View Full Version : دو بیتی ها و تک بیتی های ناب
Hamid_38
05-02-2006, 09:44 AM
عالم از شور و شر عشق خبر هيچ نداشت....فتنه انگيز جهان نرگس جادوي تو بود
Hamid_38
05-02-2006, 09:45 AM
هرگز وجود حاضر غايب شنيده اي...من در ميان جمع و دلم جاي ديگر است
Farzaneh Shadi
05-02-2006, 09:50 AM
خدیا چنان کن سرانجام کار
تو خوشنود باشی و مارستگار
Hamid_38
05-02-2006, 09:58 AM
از تو به كه نالم كه دگر داور نيست...
وز دست تو هيچ دستي بالاتر نيست
rohallah
05-06-2006, 07:57 AM
گرید و سوزد و افروزد و نابود شود
هر که چون شمع بخندد به شب تار کسی
بی گمان دست در اغوش نگارش ببرند
هر که یک بوسه ستاند ز لب یار کسی
تقدیم به شما دوستان عزیز
Gharibeh.tt
05-09-2006, 05:42 AM
گرگ زمانه نبود حريف جنگيدن..........تو پلنگ تيز پنجه رادريدن.......زراه وحيلت روباه پيش ايد.......او براي انتقام خويش ايد
Mohammad.H
05-10-2006, 06:20 AM
دوست داري ؟
دوست داري ، مثل بچه ها برايت
تيله هاي شرابي جمع كنم
دوست داري برايت بميرم
تا يك جمجمه ي ترسناك براي قشنگي خانه ات باشم
دوست داري ?
rohallah
05-13-2006, 07:41 AM
تشکر بچه ها شعر های قشنگی بود
حالا این شعر سهراب رو گوش بدید
من به اندازهء یک ابر دلم میگیرد
وقتی از پنجره می بینم حوری
دختر بالغ همسایه
زیر کمیاب ترین نارون روی زمین
فقه می خواند
Hamid_38
05-13-2006, 08:08 AM
از تموم دنیا و دار و ندارش
شونه هاتو کم دارم برای بارش
زخمی خنجر زهر آگین یارم
تو که تازه اومدی تنها نذارم !
به چشام خوب خیره شو ، ببین چه پیرم
منو دریاب خوب من ، دارم می میرم
دیگه حتی نایی نیست برای گفتن
خیلی وقته تو سکوت غم اسیرم
غربتم رو آشنایی کن بهارم
روزامو دریاب عزیز ، دور شد قطارم
تنها یک ثانیه " عاشقی " بجز این
هیچ توقعی از این روزا ندارم
یک لحظه خوبی به من بده
از من بگیر روح و تنم
برای یک لحظه خوشی
به هر دری در می زنم
برگردون عمر رفتمو
حتی واسه یه ثانیه
دل خوش کنم ، حتی دروغ
از من مگه چی باقیه ؟ ...
Hamseda
05-13-2006, 01:46 PM
جانا همه امید من امروز تویی
هستند دگران ولیک دلسوز تویی
شادند جهانیان به نوروز و به عید
عید من و نوروز من امروز تویی
...
Hamseda
05-13-2006, 01:47 PM
ای نو بهر خندان، از لامکان رسیدی
چیزی به یار مانی، از یار ما چه دیدی؟
خندان و تازه رویی، سر سبز و مفشکبویی
همرنگ یار مایی یا رنگ از او خریدی؟
...
Hamseda
05-13-2006, 01:49 PM
نگار من تویی و یار غمگسار تویی
وگر بهار نباشد مرا بهار تویی
چه گونه یابم با درد ففرقت تو قرار
که جان و دل را آرامش و قرار تویی
شکار کردی جانا دل مرا و مرا
ز دام عشق به دست آمده شکار تویی
مباد عمر من و روزگار من بی تو
که شادی و طرب عمر و روزگار تویی
مرا نه جان هست امروز و نه جهان بی تو
از آن که جان و جهان من ای نگار تویی
...
Hamseda
05-13-2006, 01:51 PM
دلا تا تو زمن دوری نه در خوابم نه بیدارم
نشان بیدلی پیداست از گفتار و کردارم
دلا تا تو زمن دوری ندانم بر چه کردارم
مرا بینی چنان بینی که من یکساله بیمارم
دلا با تو وفا کردم کزین بیشت نیازارم
بیا تا این بهاران را به شادی با تو بگذارم
...
Hamid_38
05-13-2006, 02:05 PM
http://tinypic.com/jakv9u.jpg
Baharebitaraneh
07-02-2006, 08:48 PM
شب تاریک و سنگستان موم است
قدح از دست مو افتاد ونشکست
نگهدارنده اش نیکو نگه داشت
وگرنه صد قدح نفتاده بشکست
Nastaran-SH
07-02-2006, 09:07 PM
امشب ای ماه به درد دل من تسکینی
آخر ای ماه تو هم درد من مسکینی
Nastaran-SH
07-02-2006, 09:08 PM
یارب مباد کز پا جانان من بیفتد
درد و بلای او کاش بر جان من بیفتد
من گر زپا بیفتم درمان درد من اوست
درد آن بود که از پا درمان من بیفتد
Miran
07-02-2006, 11:03 PM
سیه چشمی به کار عشق استاد
به من درس محبت یاد میداد
مرا از یاد برد آخر ولی من
به جز او عالمی را بردم از یاد
kaneh
07-03-2006, 08:13 AM
يادش بخير پدر را كه مي گفت به استاد فرزند مرا عشق بياموزو دگر هيچ
Hamid_38
07-03-2006, 09:06 AM
در آن هستی که خلوت بی نشان بود ..
به گنــــج نيستـــی عالـــم نهـــان بود..
Hamseda
07-04-2006, 11:14 PM
سـلام به همگی دوستان گلم
و ممنونم از خان داداش از تاپیک قشنگش اما برای من یک سوال به وجود اومده. خان داداش مگه اینجا تاپیک دو بیتی نیست پس چرا تک بیتی می نویسید؟ :D
اگه منظور همون تک بیتی بوده باشه تا اونجا که یادمه تاپیک تک بیتی های ناب داشتیم:-?
خب به هر حال....
@};-
اي نو بهار خندان ، از لامکان رسيدي
چيزي به يار ماني ، از يار ما چه ديدي؟
خندان و تازه رويي ، سر سبز و مفشکبويي
همرنگ يار مايي يا رنگ از او خريدي؟
Hamseda
07-04-2006, 11:15 PM
اين دل مسکين من اسير هوا شد
پيش هزاران هزار گونه بلا شد
هر چه بگويم ز من نگر که نگيري
عقل جدا شد ز من که يار جدا شد.
....
Hamseda
07-04-2006, 11:20 PM
ار انگبين لبی ، سخنت تلخ از چه راست؟
ور ياسمين بر تو به دل چون که آهني؟
ما را جگر به تير فراق تو خسته گشت
اي صبر ، بر فراق بفتان ، نيک جوشني!
.....
Hamseda
07-04-2006, 11:22 PM
آنها که هواي عشق موزون زده اند
هر نيمشبي سجاده در خون زده اند
نشنيدستي که عاشقان ، خيمه ي شب
از گردن هفت چرخ ، بيرون زده اند.
....
