PDA

View Full Version : مشاعره با شعر هاي خودتان


Baharjoon
12-09-2006, 10:51 AM
شعر ها و نثر های خود را می توانید در
موضوع شعر ها و نوشته های ادبی خودتان (http://www.tabadolnazar.com/forum/showthread.php?t=18057&page=8) ارسال نمایید.

این موضوع جهت مشاعره با شعر های خودتان است.

جهت مشاعره با شعر های دیگر شاعران
می توانید به بخش تفریح و سرگرمی مراجعه نمایید.

Baharjoon
12-09-2006, 10:53 AM
تو را من دعوت ميكنم اي خاطره جان

بيا مشاعره تا در بري جان

من و تو و اهالي تبادل

بريم لذت از اين همه تامل:P

KHATEREH
12-09-2006, 11:27 AM
لاله گون آخر شوي جان بهار
سرخ گشتي ، ر بده ، تو كم نيار
يه كم هم من رو تشويق كنيد

Baharjoon
12-09-2006, 11:32 AM
راه را هموار كن خاطره جان

از كنارم رد شو با ترس جان:X

Hamid_38
12-09-2006, 11:38 AM
لاله گون آخر شوي جان بهار
سرخ گشتي ، ر بده ، تو كم نيار
يه كم هم من رو تشويق كنيد


=D> =D> =D> :)>- ;) :* :-" :-"

KHATEREH
12-09-2006, 11:39 AM
راه را هموار كن خاطره جان



از كنارم رد شو با ترس جان:X

نه نمي ترسم ز شعر خوب تو
يه كمي وحشت كنم از چوب تو:M14:

Hamid_38
12-09-2006, 11:41 AM
راه را هموار كن خاطره جان



از كنارم رد شو با ترس جان:X



=D> :)>- ;) >:D< :-$ :-" :-"

Baharjoon
12-09-2006, 11:44 AM
[quote=KHATEREH;815144]نه نمي ترسم ز شعر خوب تو



يه كمي وحشت كنم از چوب تو:M14:




و تو را وحشت چنان برداشته اي نازنين

كه تو و ياران شديد جمله همه نقش زمين :D

KHATEREH
12-09-2006, 11:50 AM
[quote=KHATEREH;815144]نه نمي ترسم ز شعر خوب تو




يه كمي وحشت كنم از چوب تو:M14:




و تو را وحشت چنان برداشته اي نازنين


كه تو و ياران شديد جمله همه نقش زمين :D

نون مده تند تند ، مگر نانوا شدي
شاعري مشهور و بي پروا شدي

Baharjoon
12-09-2006, 11:53 AM
[quote=KHATEREH;815154][quote=Baharjoon;815153]
نون مده تند تند ، مگر نانوا شدي

شاعري مشهور و بي پروا شدي




يه كمي يواش برو يواش برو

نون من سردر گمي ميده به تو ميده به تو

KHATEREH
12-09-2006, 12:04 PM
[quote=KHATEREH;815154][quote=Baharjoon;815153]
نون مده تند تند ، مگر نانوا شدي

شاعري مشهور و بي پروا شدي




يه كمي يواش برو يواش برو


نون من سردر گمي ميده به تو ميده به تو

واي از دست تو و اين شعر ناب
گيج گشتم ، مي خورد اين كله تاب
نگي كم مي آرم ، سرعتم پايين اومده بخدااااااااااااااااااااا

Baharjoon
12-09-2006, 12:06 PM
[quote=Baharjoon;815157][quote=KHATEREH;815154]
واي از دست تو و اين شعر ناب
گيج گشتم ، مي خورد اين كله تاب

نگي كم مي آرم ، سرعتم پايين اومده بخدااااااااااااااااااااا


با توام اي خاطره ، اي شيرين عسل

به خودت نده زحمت ، افتادي عقب:D

Boshra
12-09-2006, 12:08 PM
بهارا ای بهار خاطر انگیز!
شوی غره به این تاپیک دره!

Baharjoon
12-09-2006, 12:11 PM
[quote=بشری;815174]بهارا ای بهار خاطر انگیز!

شوی غره به این تاپیک دره!


نازنين خوش اومدي به اين سرا :X

خشنود فرمودي من و خاطره را@};-

KHATEREH
12-09-2006, 12:12 PM
[quote=KHATEREH;815168][quote=Baharjoon;815157]


با توام اي خاطره ، اي شيرين عسل

به خودت نده زحمت ، افتادي عقب:D

بزن زود كنار دخت شيرين زبان
كه من بنز سوارم ولي تو ژيان:P

Boshra
12-09-2006, 12:13 PM
[quote=بشری;815174]بهارا ای بهار خاطر انگیز!

شوی غره به این تاپیک دره!


