View Full Version : درباره سوررئالیسم يا فرا واقع گرایی
Hemmati
01-28-2007, 01:15 PM
سوررئالیسم یکی از جنبش های معروف هنری در قرن بیستم است.
زمانی که دادائیسم در حال از بین رفتن بود،
پیروان آن به دور آندره برتون که خود نیز زمانی از دادائیستها بود گرد آمدند
و طرح مکتب جدیدی را ریختند که در سال 1922 به طور رسمی فراواقعگرایی نامیده شد.
این جنبش در عمل با انتشار مجلهٔ انقلاب فراواقعگرا توسط برتون آغاز شد.
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/2/2a/%D9%85%D8%AC%D9%84%D9%87_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84% D8%A7%D8%A8_%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%88%D8%A7%D9%82%D 8%B9%E2%80%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7.jpg
جلد شمارهٔ اول مجلهٔ انقلاب فراواقعگرا، دسامبر 1924.
منبع تصاوير (و مطالبي كه منبع آن ذكر نه شود) دانشنامه آزاد ویکی پدیا است.
در اين موضوع درباره مكتب ادبي سوررئالیسم و آندره برتون خواهيم نوشت.
Hemmati
01-28-2007, 01:20 PM
سوررئالیسم (فراواقعگرایی) محصول تغییرات بعد از جنگ جهانی اول
و فراموشی دادائیسم بود که از سال 1921 آغاز شد.
ظهور سوررئالیسم زمانی بود که نظریههای فروید (روانشناس اتریشی)
درباره ضمیر ناخودآگاه و رویا و واپس زدگی، فرهیختگان اروپا را به خود مشغول کرده بود.
آندره برتون و لویی آراگون که هر دو پزشک امراض روانی بودند از تحقیقهای فروید الهام گرفتند
و پایه مکتب جدید خود را بر فعالیت ضمیر ناخودٱگاه بنا نهادند.
سوررئالیسم با جایگزینی مفهوم واقعیت برتر به جای عصیان و نفی موجود در دادائیسم شکل گرفت.
«سوررئالیسم مشکل پر توقعی است که فقط عضویت دربست و پیروی کامل را میپذیرد»
این مسلک در حوزههای مختلف فلسفی رویکردهای زیر را اختیار کرده است :
فلسفه علمی که همان رویکرد فروید به روانکاوی است.
فلسفه اخلاقی که با هرگونه قرارداد مخالف است.
فلسفه اجتماعی که میخواهد با ایجاد انقلاب سوررئالیستی بشریت را آزاد کند.شعر در سوررئالیسم مرتبه ویژهای دارد
و پیروان این مکتب کوشیدهاند که جهان بینی خود را از طریق شعر انتقال دهند.
درواقع شعر را، رکن اساس زندگی میدانند
زیرا عقیده دارند که شعر باید و میتواند مشکل زندگی را حل کند.
فلسفه اجتماعی سوررئالیسم، شعار سعادت بشری را دارد
و میخواهد آدمی را از قید تمدن سودجوی کنونی نجات بخشد،
در عین اینکه بازگشت به گذشته را هم نمی پذیرد.
Hemmati
01-28-2007, 01:29 PM
فوریه ۱۸۹۶ :آندره برتون در تنشبره (نورماندی) فرانسه به دنیا میآید و دوران كودكی را در بریتانی گذراند .پدرش در گذشته پلیس بوده و بعد كسب و كار كوچكی راه انداخته ،مادرش خیاط زنانهدوز است .
۱۹۰۰ – ۱۹۱۴: خانواده برتون در حومۀ پاریس زندگی میكنند و آندره برتون در آنجا به مدرسه میرود، با الهام از سمبولیست ها شعر میگوید و تحصیل در رشتۀ پزشكی را آغاز میكند .
۱۹۱۵: برتون با درجۀ بهیار رستۀ بهداری به خدمت نظام فراخوانده میشود، نظریههای فروید را كشف میكند و به درمان بیماران روانی میپردازد. این فعالیت نظرات او را دربارۀ ذهن و ناخودآگاه شكل میبخشد. كمی بعد با ژاك واشه، هنرمند نامتعارف و اسرارآمیز آشنا میشود و واشه او را به سنجش دوبارۀ عقایدش دربارۀ ادبیات و هنر وا میدارد .
۱۹۱۹: بعد از مرگ اسرارآمیز واشه، برتون متن خودبهخودی میدانهای مغناطیسی را (با فیلیپ سوپو) مینویسد و به جنبش نیهیلیستی و خودنمایانۀ دادا علاقهمند میشود. در سال ۱۹۲۰ كه رهبر جنبش دادا، تریستان تسارا، به پاریس میآید. برتون مشتاقانه به فعالیتهای پرشور و شر این جنبش پای میگذارد .