Fatima
07-05-2006, 09:00 AM
حالا اگه یه بیتی باشه چی میشه؟
ما که ازسرخاک دریار سوختیم
یاد آور صبا که نکردی حمایتی
Nemayan
07-08-2006, 07:56 AM
جاميست كه عقل آفرين ميزندش
صد بوسه ز مهر بر جبين ميزندش
اين كوزه گر دهر چنين جام لطيف
ميسازد و باز بر زمين ميزندش
pargol
07-10-2006, 10:17 AM
[/quote]
سر سبزترین بهار تقدیم تو باد آوای خوش هزار تقدیم تو باد گویند که لحظه ایست روییدن عشق آن لحظه هزار بار تقدیم تو باد :M26: تقدیم به همگی;)
Nemayan
07-11-2006, 11:10 PM
اسرار ازل را نه توداني و نه من
وين حرف معما نه تو خواني و نه من
هست اندر پس پرده گفتكوي من وتو
چون پرده برافتد نه تو ماني ونه من[-X
Miran
07-12-2006, 11:13 AM
تو ای سپرده دلم را به دست ویرانی
همین تویی تو که شاید دو قطره پنهانی
شبی که با تو درافتد غم پشیمانی
سرشک تلخی در مرگ من می افشانی
...@};-
Hamid_38
07-12-2006, 11:26 AM
مرا دردي است اندر دل كه درمانش نمي دانم
جوابي هم نمي آيد ز هر در هر كه را خوانم
http://us.i1.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/tsmileys2/40.gifhttp://us.i1.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/tsmileys2/40.gif (http://www.avayeno.com/taranehha.php)
هواي ديده طوفاني، دلم درياي محنتها
گهي مي بارد اين ابر و گهي مي غرد اين دريا
http://us.i1.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/tsmileys2/40.gifhttp://us.i1.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/tsmileys2/40.gif
دلم چون مرغ در بندي كه از بند و قفس رسته
پناهش ده كه بر بامت پناه آورده بنشسته
http://us.i1.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/tsmileys2/40.gifhttp://us.i1.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/tsmileys2/40.gif
يكي مي نالد از غربت ، دگر مي گويد از هجران
كدامين دردو من گويم كه هم اين دارم و هم آن
http://us.i1.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/tsmileys2/40.gifhttp://us.i1.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/tsmileys2/40.gif
بسان آهويي وحشي بدام تو گرفتارم
و ليكن اندرين صحرا به عشقت تا ابد مانم
(http://www.avayeno.com/taranehha.php)
Nemayan
07-12-2006, 02:15 PM
يادگار عشق داغي در دل ديوانه ماند
شمع رفت از انجمن خاكستر پروانه ماند
گريه ام در دل گره شد ناله ام بر لب شكست
واي بر قفلي كه مفتاحش درون خانه ماند
Nemayan
07-29-2006, 10:32 PM
جز ياد تو در دلم قراري نبود
اي دوست به جز تو غمگساري نبود
ديوانه شدم زعقل بيزار شدم
خواهان تو را به عقل كاري نبود
Liliyome sefid
07-29-2006, 10:42 PM
ندارد باغ پاییزی رخ زردی که من دارم
نمیداند کسی حال مرا دردی که من دارم
Liliyome sefid
07-29-2006, 10:52 PM
تو صاحب درد بودی ناله سر کن
خبر از درد بی دردی نداری
بنال ای دل که مرگت زندگانیست
بمیر ای دل که مرگت زندگانیست
Liliyome sefid
07-29-2006, 10:59 PM
چقدر سخت است که ببینی و ندانی
و انگاه که ندیدی
بدانی که دستان کوچکت
چه دیر بزرگ شد
Liliyome sefid
07-29-2006, 11:14 PM
پرواز من و غم پریدن تا کی؟
در شهر شما غزل شنیدن تا کی؟
رفتی و فقط بهانه هایت باقیست
تنها شدن و تورا ندیدن تا کی؟
Liliyome sefid
07-29-2006, 11:19 PM
ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم
امید ز هرکس که بریدیم بریدیم
دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند
از گوشه بامی که پریدیم پریدیم
Farzaneh Shadi
07-30-2006, 04:11 PM
قومي متفكرند در مذهب و دين
جمعي متحيرند در شك و يقين
ناگاه برآورد منادي ز كمين
كاي بيخبران راه نه آن است و نه اين
Nemayan
07-30-2006, 08:50 PM
گر بر سر كوي تو نباشم چه كنم؟
گر واله روي تو نباشم چه كنم؟
ايجان جهان به تارموي تو اسير
گر بسته موي تو نباشم چه كنم؟%%-
Fery_bala
08-04-2006, 11:51 AM
salam bacheha byayn ghashangtarin meraii ro ke ta hala shenidin ro begiin khodam shorooe mikonam
Fery_bala
08-04-2006, 11:51 AM
tooye in shahre sholoogh yek ashena kenaram nist
hatta yek ham aseda vase ghalbe bigharam nist
Fery_bala
08-04-2006, 01:50 PM
kesi ye sher balad nist byad bege ahahahahahaha fekr mikardim iraniha vaghean honar daran ha
vali mesle inke ye shero nemitonan to hafezashoon nigar daran
motaassefaaaaaaaaaam
ahahahahahahahahahahahahahahahah
Gia_b13
08-04-2006, 08:48 PM
تويي كه رنگ چمشات رنگ نگاه ماهه............تويي كه رنگ موهات رنگ شب سياهه
به من بگو ببينم عاشق شدن گناهه...........يه عمر اين دل ما غريب وچشم به راهه
Miran
12-26-2006, 03:33 PM
dani chera raze nahan ba to nagoftam??????????
tooti sefati
taghate asrar nadari!!!!!!!!!!!!!
Hamid_38
12-26-2006, 03:39 PM
جانا همه امید من امروز تویی
هستند دگران ولیک دلسوز تویی
شادند جهانیان به نوروز و به عید
عید من و نوروز من امروز تویی
...
KHATEREH
12-26-2006, 04:37 PM
دردا كه دلم به هيچ درمان نرسيد
جانم به لب آمد و به جانان نرسيد
در بي خبري عمر به پايان آمد
وافسانه ي عشق تو به پايان نرسيد
Hamseda
12-26-2006, 10:15 PM
ابر همی گرید چون عاشقان
باغ همی خندد معشوق وار
رعد همی نالد مانند من
چون که بنالم به سحرگاه زار
Hamseda
12-26-2006, 10:17 PM
رگبار صدای ما نخشکیده هنوز
فریاد رسای ما نخشکیده هنوز
ما و سر تسلیم به دشمن، هرگز
خون شهدای ما نخشکیده هنوز
Hamseda
12-26-2006, 10:18 PM
فقیر و تشنه ی لطف تو هستم
دل مشتاق خود را بر تو بستم
بکوی عاشقی باید بگیری
عزیزا، نازنینا، گوش و دستم
Hamseda
12-26-2006, 10:19 PM
کی باشد و کی، که باز آیم سویت!؟
چون سرمه کشم به دیده خاک کویت!؟
تو چون گل خندان شوی از شادی و من
پروانه صفت کنم دما دم بویت
Hamseda
12-26-2006, 10:21 PM
تا حادثه در دل دقایق رویید
صد موج، به شانه های قایق رویید
رد یا دل ما، به خون خود غلطی زد
از زخم شقیشه اش، شقایق رویید
Hamseda
12-26-2006, 10:22 PM
بگریز ز حشر تند خویان، بگریز
بگریز ز قرب فتنه جویان، بگریز
بگریز ز پیش یاوه گویان، بگریز
بگریز ز وعده ی دو رویان، بگریز
KHATEREH
12-27-2006, 05:24 PM
ناشادي ما گر سبب شادي غير است
شادم كه بمانم من و ناشاد بمانم
من نام خود از دفتر ايام زدودم
چون نيستم آن خاطره كه درياد بمانم
Hamseda
01-02-2007, 11:42 PM
خیال روی تو را، می برم به خانه ی خویش
چو بلبلی که برد گل به آشیانه ی خویش
Hamseda
01-02-2007, 11:43 PM
کامم اگر نمی دهی، تیغ بکش مرا بکش
چند وعده خوش کنم، جان به لب رسیده را؟
KHATEREH
01-03-2007, 06:04 PM
برون نمي رود از خاطرم خيال وصالت
اگر چه نيست وصالي ولي خوشم به خيالت
KHATEREH
01-03-2007, 06:07 PM
اي عشق در آتش تو فرياد خوش است
هر كس كه در آتش تو افتاد خوش است
بيداد خوش است از تو در هستي ما
خاكستركي سپرده بر باد خوش است
KHATEREH
01-03-2007, 06:10 PM
طرح چشمان قشنگت در اتاقم نقش بسته
شعر مي گويم برايت در قفس غمگين و خسته
من چه تنها و غريبم بي تو در درياي هستي
ساحلم شو غرق گشتم بي تو در درياي مستي
KHATEREH
01-03-2007, 06:13 PM
فاصله را تو يادم دادي
وقتي با لبخند دور شدي از من
فاصله يعني تو
Hamseda
01-03-2007, 11:18 PM
دو چشمانت بجز دام هوس نیست
به فریاد دلم فریادرس نیست
مگر یک عمر در خون غوطه خوردن
برای یک دل دیوانه بس نیست؟
Hamseda
01-03-2007, 11:19 PM
چو عشق آموختم، آتش گرفتم
چو داغ افروختم، آتش گرفتم
چه گویم: شعله از خاکسترم ریخت
خدایا! سوختم، اتش گرفتم
Hamseda
01-03-2007, 11:21 PM
چشم انتظار آمدنت مانده ام بسی
مردم از این صبوری و اندوه بی کسی
غم روی غم نهادم و غمخانه شد دلم
جان بر لبم رسید، به دادم نمی رسی؟
Hamseda
01-03-2007, 11:23 PM
از آتش عشق دمبدم می سوزم
عمری است که من در تب غم می سوزم
چون قطره فنت شدم به دریای وجود
ین طرفه که در عین عدم می سوزم.