نازنين خوش اومدي به اين سرا :X

خشنود فرمودي من و خاطره را@};-


ای دل غافل که شد یار مارا
این بهار و خاطره فهمید مارا

Baharjoon
12-09-2006, 12:16 PM
[quote=KHATEREH;815178][quote=Baharjoon;815170][quote=KHATEREH;815168]
بزن زود كنار دخت شيرين زبان

كه من بنز سوارم ولي تو ژيان:P




يواش برو اي بنز سوار خوش نشين

كي ميگه من ژيانمو و تو بنز قديم :M16:

KHATEREH
12-09-2006, 12:22 PM
[quote=KHATEREH;815178][quote=Baharjoon;815170][quote=KHATEREH;815168]
بزن زود كنار دخت شيرين زبان

كه من بنز سوارم ولي تو ژيان:P




يواش برو اي بنز سوار خوش نشين


كي ميگه من ژيانمو و تو بنز قديم :M16:

ما كه نون داديم در اشعارمان
كم اوردي "يا " گذاشتي جاي آن

Baharjoon
12-09-2006, 12:24 PM
[quote=KHATEREH;815188][quote=Baharjoon;815182][quote=KHATEREH;815178][quote=Baharjoon;815170]
ما كه نون داديم در اشعارمان

كم اوردي "يا " گذاشتي جاي آن



نه خاطره جان اشتباهي ، يا اومده

به بزرگيت ببخش از سر تقصير اومده:X

KHATEREH
12-09-2006, 12:32 PM
[quote=KHATEREH;815188][quote=Baharjoon;815182][quote=KHATEREH;815178][quote=Baharjoon;815170]
ما كه نون داديم در اشعارمان

كم اوردي "يا " گذاشتي جاي آن



نه خاطره جان اشتباهي ، يا اومده


به بزرگيت ببخش از سر تقصير اومده:X

هميشه عذر ، بخشيدم و رفتم
كلامي از نبخشيدن نگفتم
ولي در پيش تو اي جان خواهر
اگر تو هفتصدي ، اين بنده هفتم

Baharjoon
12-09-2006, 12:37 PM
هميشه عذر ، بخشيدم و رفتم
كلامي از نبخشيدن نگفتم
ولي در پيش تو اي جان خواهر

اگر تو هفتصدي ، اين بنده هفتم



من و شعر و بهار و اين صداقت

همه مخلص اين مهر و رفاقت@};-

KHATEREH
12-09-2006, 12:46 PM
هميشه عذر ، بخشيدم و رفتم

كلامي از نبخشيدن نگفتم
ولي در پيش تو اي جان خواهر

اگر تو هفتصدي ، اين بنده هفتم



من و شعر و بهار و اين صداقت


همه مخلص اين مهر و رفاقت@};-

تمام شد اعتبار كارتم اي دوست
اگر چه همصدايي با تو نيكوست:X
بيا فردا در اين تاپيك زيبا
بگو شعر و بكن از كله ام پوست :D

فردا ، شايدم بعد از ظهر همين جا منتظرتم با ت
فعلا دست خدا به همرات=;

Baharjoon
12-09-2006, 12:54 PM
[quote=KHATEREH;815209]تمام شد اعتبار كارتم اي دوست

اگر چه همصدايي با تو نيكوست:X
بيا فردا در اين تاپيك زيبا
بگو شعر و بكن از كله ام پوست :D

فردا ، شايدم بعد از ظهر همين جا منتظرتم با ت

فعلا دست خدا به همرات=;



تو را من ميكنم پوست ، از كله تا پا

كه ديگر با بهاري نشي ،هم همرزم و همپا

برو اي يار شيرين سخن من

كه فردايت چنان باشد كه بي نا

( يعني بي رمق):P

KHATEREH
12-09-2006, 04:43 PM
[quote=KHATEREH;815209]تمام شد اعتبار كارتم اي دوست


اگر چه همصدايي با تو نيكوست:X
بيا فردا در اين تاپيك زيبا
بگو شعر و بكن از كله ام پوست :D

فردا ، شايدم بعد از ظهر همين جا منتظرتم با ت

فعلا دست خدا به همرات=;



تو را من ميكنم پوست ، از كله تا پا

كه ديگر با بهاري نشي ،هم همرزم و همپا

برو اي يار شيرين سخن من

كه فردايت چنان باشد كه بي نا


( يعني بي رمق):P

الا يا ايهـــــــــــــا الاهل تبادل@};-

ببينيد كه چه مي گويد اين گل

مرا ترسـاند از رزمي كه فردا

جوابش مي دهــم مانند بلبل

منم آن رستم و با گرز شعرم

نترس جانم چرا اينطور شدي هل

اگر جوّ ، گيردم در كـــــــارزاري

و يا قاطي كنم ، يك كم شوم خفل

بجوشد چون سماور طبع شعرم

و دائم مي زند آهنگ قــفــل قـــفل

بهار جان ، ما دو تا چون كوه هستيم

و اين تاپيك باشد مثل يك پـــفــــل

پلي كه رابط است بين دل مـــــا

و كفــــّل شــــاعران اين تبـــــــادل@};-

:M26: :M26: :M26:

