02-15-2007, 02:40 PM
دلم دریای درده
منو دیوونه کرده
تو رفتی و غم عشق تو
تو جونم لونه کرده
روزای عاشقی می دونم
دیگه بر نمی گرده

دلم بی تو مثال غروب شوره زاره
تو باغ خشک سینه خزون بی بهاره
دوباره آسمون چشام هوای گریه داره
می خوام آروم بگیرم اگه دل تنگم بذاره

شبم تار و شبشم تار
دلم با غصه غمخوار
امیدم مرده تو گور دل
امید تو نمیره
جوونیمو گرفتی خدا
جوونیتو نگیره

دلم بی تو مثال غروب شوره زاره
تو باغ خشک سینه خزون بی بهاره
دوباره آسمون چشام هوای گریه داره
می خوام آروم بگیرم اگه دل تنگم بذاره

AteNa
02-15-2007, 02:41 PM
قصه گوی پير شهرم
بگذر آرام از كنارم
در برم منشين برايت
قصه ای ديگر ندارم


قصه هايم مرده در من
ديگر از افسانه سيرم
بر مزار قصه هايم
مي نشينم تا بميرم


روزگاري آمدي تا در كنار من بماني
كز دل من مي گريزد عشق و روياي جواني
رفتي و لب هاي من شد
گور سرد قصه هایم


آمدی تا بار دیگر
جان بگیرد غصه هایم
این زمان افسرده جانی بی پناهم
ای گنه کرده برو ، من بی گناهم

AteNa
02-15-2007, 02:41 PM
زندگی با آدماش برای من يه قصه بود
توی اين قصه كسی با كسی آشنا نبود
همه خنجر توي دست و خنده روي لبشون
توی شب صدایی جز گريهء بی صدا نبود

نمی خوام مثل همه گريه كنم
ديگه گريه دلو وا نمي كنه
قصه های پشت اين پنجره ها
غمو از دلم جدا نمی كنه

قصهء ماتم من هر چی كه بود هر چی كه هست
قصهء ماتم قلب خستهء يه آدمه
وقت خوابه ديگه ديره نمی خوام قصه بگم
از غم و غصه برات هر چی بگم بازم كمه

نمی خوام مثل همه گريه كنم
دیگه گريه دلو وا نمی كنه
قصه های پشت اين پنجره ها
غمو از دلم جدا نمی كنه

AteNa
02-15-2007, 02:42 PM
دلم می خواد پر بزنه
به هر دری سر بزنه
الان اون از راه می رسه
الان باید در بزنه


تو باغچه ی خشک خونه
به خاطرش گل می کارم
تو گلدونای نقره کار
گل های میخک می ذارم


هر چی که بوی غم بده
از سر راش بر می دارم
کی می دونه چی پیش میاد
منو می خواد یا نمی خواد


نکنه امروزم نیاد
چشام رو ساعت بمونه
بازم بوی غم بگیره
گوشه کنار این خونه


خدا کنه از عاشقی
منو پشیمون نکنه
این باغچه ی پر از گلو
دوباره ویرون نکنه


خدا کنه این خونه رو
مثال زندون نکنه
کی می دونه چی پیش میاد
منو می خواد یا نمی خواد


دلم می خواد که خونه رو
شمع و چراغون بکنم
در ودیوار کوچه رو
آینه بندون بکنم


یه غنچه ی گل بچینم
میون موهام بذارم
یه خال خوشگل سیاه
کنار لب هام بذارم


اون عکس یادگاری رو
جلوی چشمام بذارم
کی میدونه چی پیش میاد
منو می خواد یا نمی خواد

AteNa
02-15-2007, 02:42 PM
هم خونه من اي خدا
از من ديگه خسته شده
كتاب عشق ما ديگه
خونده شده بسته شده
خونه ديگه جاي غمه
اون داره از من دور ميشه
اين خونه قشنگ ما
داره برامون درو ميشه
داره برامون درو ميشه

اي دل من اي ديوونه
بذار برم از اين خونه
اي دل من اي ديوونه
بذار برم از اين خونه

اون دست گرمو مهربون
با دست من قهره ديگه
چشماي غمگينش با من
قصه شادي نميگه
هم خونه من با دلم
خيال سازش نداره
دستاي مردونش ديگه
ميل نوازش نداره
ميل نوازش نداره

اي دل من اي ديوونه
بذار برم از اين خونه
اي دل من اي ديوونه
بذار برم از اين خونه

وقتي به ياد اون روزا
بوسه به موهاش ميزنم
سرش به كار خودشه
انگار نه انگار كه منم
شب تا مي خوام حرف بزنم
اون خودشو به خواب زده
اون مثل روزگار شده
يه روز خوبه يه روز بده
يه روز خوبه يه روز بده

اي دل من اي ديوونه
بذار برم از اين خونه
اي دل من اي ديوونه
بذار برم از اين خونه

اي دل من اي ديوونه
بذار برم از اين خونه
اي دل من اي ديوونه
بذار برم از اين خونه

AteNa
02-15-2007, 02:43 PM
با اون همه قولو قرارو پيمون
كه با من غم زده داشتي رفتي
مي خواستي از تنهايي دورم كني
اما منو تنها گذاشتي رفتي
پس اون همه وعده كه دادي چي شد
رفتي وعدتو وفا نكردي
گفتي خدا تو رو به من رسونده
رفتي كه شرم از خدا نكردي

برو ولي هر جا باشي
هر جاي اين دنيا باشي
يه روزي پيدات مي كنم
نگاه تو چشمات مي كنم
راز تو رو پيش همه
مي گمو رسوات مي كنم
با اون همه قولو قرارو پيمون
كه با من غم زده داشتي رفتي
مي خواستي از تنهايي دورم كني
اما منو تنها گذاشتي رفتي

برو ولي يادت باشه كه با من
از روز اول تو وفا نداشتي
گفتي خدا گواه دوست دارم
تو گفتي اما به خدا نداشتي
اون روزا يادت نمياد كه گفتي
اگر بري غم واسه من ميمونه
يادت بياد گفته بودي به جز تو
راز تو رو فقط خدا ميدونه

برو ولي هر جا باشي
هر جاي اين دنيا باشي
يه روزي پيدات مي كنم
نگاه تو چشمات مي كنم
راز تو رو پيش همه
مي گمو رسوات مي كنم
با اون همه قولو قرارو پيمون
كه با من غم زده داشتي رفتي
مي خواستي از تنهايي دورم كني
اما منو تنها گذاشتي رفتي
با اون همه قولو قرارو پيمون
كه با من غم زده داشتي رفتي
مي خواستي از تنهايي دورم كني
اما منو تنها گذاشتي رفتی

AteNa
02-15-2007, 02:43 PM
آسمان ای پیر افسرده
بهر چه با من نمی سازی
کلبه تاریک قلبم را
لحظه ای روشن نمی سازی
در این شهر پر شور و دروازه ها
چرا هر دری را زدم بسته بود
چرا مرغک بخت من ای خدا
پرستوی افسرده و خسته بود

چرا نمی سازد زمانه
با دل بی قرار من
خدایا کی سرآید آخر
زمان انتظار من
شاید خواست خدا بوده
که من غمگین بمانم
برای این قلب خسته
آواز بخوانم

AteNa
02-15-2007, 02:44 PM
به خاطر آور كه آن شب به برم
گفتی كه بی تو ز دنيا بگذرم


كنون جدايي نشسته بين ما
پيوند ياري شكسته بين ما


گريه مي كنم با خيال تو به نيمه شب ها
رفته ای و من بي تو مانده ام غمگين و تنها


بی تو خسته ام دل شكسته ام اسير دردم
از كنار من می روی ولی بگو چه كردم


رفته ای و من آرزوی كس به سر ندارم
آه قصهء وفا با دلم مگو باور ندارم

AteNa
02-15-2007, 02:44 PM
کاش لحظه هاي رفتن
نمي باريد اشک چشمام
هق هق دلتنگي يامو
مي شکستم توي رگهام
دل پر تحملم از
گريه ي من گله داره
چهره ي سرخ غرورم
از شکستم شرمساره