Hamid_38
01-04-2007, 08:15 AM
زل زدم . خيره شدم . پلك زدم . محو شدم
يك نظر عشق مرا در دلش اغاز نكرد ....!!!
Hamid_38
01-04-2007, 08:16 AM
گذارت بر دل ديوانه افتاد
عجب گنجي در ين ويرانه افتاد
خورشيد اگر گم شود از عرصه ي عالم
من از دست تو گيرم به لب بام برارم
Hamid_38
01-04-2007, 08:17 AM
در معركه چشمانت شوقي است
كه حجم تمامي دوست داشتن ها را پلك ميزند
دوست ان نيست كه هر دم پيشت باشد
دوست ان است كه هر دم به يادت باشد
Hamid_38
01-04-2007, 08:18 AM
از آتش عشق دمبدم می سوزم
عمری است که من در تب غم می سوزم
چون قطره فنت شدم به دریای وجود
ین طرفه که در عین عدم می سوزم.
سپاس =D> =D> =D>
KHATEREH
01-04-2007, 05:16 PM
روبروم شب و سياهي
بي كسي پشت سرم
نمي تونم كه بمونم
بايد از تو بگذرم
دارم از نفس مي افتم
تو هجوم سايه ها
كاشكي بشكنه دوباره
بغض اين گلايه ها
اون مي شكنه تو چشماي تو تصوير منه
گم شدن تو اين شب برهنه تقدير منه
KHATEREH
01-04-2007, 05:45 PM
يارم چه ميخواند مرا
آيد ندا از كوي او
دائم دلم پر ميزند
هر لحظه هر دم سوي او
من بي اراده ميروم
تا كوي يار نازنين
بندي شده بر پاي دل
آن حلقه گيسوي او
در دل ز شوق وصل او
صد ناله آيد نيمه شب
بر دل ز مژگانش رسد
تير كمان ابروي او
شبها كه از تنهايي ام
بوي غم آيد بر مشام
دستي كشم بر روي شب
با ياد رنگ موي او
اشكم كه از هجران او
هر صبحدم جاري شود
چون ژاله رخسار گل
دارد هميشه بوي او
هجرش چنان اخگر زند
بر قلب زار خسته ام
تا دست تسليم عاقبت
بالا برم بر روي او
Hemmati
01-13-2007, 03:27 AM
خـوبـرويـان جـهـــان رحــم نــدارد دلـشـــان
بايد از جان گذرد هر که شود عاشـقـشـان
روزی کـه ســرشـتــنــد ز گفــل پـيــــکرشـان
سنگی اندر گفلشان بود همان شد دلشان
Miran
01-13-2007, 10:50 AM
گفتي ستاره موندنيست
ديدي ستاره هم شكست؟
عهدي ميان ما نبود
عهد نبسته هم گسست...
Khanomy
01-13-2007, 03:39 PM
گفتم که لبت، گفت لبم آب حیات ***** گفتم دهنت، گفت زهی حب نبات
گفتم سخن تو، گفت حافظ گفتا ****شادی همه لطیفه گویان صلوات
Khanomy
01-22-2007, 05:11 PM
قائم نه به ذات خویشی ای مرگ
موصوف صفات خویشی ای مرگ
من خوبت و یا بدت ندانم
مفهوم مجردت ندانم
پستت کند آنکه پست میرد
بالایت از او شکست گیرد
Khanomy
01-22-2007, 05:11 PM
تو به من فرصت جبران ندادی
تو به شکستم وعده آغاز ندادی
Khanomy
01-22-2007, 05:12 PM
گر حيات جاودان بي عشق باشد مرگ باشد
ليك مرگ عاشقان باشد حيات جاوداني
Khanomy
01-22-2007, 05:12 PM
شرح درد دل ما حوصله میخواهد وبس
که نگفتیم ونگوییم پس از این با کس
Khanomy
01-22-2007, 05:13 PM
من راز چشمان تو را عمري است از بر كرده ام
با ياد آن افسانه ها ، مژگان خود تر كرده ام
Khanomy
01-22-2007, 05:21 PM
رميده از سراي من ؛ غزال بادپاي من
تا ببرد به پيش او ، صداي غصه هاي من
Khanomy
01-22-2007, 05:21 PM
سينه ساييدم به چين روزگار ، اما چه شد
مي كنم ياد آوري هر آنچه را بر من گذشت
Khanomy
01-23-2007, 02:22 PM
هیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو
اندر دل آتش برا پروانه شو پروانه شو
Khanomy
01-23-2007, 02:24 PM
ای یوسف آخر سوی این یعقوب نابینا بیا
ای عیسی پنهان شده بر طارم مینا بیا
Khanomy
01-23-2007, 02:24 PM
تورا من زهر شیرین خوانم ای عشق
که غیر از زهر شیرینت ندانم
فریدون مشیری
Hemmati
02-26-2007, 01:07 AM
اسباب هنر يكسره بر گرد من است
حرفي كه دلي جوشد از آن ورد من است
شادم كه پس پنجره و اندي با من
آني كه ماند است ، شاگرد من است
Setayesh_74
02-26-2007, 07:21 AM
ديروزها كسي را دوست مي داشتي
اين روزها دلتنگي ، تنهايي ، تنها
تمام عمر به همين سادگي گذشت
KHATEREH
02-26-2007, 08:09 AM
ياقوت لب لعل تو ياقوت مرا قوت
ياقوت نهم نام لب لعل تو يا قوت
Miran
02-26-2007, 07:35 PM
مي روم شايد فراموشت كنم
با فراموشي هم آغوشت كنم
مي روم از رفتنم دل شاد باش
از عذاب ديدنم آزاد باش
Samira
03-17-2007, 09:08 AM
در همه شهر ندیدست کسی مستی من
زان که مست می عشق از همه هشیار تر است
Miran
03-17-2007, 05:15 PM
چمن ها بي تو زيبايي ندارد
بهار و گل دلارايي ندارد
فريب كس نخوردم جز تو اي يار
كه ديگر كس فريبايي ندارد
Miran
03-17-2007, 05:17 PM
تا كي دلت از چرخ حزين خواهد بود
با محنت و درد همنشين خواهد بود
خوش باش كه روزگار پيش از من و تو
تا بود چنين بود و چنين خواهد بود
Radin
03-17-2007, 08:03 PM
ای دوست این گلستان زندان من است گر تو هم باشی این زندان گلستان می شود
Varzi
03-17-2007, 08:10 PM
این کوزه چومن عاشق زاری بوده ست
دربند سرزلف نگاری بوده بوده ست
این دسته که برگردن اومی بینی
دستی است که برگردن یاری بوده ست
Miran
03-18-2007, 02:41 PM
آن شب كه دلي بود به ميخانه نشستيم
آن توبه صدساله به پيمانه شكستيم
از آتش دوزخ نهراسيم كه آن شب
ما توبه شكستيم ولي دل نشكستيم
Varzi
03-18-2007, 10:59 PM
این یکدوسه روزنوبت عمر گذشت
چون آب بجو یبار وچون باد بدشت
هرگز غم دو روزمرا یاد نگشت
روزیکه نیامده ست وروزیکه گذشت
Yatha'ahu
03-19-2007, 01:32 AM
نيمه شب است.قلم در دستم ...