Baharjoon
12-10-2006, 05:11 AM
احس باریک الله=D> =D> =D> =D>
منم خیلی مشتاقم بدونم کی برنده میشه
اما طرف کسی و هم نمیگیرم چون هر دوتون از دوستان نازنین من هستید و هر دوتون رو خیلی دوست دارم:X :*


ممنونم همصدا جون :*

بزار حميدرضا نشنوه خدايي شعر گفتنش بيسته :-$

ولي سعي ميكنم كم نيارم:> :>

Baharjoon
12-10-2006, 05:12 AM
احسن به هردوتا تون@};-@};- @};- @};-



ممنونيم مريم جون:* :*

Baharjoon
12-10-2006, 05:24 AM
[quote=KHATEREH;815340][quote=Baharjoon;815215]
الا يا ايهـــــــــــــا الاهل تبادل@};-

ببينيد كه چه مي گويد اين گل

مرا ترسـاند از رزمي كه فردا

جوابش مي دهــم مانند بلبل

منم آن رستم و با گرز شعرم

نترس جانم چرا اينطور شدي هل

اگر جوّ ، گيردم در كـــــــارزاري

و يا قاطي كنم ، يك كم شوم خفل

بجوشد چون سماور طبع شعرم

و دائم مي زند آهنگ قــفــل قـــفل

بهار جان ، ما دو تا چون كوه هستيم

و اين تاپيك باشد مثل يك پـــفــــل

پلي كه رابط است بين دل مـــــا

و كفــــّل شــــاعران اين تبـــــــادل@};-

:M26: :M26: :M26:



لب را فرو بستم و چيزي نگفتم
به اين شعر اكتفا كرده و گفتم
شتر در خواب بيند پنبه دانه
گهي لپ لپ خورد گه دانه دانه
كه گر جوش آورد اين طبع شعرت
بهاري كم نيارد از لطف مهرت:> :> :>

Baharjoon
12-10-2006, 05:28 AM
بهارجون تبریک میگم:X
چرا اینهمه وقت استعدادتونو رو نکرده بودین=D>


سلام اي دوست عزيز تر از جان

گهي با من بودي و گهي با خاطره جان

همينجا تو بگو در آخر كار

تو با مني يا اون يكي يار:P

Baharjoon
12-10-2006, 07:55 AM
بهار جون من همیشه با تو بوده ام و خواهم بود :X :X :X


الا اي دوست خوب و دلنشينم

عجب شهامتي من از تو ديدم

اگر خاطره جان تو رو وبيند

من و تو رو به زير تيغ گزيند:P

KHATEREH
12-10-2006, 08:08 AM
[quote=KHATEREH;815340][quote=Baharjoon;815215]
الا يا ايهـــــــــــــا الاهل تبادل@};-

ببينيد كه چه مي گويد اين گل

مرا ترسـاند از رزمي كه فردا

جوابش مي دهــم مانند بلبل

منم آن رستم و با گرز شعرم

نترس جانم چرا اينطور شدي هل

اگر جوّ ، گيردم در كـــــــارزاري

و يا قاطي كنم ، يك كم شوم خفل

بجوشد چون سماور طبع شعرم

و دائم مي زند آهنگ قــفــل قـــفل

بهار جان ، ما دو تا چون كوه هستيم

و اين تاپيك باشد مثل يك پـــفــــل

پلي كه رابط است بين دل مـــــا

و كفــــّل شــــاعران اين تبـــــــادل@};-

:M26: :M26: :M26:



لب را فرو بستم و چيزي نگفتم
به اين شعر اكتفا كرده و گفتم
شتر در خواب بيند پنبه دانه
گهي لپ لپ خورد گه دانه دانه
كه گر جوش آورد اين طبع شعرت

بهاري كم نيارد از لطف مهرت:> :> :>

تمام عمر گفتي كم نياري
كه مثل ابري و شبنم بباري
گهي مانند پاييز دل انگيز
زماني شعر سبز نوبهاري
قبول ، اما در اين سرماي آذر
منم شوفاژ و تو مثل بخاري:D

Baharjoon
12-10-2006, 08:33 AM
[quote=KHATEREH;815685][quote=Baharjoon;815583][quote=KHATEREH;815340]
تمام عمر گفتي كم نياري
كه مثل ابري و شبنم بباري
گهي مانند پاييز دل انگيز
زماني شعر سبز نوبهاري
قبول ، اما در اين سرماي آذر