باغ پيوند من و تو
پره از عطر اقاقي
فصل آشنايي ما
سبز خواهد ماند باقي
همه ي آنچه که دارم
پيشکش سادگي تو
سوگلي ترانه هايم
هديه ي يه رنگي تو

فکر من مباش مسافر
به سپيده ها بيندش
چشم فردا ها به راهه
راه سختي مانده در پيش
اي تولد دوباره
فصل آغاز من و توست
اي رها از رخوت تن
وقت پر کشيدن توست

AteNa
02-15-2007, 02:45 PM
ساده بودی مثل سایه مثل شبنم رو شقایق
مثل لبخند سپیده مثل شب گریه عاشق
بی تو شب دوباره آینه روبرویه غم گرفته
پنجره بازه به بارون من ولی دلم گرفته
واژه رنگ زندگی بود وقتی تو فکر تو بودم
عطر گل با نفسم بود وقتی از تو می سرودم
از تو می سرودم
وقت راهی شدن تو کفترا شعرامو بردن
چشام از ستاره سوختن منو به گریه سپردن
رفتی و شب پر شد از من از منو دلواپسی ها
رفتی و منو سپردی به زوال اطلسی ها
واژه رنگ زندگی بود وقتی تو فکر تو بودم
عطر گل با نفسم بود وقتی از تو می سرودم
از تو می سرودم
ساده بودی مثل سایه مثل شبنم رو شقایق
مثل لبخند سپیده مثل شب گریه عاشق
بی تو شب دوباره آینه روبرویه غم گرفته
پنجره بازه به بارون من ولی دلم گرفته
واژه رنگ زندگی بود وقتی تو فکر تو بودم
عطر گل با نفسم بود وقتی از تو می سرودم
از تو می سرودم
وقت راهی شدن تو کفترا شعرامو بردن
چشام از ستاره سوختن منو به گریه سپردن
رفتی و شب پر شد از من از منو دلواپسی ها
رفتی و منو سپردی به زوال اطلسی ها
واژه رنگ زندگی بود وقتی تو فکر تو بودم
عطر تو با نفسم بود وقتی از تو می سرودم
از تو می سرودم

AteNa
02-15-2007, 02:46 PM
کسی غير از تو نمونده اگه حتی ديگه نيستی
همه جا بوی تو جاری خودت اما ديگه نيستی
نيستی اما مونده اسمت توی غربت شبونه
ميون رنگين کمون خاطرات عاشقونه
آخرين ستاره بودی تو شب دلواپسی هام
خواستنت پناه من بود تو غروب بی کسی هام
لحظه هر لحظه پس از تو شب و گريه در کمينه
تو ديگه بر نمی گردی آخر قصه همينه

می شکنم بی تو و نيستی
به سراغم نمی آيی که ببينی
بی تو می ميرم و نيستی
تو کجايی تو کجايی که ببينی

شب بی عاطفه برگشت ، شب بعد از رفتن تو
شب از نياز من پر ، شب خالی از تن تو
با تو گل بود و ترانه ،با تو بوسه بود و پرواز
گل و بوسه بی تو گم شد بی تو پژمرده شد آواز
آخرين ستاره بودی تو شب دلواپسی هام
خواستنت پناه من بود تو غروب بی کسی هام
لحظه هر لحظه پس از تو شب و گريه در کمينه
تو ديگه بر نمی گردی آخر قصه همينه

می شکنم بی تو و نيستی
به سراغم نمی آيی که ببينی
بی تو می ميرم و نيستی
تو کجايی تو کجايی که ببينی

AteNa
02-15-2007, 02:46 PM
ستاره های سربی
فانوسک های خاموش
من و هجوم گریه
از یاد تو فراموش

تو بال و پر گرفتی
به چیدن ستاره
دادی منو به خاک
این غربت دوباره

دقیقه های بی تو
پرنده های خسته ن
آیینه های خالی
دروازه های بسته ن

اگه نرفته بودی
جاده پر از ترانه
کوچه پر از غزل بود
به سوی تو روانه

اگه نرفته بودی
گریه منو نمیبرد
پرنده پر نمیسوخت
آینه چین نمیخورد

اگه نرفته بودی
و
اگه نرفته بودی

شبانه های بی تو
یعنی حضور گریه
با من نبودن تو
یعنی وفور گریه

از تو به آینه گفتم
از تو به شب رسیدم
نوشتمت رو گلبرگ
تو رو نفس کشیدم

از رفتن تو گفتم
ستاره دربدر شد
شبنم به گریه افتاد
پروانه شعله ور شد

اگه نرفته بودی
جاده پر از ترانه
کوچه پر از غزل بود
به سوی تو روانه

اگه نرفته بودی
گریه منو نمیبرد
پرنده پر نمیسوخت
آینه چین نمیخورد

اگه نرفته بودی
و
اگه نرفته بودی

ستاره های سربی
فانوسک های خاموش
من و هجوم گریه
از یاد تو فراموش...

AteNa
02-15-2007, 02:47 PM
قصه منو غم تو
قصه گل و تگرگه
ترس بی تو زنده بودن
ترس لحظه های مرگه
ای برای با تو بودن
باید از بودن گذشتن
سر به بیداری گرفته
ذهن خواب آلوده من

همیشه میون قاب خالی درهای بسته
طرح اندام قشنگت
پاک و رویایی نشسته
کاش میشد چشام ببینن
طرح اندام تو داره
زنده میشه جون میگیره
پا توی اتاق میزاره

کاش میشد صدای پاهات
بپیچه تو گوش دالون
طرف دالون بگرده
سر آفتاب گردونامون
کاش میشد دوباره باغچه
پر گلهای تو باشه
غنچه سفید مریم
با نوازش تو واشه

کاش میشد اما نمیشه
نمیشه بیای دوباره
نمیشه دستات تو گلدون
گلای مریم بزاره
کاش میشد اما نمیشه
این مرام روزگاره
رفتنت همیشگی بود
دیگه برگشتن نداره

AteNa
02-15-2007, 02:48 PM
اخرین حادثه بودی
اخرین لحظه پرواز
تو رو پیدا کرم از من
تو رو گم کردم از اواز
خونه اقیانوس خالی من غریق وهمو رویا
زندگی پرده اشک
من گرفتار تماشا
اینه تابلوی عذاب
منو رویای تن تو
هر صدا ضجه ترس
تو شب نبودن تو

اینه تابلوی عذاب
منو رویای تن تو
هر صدا ضجه ترس
تو شب نبودن تو

با من بشب رسیده
نه چراغو نه ستاره
لحظه تکرار همیشه
گریه گریه دوباره
من همینم از تو اینجا
تلخو گم کرده ترانه
یه صدا مرده تنها
یه حضور غمگنانه
تو رو میپرسم از اغاز
از غزلهای فراموش
تو رو میپرسم از ایینه
از ترانه های خاموش
اینه تابلوی عذاب
منو رویای تن تو
هر صدا ضجه ترس
تو شب نبودن تو
اینه تابلوی عذاب
منو رویای تن تو
هر صدا ضجه ترس
تو شب نبودن تو
با من بشب رسیده
نه چراغو نه ستاره
لحظه تکرار همیشه
گریه گریه دوباره
من همینم از تو اینجا
تلخو گم کرده ترانه
یه صدا مرده تنها
یه حضور غمگنانه
تو رو میپرسم از اغاز
از غزلهای فراموش
تو رو میپرسم از ایینه
از ترانه های خاموش
اینه تابلوی عذاب
منو رویای تن تو
هر صدا ضجه ترس
تو شب نبودن تو
اینه تابلوی عذاب
منو رویای تن تو
هر صدا ضجه ترس
تو شب نبودن تو