دلم غمگين و عزادار...دلم تنها...
در اين ميان انگار سکوت است
که سکوت مرا مي شکند...
Radin
03-19-2007, 03:52 PM
تو که با بلند و نازنینی تو که شیرین لب وعشق آفرینی کنارم لحظه ای بنشین چه حاصل که فردا بر سر قبرم نشینی
Samira
03-31-2007, 12:49 PM
گرچه گلچین نگذارد که گلی باز شود
تو بخوان، مرغ چمن، بلکه دلی باز شود
"اخوان ثالث"
Varzi
04-11-2007, 11:28 PM
دریاب که از روح جدا خواهی رفت
درپرده اسرار فنا خوا هی رفت
می نوش ندانی از کجا امده ای
خوش باش ندانی بکجا خواهی رفت
_____________________________________
خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی وما رستگار
Yatha'ahu
04-12-2007, 12:21 AM
گر وصال است از تو قسمتم گر فراق
هست هر دو بر من دیوانه خوش
من چنان در عشق غرقم کز توام
هم غرامت هست و هم شکرانه خوش
Varzi
04-13-2007, 11:13 PM
آنقصر که جمشید در اوجام گرفت
آهو بچرا کرد وروبه ارام گرفت
بهرام که گور میگرفتی همه عمر
دیدی که چگونه گور بهرام گرفت
________________________________
خدایاچنان کن سرانجام کار
توخوشنودباشی ومارستگار
زندگی آب روان است . روان می گذرد...
هرچه تقدیر من و توست . همان می گذرد...
Varzi
04-20-2007, 02:59 PM
در گوش دلم گفت فلک پنهانی
حکمی که قضا بود زمن میدانی
درگردش خویش اگر مرا دست بدی
خود را برهاندمی زسر گردانی
Nefrin
04-26-2007, 12:33 PM
به من بگو چه کار کنم با این همه دلواپسی
من مونده ام اسیر غم,تو سرزمین بی کسی
دلم باید رها بشه بره به شادی برسه
به تنهائی و غم و اه باید بگه بسه .بسه
فرزانه
04-26-2007, 08:44 PM
همه موسم تفرج به چمن روند و صحرا
تو قدم به چشم من نه بنشین کنار جویی
Hamseda
04-26-2007, 11:28 PM
گریان به کنج خلوت دل می برم پناه
آید رسد به گوش خدا ناله های من
در خویش می گریزم و فریاد می زنم
یار مرا به من برسان ای خدای من
Samira
04-29-2007, 11:48 AM
نردبان اين جهان ما ومني است
عاقبت اين نردبان افتادني است
لا جرم هر كس كه بالاتر نشست
استخوانش زودتر خواهد شكست
Hamid_38
04-29-2007, 12:28 PM
http://i14.tinypic.com/47x110j.gif
چو شبنمي شوم براي روي خوش نگار گل
مرا به گلستان ببر به وقت هر بهار گل
Varzi
04-29-2007, 11:07 PM
ساقی چمن گل را بی روی تو رنگی نیست
شمشاد خرامان کن تا باغ بیارا ئی
ای در د توام درمان دربستر ناکامی
وی یاد تو ام مونس در گوشه تنهائی
دردایره قسمت ما نقطه تسلیمیم
لطف آنچه تواندیشی حکم آنچه تو فرمائی
Miran
04-30-2007, 11:45 AM
از دست تو رنجيدم و چيزي نگفتم
با ديگران ديدم و چيزي نگفتم
كلي سفارش كرده بودي من نفهمم
اين نكته را فهميدم و چيزي نگفتم
Varzi
04-30-2007, 07:15 PM
هر دوست که دم زد زوفا دشمن شد
هر پاک روی که بود ترا دامن شد
گویند شب آبستن و اینست عجب
کو مرد ندید از چه آبستن شد
Hamid_38
05-02-2007, 08:55 AM
در همه شهر ندیدست کسی مستی من
زان که مست می عشق از همه هشیار تر است
Varzi
05-11-2007, 10:30 PM
اگر شراب خوری جرعه ای فشان بر خاک
ازآن گناه که نفعی رسد بغیر چه باک
shirazi
05-12-2007, 09:50 AM
dar in donya kemardanash asa az kor midozdand man az khoshbavari inja mohabat arezo kardam
shirazi
05-12-2007, 09:58 AM
khobroyan jahan rahm nadarad deleshan bayad az jan gozarad har keshavad ashegeshan
roze aval kenahadand zegel peykareshan sangi andar geleshan bod kean shod deleshan
Shaere bozorg
05-16-2007, 07:36 AM
خدمت آقا/خانم هم صدا عرض سلام دارم.
با توجه به ذوق شاعرانه ی شما علاقه دارم در صورت امکان شعر زیر و شعری را که امروز با عنوان ( سخن یک شاعر ) نوشتم مطالعه کرده و نظرتان را به mail من ارسال کنید.
بی شک نظرات شما در پیشرفت شعر هایم موثر خواهد بود.
f.bagheri@hotmail.com
-------------------------------------------------------------------
خط عدم بکش بر این جان همیشه زار من
یا که مبر ز یاد خود این دل داغدار من
زورق دل را که برد سیل غمت در شط عشق
خسته شود در ره عشق، قایق وصله دار من
تحفه که در قمار عشق آید همی به چنگ من
ناله ی حسرت و غم چشم خمار یار من
رشوه به ابر غم دهم تا ببرد به آسمان
تا نگرم به عشوه ی لاله ی پر شرار من
بوته ی سبز دل در این گردش روزگار غم
زرد شد و برفت همه جز تن همچو خار من
باده ی غم را بخورم در قدح و کاسه ی دل
دل چو شکست چه خورم؟ وای به روزگار من
قاضی دادگاه عشق حکم قصاص من دهد
تا که تقاص دل دهد ای تن سربدار من
روشنی صبح غزل تیره شود با عدمت
پس نرو و بشو چو مه باین شب تیر و تار من
----------------------------------------
مرسی
Hadibq007
05-16-2007, 11:48 PM
در آرزوی بوس و کنارت مردم
وز حسرت لعل آبدارت مردم
قصه نکنم دراز کوتاه کنم
بازآ بازآ کز انتظارت مردم
حافظ @};-
Shaere bozorg
05-17-2007, 08:18 AM
می خوردن و شاد بودن آیین منسـت
فارغ بودن ز کفر و دیـــن دین منست
گفتم به عروس دهر کابین تو چیست
گفتا دل خرم تو کابین منســـــــــــــت
Shaere bozorg
05-17-2007, 08:22 AM
این قافـــــله ی عمرعجب می گذرد
دریـاب دمی که با طـــــرب می گذرد
ساقی غم فردای حریفان چه خوری
پیش آر پیاله را که شــــب می گذرد
------------------------------------------
خیام نیشابوری
Golnaz joon
07-01-2007, 11:48 AM
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که در این گنبد دوار بماند
Golnaz joon
07-01-2007, 11:49 AM
ای که از کوچه معشوقه ما می گذری
بر حذر باش که سر شکند دیوارش
Golnaz joon
07-01-2007, 11:50 AM
زکویت رفتم و الماس طاقت بر کمر بستم
عهد کردم که با یار دیگر پیمان نبندم امان امان ای یار
Golnaz joon
07-01-2007, 11:51 AM
زندگي رسم خوشايندي نيست
زندگي تنديسي است که به نابودي ما مي خندد
Golnaz joon
07-01-2007, 11:54 AM
عشق را درچشمان تو ديدن هم چه زيباست
بر در ميخانه مردن در هوايت هم هويداست
لحظه اي با غمزه اي قلب مرا كندي ز جا
آب گشتن از نگاهت اينچنين آري چه غوغاست
Golnaz joon
07-01-2007, 11:55 AM
مي رسد روزي که بي من روز ها را سر کني
مي رسد روزي که مرگ عشق را باور کني
مي رسد روزي که تنها در کنار عکس من
نامه هاي کهنه ام را مو به مو از بر کني
Golnaz joon
07-01-2007, 12:28 PM
خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد خواهان کسی باش که خواهان تو باشد
Golnaz joon
07-01-2007, 12:29 PM
انکه پر نقش زد این دایره مینایی کس ندانست که درگردش پرگار چه کرد
د ر نمازم خم ابروی تو دریاد امد حالتی رفت که محراب به فریاد امد
Shaere bozorg
07-01-2007, 05:25 PM
از متنای قشنگتون ممنونم.