منم شوفاژ و تو مثل بخاري:D



تو هم اي خاطرات خوب و شيرين

خيلي به شعرت و خودت مينازي

روحش لطيف و دلنوازه اين بهاري

گرفته تو و شعرت رو به بازي:P

KHATEREH
12-10-2006, 09:01 AM
[quote=KHATEREH;815685][quote=Baharjoon;815583][quote=KHATEREH;815340]
تمام عمر گفتي كم نياري
كه مثل ابري و شبنم بباري
گهي مانند پاييز دل انگيز
زماني شعر سبز نوبهاري
قبول ، اما در اين سرماي آذر

منم شوفاژ و تو مثل بخاري:D



تو هم اي خاطرات خوب و شيرين

خيلي به شعرت و خودت مينازي

روحش لطيف و دلنوازه اين بهاري


گرفته تو و شعرت رو به بازي:P

يار من اي كه تو شعرت همه لطف است و صفا

رد پاي پيكاســـــــــو مانده به شعــــر تو بجا:D

يك نصيحت كنــــمت ، جـــــــــان بهار گوش نمـا

اندرين اين بــــــــــــــازي اشعار ، بيـــــا بهر خدا

پرچم صلــــــــــح برافراز ، ببر دست هــــــــــوا

گو به من باختــــــه ام ، بسته ديگــــه رحم نما
:)>- :)>- :)>-

Baharjoon
12-10-2006, 09:12 AM
[quote=KHATEREH;815705][quote=Baharjoon;815692][quote=KHATEREH;815685][quote=Baharjoon;815583]
يار من اي كه تو شعرت همه لطف است و صفا

رد پاي پيكاســـــــــو مانده به شعــــر تو بجا:D

يك نصيحت كنــــمت ، جـــــــــان بهار گوش نمـا

اندرين اين بــــــــــــــازي اشعار ، بيـــــا بهر خدا

پرچم صلــــــــــح برافراز ، ببر دست هــــــــــوا

گو به من باختــــــه ام ، بسته ديگــــه رحم نما

:)>- :)>- :)>-


اي كه تو همه شعرت ، صفا و كرمه
در كلامت اين همه ، مهر و محبت منه

تو نصيحت گوش كن ، جان دلا
خود قبول كردي شوي هم رزم ما :M16:

پرچم جنگ من و تو برافراز
همچنان اين گوي و ميدان ، سر به راز;)

KHATEREH
12-10-2006, 09:59 AM
اي كه تو همه شعرت ، صفا و كرمه
در كلامت اين همه ، مهر و محبت منه

تو نصيحت گوش كن ، جان دلا
خود قبول كردي شوي هم رزم ما :M16:

پرچم جنگ من و تو برافراز
همچنان اين گوي و ميدان ، سر به راز;)

[/quote]
زرد گشته صورتم از ترس رزم
شعرف چون گرز و عزمي كرده جزم
آن طرف بانو بهار ، رستم شده
خاطره ، افراسياب و خم شده
نو بهار بر تن بپوشيد يك زره
خط حطي كرد جامه ي اين خاطره
پست زد هي پشت اشعارش زود
خاطره از كله اش برخاست دود
پس به يكباره به آن گرز گران
زد به فرق خاطره ، گفت نوش جان
خاطره زان ضربتش بي هوش شد
شير بودي و به پيشش موش شد
رزم پايان گشت و دست بالا برد
خاطره در پيش آن دوشيزه گرفد
حال اي اهل تبادل ، شاعران
زودتر داخل شويد در اين ميان
يك حريف مي خواهد اين بانو بهار
همره خود حافظ و سعدي بيار

KHATEREH
12-10-2006, 10:00 AM
ذوق نكن عزيز جان ، هماهنگي شده با ارشدان



اسم تاپيك رو كنيم با همگان ، تا شوند همه همراهمان:P \:D/

زورقي را كه من و تو ساختيم
و اندرين بحر صفا انداختيم
به شناگرهاي اين سايت بگو
كه شما برديد و ما هم باختيم

Hamid_38
12-10-2006, 10:51 AM
زورقي را كه من و تو ساختيم

و اندرين بحر صفا انداختيم
به شناگرهاي اين سايت بگو

كه شما برديد و ما هم باختيم

بي همگان به سر شود ، بي تو بسر نمي شود
داغ تو دارد اين دلم جاي دگر نمي شود

Hamseda
12-10-2006, 09:49 PM
ممنونم همصدا جون :*


بزار حميدرضا نشنوه خدايي شعر گفتنش بيسته :-$


ولي سعي ميكنم كم نيارم:> :>


قربونت عزیزم:*
من همچنان هر دوتون رو تشویق میکنم=D>

Nemayan
12-10-2006, 10:57 PM
بهار از خاطره بسيار دارم
بهار و خاطره بسيار دارم
بهار ما بهار جان و دلهاست
ز خاطر خاطره خاطر مصفاست
عجب سايتي تبادل نام كرده
به هر جا دلبري دل دام كرده
بهارو خاطره هردو عزيزند
چرا در و گهر بر هم نريزند؟
بداهه كرده بيدادو رقابت
نمايان هان برند از روي آبت
همه عاشق و رند و نظر باز
فسون از خاطره آن هم(بهار) نظر.باز
دگر از خاطر و خاطر نويسان
بهاران جز بهار نايد به دوران