۱۹۲۱-۱۹۲۲: برتون با سیمون كان ازدواج میكند و در آپارتمانی در خیابان فونتن سكونت میگزیند، او تا آخر عمر در همین آپارتمان میماند .
۱۹۲۴ :برتون كه از جنبش دادا جدا شده، جنبش فراواقعگرایی را بنیاد مینهد و بیانیۀ فراواقعگرایی را منتشر میكند. این جنبش كه ویژگی عمدهاش توجه به رویا و فعالیت خودبهخودی ذهن است، برخی از اصیلترین اذهان را به سوی خود میكشاند، افرادی چون لویی آراگون و پل الوار (نزدیكترین دوستان برتون) ،روبر دسنوس، ماتكس ارنست، آنتونن آرتو، ژاك پرهرو، ایو تانگی، بنجامین پره، ریمون كنو، میشل لیریس، آندره ماسون و من ری اعضای اولیۀ آن هستند .
۱۹۲۶: برتون با نادیا آشنا میشود و او الهامبخش معروفترین آثار شاعر است. در همان سال به هوای تأثیر نهادن بر فضای اجتماعی و سیاسی، رابطهای پرتلاطم با حزب كمونیست را آغاز میكند و برای مدتی كوتاه، در سال ۱۹۲۷ به آن حزب میپیوندد .
۱۹۲۹: در این زمان باورهای سیاسی برتون سبب شده تا بسیاری از فراواقعگرایان از این جنبش اخراج شوند. در همین سال است كه او متن آتشین بیانیۀ دوم فراواقعگرایی را منتشر میكند. بسیاری از اعضای اخراجی جنبش متن تند و تیزی با عنوان جنازه علیه برتون انتشار میدهند. درهمین سال برتون از همسرش سیمون جدا میشود .سالوادور دالی، لوییس بونوئل، رنه شار و آلبرتو جاكوموتی به فراواقعگرایی میپیوندند .
۱۹۳۲: هر چند برتون برای نزدیكی به حزب كمونیست (كه اكنون سخت استالینیست شده) قدم پیش گذاشته، این حزب همچنان به فراواقعگرایی بدگمان است .در بهار این سال، آنگاه كه آراگون جنبش فراواقعگرایی را به هوای عضویت در حزب كمونیست ترك میكند، رابطۀ برتون با حزب خرابتر میشود .
۱۹۳۴: برتون با ژاكلین لامبا آشنا میشود و با او ازدواج میكند. این زن الهام بخش كتاب عشق جنونآسا است و از برتون صاحب دختری میشود .
۱۹۳۵: برتون، بعد از آنكه از حق سخنرانی در كنگرۀ نویسندگان برای دفاع از فرهنگ محروم میشود، سرانجام از حزب كمونیست میبرد. او هر چند از این زمان تا پایان عمر در فعالیتهای سیاسی شركت میجوید، دشمن سرسخت استالینیسم میشود و از نخستین كسانی است كه در فرانسه محاكمات رسوای مسكو را محكوم میكنند .چ
۱۹۳۸: برتون كه از هواداران دیرین لیون تروتسكی است، این انقلابی تبعیدی را در مكزیك دیدار میكند و متن بیانیۀ «برای هنر مستقل انقلابی» را با او مینویسد .پس از بازگشت به فرانسه درتشكیل سازمان تروتسكیستی فدراسیون بینالمللی هنر مستقل فعالیت میكند. اما شروع جنگ برنامۀ او را ناتمام میگذارد و بعد از شكست فرانسه برتون، در هراس از خفقان و سركوب حكومت ویشی همراه خانوادهاش اروپا را ترك میكند .
۱۹۴۱ – ۱۹۴۶ :برتون به نیویورك پناه میبرد و در آنجا فعالیتهای گوناگون فراواقعگرایانه را با تبعیدیان دیگر، از جمله ارنست، ماسون، كلود رویاشتروس. مارسل دوشان، سامان میدهد. در این دوره از ژاكلین جدا میشود و با الیسا بیندهوف ازدواج میكند و در سال ۱۹۴۶ با همسرش به فرانسه باز میگردد .
۱۹۴۶ -۱۹۴۸ :برتون میكوشد دیگر بار با دوستان گذشتهاش پیوند برقرار كند، اما بسیاری از آنان گرفتار وابستگیهایی متضاد (از جمله به استالینیسم، مثل آراگون و الوار)هستند و در اوایل دهۀ ۱۹۵۰ تنها شماری اندك از فراواقعگرایان پیش از جنگ همچنان در گروه ماندهاند .