Shaere bozorg
07-01-2007, 05:27 PM
این قافله ی عمر عجب می گذرد
دریاب دمی که با طرب می گذرد
ساقی غم فردای حریفان چه خوری
پیش آر پیاله را که شب می گذرد
..Kavir..
07-02-2007, 09:58 AM
يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نکنيم
پر پروانه شکستن هنر انسان نيست گر شکستيم ز غفلت،من و مايي نکنيم
يادمان باشد سر سجاده عشق جز براي دل محبوب دعايي نکنيم
يادمان باشد از امروز جفايي نکنيم يا که در خويش شکستيم صدايي نکنيم
يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بي سرو پايي نکنيم
Hamid_38
07-02-2007, 10:07 AM
زين گلستان، درس ديداري كه مي خوانيم ما
اينقدر آيينه نتوان شد كه حيرانيم ما
عالمي را وحشت ما، چون سحر آواره كرد
چين فروش دامن صحراي امكانيم ما
غير عرياني لباسي نيست تا پوشد كسي
از خجالت، چون صدا در خويش پنهانيم ما
هر نفس بايد، عبث، رسواي خودبيني شدن
تا نمي پوشيم چشم از خويش، عريانيم ما
در تغافل خانه ي ابروي او، چين مي كشيم
عمرها شد نقشبند طاق نسيانيم ما
Tabassom
07-14-2007, 10:27 PM
منم که شهره ی شهرم به عشق ورزیدن
منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن
وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم
که در طریقت ما کافریست رنجیدن....
Tabassom
07-14-2007, 10:28 PM
برآن بودم که از آهن کنم دل
ندانستم که تو آهن ربایی
قاانی شیرازی
Mohsen.tarahi
07-15-2007, 03:43 AM
این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود
هر که فکرت نکند نقش بود بر دیوار
به جهان خرم از آن که جهان خرم از اوست
عاشقم بر همه عالم چو همه عالم از اوست
Hamid_38
07-15-2007, 07:39 AM
دنیا خوشست و مال عزیزست و تن شریف ---------- لیکن رفیق بر همه چیز مقدم است
تمام مهربانانرا بخود نامهربان کردم--------------- بامیدی که سازم مهربان نامهربانی را
آنرا که جای نیست همه شهر جای اوست --------- درویش هر کجا که شب آید سرای اوست
در سـخن گـفتن خطای جاهلان پیدا شود---------------تیر کج چون از کمان بیرون رود رسوا شود
Miran
07-17-2007, 02:31 PM
شيشه نزديكتر از سنگ ندارد خويشي
هر شكستي كه به هر كس برسد از خويش است
Tabassom
07-22-2007, 10:57 AM
ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست ؟
منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست ؟
حافظ
Hamid_38
08-05-2007, 12:01 PM
مي برد عشق از زمين تا آسمان ارواح را
زين دليل آسماني هر كه غافل ماند ماند
عشق معشوق اختياري نيست
عشق از آن سان كه تو شماري نيست
Hamid_38
08-05-2007, 12:04 PM
مي خور كه عاشقي نه به كسب است و اختيار
اين موهبت رسيد ز ميراث فطرتم
دم دركش از ملامتم اي دوست زينهار
كاين درد عاشقي به ملامت فزون شود
Miran
08-05-2007, 05:43 PM
شبي بي حوصله رفتي دعا كردم كه برگردي
خدا را تا سحر آن شب صدا كردم كه برگردي
من از آواز پاييزي شدم دلگير و ميدانم
چه بيهوده دلم را مبتلا كردم كه برگردي
Varzi
08-10-2007, 11:12 PM
دمیرود زدستم صاحبدلان خدارا
دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
کشتی شکستگانیم ای باد شرطه بر خیز
باشد که باز بینم دیدار آشنارا
ده روزه مهر گردون افسانه است وافسون
نیکی بجای یاران فرصت شمار یارا
ای صاحب کرامت شکرانه سلامت
روزی تفقدی کن درویش بینوارا
Tabassom
08-26-2007, 11:22 PM
باز كن پنجره را
من تو را خواهم برد
به سر رود خروشان حيات
آب اين رود به سرچشمه نمي گردد باز
بهتر آنست كه غفلت نكنيم از آغاز...
Sarvenaz
09-04-2007, 02:47 PM
راهي بزن كه آهي بر ساز آن توان زد
شعري بخوان كه با آن رطل گران توان زد
sarina
09-05-2007, 09:14 PM
با دل آرامی مرا خاطر خوش است.................. کز دلم یکباره برد آرام را
Sarvenaz
09-12-2007, 07:09 PM
اگر چه سستی عشقم خراب کرد ولی
اساس هستی من زان خراب اباد است
DJHamid
09-13-2007, 01:34 AM
به شیر شتر و خوردن و سوسمار
عرب را به جایی رسید است کار
که تاج کیانی کند آرزو
تفو بر تو ای چرخ گردون تفو
Shaere bozorg
09-13-2007, 05:46 AM
از تن چو برفت جان پاک من و تو
خشتی دونهند بر مغاک من و تو
آنگاه برای خشت گور دگران
در کالبدی کشند خاک من و تو
Samira
09-16-2007, 09:32 AM
فی الجمله اعتماد مکن بر ثبات دهر
کاین کارخانه ای ست که تغییر می کنند
"دکتر پرهام انگلس"
Miran
09-20-2007, 09:28 PM
من در اين كلبه خوشم
تو در آن اوج كه هستي خوش باش
من به عشق تو خوشم
تو به عشق هر كه هستي خوش باش
DJHamid
09-21-2007, 04:34 AM
ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه می پنداشتیم
Shaere bozorg
09-21-2007, 05:41 AM
فاش می گویم و از گفته ی خود دلشادم
بنده ی عشقم و از هر دو جهان آزادم
Sarvenaz
10-01-2007, 06:44 PM
به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم
بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم
Tabassom
10-02-2007, 08:18 PM
خیال تو چو باران دلپذیر است
شکفتن در هوایت بی نظیر است
از این پس در غروب ساکت شهر
دل من بی حضورت گوشه گیر است!!
DJHamid
10-02-2007, 10:03 PM
ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم
غم هجران تو را چاره ز جایی بکنیم
Lever
10-03-2007, 03:59 PM
او که خودش را زمن آزرده بود
گفت که از نطفه ی غم زاده بود
هرچه دلش داشت به یغما سپرد
جز دل مسکین که خودش برده بود
Baran e Del
10-03-2007, 10:34 PM
حالا که دلی شبیه دریا داری ،
مرداب تری غیر ِمن آیا داری ؟
من یکسره در فکر ِ رسیدن به توام
تو ، یک سری و هزار سودا داری
یا حق..
Lever
10-03-2007, 10:40 PM
آشفته دلی خفته در این خلوت خاموش
او زاده غم بود ز غمهای جهان گشت فراموش
Baran e Del
10-03-2007, 11:06 PM
ساقيا امشب صدايت با صدايم ساز نيست
يا که من بسيار مستم يا که سازت ساز نيست
ساقيا امشب مخالف مي نوازد تار تو
يا که من مست وخرابم يا که تارت تار نيست.
یا حق...