ببخشيد اگر بيجا اومدم :M26:

Baharjoon
12-11-2006, 08:30 PM
بهار از خاطره بسيار دارم
بهار و خاطره بسيار دارم
بهار ما بهار جان و دلهاست
ز خاطر خاطره خاطر مصفاست
عجب سايتي تبادل نام كرده
به هر جا دلبري دل دام كرده
بهارو خاطره هردو عزيزند
چرا در و گهر بر هم نريزند؟
بداهه كرده بيدادو رقابت
نمايان هان برند از روي آبت
همه عاشق و رند و نظر باز
فسون از خاطره آن هم(بهار) نظر.باز
دگر از خاطر و خاطر نويسان
بهاران جز بهار نايد به دوران

ببخشيد اگر بيجا اومدم :M26:


آقا شما لطف کردید و بابت شعر زیبا و قشنگتون هم ممنونم:M26:

نگاهت آشنا و پر ز لطف بود

تمام گفته هات شعر حضور بود

اگر این خاطره جان لطف میکرد

ز بهر شعرتان سروده میکرد

جواب مهرتان را داده بودیم

ز لطفتان تشکر کرده بودیم %%-

KHATEREH
12-14-2006, 10:42 AM
مرا در وصف او ( نمايان ) شعر بسيار است
ولي اينك مخم تحت فشار است
جوابش مي دهم با نرگس و ياس
كه اين تاپيك مخصوص بهار است
نمايان و بهار با همصدايش
عجب اسماي شيريني قطار است
نمي جوشد شعر من نمايان
دلم ضعف مي رود وقت ناهار است::>

Baharjoon
12-14-2006, 11:10 AM
مرا در وصف او ( نمايان ) شعر بسيار است



ولي اينك مخم تحت فشار است
جوابش مي دهم با نرگس و ياس
كه اين تاپيك مخصوص بهار است
نمايان و بهار با همصدايش
عجب اسماي شيريني قطار است
نمي جوشد شعر من نمايان

دلم ضعف مي رود وقت ناهار است::>



تو را خاطره جان ضعف از ناهار نیست

ز بس از مخ کشیدی کار توان نیست

برو چند روزی ، خونه استراحت

که این تبادل بیند ، روزی راحت :D

Nemayan
12-14-2006, 12:29 PM
ز شعر و شاعري رونق به بار است
زلطف خاطره گويي بهار است
يكي مطبوع و آن يك هم دل آرا
به كمبودش بگو چنگ است و تار است
بهار و خاطره درگير اشعار
به چشم حاسدان يك مشت خار است
ز كل كلها مشو دلگير و نالان
كه اين كل كل به از صد لاله زار است
تبادل شد تبادل زين تبادل
زمستان آمد و گويي بهار است
دمت گرم و دلت گرم و سرت گرم
بهار و خاطره سرگرم كار است
به ما شد اين مسلم تا به امروز
بداهه موم دست اين دو يار است

Baharjoon
12-14-2006, 04:26 PM
تو رو ای جان تبادل ، شاعر اندیش

کنون شده نمایان ، از پس و پیش

عجب شعری سرودی ، جان خاطر

به دلهامان نشست ، به به تو شاعر

من و خاطره ، ممنونیم و شاکر

که شاید دوستان هم گردند ، ماهر @};-

KHATEREH
12-25-2006, 04:26 PM
يكي بود يكي نبود ، يه روزي بود كه دلا ، همه مهربون بودن
ساده و صميمي و صادق و همزبون بودن
كينه توي سينه ها جايي نداشت
چشمها با هم ديگه ، حس آشنايي داشت
توي كوچه هاي تنگ ، زير سايه درختاي بلند
دستها تو دست هم ، گرم و آسوده بودن
نه دلا سياه بودن ، نه چشا نا پاك و آلوده بودن
لب جوي خاطره ، قايقاي كاغذي بود كه رو آب شنا مي كرد
روي ديوار هاي كاهگلي شهر ، يادگاريهاي ما بود كه همو صدا مي كرد
وقتي مهتاب مي تابيد ، روي آب حوض زندگي ما
انگاري فرشته هاي نقره اي ، مي پريدن تو حياط از اون بالا
وقتي كه بارون ميزد ، توي قاب پنجره
عطر خاك گلدونا ، مي پيچيد تو خاطره
سكوت برف تو زمستون برامون ، خواب رويايي مي شد
قصه هاي كرسي مادر بزرگ ، مثل لالايي مي شد
خنده گل برامون ، مژده عيد و بهارو مياورد
از تو صندوقخونه سينه ما ، همه غبار غمها رو مي برد
خش خش برگاي خشك ، قارقار كلاغا توي آسمون
خبر شروع فصل عاشقي رو مي فرستاد برامون
يكي بود يكي نبود ، حيف شد كه اين زمون
از همه ي اين قشنگيها ديگه هيچي نموند