۱۹۵۱: «ماجرای كاروژ» كه بسیاری فراواقعگرایان بر جامانده را از گروه دور میكند، سبب جدایی بیشتر برتون از همنسلان خود میشود .
۱۹۵۲: پخش رادیویی و انتشار متن گفتوگوهای برتون با آندره پارینو
۱۹۵۲ – ۱۹۵۳ :همكاری كوتاهمدت فراواقعگرایان با آنارشیستها. انتشار كلید دشتها، آخرین كتاب عمدۀ برتون
دهههای ۱۹۵۰ – ۱۹۶۰ :برتون كه شماری از زنان و مردان جوان به دور او جمع شدهاند همچنان رهبری جنبش سازمانیافتۀ فراواقعگرایی را در دست دارد و سرانجام در ۲۸ سپتامبر ۱۹۶۶ چشم از جهان فرو میبندد .
MAHYAR
01-28-2007, 10:48 PM
زيبا بود
ممنون@};-
Mohsen1650
02-06-2007, 11:59 PM
شو شو ، ای خواب خوب خوشبو
شو شو ، لبخند ناز تو كو ؟
I luv u ... I luv u ... I luv u
آهفف تو دنباله باد ، درد سپیدارف غریب
خنده ی آفتابیف تو ، رقصف قبیله ی نجیب
لحظه به لحظه تازه شو ، به وزن شیرینف غزل
در این ترانه تن بشوی ، صاحب كندوی عسل
كندو ، كندو ، چراغ جادو
I can Do, We can Do..
We hold a candle to ..
شو شو ، ای خواب خوبف خوشبو
شو شو ، دوباره چیزی بگو
I luv u ... I luv u ... I luv u
زن باید شبیهف تو باشه،كه نیست !
من باید خرابف تو باشه، كه هست ، كه هست
خواب مثل تو خوشبو نبود ، پرید
دل مثل آئینه در بست ، شكست ، شكست> شكست
كندو ، كندو ، چراغف جادو
I can Do, We can Do..
We hold a candle to..
كفش های نارنجی تو ، زیباتر از خودف غروب
اهل كجای بندری ، كجای آفتابف جنوب
شبیه خاطره نیستی ، حوصله سر نمی بری
از خواب و از رویا سری ، حتی خوش سلیقه تری
كندو ، كندو ، چراغف جادو
I can Do, We can Do..
We hold a candle to..
شو شو ...
شهیار قنبری یک شاعر سوئرالیست
Mohsen1650
02-07-2007, 12:00 AM
مطالب واقا زیبایی بود دست شما درد نکنه
Hemmati
03-03-2007, 12:13 PM
چيزي به نام نئو-سوررئاليسم وجود ندارد. هر چيزي كه خودش را به اين نام معرفي كند،
يا در اين ايام، عنوان سوررئاليسم-انقلابي را به خودش ببندد دست به جعل زده و اين كارش
را بايد شيادي بدانيم. اين را به اين دليل واضح مي گويم، يعني با تاكيد بر اين واقعيت كه
سوررئاليسم از همان آغاز كار خودش را تدوين وضعيتي از ذهن معرفي كرد كه گاه به گاه
در هر عصر و در هر مملكت تجلي كرده، بنا بر اين نمي توانيم پاياني براي آن قايل شويم،
همان طور كه نمي توانيم آغازش را تعيين كنيم.
گويا خود سورئاليست بود، هم چنين دانته، يا اوچلو يا لوتره آمون يا گودي. از امروز تا قرن ها بعد
هر هنري كه راهي جديد براي رهايي بيش تر ذهن پيش بگيرد سوررئاليست است.
رويداد هاي اين سي سال اخير تغيير و تعديلي اساسي در اصول موجد سوررئاليسم
به صورت جنبشي سازمان يافته پديد نياورده. اگر به رغم همه اين ها،
تفاوتي نمايان ميان گرايش هاي سوررئاليسم در 1920 و 1950 مشاهده مي كنيم،
به اين علت است كه عرصه جست و جو هاي ما بسيار گسترده تر شده،
اين جستار ها هر چند در آغاز كم و بيش محدود به قلمرو شعر بود،
امروز از آن فراتر رفته است.
آندره برتون
از متن گفت و گو با خوسه م. والورده
نشريه كورئو ليتراريو ، مادريد ، سپتامبر 1950
Tanha
12-11-2008, 08:34 PM
در ادبیات سبکی بسایر سخت و زیباست و.و. نمونه ان بوف کور هدایت که هم درکش سخت است هم احتمالا نوشتنش برای عامه ....
vBulletin® v3.6.8, Copyright ©2000-2009, Jelsoft Enterprises Ltd.