Lever
10-03-2007, 11:17 PM
میخانه اگر ساقی صاحب نظری داشت
میخواری و مستی ره و رسم دگری داشت
پیمانه نمی داد به پیمان شکنان باز
ساقی اگر از حالت مجلس خبری داشت ...
Baran e Del
10-03-2007, 11:38 PM
حق با توبود،عمر خوشی ها درازنيست
فرصت نشـــــد تمام تو باشد تمــام من
فرصــت نــشد که با تو خداحافظی کنم
قــمت نشد که سهم تو باشد ســلام من
حالا کمی شـراب بنوش و غزل بخوان
مستی حلال جـان تو،هستی حــرام من
یا حق...
Lever
10-03-2007, 11:44 PM
دوست
دلت همیشه زندان من است
آتشكده عشق تو از آن من است
آن روز كه لحظه وداع من و توست
آن شوم ترین لحظه پایان من است
Tabassom
10-05-2007, 04:34 AM
ان که باز اید مرا از غم رها سازد تویی
درد این اوارگی از تن رها سازد تویی
اگر خانه دل را ویرانه کرده دست غم
ان که این ویرانه را از نو بنا سازد تویی!
Tabassom
10-05-2007, 04:36 AM
جمعه ها پلکاشونو وا می کنن
می کشن به آسمون نگاشونو
اگه از راه نرسی پنجره ها
وقف گریه می کنن دلاشونو
Tabassom
10-05-2007, 04:37 AM
تا بدين منزل نهادم پاي را
از دراي كاروان بگسسته ام
گر چه مي سوزم از اين آتش به جان
ليك بر اين سوختن دل بسته ام!
Shaere bozorg
10-05-2007, 09:04 AM
سزبلندي گر تو خواهي در جهان يكرنگ باش
قالي از صد رنگ بودن زير پا افتاده است
Baran e Del
10-05-2007, 09:42 PM
زلیلی من شنیدم یا علی گفت
به مجنون چون رسیدم یا علی گفت
مگر این وادی دارالجنون است
که هر دیوانه دیدم یا علی گفت
یا حق..
Tabassom
10-11-2007, 12:01 PM
مائیم و می و مطرب و این کنج خراب
جان و دل و جام و جامه در رهن شراب
فارغ ز امید رحمت و بیم عذاب
آزاد ز خاک و باد و از آتش و آب
Tabassom
10-11-2007, 12:04 PM
بين روياي شبانه جستجويت ميكنم
نرگس عشق مني هر لحظه بويت ميكنم
برگ برگ خاطراتم را خزان بر باد داد
اي گل ناز بهاري آرزويت ميكنم..
Shaere bozorg
10-11-2007, 01:14 PM
قومی متفرکنـــــــــــــــــــ ـد اندر ره دین
قومی به گمــــــــــان فتاده در راه یقین
می ترســــــــم از آن که بانگ آید روزی
کای بی خبران راه نه آن است و نه این
Baran e Del
10-18-2007, 10:38 AM
من از روئیدن خار سر دیوار فهمیدم
که ناکس،کس نمی گردد از این بالا نشینی ها
...
یا حق...
Samira
10-20-2007, 10:48 AM
ایزد که جهان به قبضـــه ی قـــدرت اوست
دادست ترا دو چیـــز کان هر دو نکــوست
*
هم سیـــــــرت آنکــه دوست داری کـس را
هم صورت آنکه کـس تو را دارد دوســـت
"نقل از کتاب الکترونیکی دوبیتی های ابوسعید"
Tabassom
10-24-2007, 01:54 PM
عشق را گفتم که تلخی تا به کی
یا بمیران یا رسانم لب به می
گفتش این تلخی همان شیرینی است !!
کز پی ِ آن ، جان بگیرد سر ٌ نی !!
Tabassom
10-24-2007, 01:55 PM
پی ِ مهمانی ِ آن جام که در دست تو بود
آنکه پیشینه ترین می ، ز لب ِ مست ِ تو بود !!
آری ای جان ، پی ِ آن می گردم
پی ِ آن خانه که در ، کوچه ی ِ بن بست ِ تو بود !!
..AmiR..
10-24-2007, 10:33 PM
که چنان زو شده ام بسيار و سامان که مپرس
که چنان زو شده ام بسيار و سامان که مپرس
کس به اميد وفا ترک دل و دين مکند
که چنانم من از اين کرده پشيمان که مپرس
Shaere bozorg
10-26-2007, 05:14 AM
که چنان زو شده ام بسيار و سامان که مپرس
که چنان زو شده ام بسيار و سامان که مپرس
کس به اميد وفا ترک دل و دين مکند
که چنانم من از اين کرده پشيمان که مپرس
فکر کنم بی سر و سامان بوده باشه.
Baran e Del
10-26-2007, 09:51 PM
درد هایم را برایت گفته ام
بشنو اکنون این سکوت تلخ را...
یا حق..
Samirra
10-26-2007, 11:24 PM
نگاهت در زلال آب پیداست
حضور فصل باران با تو زیباست
چگونه با دوبیتی از تو گویم
سزاوار نگاهت بیش از اینهاست
Sarvenaz
10-29-2007, 03:22 PM
دل و دين و عقل و هوشم همه را به باد دادي، ز كدام باده ساقي به من خراب دادي
Tabassom
10-30-2007, 08:48 AM
میون این همه کوچه که به هم پیوسته
کوچه ی قدیمی ما کوچه ی بن بسته...
Tabassom
10-30-2007, 08:49 AM
این که می گویند " آن " خوش تر ز حُسن ...
یار ما این دارد و آن نیز هم ...
Hamid_38
10-30-2007, 09:36 AM
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
Samirra
10-30-2007, 09:36 AM
هر روز دلم به زير باري دگرست
در ديده من ز هجر خاري دگرست
من جهد همي كنم قضا ميگويد
بيرون زكفايت تو كاري دگرست
Hamid_38
10-30-2007, 09:39 AM
آغوش در
دگر گوشی به آغوش درم نیست صدای آشنای باورم نیست
بغیر از لاشه ی پوشیده دل درین خانه کسی هم بسترم نیست
خراج خواب
شب افسانه پردازان گذشته اشت خراج خواب بی پایان گذشته است
به سر پنداری از نو را به پرور جهانی کهنه پنداران گذشته است
کوله بار جدایی
به دوشم کوله باری از جدایی است مرا با کوی هجران آشنایی است
بگوش من هنوز از دور و نزدیک صدای گفتگو های جدایی است
بی صدایی
به هرسویی صدایی بی صدایی است دل درد آشنای من هوایی است
درین ویرانه رستای نگاهم جهانی را هوای کد خدایی است
همدست جنون
صدایم خالی از رنگ و فسون است اگر چه پای تا سر غرق خون است
به بیجان نسخه ی از آتش کین به احساسی که همدست جنون است
باران صبح
جهانی با سیاهی ها هم آغوش شب است و شمع جانها گشته خاموش
من آن باران صبح نوبهارم بیا بر گیر بر زیر دلم دوش
شیشۀ هوش
صدای حنده نوشم شکسته به زیر بار غم دوشم شکسته
بکش پا را زمیدان نگاهم که پُشت شیشۀ هوشم شکسته
زمین زندگی
از آن بیمار و حیران و نزاریم که ما از ریشه فکر مرده داریم
دگرگون کن زمین زندگی را بیا کز نو بهاری را بکاریم
غم رسوایی
علاجی کو غم رسوائیم را شرار شعله شیدایم را
نمی گیرد نگاه دل نشینی سراغ جاده تنائیم را
فصل انتظار
نگاه من چراگاه بهار است مسیر آرزو ها را گذار است
چرا از **** سبزش نیابی که مهماندار فصل انتظار است
آینه دار
سحر را همصدای بی قراریم سروش صبح فصل نوبهاریم