Hamseda
01-02-2007, 11:53 PM
دیگر قلبم طاقت سنگینی تو را ندارد
دیگر حتی سایه ها هم برایم سنگینند
دیر زمانیست که قلب خود را نیز
به سختی حمل می کنم
دستت را از روی شانه ام بردار
دیگر وجودتت سنگین است
وقتی با آن چشمان سردت به من خیره می شوی
سرمای زمستان وجودم را فرا میگیرد
و تمام هستی ام یخ می زند
یخ
سرد
سنگین
دیگر وجودت آرامم نمیکند
برو
بی تو بودن بهتر است
هر چند سخت اما
بی تو بودن
بهتر است از زمانی که
در برابر دیدگانم از دست بروی
بـرو!...

(ببخشید اگر مسخره بود اما حرف دل بود :( )

KHATEREH
01-03-2007, 05:39 PM
نفرين خاطره
از جلوي چشام برو ، برو برو اي خاطره
برو ديگه نگاهتم ، مي خوام كه از يادم بره
برو كه بي خيالم و ، ديگه باهات كار ندارم
قسم به اون خدا ديگه ، اسم تو رو نمي آرم
برو كه عاشقي برات ، معني يه بازي رو داشت
شكستن دلم واست ، چه ساده بود كاري نداشت
برو ديگه دروغ نگو ، ادا واسه من در نيار
كنار پر افاده ها ، بشين و هي كلاس بذار
برو كه تو از اولم ، مث من عاشق نبودي
قربوني چشات شدم ، عشقم و لايق نبودي
برو ديگه خوب مي دونم ، كارت فقط زرنگي بود
تو شب تنهايي من، حرفات همش دو رنگي بود
برو ولي عمرا اگه ، يكي رو پيدا بكني
دل سياهتو بازم ، تو دل اون جا بكني
الهي كه با اون چشات ، بخت سياتو ببيني
از آسمون انتظار ، ستاره غم بچيني
الهي كه روزي بياد ، ببيني ياري نداري
خط روي قلبت مي كشن ، اما واسه يادگاري
برو ولي بدون كه تو ، زندگيمو دادي به باد
هميشه نفرين مي كنم ، مث خودت گيرت بياد
وقتي به اونجا رسيدي ، كه ديگه چاره نداره
نفرين تلخ خاطره ، حرفامو يادت بياره

KHATEREH
01-04-2007, 05:19 PM
خواهش مي كنم همصدا جان :M26:
اشك شب
چرا دلهاي پاك و بي نشونه ، بدام حسرت دلدار مونده
چرا در هاي و هوي اين زمونه ، صداي غصه بي غمخوار مونده
چرا همرنگ خون قلب عاشق ، نداره لحظه ها بوي شقايق
از اون آواز پرشور دقايق ، فقط تكرار طــوطي وار مونده
چرا در قلب تار كهكشونها ، ستاره ها شدن تنهاي تنهـا
از اون تور عروس آسمونها ، سياه سايه بر ديوار مونده
چرا خورشيد شد فانوس بي رنگ ، لب دريا بدون موج آهنگ
شكسته شيشه ها از كينه سنگ ، نگاه پنجره غمبار مونده
چرا روي گل گلدون شكسته ، فقط شبنم ز اشـك غـم نشسته
بدون باغبون تنهـــــا و خسته ، ميون صفحه گلزار مونده
چرا تنها و غمگينه گل ياس ، ميون كوچه باغ سبز احساس
از اين تاريكي آيينه پيداس ، كه مهتاب شبم بيمـار مونده
چرا مهر سكوت بين لبها ، شكسته گرمي پرشور تبها
فقط تنهــايي كــابوس شبها ، ميــون بسترش بيدار مونده
چرا لبخندها جايي نداره ، تو عكســـايي كه زيبايي نــــــداره
ديگه ديوونه شيدايي نداره ، در اين دنيا فقط هشيار مونده
چرا در خونه هاي سرد و خالي ، شده خاكستري گلهاي قالي
عصا و عينك و قد هلالي ، تو صندوقخونه اسرار مونده
چرا در انزواي شهر غربت ، شده بيگانگي مانند عادت
نجابتها ، رفاقتها ، صداقت ، به مسلخ رفته و بر دار مونده نمونده
چرا از دل نمي گيره سراغي ، لب پيمونه و پيمان سـاقي
از مي و ميخونه باقي ، وليكن بتكده بسيار مونده
چرا رسم كتاب آشنايي ، شده آغـــاز با اسم جدايي
بجاي همدلي و همصدايي ، فقط خودخواهي و انكار مونده
چرا در اين غروب ساكت غم ، نشسته خاطره در بنـد ماتـــم
سرود اشك شب مانند شبنــــم ، به داغ چهره اشعـــار مونده
ح.ر.توكلي84 (خاطره )