AteNa
02-15-2007, 02:48 PM
بيا لب واكنيم هم غصه ي من

بيا بيدار كنيم خوابيده ها رو

بيا آشتي بديم با قصه هامون

تمام دستاي از هم جدا رو

بيا گلخونه كن ويرونه ها رو

كه قمري جاي زاغا رو بگيره

نمي خوام گلدون مادربزرگم

رو طاقچه از بوي غربت بميره

قفلاي خوني صندوقچه ي ما

هزارون ساله گم كرده كليده

بيا با قلبامون رستم بسازيم

كه اون كه دشمنه ، ديو سفيده

بيا قفل و كليد رو مهربون كن

كه سخته سوت و كور خونه هامون

بيا با دستاي هم پل ببنديم

كه رد شه قاصد از رودخونه هامون

اگه شب مثل زندون تنگ و تاره

كليد صبحمون تو دستاي ماست

اگه امشب ، شب مرگ ستاره ست

چراغ راهمون خورشيد فرداست

AteNa
02-15-2007, 02:50 PM
اون که به من تو زندگی غصه میده تو هستی
اون که برای موندنت جون میکنه من هستم
اون که به من قدرت زندگی میده تو هستی
اون که برای عشق تو پر میزنه من هستم
خسته نشو خسته نشو از این روزای خسته
دربدری تموم میشه با این تن شکسته

عزیز بی پناه من بذار تو سر رو دستام
نمیتونه گریه هاتو ببینه قلب تنهام
بگو برات چکار کنه قلب من شکسته
حالا که پلهای سفر تو رودخونه نشسته
خسته نشو خسته نشو از این روزای خسته
دربدری تموم میشه با این تن شکسته

فرصت عاشقی داره تو قلب ما میمیره
اون که اسیر عشق نشه قلبش و مرگ میگیره
من که هنوز نمیتونم دل بسپارم به رفتن
بذار که خون عشق تو بریزه تو رگ من
خسته نشو خسته نشو از این روزای خسته
دربدری تموم میشه با این تن شکسته

AteNa
02-15-2007, 02:50 PM
خانه سرخ و کوچه سرخ است و خيابان سرخ است
آري از خون پهنه ي برزن و ميدان سرخ است
ده به ده پرچم خشم است که بر ميخيزد
مزرعه زرد و چپر سبز و بيابان سرخ است

خانه سرخ و کوچه سرخ است و خيابان سرخ است
آري از خون پهنه ي برزن و ميدان سرخ است
ده به ده پرچم خشم است که بر ميخيزد
مزرعه زرد و چپر سبز و بيابان سرخ است

تا گل خوني فرياد در اين باغستان
ساقه از ضربه ي شلاق زمستان سرخ است
وحشتي نيست از انبوه مسلسل داران
تا در اين دشت غرور کينه داران سرخ است
رو سياه است اگر اين شب مردم کش بد
تا دم صبح وطن سينه ي ياران سرخ است
با تو سرسبزي از ايثار سيه پوشان است
اي مسلط دستت از خون شهيدان سرخ است

ده به ده پرچم خشم است که بر ميخيزد
مزرعه زرد و چپر سبز و بيابان سرخ است

تا گل خوني فرياد در اين باغستان
ساقه از ضربه ي شلاق زمستان سرخ است
وحشتي نيست از انبوه مسلسل داران
تا در اين دشت غرور کينه داران سرخ است
رو سياه است اگر اين شب مردم کش بد
تا دم صبح وطن سينه ي ياران سرخ است
با تو سرسبزي از ايثار سيه پوشان است
اي مسلط دستت از خون شهيدان سرخ است

ده به ده پرچم خشم است که بر ميخيزد
مزرعه زرد و چپر سبز و بيابان سرخ است

AteNa
02-15-2007, 02:51 PM
تو كدوم كوهي كه خورشيد از تو دست تو میتابه
چشمه چشمه ابر ايثار روي سينه تو خوابه
تو كدوم خليج سبزي كه عميق اما زلاله
مثل آينه پاك و روشن مهربون مثل خياله
كاش از اول مي‌دونستم كه تو صندوقچه قلبت
كليدي داري براي درهاي هميشه بسته
كاش از اول مي‌دونستم كه تو دستاي نجيبت
مرهمي داري براي زخم اين هميشه خسته
تو به قصه‌ها شبيهي ساده اما حيرت‌آور
شوق تكرار تو دارم وقتي مي‌رسم به آخر
تو پلي پل رسيدن روي گردابه ترديد
منو رد مي‌كني از رود منو مي‌بري به خورشيد
كاش از اول مي‌دونستم كه تو صندوقچه قلبت
كليدي داري براي درهاي هميشه بسته
كاش از اول مي‌دونستم كه تو دستاي نجيبت
مرهمي داري براي زخم اين هميشه خسته

تو كدوم كوهي كه خورشيد از تو دست تو مي‌تابه
چشمه چشمه ابر ايثار روي سينه تو خوابه
تو كدوم خليج سبزي كه عميق اما زلاله
مثل آينه پاك و روشن مهربون مثل خياله
كاش از اول مي‌دونستم كه تو صندوقچه قلبت
كليدي داري براي درهاي هميشه بسته
كاش از اول مي‌دونستم كه تو دستاي نجيبت
مرهمي داري براي زخم اين هميشه خسته

كاش از اول مي‌دونستم كه تو صندوقچه قلبت
كليدي داري براي درهاي هميشه بسته
كاش از اول مي‌دونستم كه تو دستاي نجيبت
مرهمي داري براي زخم اين هميشه خسته

AteNa
02-15-2007, 02:52 PM
از عذابف جاده خسته نرسيده و رسيده
آهي از سر رسيدن نكشيده و كشيده
غمف سرگردونيامو با تو صادقانه گفتم
اسمي كه اسمف شبم بود با تو عاشقانه گفتم
با تنم زخمي اگه بود بي رمق بود اگه پاهام
تازه تازه با تو گفتم اگه كهنه بود دردام
منف سرگردونف ساده تورو صادق مي دونستم
اين برام شكسته امفا تورو عاشق مي دونستم
تو تموم طول جاده كه افق برابرم بود
شوق تو راهتوشه من اسمف تو همسفرم بود
منف دلشيشه اي هر جا هر شكستن كه شكستم
زيرف كوه،بارف غصّه هر نشستن كه نشستم
عشق تو از خاطرم برد كه نحيفم و پياده
تورو فرياد زدم و باز خون شدم تو رگف جاده
نيزه نمبادف شرجي وسط دشت تابستون
تازيانه هاي رگبار توي چلّه زمستون
نتونستن،نتونستن جلوي منو بگيرن
از منف خستة خسته شوق رفتنو بگيرن
حالا كه رسيدم اينجا پرف قصّه براگفتن
پر نياز تو براي آه شنيدن و شنفتن
تورو با خودم غريبه از خودم جدا مي بينم
خودمو پر از ترانه تورو بيصدا مي بينم
من سرگردون ساده تو رو صادق ميدونستم
اين برام شکسته اما و رو عاشق ميدونستم
اون هميشه با محبت براي من ديگه نيستي
نگو صادقي به عشقت آخه چشمات ميگه نيستي
من سرگردون ساده تو رو صادق ميدونستم
اين برام شکسته اما و رو عاشق ميدونستم

AteNa
02-15-2007, 02:53 PM
به تو عادت کرده بودم ای به من نزديک تر از من
ای حضورم از تو تازه ای نگاهم از تو روشن

به تو عادت کرده بودم مثل گلبرگی به شبنم
مثل عاشقی به غربت مثل مجروحی به مرهم

لحظه در لحظه عذابه لحظه های من بی تو
تجربه کردنه مرگه زندگی کردن بی تو

من که در گريزم از من به تو عادت کرده بودم
از سکوت و گريه ی شب به تو هجرت کرده بودم

