View Full Version : دو بیتی ها و تک بیتی های ناب
SHORIDEH2
07-17-2008, 09:00 PM
از چرخ بهرگونه همی دار امید
وز گردش روزگار می لرز چو بید
گفتی که پس از سیاه رنگی نبود
پس موی سیاه من چرا گشت سپید
Hich Kas
07-18-2008, 12:41 PM
عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست
تا کرد مرا تهی و پر کرد زدوست
اجزای وجود من همه دوست گرفت
نامی است زمن بر من و باقی همه اوست
shorideh
07-18-2008, 04:15 PM
یکدم غم جان دار غم نان تا کی
وز پرورش این تن نادان تا کی
اندر ره طبل اشکم و نای و گلو
این رنج ز نخ بضرب دندان تا کی
Hich Kas
07-18-2008, 05:14 PM
آبي تر از آنيم كه بي رنگ بميريم
از شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم
تقصير كسي نيست كه اينگونه غريبيم
شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميريم
shorideh
07-18-2008, 07:39 PM
تا بر تن من است سری در هوای توست
تا در درون سینه دلی هست جای تست
از دیدن تو سیر نگردد دو چشم من
این هردو پادشاه وجودم گدای تست
فراموش شده
07-18-2008, 08:47 PM
در مرام ما اسیران عاشقی معنا ندارد
دوستی را می پرستیم چون پایانی ندارد
shorideh
07-18-2008, 08:53 PM
من پیرهنی بیش نی ام سر تا پای
آنکس که منش پیرهنم گویی کیست
فراموش شده
07-18-2008, 09:07 PM
روزی که دلت پیش دلم بود گرو
دستانه مرا سخت فشردی که نرو
روزی که دلت به دیگری گشت قایل
کفشانه مرا جفت نمودی که بر
shorideh
07-19-2008, 06:31 PM
بنگر ز جهان چه طرح بربستم هیچ
وز حاصل عمر چیست در دستم هیچ
شمع طربم ولی چو بنشستم هیچ
من جام جمم ولی چو بشکستم هیچ
فراموش شده
07-19-2008, 11:38 PM
گریه میکنم تا تو اشکام تورو ببینم
اشکامو پاک میکنم تا تورو کسی نبینه
..................................................
نخستین تابش عشق آخرین تابش عقل است
sahar.7888
07-19-2008, 11:56 PM
چون , اوج كمال بشري مي بينم
چون , جمع صفات آدمي مي بينم
در دور نماي عالم انساني
كوتاه سخن , فقط علي مي بينم
......
.Behrooz.
07-20-2008, 09:52 PM
گر کند بدرقه لطف تو همراهی مت
چرخ بر دوش کشد غاشیه شاهی ما
shorideh
07-22-2008, 08:07 PM
گر چنین جلوه کند مغبچه باده فروش
خاکروب در میخانه کنم مژگان را
Hich Kas
07-24-2008, 01:02 PM
جان به لب تا نرسید از تو به کامی نرسید
تا نشد دل ز جفا خون،به مقامی نرسید
آن که از دست غمت خون جگر نوش نکرد
از کف ساقی مقصود به جامی نرسید
shorideh
07-24-2008, 05:48 PM
چون نیست مرا بر تو راهی
زین پس من و گوشه ای و آهی
iranemanl
07-24-2008, 06:36 PM
سزبلندي گر تو خواهي در جهان يكرنگ باش
قالي از صد رنگ بودن زير پا افتاده است
shorideh
07-24-2008, 06:40 PM
آن به که در این زمانه کم گیری دوست
با اهل زمانه صحبت از دور نکوست
آن کس که ترا جملگی تکیه بدوست
چون چشم خرد باز کنی دشمنت اوست
iranemanl
07-24-2008, 06:44 PM
من از روئیدن خار سر دیوار فهمیدم
که ناکس،کس نمی گردد از این بالا نشینی ها
shorideh
07-24-2008, 10:14 PM
بلند شاخه به دست بلند میوه دهد
چرا که با نظر پست برتری نتوان
ببین ز دست چکار آیدت همان میکن
مباش همچو دهل خود نما و هیچ میان
Arvin
07-25-2008, 06:17 AM
مو از جور بتان دل ريش ديرم
زلاله بر دل بيش ديرم
چو فردا نامه خوانان نامه خوانند
ما از خجلت سري در پيش ديرم
iranemanl
07-25-2008, 11:02 AM
هر كسي گر ز كسي بالا نشيند فخر نيست
روي دريا خس نشيند زير دريا گوهر است
دود اگر بالا نشيند كسر شان شعله نيست
جاي چشم ابرو نگيرد گر چه او بالاتر است
Hich Kas
07-25-2008, 11:25 AM
عقل نخلی است خزان دیده که ماتم با اوست
عشق سروی است که سرسبزی عالم با اوست
با غم عشق غم عالم فانی هیچ است
غم عالم نخورد هر که همین غم با اوست
صائب تبریزی
فراموش شده
07-25-2008, 12:40 PM
دود اگر بالا رود کسر شان شعله نیست