بیا با رنگ و بار ما در آمیز که بوی غنچه را آینه داریم
صدای آبی
صدای آبیم همپای رویاست بهاری را همآغوش تماشاست
به چشم انتظار من نگاهی تورا گر میل همسوی دریاست
رقص روسری
زبانش لهجه ی ناز دری داشت نگاه او جهانی دلبری داشت
همی رقصید و بر دور سر او چه رقص دلنشینی رو سری داشت
کلاس ناز
نگارا خانه ی دل را عروسی میان هر چه دلبر توس توسی
کلاس ناز تو بالای بالاست ببازی بازی همدرس ونوسی
سرمست عشق
میان انجمن هرگز نگنجم به گلگشت وچمن هرگز نگنجم
بیاد او چنان سر مست عشقم که من در بیرهن هرگز نگنجم
نگاه غنچه
دود حیران بهرسو گشت هوشم تعجب میوزد از دشت هوشم
شود ایا نگاه غنچه ی او نهد پا برسر گلگشت هوشم
چشم هوش
دلم را با نگاهی آزمودی بشوخی شوخی از دستم ربودی
ببستی چشم هوشم را بنازی کجا رفتی که بودی وچه بودی
مشعل عشق
میان شاخه های جنگل عشق گذر کردی وگشتی مشعل عشق
چه خوش بر قد نازت مینشیند لباس دلفروزی مخمل عشق
گوش دل
چنان گوش دلم را تاب دادی که بر خاک سیاهش خواب دادی
ببین اورا چسان در کوره ی عشق میان کاسه ی سر آب دادی
Samirra
10-30-2007, 10:02 AM
ای چرخ فلك فغان ز بیداری تو
شادان اَحَدی نگشته در وادی تو
در دور جهان به هر طرف میگشتم
خوشحال كسی نبود ز آبادی تو
Hamid_38
10-30-2007, 10:08 AM
دل باغ تماشا را شکستی
بلور آرزو ها را شکستی
نگاه خویش را بیگانه دیدی
چرا آئینه ما را شکستی
Hamid_38
10-30-2007, 10:09 AM
شنیدم گرچه صد بار از دهانت
که هستم تا که هستم همزبانت
ولی من تشنه بر گشتم زدریا
زدی آخر بجانم نوش جانت
Tabassom
11-03-2007, 01:27 PM
چشمان تو به من می بخشد
شور و عشق و مستی
و تو چون مصرع شعری زیبا
سطر برجسته ای از
زندگی من هستی
Hamid_38
11-03-2007, 03:54 PM
تا تو هستی و غزل هست دلم تنها نیست
محرمی چون تو هنوزم به چنین دنیا نیست
از تو تا ما سخن عشق همان است که رفت
که در این وصف زبان دگری گویا نیست
Hamid_38
11-03-2007, 03:54 PM
آن دوست که عهد دوستداری بشکست .............. می رفت و منش گرفته دامن در دست
می گفت که بعد از این به خوابم بینی ................ پنداشت که بعد از او مرا خوابی هست
Baran e Del
11-03-2007, 09:31 PM
مبتلای شب گیسوی تو بودن زیباستهم دچار خم ابروی تو بودن زیباست...یا حق...
Hamid_38
11-05-2007, 09:21 PM
در دهر چو آواز گـل تازه دهـند
فرماي بتا که مي به اندازه دهند
از حور و قصور و ز بهشت و دوزخ
فارغ بنشين که آن هر آوازه دهند
Hamid_38
11-05-2007, 09:22 PM
افـسوس که نامه جواني طي شد
و آن تازه بـهار زندگاني دي شد
آن مرغ طرب که نام او بود شـباب
افـسوس ندانم که کي آمد کي شد
Baran e Del
11-05-2007, 09:28 PM
در ره عشق از آن سوي فنا صد خطر است
تا نگويي كه چو عمرم بسر آمد رستم....
...
یا حق...
Hamid_38
11-05-2007, 09:33 PM
هر چند که رنگ و بوي زيباسـت مرا
چون لاله رخ و چو سرو بالاست مرا
معـلوم نـشد که در طربخانه خاک
نـقاش ازل بـهر چه آراسـت مرا
Hamid_38
11-05-2007, 09:37 PM
وقت سحر است خيز اي مايه ناز
نرمک نرمک باده خور و چنگ نواز
کانـها کـه بجايند نپايند بسي
و آنها که شدند کس نـميايد باز
Baran e Del
11-05-2007, 09:37 PM
نقش کردم رخ زيباي تو در خانه دل
خانه ويران شد و آن نقش به ديوار بماند...
...
یا حق..
Hamid_38
11-05-2007, 09:41 PM
تا دست ارادت به تو دادهست دلم .....دامان طرب ز کف نهادهست دلم
ره یافته در زلف دل آویز کجت ............القصه به راه کج فتادهست دلم
Tabassom
11-11-2007, 06:18 PM
آن خـدايي که بـزرگش خوانـدي
به خـدا، مثـل تـو تنهـاست، بخند
Sooti
11-15-2007, 09:12 PM
من و تو و ماه آسمون همدردیم
بیا تا که درد خود بگوییم به حافظ راز .....
Tabassom
11-17-2007, 10:30 PM
طبع خاموشم سخن پرداز از اوست
بال از او نيرو از او پرواز از اوست
عقل ها ز انديشه اش ديوانه است
شمع او را عالمي پروانه است
Baran e Del
11-22-2007, 08:17 PM
آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست
هرکجا هست خدايا به سلامت دارش
یا حق...
Shaere bozorg
11-27-2007, 04:52 AM
یک حام شراب صد دل و دین ارزد
یک جرعه ی می مملکت چین ارزد
جز باده ی لعل نیست بر روی زمین
تلخی که هزار جان شیرین ارزد
Samira
12-02-2007, 10:38 AM
كوتاه ها با هم اند و تنهايند
هم چو ما با همان تنهايان»
"احمد شاملو"
Tabassom
12-08-2007, 12:22 AM
دل تنگم
من آن ابرم که می خواهد ببارد
دل تنگم هوای گریه دارد
دل تنگم غریب این در و دشت
نمی داند کجا سر می گذارد
هوشنگ ابتهاج
Tabassom
12-08-2007, 12:23 AM
این کوزه چو من عاشق زاری بوده است - در بند سر زلف نگاری بودهست -
این دسته که بر گردن او میبینی - دستیست که برگردن یاری بودهست ...
Tabassom
12-08-2007, 12:24 AM
نیکی و بدی که در نهاد بشر است
شادی و غمی که در قضا و قدر است
با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل
چرخ از تو هزار بار بیچارهتر است
Yatha'ahu
12-08-2007, 03:02 AM
در دایره ای که آمدن ،رفتن ماست
آن را نه بدایت نه نهایت پیداست
کس می نزند دمی در این عالم راست
کاین آمدن از کجا و رفتن به کجاست
Tabassom
12-09-2007, 02:01 PM
دلی دارُم دلی دیوانهَ دارُم
هوای دختر ِ ابیانه دارُم
اگر ابیانه ای با مو بسازه
عجب گنجی در این ویرانه دارُم
Tabassom
12-18-2007, 10:46 PM
درون ساز دل زير و بمي تو
دل ديوانه ام را عالمي تو
نيازي هم ندارم نازنينم
فقط در پيش چشمانم کمي تو
Varzi
12-24-2007, 07:00 AM
جز آستان توام درجهان پناهی نیست
سر مرا بجز این در حواله گاهی نیست
عدد چوتیغ کشید من سپر بیندازم
که تیغ ما بجز از ناله ای وآهی نیست
Tabassom
01-09-2008, 11:26 AM
قسمت اين بود دلم محض شما مات شود
چشم من سبزترين مخمل سادات شود
Tabassom
02-05-2008, 08:53 PM
ای دوست قبولم کن و جانم بستان ........ مستم کن و از هر دو جهانم بستان..................