با گل و سنگ و ستاره از تو صحبت کرده بودم
خلوت خاطره هامو با تو قسمت کرده بودم

خونه لبريز سکوته خونه از خاطره خالی
من پر از ميل زوالم عشق من تو در چه حالی

AteNa
02-15-2007, 02:54 PM
آسون نشو ای همسفر
ویرون نشو ای در به در
منو بگیر از همهمه
منو به خلوتت ببر
معجزه کن خاتون من تولدی دوباره کن
منو ببر به حادثه شبو پر از ترانه کن
ستاره پرپر میکنی اي نازنين گریه نکن
پروانه آتش میزنی تو اینچنین گریه نکن

گریه نکن ای شب زده ای شب نشین گریه نکن

گریه نکن گریه نکن خاتون حق گریز من
برای این دربه در بی سرزمین گریه نکن

AteNa
02-15-2007, 02:55 PM
اشاره کن که بشکفم
حتی در این یخ بستگی در این ترانه سوزی و
در این غزل شکستگی
طلوع کن طلوع کن
بر این ستاره مردگی
که از تو تازه می شود
این خلوت سر خوردگی
طلوع کن طلوع کن

طلوع کن طلوع کن
که بودنم تازه کنی
دست مرا بگیریو
با بوسه اندازه کنی
طلوع کن طلوع کن

ایینه پر می شود
از جوانیه خواطره ها
تن تو و شرم منو
خاموشیه پنجره ها

طلوع کن طلوع کن
بر این ستاره مردگی
که از تو تازه می شود
این خلوت سر خوردگی
طلوع کن طلوع کن

اشاره کن که من به تو
به یک اشاره می رسم
رنگین کمون من تویی
که به ستاره می رسم

من به تو شک نمی کنم
طلوع کن طلوع کن
از تو به پایان می رسم
شروع کن شروع کن
طلوع کن طلوع کن
بر این ستاره مردگی
که از تو مرده می شود
این خلوت سر خوردگی
طلوع کن طلوع کن

AteNa
02-15-2007, 02:55 PM
خالی از بغض هميشه
پرم از ستاره امشب
اگه خوابم اگه بيدار
با منی دوباره امشب
شب برگشتن آينه
شب نو کردن تن پوش
شب بوسيدن ماهو
شب وا کردن آغوش
واسه گم کردن اندوه
امشب اون شب دوباره س
شب پيدا شدن تو
شب ديدار ستاره س
تو رو پيدا کردم امشب
بعد شبهای مصيبت
بعد دل بريدن از من
بعد دل بستن به غربت
تو رو پيدا کردم امشب
وقت گم شدن تو رويا
وقت پوشيدن مهتاب
وقت عريان تماشا

AteNa
02-15-2007, 02:56 PM
بين اين همه غريبه
تو به آشنا می مونی
حرفهای تلخی که دارم
من نگفته تو می دونی
من پر از حرفهای تازه
عاشق گفتن و گفتن
تو با درد من غريبه
اما تشنه ی شنفتن
صدای ترد شکستن
مثل گريه با صدامه
تلخی هق هق گريه
طعم تلخ خنده هامه

گرمی دست نوازشگر تو
مرهم زخمای کهنه ی منه
تپش چشمه ی خون تو رگ من
تشنه ی هميشه با تو بودنه

مل مل ابری دستات
پر رحمت مثل بارون
ساکت نجيب چشمات
پر غربت بيابون
واسه اين تن برهنه
ناز دست تو لباسه
حس گرم با تو بودن
مثل رويا ناشناسه
مثل حس کردن و ديدن
عاشق منظره هايی
دشمن ساده و پاک
پرده ی پنجره هايی
...

AteNa
02-15-2007, 02:56 PM
اسم تو قشنگترين قصه برای گفتنه
اسم تو قشنگترين قصه واسه شنفتنه
غنچه ی نجيب اسم تو روی باغ لبم
بهترين غنچه ی لذت برای شکفتنه
لحظه ی طلايی نوازش گيسوی تو
مثل ناز دست روی خواب چمن کشيدنه
داغی وسوسه ی گرفتن دستای تو
کوره ی بزرگ خورشيد و توی خواب ديدنه

تو چی هستی ، تو چی هستی ، که تماشا کردنت
مثل پر به آسمون گشودنه
تو کی هست*ی ، تو کی هستی ، که تمام لحظه ها
بی تو بودن مثل با تو بودنه

زير نور خيس بارون ، مخمل سبز چشات
جنگل جادوييه در به دری های منه
گيسوی بلند تو که شعری از رهايه
زنجير سياه موندن برای پای منه
صدای هق هق من ، ميون تاريکی شب
صدای شکستنه ، صدای سرد مردنه
صدای دور شدن پای من از کوچه ی تو
آخرين حرف منه ، صدای جون سپردنه

تو چی هستی ، تو چی هستی ، که تماشا کردنت
مثل پر به آسمون گشودنه
تو کی هستی ، تو کی هستی ، که تمام لحظه ها
بی تو بودن مثل با تو بودنه

AteNa
02-15-2007, 02:58 PM
از تو تا ويرونی من
از تو تا مرز شکستن
فاصله وا کردن در
فاجعه صدای بستن

برای ضيافت عشق
اگه شب ، شب غزل نيست
اگه نور آينه به آينه
اگه گل بغل بغل نيست

برای گلدون دستات
يه سبد رازقی دارم
بهترين قلب تو دنيا
برای عاشقی دارم

ترسم از بی رحمی شب نيست
ترسم از دلتنگی فرداست
ترسم از شب مرگی آواز
ترسم از تدفين قمری هاست

سهمی از رجعت انسان
سهمی از خدا شدن باش
سهمی از رجعت انسان
سهمی از معراج من باش

AteNa
02-15-2007, 02:58 PM
مولای سبز پوش ای اعتبار عشق
شاعرتر از بهار ای تکسوار عشق
در اشکریز باغ وقتی که گل شکست
وقتی که آفتاب در من به شب نشست

نام عزیز تو فریاد باغ بود
یاد تو در خسوف تنها چراغ بود
شب بی دریغ بود
من تلخ و ناامید
تو می رسیدی و خورشید می رسید

وقتی پرنده ها دلتنگ می شدند
دلتنگ می شدی
وقتی شکوفه ها بی رنگ می شدند
بی رنگ می شدی
وقتی که عاشقی از عشق می سرود
خرسند می شدی
وقتی ترانه ای از کوچه می گذشت
لبخند می شدی

اعجاز تو به من
جان دوباره داد
مولای سبزپوش
یادت به خیر باد

من مثل یک درخت
تنها و سوگوار
در فصل برف و یخ
مأیوس از بهار
تو آمدی و باز پیدا شد آفتاب
شولای برفیم شد قطره قطره آب

مولای عاطفه
هم قلب تو اگر عاشق نبوده ام
جز با تو این چنین
با قلب خویش هم صادق نبوده ام

من مثل یک درخت
گل پوش می شوم
در بطن هر بهار
تا یک درخت سبز
از تو به یادگار
باشد در این دیار

اعجاز تو به من
جان دوباره داد
مولای سبزپوش
یادت به خیر باد

AteNa
02-15-2007, 02:59 PM
تن تو کو ، تن صمیمی تو کو
تنی که جون پناه من نبود
عطوفت تن تکیده تو کو
تنی که تکیه گاه من نبود

سبد سبد گلای تازه ی تنت
برای باغ دست من نبود
افسانه ظهور دستهای تو
جز قصه شکست من نبود

صندوقچه ی عزیز خاطراتمو
ببین ببین که موریانه خورد
ببین که بی کبوتر صدای تو
گلای رازقیمو باد برد

تن تو کو ، تن صمیمی تو کو
تنی که جون پناه من نبود
عطوفت تن تکیده ی تو کو
تنی که تکیه گاه من نبود