Nemayan
01-05-2007, 07:53 PM
دلها ز اوضاع جهان هر دم پريشان ميشود
آرامش درياي دل دمساز طوفان ميشود
از درونم كودكيهابا نشاط وجذبه نيست
زين سبب طفل درون بيمار و گريان ميشود
از همدلي و هم زبا ني هيچ آثاري نماند
دوستيها بي شك درون سينه زندان ميشود
با همه بيدردي افراد عاطف سوز در دنياي ما
باز هم گويي كه عشق درمان ميشود ؟
بس در اين دنياي حيران بيوفايي رسم شد
چشم چون بيند وفا گويي كه حيران ميشود
چون ميسر نيست مارا گفت و گوي عاشقي
عشق چون آتش درون سينه پنهان ميشود
دم مزن (مجمر) در اين اوضاع زشور عاشقي
ماجراي عاشقي كم كم به دستان ميشود .
محمد حسين باراني (مجمر) ( نمايان)

Hemaseh
01-05-2007, 10:16 PM
مشاعره به ياد خاطرات

دلت را خانهء ما كن مصفــــــــــــا كردنش با من
به ما درد دل افشــــا كن مداوا كردنش بــا من


اگر گم كرده اي اي دل كليــــــــــــد استجابت را
بيا يك لحظـــه با ما باش پيــــدا كردنش با من


بيفشان قطره اشكي كه من هستم خريدارش
بياور قطـــــــره ای اخلاص دريـــــــا كردنش با من


اگر درهـــــا به رويت بسته شد، دل بدمكن بازآ
در اين خانــــه دق الباب كــــن وا كردنش با من


به من گو حاجت خــــود را .. اجابت مي كنم آنی
طلب كن آنچه مي خواهي ... مهيا كردنش بامن


چو خوردي روزي امروز، ما را شكــــر نعمت كن
غم فردا مخــور ... تامين فــــــــردا كردنش با من


به قرآن آيـــــــهء رحمت فراوان است اي انسان
بخوان اين آيه را تفسيــر و معنا كردنش با من

بيا قبل از وقوع مرگ و روشن كن حسابت را
بياور نيك وبد را ؛جمع و منها كردنش با من


اگر عمري گنــــه كردي مشــــو نوميد از رحمت
تو نام توبـــــه را بنويس امضــاء كردنش با من

Hemaseh
01-05-2007, 10:17 PM
نيمشب ها گردشي مستانه در باغ نياز

پاكي عيسي گزيدن عطر مريم داشتن



با صفاي دل ستردن اشك بي تاب يتيم

در مقام كعبه چشمي هم به زمزم داشتن



تا برآيد عطر مستي از دل جام نشاط

در گلاب شادماني شربت غم داشتن


مهتر رمز بزرگي در بشر داني كه چيست؟

مردم محتاج را بر خود مقدم داشتن

KHATEREH
01-06-2007, 04:55 PM
چرا توي زندگيمون ، هميشه يه خود پرستيـــم
باغرور و كينه هامون ، دل شيشه رو شكستيم
چرا گلهـــاي محبت ، خشكيده تو باغ سينــه
ميون بستر چشما ، خوابيده نفرت و كينــه
چرا مــاه آشنايي ، پشت ابر و سايه مونـــده
تو هواي شهـــر غربت ، ناله همسايه مونده
چرا دستــاي رفاقت ، داره از ســرما مي لرزه
ديگه يك دنيا صداقت ، به پشيـزي نمي ارزه
چرا كار مــا هميشه ، ديكته و فشـــار و زوره
حتي از حساب و منطق ، حرفاي ما دور دوره
چرا با غرور كاذب ، بي خيـال و سرفرازيـــم
نداريم ترسي از اون روز ، كه همه چيزو ببازيم
چرا جام آبـــرو ، مي شكنيــم با سنگ تهمت
پــاك نمي شه از كتابا ، چرا ايـــن واژه غيبت
چرا ما جاي حســادت ، مهربوني رو نداريـــم
به جاي زخم زبونهــــا ، همزبــــوني رو نياريم
چرا قلب سنگــــي ما ، مثل آيينــــه نباشه
شبا همراه ستـــــاره ، نور اميــــد رو نپـــاشه
چرا ما به فكر خـــاك ، خشك گلدونها نبــوديم
با لب تـــــرانه آب ، زنــــدگي رو نسروديم
چرا ما عاطفــه ها رو ، كنـــــج ويرونه نبرديم
حتي يك جرعه محبت ، از لب چشمه نخورديم
چرا پاك و ساده مثل ، دل بچه ها نخنديم
شاديها وقتي كه در زد ، درو روي اون نبنديم
چرا ما تو اين هياهو ، با بديهــــا هم نشينيـم
توي قاب اين زمونه ،*چهره خود رو مـــي بينيم
ما يه روز مي آيم به دنيا ، يه روزم از اينجا ميــــريم
بهتره تو اين دو روزه ، خوبيهــا رو ياد بگيريم
پس بيا تا قدر هم رو ، توي اين سفر بدونيم
مي گذره سفر ولي ما ، توي خاطـرا بمونيــــم