با هرکه دلم قرار گیرد بی تو ............ آتش به من اندر زن و آنم بستان..............
sahar.7888
02-05-2008, 09:00 PM
چو دریای رحمت تلاطم کند
گنه صاحب خویش را گم کند
sahar.7888
02-05-2008, 09:05 PM
تو چه دانی که عمر بی فرجام _ این نفس چون گذشت با ما نیست
گر شدی مهربان همین دم شو _ کانچه امروز هست فردا نیست
mis_soli
02-06-2008, 10:37 AM
از ســوز محبت چــه خبـــر اهـــل هــوس را
این آتش عشق است نسوزد همــه کـس را
sahar.7888
02-06-2008, 10:43 AM
غم و اشک و تب و آه جدائی
خبر میدن ز درد بی وفائی
بیا با یکدگر پیمان ببندیم
که یابیم زین مصیبت ها رهائی
Samirra
02-06-2008, 01:41 PM
عزیزون قدر یکدیگر بدونید
اجل سنگ است و آدم مثل شیشه
Samirra
02-06-2008, 01:42 PM
بگورستان گذر کردم کم و بیش *** بدیدم حال دولتمند و درویش
نه درویشی به خاکی بی کفن ماند **** نه دولتمندی برد از یک کفن بیش
Samirra
02-06-2008, 01:42 PM
اگر شیری اگر ببری اگر گور **** سرانجامت بود جا در ته گور
Samirra
02-06-2008, 01:43 PM
دلی دیرم خریدار محبت **** کزو گرم است بازار محبت
لباسی بافتم بر قامت دل **** ز پود محنت و تار محبت
Samirra
02-06-2008, 01:44 PM
دنیا خوان بود و مردم میهمان بی ***** امروز لاله بی فردا خزان بی
سیه چالی کنن نامش نهن گور *** بمو واجن که اینت خانمان بود
Samirra
02-06-2008, 01:45 PM
فلک برهم زدی آخر اساسم زدی بر خمره نیلی لباسم
اگر داری برات از قصد جانم بکن آخر از این دنیا لباسم
sahar.7888
02-06-2008, 01:49 PM
عمر من چون گذرد, مهر تو آغاز شود
گل مریم, چو شود فصل خزان باز شود
Tabassom
02-13-2008, 05:21 AM
يا رب مباد كز پا جانان من بيفتد
درد و بلاي او كاش بر جان من بيفتد
Samirra
02-25-2008, 07:21 PM
مکن کاری که بر پا سنگت آیه
جهان با این فراخی تنگت آیه
چو فردا نامه خوانان نامه خوانند
تو نامه خود بینی ننگت آیه
shitonak
02-25-2008, 07:24 PM
اگر عاشق شدن جرم و گناهه دل عاشق شكستن صد گناهه
Samirra
02-25-2008, 07:26 PM
من آن ابرم که می خواهد ببارد
دل تنگم هوای گریه دارد
دل تنگم غریب این در و دشت
نمی داند کجا سر می گذارد
sahar.7888
02-25-2008, 10:00 PM
چون , اوج کمال بشری می بینم
چون , جمع صفات آدمی می بینم
در دور نمای عالم انسانی
کوتاه سخن, فقط علی می بینم
shitonak
02-26-2008, 05:27 AM
در پس خاطره
شعر میبارد
از چشم ترم
و تو می انگاری
خاطرم آزرده است
و نمیدانی
شعرم
چه تماشا دارد
وقتی
می
با
ر
د
.Behrooz.
02-26-2008, 08:25 AM
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم..............دوست دارم.............دوست دارم........................
بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم .............دوست دارم.............دوست دارم........................
Samirra
02-26-2008, 08:31 AM
دلا در عشق دلداري چه حاصل ؟
اسير چشم بيماري چه حاصل ؟
به دور از عشقي واز خود خبر نيست
چو گل بنشسته با خاري چه حاصل ؟
Samirra
02-26-2008, 08:31 AM
زمستان-ردپایش نقطه چین بود
کنار من به جایش نقطه چین بود
نگاهم حرف می زد -گریه می کرد
و باران هم صدایش نقطه چین بود
Samirra
02-26-2008, 08:32 AM
ياران به خدا بي وفايي نکنيد
از دل خسته جدايي نکنيد
يا انکه وفا کنيد تا اخر عمر
يا اينکه از اول آشنايي نکنيد
Tabassom
02-29-2008, 02:09 AM
خوش ببینید از یسارو از یمین
زانکه دزدانند ما را در کمین
بی خبر زین ره نگردد تا خبر
ای رفیقان پا نهید آهسته تر
Samirra
04-03-2008, 05:14 PM
شوقي كه ز ديدار تو دارد دل من
دل داند و من دانم و دل داند و من
Samirra
04-03-2008, 05:15 PM
شبي که آواز ني تو شنيدم
چو آهوي خسته پي تو دويدم
دوان دوان تا لب چشمه رسيدم
نشانه اي از ني و نغمه نديدم
mis_soli
04-03-2008, 06:00 PM
ما چون ز دری پای کشیدیم , کشیدیم
امید ز هر کس که بریدیم , بریدیم
دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند
از گوشه ی بامی که پریدیم , پریدیم
Baharjoon
06-09-2008, 10:45 AM
گلدان شكسته ام ترك روی ترك
یك روز چو مرهمی،و یك روز نمك
ای عشق مگر مسخره ی دست توام
برگرد برو! هی، به جهنم، به درك
amirmasood49
06-09-2008, 11:16 AM
نومید نیم گرچه زمن ببریدی
یابرسر من یار دگر بگزیدی
تا جان دارم غم تو خواهم خوردن
بسیار امید هاست در نوامیدی
Hich Kas
07-02-2008, 09:49 PM
سر خدمت تو دارم بخرم به لطف و مفروش
که جو بنده کمتر افتد به مبارکی غلامی
به کجا برم شکایت بکه گویم این حکایت
که لبت حیات ما بود و نداشتی دوامی...
.Behrooz.
07-04-2008, 03:09 PM
من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید
قفسم برده به باقی و دلم شاد کنید
.Behrooz.
07-04-2008, 03:10 PM
به زندان قفس مرغ دلم چون شاد می گردد
مگر روزی که از این بند غم آزاد می گردد
.Behrooz.
07-04-2008, 03:10 PM
صبحدم چون کله بندد آه دود آسای من
چون شفق در خون نشیند چشم خون پالای من
Hich Kas
07-04-2008, 08:55 PM
گفتم که خدا مرا مرادی بفرست
طوفان زده ام راه نجاتی بفرست
فرمود که با زمزمه یا مهدی
نذر گل نرگس صلواتی بفرست ...
amirmasood49
07-05-2008, 07:10 AM
از شربت سودای تو هر جان که مزید
زان آب حیات در مزید است مزید
مرگ آمدو بو کرد مرا بوی تو دید
زان روی اجل امید از من ببرید
Hamid_38
07-05-2008, 11:05 AM
امشب نظری به روی ساقی دارم
ای صبح، مدم، که عیش باقی دارم
شاید که بر افلاک زنم خیمه، از آنک
با همدم روح هم وثاقی دارم
iranemanl
07-05-2008, 11:22 AM
در آرزوی بوس و کنارت مردم
وزحسرت لعل ابدارت مردم
قصه نکنم دارازکوتاه کنم
بازا,بازآ کز انتظارت مردم
.Behrooz.
07-05-2008, 12:32 PM
تو که یک گوشه چشمت غم عالم ببرد
حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد
shorideh
07-09-2008, 07:46 PM
هنگام اجل چو جان بپردازد تن
مانند قبای کهنه اندازد تن
تن را که ز خاکست دهد باز به خاک
وز نور قدیم خویش بر سازد تن
Hich Kas
07-17-2008, 07:24 PM
دیشب غزلی سرودعاشق شده بود
با دست و دلی كبودعاشق شده بود
افتاد و شكست زیرباران پوسید
آدم كه نكشته بودعاشق شده بود
Hich Kas
07-17-2008, 07:25 PM
خیال روی تو در هر طریق همره ماست
نسیم موی تو پیوند جان آگه ماست
به رغم مدعیانی که منع عشق می کنند
جمال چهره ی تو حجت موجه ماست
فراموش شده
07-17-2008, 08:38 PM
دلا بسوز که سوز تو کارها بکند
نیاز نیمه شبی دفع صد بلا کند
عتاب به یار پریچهره عاشقانه بکش
که یک کرشمه تلافی صد جفا بکند
vBulletin® v3.6.8, Copyright ©2000-2008, Jelsoft Enterprises Ltd.