درخت تن سپرده دست بادم و
پر از جوانه ی شکستنم
ببین چه سوگوار و سرد و بی رمق
در آستانه ی شکستنم

رفتن تو افول خاکستریه
ستاره ی دل بستن من بود
شعر نجیب اسم تو غزل نبود
حماسه شکستن من بود

مفسر محبت رسول عشق
بگو بگو که معبدت کجاست
مهاجر همیشه با سفر رفیق
بگو بگو که مقصدت کجاست

آه ای مسافر تمام جاده ها
چرا شبانه کوچ می کنی
دلم گرفت از این سفردلم گرفت
چه غمگنانه کوچ می کنی

تن تو کو، تن صمیمی تو کو
تنی که جون پناه من نبود
عطوفت تن تکیده تو کو
تنی که تکیه گاه من نبود

AteNa
02-15-2007, 03:00 PM
ببین ای بانوی شرقی ای مثل گریه صمیمی
همه هر چی دارم اینجاست، تو این خورجین قدیمی
خورجینی که حتی تو خواب ، از تنم جدا نمی شه
مثل اسم و سرنوشتم دنبالم بوده همیشه
بانوی شرقی من ، ای غنی تر از شقایق
مال تو ارزونی تو ، خورجین قلب این عاشق

توی این خورجین کهنه شعر عاشقانه دارم
برای تو و به اسمت یک کتاب ترانه دارم
یه سبد گل دارم اما ، گل شرم و گل خواهش
تنی از عاطفه سیراب ، تنی تشنه ی نوازش
بانوی شرقی من ، ای غنی تر از شقایق
مال تو ارزونی تو ، خورجین قلب این عاشق

این بوی غریب راه نیست ، بوی آشنای عشقه
تپش قلب زمین نیست ، این صدا صدای عشقه
اسم تو داغی شرمه ، تو فضای سرد خورجین
خواستن تو یه ستاره ست پشت این ابرای سنگین
خورجینم اگه قدیمی ، اگه بی رنگه و پاره
برای تو اگه حتی ارزش بردن نداره
واسه من بود و نبوده ، هر چی که دارم همینه
خورجینی که قلب این عاشقترین مرد زمینه
بانوی شرقی من ، ای غنی تر از شقایق
مال تو ارزونی تو ، خورجین قلب این عاشق

AteNa
02-15-2007, 03:00 PM
تنها تر از انسان در لحظه ی مرگ
ساده تر از شبنم رو سفره برگ
مطرود هم قبیله محکوم خویشم
غریبه ای طعمه ی این کندوی نیشم

نفرینی آسمون مغضوب خاکم
بیگانه با نور و هوا هوای پاکم
تن خسته از تقویم از شب شمردن
با مرگ ساعتها بی وقفه مردن

هم غربت بغض شب مرگ چراغم
تو قرق زمستونی اندوه باغم
ای دست تو حادثه تو بهت تکرار
وابسته ی این مردابم بیا سراغم

تولدم زادن کدوم افوله
که بودنم حریص مرگ فصوله
خسته از بار این بودنم نفس حبابم
بی تفاوت مثل برکه بی التهابم

تشنه ی تشنه ی تشنه م خود کویرم
با من مرگ سنگ و انسان ، تاریخ تیرم
من ساقه ی نورم میراث مهتاب
تسلیم تاریکی تو جنگل خواب

ای آیه ی عطوفت ای مرگ غمگین
برهنه کن منو از این لباس نفرین
ای اسم تو جواب همه سوالا
از پشت این کندوی شب منو صدا کن....

AteNa
02-15-2007, 03:02 PM
سایه یه حادثه که یه عمره با منه
توی شهر آهنی داره خردم میکنه
رو تموم لحظه هام چتر سایه سیاس
خون وحشت تو رگه خسته ثانیه هاس
اما ههم وحشت من گوش بده
تپش فاجعه تو قلب منه
دستتو به من بده که حس کنیم
لحظه بزرگ فریاد زدنه
اگه بی صدا و تن خسته دارم جون می کنم
بغض کینه تو صدامه یه روزی داد می زنم
پر سیمرغی به کارم نمیاد قصه نگو
من خودم خودم باید طلسم دیوو بشکنم
تن به سایه نمیدم من پر از روشنی ام
گوش بده معصوم من من پر از گفتنی ام
یه شبح شرجی گرم تو گوش کوچه ها
می پیچه صدای من که بیا بیا بیا
خورشید بزگ قلب سرخ من
مسلخ پاک تمام سایه هاست
شب پر سایه هراسی نداره
وقتی که کوره خورشید مال ماست
تن به سایه نمیدم من پر از روشنی ام
گوش بده معصوم من من پر از گفتنی ام
یه شبح شرجی گرم تو گوش کوچه ها
می پیچه صدای من که بیا بیا بیا

AteNa
02-15-2007, 03:02 PM
خاك خسته

نعره كن اي سرزمين جان سپردن

نعره كن

نعره كن اي خاك خسته ، خاك مردن

نعره كن

شب هق هق

شب پرپر زدن چلچله هاست

از غزل گريه پرم

خانه ي عم غصه كجاست ؟

اين همه جوخه ، اين همه دار

اين همه مرگ

اين همه عاشق خفته در خون

اين همه زندان ، اين همه درد

اين همه اشك

نعره هايت كو خاك گلگون ؟

خاك گل مردگي و قحطي و آفت زدگي

وطن تعزيه در مرگ و مصيبت زدگي

شب ياران ، شب زندان

شب ويراني ما

شب اعدام رفيقان گل و نور و صدا

AteNa
02-15-2007, 03:03 PM
ای بزرگ موندنی ای طلايه‌دار روز
سايه گستر رو تن از گذشته تا هنوز
ای صدات صدای نور تو شب پوسيدنی
ای سخاوت غمت بهترين بوسيدنی
واسه اين شرقی تن داده به باد
تو گوارایی حس وطنی
تو شقاوت شب قرن يخی
تو شكوفایی تاريخ منی
اگه شعرم زمزمه توی بازار صداست
طپش قلبم اگه پچ‌ پچ شاپركهاست
تو رو فرياد ميیزنم ای كه معجزه گري
اي كه اين شبزده رو به سپيده می ‌بری
واسه اين شرقی تن داده به باد
تو گوارایی حس وطنی
تو شقاوت شب قرن يخی
تو شكوفایی تاريخ منی
ای تو ياور بزرگ همه قلبهای شكسته
ای تو مرهم عزيز هرچي دست پينه بسته
رو كدوم قله نشستي تو كه دنيا زير پاته
غصه‌ء دستهاي خالی لرزش پاكه صداته
توی قرن دود و آهن تو رسول گـل و نوري
تو عطوفت مسلم تو حقيقت غروری
واسه اين شرقی تن داده به باد
تو گوارایی حس وطنی
تو شقاوت تو شقاوت شب قرن يخی
تو تو شكوفایی تاريخ منی
تو مفسر محبت تو طلايه‌دار صبحی
فاتح تاريخی من تو خود سردار صبحی
اسم تو اسم شب من به شكوه اسم اعظم
متبرك و عزيزی مثل سجده گاه آدم
واسه اين شرقی تن داده به باد
تو گوارایی حس وطنی
تو شقاوت شب قرن يخی
تو شكوفایی تاريخ منی
واسه اين شرقی تن داده به باد
تو گوارایی حس وطنی
تو شقاوت شب قرن يخی
تو شكوفایی تاريخ منی