Roshanak
01-07-2007, 10:00 AM
می تونم با یه بغل یاس سپید !
واسه تو قاصد خوشبختی باشم !

می تونم تو بد بیاری زمون !
واسه تو یه دنیا آرزو باشم!

Hamseda
01-13-2007, 10:37 PM
من اگر ساکت و تلخم
یا اگر شبیه دردم
فکر نکن سنگی و سردم
عاشقم ، عاشق دردم

Baharjoon
01-22-2007, 08:32 AM
[quote=Hemaseh;825174]نيمشب ها گردشي مستانه در باغ نياز




پاكي عيسي گزيدن عطر مريم داشتن



با صفاي دل ستردن اشك بي تاب يتيم

در مقام كعبه چشمي هم به زمزم داشتن



تا برآيد عطر مستي از دل جام نشاط

در گلاب شادماني شربت غم داشتن


مهتر رمز بزرگي در بشر داني كه چيست؟

مردم محتاج را بر خود مقدم داشتن


نرد اين اوصاف شعر و جنگف اين خوب و بدي


سالهاست سر ميكند در گفته وشعر بديع


عشق مردم در دل خود داشتن ونيك سيرتي

جان من

رمز بزرگي در بشر،خوش طينتي است

mohsen_kh.63
05-20-2008, 09:01 PM
تا داشتم دلي،به كنارم نيامدي
آنگـاه آمـدي كه به كـارم نيامدي

.Behrooz.
05-21-2008, 09:18 AM
ای پادشه خوبان ، داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد،وقت است که باز آیی
دائم گل این بستان شاداب نمی ماند
دریاب ضعیفان را در وقت توانایی

mis_soli
05-21-2008, 12:37 PM
یارب چی بگویم از غم تنهایی
جانم به لب امد اما نرسید هم زبانی

Hich Kas
07-19-2008, 07:54 AM
یار من یار نبود
بس که وفادارنبود
عشق را سایه می زد
سر به هر کس با این بهانه میزد

ninaberkehbasafa
08-10-2008, 02:59 PM
در ميكده ام : چو من بسي اينجا هست
مي حاضر و من نبرده ام سويش دست
بايد امشب ببوسم اين ساقي را
اكنون گويم كه نيستم بيخود و مست
در ميكده ام : دگر كسي اينجا نيست
داند رجامم دگر نمي صهبا نيست
مجروحم و مستم و عسس مي بردم
مردي ، مددي ، اهل دلي آيا نيست ؟

Sheyda Vahedi
08-10-2008, 04:09 PM
تو را در فراسوی عشق ، تور ا در تپش های ناب


میان حقیقت و عشق ، درون صداقت و رؤیا و خواب


تو را یافتم در دلم


تو را ساختم با دلم


تو را با تپش های ناب ...

iranemanl
08-14-2008, 11:55 AM
اگر گویم تو با خدای من برابری
تو عشق ورزیدن
اگر گویم تو بالاتر از خدای عشقی
تو عاشق شدن
اگر گویم مجنون به پایت نرسید
تو مجنون شدن
اگر گویم کم آورد عشق فرهاد
تو کوه کندن
همه رو راست گفتم
تو تکی در راه عشق و صداقت
پس به پاکی صداقتت میپرستمت
ای عشق جاودانه من....

kianaalone
10-08-2008, 11:43 AM
گر یروز خواستی یروز ی سر به ماهم بزنی
اینو بدون عوض شده ادرس خونمون همین
شده دیار باقی و برگشتی هم نداره
اینو بدون اگه بیای دیگه راهی نداره
...

iranemanl
10-14-2008, 02:43 PM
مگیر از من تو ای دل عطر خوش اقاقی
من خود مستم زعشق بدون می و ساقی