AteNa
02-15-2007, 03:04 PM
شبخون

ببين ، ببين ، اين گريه ي يه مرده

مردي كه گريه هاش ظهور درده

ببين ، ببين ، اين آخرين صداي

اين بي صدا شبخون كوچه گرده

قلب پاييزي من

باغ دلواپسيه خوندنم ترانه نيست

هق هق بي كسيه

شب من با هجرت تو

شب معراج عذابه

تو نباشي موندن من

مثل پرواز تو خوابه

مرگ غرورمو ببين

زوال غمگين شعر و شكوفه و نوره

زوال قلبمو ببين

تنها تو مي بيني چشم شب و زمين كوره

تو نباشي كي با اشكم

فال خوب و بد بگيره

كي منو از سايه هاي

اين شب ممتد بگيره

بي تو با اين در به در

هق هق شب گريه هاست

مرد غمگين صدا

بي تو مرد بي صداست

AteNa
02-15-2007, 03:05 PM
شب آفتابي

عروسك قصه ي من

گهواره ي خوابت كجاست ؟

قصر قشنگ كاغذي

پولك آفتابت كجاست ؟

بال و پر نقره اي

كفتر عشقمو كي بست ؟

آينه ي طوطي منو

سنگ كدوم كينه شكست ؟

عروسك قصه ي من

زخم شكسته با تنت

بميرم اي شكسته دل

چه بي صداست شكستنت

صداي عشق من و تو

كه تلخ و گريه آوره

تو اين سكوت قصه اي

شايد صداي آخره

بعد از من و تو عاشقي

شايد به قصه ها بره

شايد با مرگ من و تو

عاشقي از دنيا بره

عروسك قصه ي من

سوختن من ساختنمه

تو اين قمار بي غرور

بردن من ، باختنمه

عروسك قصه ي من

شكستنت فال منه

اين سايه ي هميشگي

مرگه كه دنبال منه

جفتاي عاشقو ببين

از پل آبي مي گذرن

عروسك قلبشونو

به جشن بوسه مي برن

اما براي من و تو

اون لحظه ي آبي كجاست ؟

عروسك قصه ي من

پس شب آفتابي كجاست ؟

AteNa
02-15-2007, 03:06 PM
وطن پرنده پـَــر در خون
وطن شكفته گـل در خون
وطن فلات شهيد و شب
وطن پا تا به سر خــون
وطن تـــرانه زنــداني
وطن قصيده ويــراني
ستاره‌ها اعداميان ظلمت
به خاك اگرچه مي‌ريزند
سحر دوباره بر مي‌خيزند
بخوان كه دوباره بخواند
اين عشيره زنداني
گل سرود شكستن را
بگو كه به خون بسرايد
اين قبيــله قرباني
حرف آخــر رستن را
با دژخيمان اگر شكنجه
اگر بند است و شلاق و خنجر
اگر مسلسل و انگشتر
با ما تبـــار فدايي
با ما غرور رهايي
به نام آهن و گندم
اينك ترانه آزادي
اينك سرودن مردم
امروز ما امروز فرياد
فـــــرداي ما
روز بزرگ ميـــعاد
بگو كه دوباره مي‌خوانم
با تمــامي يارانم
گل سرود شكستن را
بگو بگو كه به خون مي‌سرايم
دوباره با دل و جانم
حرف آخــر رستن را
بگو به ايران بگو به ايران

AteNa
02-15-2007, 03:08 PM
صدايم كن

ای صدای تو شيشهء شب را سنگ ويرانی

صدايم كن

ای صدای تو پردهء شب را چنگ ويرانی

خوشا با صدای تو از خود گذشتن

صدايم كن

صدای تو خنجر

صدای تو سنگر

از اين دام وحشت رهايم كن

بخوان آواز هميشه سبز رها شدن از شب بسته

كه تا شكوفد گل های سرخ ترانه بر هر لب بسته

به جشن طلوع گل و نور و گندم

صدايم كن

در اين فصل گلگون

در اين باغ پرپر

برای شكفتن رهايم كن

ببين شب خون

به شهر گلگون

چگونه دشنه می بارد

بخواند تا بخوانم

سرود شكفتن

كه شام خون ، سحر دارد

صدايم كن

ای صدای تو بانگ بيداری در ديار ما

صدايم كن

ای صدای تو شعر سرخ خشم تبار ما

خوشا با صدای تو از خود گذشتن

صدايم كن

صدايم كن

AteNa
02-15-2007, 03:09 PM
از عذاب جاده خسته

نرسيده و رسيده

آهی از سر رسيدن

نكشيده و كشيده

غم سرگردونی هامو

با تو صادقانه گفتم

اسمی كه اسم شبم بود

با تو عاشقانه گفتم

با تنم دردی اگه بود

بی رمق بود اگه پاهام

تازه تازه با تو گفتم

اگه كهنه بود دردام

من سرگردون ساده

تو رو صادق می دونستم

اين برام شكسته اما

تو رو عاشق می دونستم

تو تمام طول جاده

كه افق برابرم بود

شوق تو راه توشهء من

اسم تو هم سفرم بود

من دل شيشه ای هر جا

هر شكستن كه شكستم

زير كوهبار غصه

هر نشستن كه نشستم

عشق تو از خاطرم برد

كه نحيفم و پياده

تو رو فرياد زدم و باز

خون شدم تو رگ جاده

نيزهء نم باد شرجي

وسط دشت تابستون

تازيانه هاي رگبار

توی چلهء زمستون

نتونستن ، نتوستن

كينهء منو بگيرن

از من خستهء خسته

شوق رفتنو بگيرن

حالا كه رسيدم اينجا

پر قصه برا گفتن

پر نياز تو برای

آه كشيدن و شنفتن

تو رو با خودم غريبه

از غمم جدا می بينم

خودمو پر از ترانه

تو رو بی صدا می بينم

كی صدايتو داد به مهتاب ؟

مهتابو كی برد از اينجا ؟

اسمتو كی داد به خورشيد ؟

خورشيد و كي داد به ابرا ؟

با من رهيده از خود

يك ترانه هم صدا شو

با من از زنجير اين شب

هم صدا شو و رها شو

AteNa
02-15-2007, 03:11 PM
برای من که در بندم
چه اندوه اوری ای تن
فرا ز وحشت داری
فرود خنجری ای تن
غم ازادگی دارم
به غم دلبستگی تاکی
بمن بخشیده دلسنگی
شکستنهای پی در پی
در این غوغای مردم کش
در این شهر بخون خفتن
خوشا در چنگ شب مردن
ولی از مرگ شب گفتن
چرا تن زنده و عاشق
کنار مرگ فرسودن
چرا دلتنگ ازادی
گرفتار قفس بودن
قفس بشکن که بیزارم
از اب و دان در زندان
خوشا پرواز ما حتی
بباغ خشک بی باران

در این غوغای مردم کش
در این شهر بخون خفتن
خوشا در چنگ شب مردن
ولی از مرگ شب گفتن
در اوار شب و دشنه
چکد از قلب من خوناب
که میبینم من عاشق
چه ماری خفته در محراب
خوشا از بند تن رستن
پی ازادی انسان
نمیترسم من از بخشش
که اینک سر که اینک جان
در این غوغای مردم کش
در این شهر بخون خفتن
خوشا در چنگ شب مردن
ولی از مرگ شب گفتن
اگر پیرم اگر برنا
اگر پر مایه دلپیرم
براه خیل جان برکف
که میمیرند میمیرم
اگر سرخورده از خویشم
من مغرور دشمن شاد
برای فتح شهر خود تورا کم دارم ای فریاد
در این غوغای مردم کش
در این شهر بخون خفتن
خوشا در چنگ شب مردن
ولی از مرگ شب گفتن
در این غوغای مردم کش
در این شهر بخون خفتن
خوشا در چنگ شب مردن
ولی از مرگ شب گفتن

AteNa
02-15-2007, 03:11 PM
خونه خالی خونه سرده خونه سرد و سوت و كوره
با اميدت آينه دق واسه من سنگ صبوره
با اميدت آينه دق واسه من سنگ صبوره
پسرم وقتي كه تو دنيا بياي
چراغ خونه‌ام رو روشن مي‌كني
پسرم وقتي بياي با خنده‌هات
به دلم رنگ جووني مي‌زني
پسر پسر زندگيم رو پفر مي‌كنه
پسر پسر قند عسل مي‌شي برام
عصاي دستم مي‌شي تو بزرگ شدي
من از خدا غير تو چيزي نمي‌خوام
خونه خالي خونه سرده خونه سرد و سوت و كوره
با اميدت آينه دق واسه من سنگ صبوره
با اميدت آينه دق واسه من سنگ صبوره
پسرم وقتي كه تو دنيا بياي
چراغ خونه‌ام رو روشن مي‌كني
پسرم وقتي بياي با خنده‌هات
به دلم رنگ جووني مي‌زني
پسر پسر زندگيم رو پفر مي‌كنه
پسر پسر قند عسل مي‌شي برام
عصاي دستم مي‌شي تو بزرگ شدي
من از خدا غير تو چيزي نمي‌خوام

AteNa
02-15-2007, 03:13 PM
با چشای بیفروغ
میون راستو دروغ
خودمو گم میکنم
توی این شهر شلوغ
پچپچ ادمکا بسکه تو هم میدوه
دیگه فریاد منو سایمم نمیشنوه
صدای زنجیر تو گوشم میخونه
تو داری از قافله دور میمونی
سرتو خم کن که درا وا میشن
تابگی نه پشت کنکور میمونی
من میخوام مثل همه ساده زندگی کنم
چادر موندنمو هرجا خواستم بزنم
تو این دریا نمیخوام نهنگ کوری باشم
پشت این درهای قفل علی کنکوری باشم
صدای زنجیر تو گوشم میخونه
تو داری از قافله دور میمونی
سرتو خم کن که درا وا میشن
تابگی نه پشت کنکور میمونی
من میخوام مثل همه ساده زندگی کنم
چادر موندنمو هرجا خواستم بزنم
تو این دریا نمیخوام نهنگ کوری باشم
پشت این درهای قفل علی کنکوری باشم
صدای زنجیر تو گوشم میخونه
تو داری از قافله دور میمونی
سرتو خم کن که درا وا میشن
تابگی نه پشت کنکور میمونی
صدای زنجیر تو گوشم میخونه
تو داری از قافله دور میمونی
سرتو خم کن که درا وا میشن
تابگی نه پشت کنکور میمونی

AteNa
02-15-2007, 03:15 PM
خونه اين خونه ي ويرون

واسه من هزار تا خاطره داره

خونه اين خونه ي تاريك

چه روزايي رو به يادم مياره

اون روزا يادم نميره

ديوار خونه پر از پنجره بود

تا افق همسايه ي ما

دريا بود ، ستاره بود ، منظره بود

خونه ، خونه جاي بازي

براي آفتاب و آب بود

پر نور واسه بيداري

پر سايه واسه خواب بود

پدرم مي گفت : قديما

كينه هامون رو دور انداخته بوديم

توي برف و باد و بارون

خونه رو با قلبامون ساخته بوديم

خونه عشق مادرم بود

كه تو باغچه ش گل اطلسي مي كاشت

خونه روح پدرم بود

چيزي رو همپاي خونه دوست نداشت

سيل غارتگر اومد

از تو رودخونه گذشت

پلا رو شكست و برد

زد و از خونه گذشت

دست غارتگر سيل

خونه رو ويرونه كرد

پدر پيرمو كشت

مادر و ديوونه كرد

حالا من مونده م و اين ويرونه ها

پر خشم و كينه ي ديوونه ها

من زخمي ، من خسته ، من پاك

مي نويسم آخرين حرفو رو خاك

كي مياد دست توي دستم بذاره

تا بسازيم خونه مون رو دوباره

AteNa
02-15-2007, 03:15 PM
پشت سر پشت سر پشت سر جهنمه
روبرو روبرو قتلگاه آدمه
روح جنگل سياه با دست شاخه‌هاش داره
روحم رو از من مي گيـــره
تا يه لحظه مي‌مونم
جغدها تو گوش هم ميگن
پلنگ زخمي مي‌ميـــــره
راه رفتن ديگه نيست
حجله پوسيدن من جنگل پيـره
پشت سر پشت سر پشت سر جهنمه
روبرو روبرو قتلگاه آدمه
قلب ماه سر به زير
به دار شاخه‌ها اسير
غروبش رو من مي‌بينم
ترس رفتن تو تنم
وحشت موندن تو دلم
خواب برگشتن مي‌بينم
هر قدم به هر قدم
لحظه به لحظه
سايه دشمن مي‌بينم
پشت سر پشت سر پشت سر جهنمه
روبرو روبرو قتلگاه آدمه
پشت سر پشت سر پشت سر جهنمه
روبرو

AteNa
02-15-2007, 03:17 PM
قصه تو قصه من قصه تگرگ و شبنم
قصه برف و شراره قصه دشنه ومرحم
قصه من قصه تو قصه تلخ دوباره
قصه پلنگ عاشق قصه صید ستاره
منو بشناسون دوباره به من و آینه و دیدار
منو تازه کن به بوسه منو دست گریه نسپار
یه ترانه از تو دور و یه ترانه به تو نزدیک
پیش تو گم میشم از تو ای غزلواره تاریک

خسته و دلگیرم از من درو باز کن به ستاره
یه نفس نوازشم کن بذار از شب گل بباره
چیزی تا گریه نمونده پر بغضه همه حرفام
منو با یه بوسه بشکن که سکوته همه دنیا
منو بشناسون دوباره به من و آینه و دیدار
منو تازه کن به بوسه منو دست گریه نسپار
یه ترانه از تو دور و یه ترانه به تو نزدیک
پیش تو گم میشم از تو ای غزلواره تاریک

قصه تو قصه من قصه تگرگ و شبنم
قصه برف و شراره قصه دشنه ومرحم
قصه من قصه تو قصه تلخ دوباره
قصه پلنگ عاشق قصه صید ستاره

AteNa
02-15-2007, 03:19 PM
ما به هم محتاجیم
مثل دیوونه به خواب
مثل گندم به زمین
مثل شوره زار به آب
ما به هم محتاجیم
مثل ما به آدما
مثل ماهیا به آب
مثل آدم به هوا

دستامون از هم اگه دور بمونه
شب شیشه ای دیگه نمی شکنه
از تو این شیشه ای همیشگی
خورشید مقوایی سر می زنه
به عزای دوری دستای ما
کوچه ها ، ساکت و بی صدا می شن
بوی رخوت همه جا رو می گیره
همه ی درها ، به غربت وا می شن
جاده هامون که به خورشید می رسن
مثل تاریکی ، بی انتها می شن
ما به هم محتاجیم

AteNa
02-26-2007, 09:12 AM
کـجــاي ايـن جــنـگـل شــب
پنهون مي شي خورشيدکم
پشـت کدوم ســد ســکـوت
پـر مـي کــشــي چــکـاوکم

چرا بـه من شک مي کنی
مـن کـه مـنـــم بـرای تــو
لبـریـزم از عـشــق تــو و
سـرشــارم از هــوای تــو

دسـت کدوم غزل بـدم
نـبــض دل عـاشـقـمـو
پشت کدوم بهانه باز
پنهون کنم هق هقـمو

گـریه نمی کنم نـــرو
آه نمی کـشـم بشین
حرف نمی زنـم بمـون
بغض نمی کنم ببیـن

سفر نکن خورشیدکم
ترک نکن منو نرو
نبودنت مرگه منه
راهییه این سفر نشو
نزار که عشق من وتو
اینجا به اخر برسه
بری تو و مرگ منم
رفتن تو سر برسه

گـریه نمی کنم نـــرو
آه نمی کـشـم بشین
حرف نمی زنـم بمـون
بغض نمی کنم ببیـن

نـوازشــم کــن و بـبـیــن
عشق می ریزه از صدام
صدام کــن و ببـین که باز
غنچه می دن تـرانه هام
اگر چه من به چـشـم تو
کمـم قـدیمی ام گمـم
آتشـفشـان عـشـقـمـو
دریـــای پــر تـلاطــمــم

گـریه نمی کنم نـــرو
آه نمی کـشـم بشین
حرف نمی زنـم بمـون
بغض نمی کنم ببیـن

AteNa
02-26-2007, 09:13 AM
اي پرنده مهاجر ، اي پر از شهوت رفتن
فاصله قد يه دنياست ، بين دنياي تو با من
تو رفيق شاپركها ، من تو فكر گلمون
تو پي عطر گل سرخ ، من حريص بوي نونم
دنياي تو بينهايت همه جاش مهموني نور
دنياي من يه كف دست روي سقف سرد يك گور
من دارم تو آدمكها ميميرم ، تو برام از پريها قصه ميگي
من توي حيله وحشت ميپوسم ، برام از خنده چرا قصه ميگي
كوچه پس كوچه خاكي ، در و ديوار شكسته
آدمهاي روستايي ، با پاهاي پينه بسته
پيش تو يه عكس تازه است واسه آلبوم قديمي
يا شنيدن يه قصه است از يه عاشق قديمي
براي من زندگي اينه ، پر وسوسه پر غم
يا مثل نفس كشيدن ، پر لذت دمادم
اي پرنده مهاجر ، اي همه شوق پريدن
خستگي كوله بار ، روي رخوت تن من
مثل يك پلنگ زخمي پر وحشته نگاهم
ميميرم اما هنوزم دنبال يه جون پناهم
نبايد مثل يه سايه ، زير پاها زنده باشيم
مثل چتر خورشيد بايد روي برج دنيا واشيم

AteNa
02-26-2007, 09:14 AM
خورشيد خانم آفتاب كن
شبو اسير خواب كن
مجمر نور و بردار
يخ زمين و اب كن
گلهاي باغچه خوابن
غمري هاي پير و خسته
قناري هاي عاشق
بال صداشون بسته
فواره هاي خاكي
تن نميدن به پرواز
شمع و گل و پروانه
جا نميشن تو آواز
خورشيد خانم آفتاب كن
شبو اسير خواب كن
مجمر نور و بردار
يخ زمين و آب كن
مرواريداي نورو
بپاش تو دامن اب
ما رو ببر به جشن
گندم و عشق و آفتاب
سوار اسب نور شو
زمين و اندازه كن
دستمال آبي بردار
قلبامونو تازه كن
خورشيد خانم آفتاب كن
شبو اسير خواب كن
مجمر نور و بردار
يخ زمين و آب کن
خورشيد تن طلايي
زمين برات هلاكه
نگو طلا كه پاكه
چه منتش به خاكه
زمين كه عاشق توست
حيفه تو شب بميره
حيفه سراغتو از ستاره ها بگيره
خورشيد خانم آفتاب كن
شبو اسير خواب كن
مجمر نور و بردار
يخ زمين و آب كن
خورشيد خانم آفتاب كن
شبو اسير خواب كن
مجمر نور و بردار
يخ زمين و آب كن

AteNa
02-26-2007, 09:15 AM
ضيافت هاي عاشق را خوشا بخشش . خوشا ايثار
خوشا پيدا شدن در عشق . براي گم شدن دريا
چه دريايي ميان ماست . خوشا ديدار ما در خواب
چه اميدي به اين ساحل . خوشا فرياد زير اب
خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن
خوشا مردن . خوشا از عاشقي مردن

اگر خوابم .اگر بيدار . اگر مستم . اگر هشيار
مرا ياراي بودن نيست . تو ياري کن . مرا اي يار
تو اي خاتون خواب من . من تن خسته را در ياب
مرا هم خانه کن تا صبح . نوازش کن مرا تا خواب
هميشه خواب تو ديدن . دليل بودن من بود
چراغ راه بيداري اگر بود از تو روشن بود

ضيافت هاي عاشق را خوشا بخشش . خوشا ايثار
خوشا پيدا شدن در عشق . براي گم شدن دريا
نه از دور و نه از نزديک . تو از خواب امدي اي عشق
خوشا خود سوزي عاشق .مرا اتش زدي اي عشق
خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن
خوشا مردن . خوشا از عاشقي مردن

AteNa
02-26-2007, 09:17 AM
تو غربتی که سرده تمام روز و شبهاش
غریبه از من و ما . عشق من عاشقم باش
عشق من عاشقم باش. که تن به شب نبازم
با غربت من بساز .تا با خودم بسازم
عشق من عاشقم باش. عشق من عاشقم باش
تو خواب عاشقا رو تعبیر تازه کردی
کهنه حدیث عشق و تفسیر تازه کردی
گفتی که از تو گفتن یعنی نفس کشیدن
از خود گذشتن من یعنی به تو رسیدن
قلبم و عادت بده به عاشقانه مردن
از عشق زنده بودن . از عشق جون سپردن
وقتی که هق هق عشق . زجهء احتیاجه
سر جنون سلامت که بهترین علاجه
عشق من عاشقم باش .عشق من عاشقم باش
عشق من عاشقم باش .عشق من عاشقم باش
عشق من عاشقم باش اگر چه مهلتی نیست
برای با تو بودن اگر چه فرصتی نیست
عشق من عاشقم باش . نذار بیفتم از پا
بمون با من که بی تو نمی رسم به فردا
عشق من عاشقم باش .عشق من عاشقم باش
عشق من عاشقم باش .عشق من عاشقم باش

AteNa
02-26-2007, 09:19 AM
برادر جان نمیدونی چه دلتنگم
برادر جان نمیدونی چه غمگینم
نمیدونی . نمیدونی . برادر جان
گرفتار کدوم تلسم و نفرینم
نمی دونی چه سخته در به در بودن
مثل طوفان همیشه در سفر بودن
برادر جان . برادر جان . نمیدونی
چه تلخه وارث درد پدر بودن
دلم تنگه برادر جان
برادر جان دلم تنگه
دلم تنگه از این روزهای بی امید
از این شبگردیهای خسته و مایوس
از این تکرار بیهوده دلم تنگه
همیشه یک غم و یک درد و یک کابوس
دلم تنگه برادر جان
برادر جان دلم تنگه
دلم خوش نیست . غمگینم برادر جان
از این تکرار بی رویا و بی لبخند
چه تنهایی غمگینی . که غیر از من
همه خوشبخت و عاشق . عاشق و خرسند
به فردا دلخوشم . شاید که با فردا
طلوع خوب خوشبختی من باشه
شبو با رنج تنهایی من سر کن
شاید فردا روز عاشق شدن باشه
دلم تنگه برادر جان
برادر جان دلم تنگه

AteNa
02-26-2007, 09:21 AM
شب آفتابي

عروسك قصه ي من

گهواره ي خوابت كجاست ؟

قصر قشنگ كاغذي

پولك آفتابت كجاست ؟

بال و پر نقره اي

كفتر عشقمو كي بست ؟

آينه ي طوطي منو

سنگ كدوم كينه شكست ؟

عروسك قصه ي من

زخم شكسته با تنت

بميرم اي شكسته دل

چه بي صداست شكستنت

صداي عشق من و تو

كه تلخ و گريه آوره

تو اين سكوت قصه اي

شايد صداي آخره

بعد از من و تو عاشقي

شايد به قصه ها بره

شايد با مرگ من و تو

عاشقي از دنيا بره

عروسك قصه ي من

سوختن من ساختنمه

تو اين قمار بي غرور

بردن من ، باختنمه

عروسك قصه ي من

شكستنت فال منه

اين سايه ي هميشگي

مرگه كه دنبال منه

جفتاي عاشقو ببين

از پل آبي مي گذرن

عروسك قلبشونو

به جشن بوسه مي برن

اما براي من و تو

اون لحظه ي آبي كجاست ؟

عروسك قصه ي من

پس شب آفتابي كجاست ؟

AteNa
02-26-2007, 09:23 AM