گر کسی از کسی بالا نشیند فخر نیست
شصت وشاهد هر دو دعوی بزرگی کنند
پس چرا انگشت کوچک لایق انگشتری است؟
Hich Kas
07-25-2008, 01:01 PM
این کلبه چون آتشکده زندان من است
بیمارم و دیدار تو درمان من است
هرچند که تنها و غریبم اینجا
از عشق تو صد خاطره مهمان من است
فراموش شده
07-25-2008, 01:13 PM
من ابادی نمی خواهم خرابم کن خرابم کن
بسوزان شعله ام کن در دهان شعله آبم کن
خوشا آن شب که به آهی بسوزم هستی خود را
خدایا تا گریزم زین تن خاکی شهابم کن
خرابم کن خرابم کن
shorideh
07-25-2008, 08:05 PM
ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم
وین یکدم عمر را غنیمت شمریم
فردا که از این دیر کهن درگذریم
با هفت هزار سالگان سربه سریم
ASEMONI
07-25-2008, 08:26 PM
مدامم مست ميدارد نسيم جعد گيسويت
خرابم ميكند هر دم فريب چشم جادويت
من و باد صبا مسكين دو سرگردان بي حاصل
من از افسون چشمت مست و او از بوي گيسويت
shorideh
07-27-2008, 06:54 PM
شب همه شب دعا کنم تا که به روز من شوی
دل به ستمگری دهی کو بدهد سزای تو
Hich Kas
07-27-2008, 07:18 PM
با خیال تو به سر بردن اگر هست گناه
با خبر باش که من غرق گناهم هر شب
shorideh
07-27-2008, 07:44 PM
کجاست همنفسی تا بشرح عرضه دهم
که دل چه میکشد از روزگار هجرانش
Hich Kas
07-27-2008, 07:56 PM
همه ي ما وارثيم، وارث عذابِ عشق
سهم آن کس بيشتر، که شود خرابِ عشق
سوختـــــن و دَم نزدن، اين است رمـــز و راز عشق
وقت در خود مُردن است، لحظه ي آغاز عشق
shorideh
07-27-2008, 08:44 PM
قصد جانست طمع در لب جانان کردن
تو مرا بین که در این کار بجان می کوشم
shorideh
07-28-2008, 06:41 PM
پادشاهان و نکویان دو گروه عجبند
که نبودند و نباشند به فرمان کسی
iranemanl
07-28-2008, 06:44 PM
چشمان تو به من می بخشد
شور و عشق و مستی
و تو چون مصرع شعری زیبا
سطر برجسته ای از
زندگی من هستی
shorideh
07-28-2008, 08:26 PM
چون نیست ز هرچه هست جز باد به دست
چون هست بهر چه هست نقصان و شکست
انگار که هرچه هست در عالم نیست
پندار که هرچه نیست در عالم نیست
sahar.7888
07-28-2008, 10:06 PM
از من رمقي به سعي ساقي مانده است
وز صحبت خلق بي وفايي مانده است
از باده ي دوشين قدحي بيش نماند
از عمر ندانم كه چه باقي مانده است!
shorideh
07-29-2008, 03:14 PM
خوشا آندل که از خود بیخبر بی
ندونه در سفر یا در حضر بی
بکوه و دشت و صحرا همچو مجنون
پی لیلی دوان با چشم تر بی
iranemanl
07-29-2008, 06:08 PM
من در اين كلبه خوشم
تو در آن اوج كه هستي خوش باش
من به عشق تو خوشم
تو به عشق هر كه هستي خوش باش
shorideh
07-29-2008, 06:51 PM
گویند که فردوس برین خواهد بود
آنجا می ناب و حور عین خواهد بود
پس ما می و معشوق بکف میداریم
چون عاقبت کار همین خواهد بود
Hich Kas
07-30-2008, 10:27 AM
من بنده عاصیــــم رضـائـــی تـــو کجــاست
تاریک دلم نـــــور و صفائـــی تـو کجاسـت
برمن بهشت ار بــطا عـــت بخشــــــــــــی
این مـــزد بود لطف و عطــــای تو کجاسـت
oooooo
07-30-2008, 10:28 AM
گريه كردم تا بدوني زنديگي بي غم نميشه!!!
اگه دستامو بگيري از غرورت كم نميشه!!!
Hich Kas
08-01-2008, 06:13 PM
کاش میشد با تو بودن را نوشت
تا که زیبا را کشم بر هرچه زشت
کاش میشد روی این رنگین کمان
می نوشتم تا ابد با من بمان
Hich Kas
08-01-2008, 06:14 PM
بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست
بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست
مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست
shorideh
08-05-2008, 07:43 PM
دوش با من گفت پنهان کاردانی تیز هوش
وز شما پنهان نشاید کرد سر می فروش
گفت آسان گیر بر خود کارها کزروی طبع
سخت میگیرد جهان بر مردمان سخت کوش
..AmiR..
08-07-2008, 09:11 AM
گفتم شب وصل و روز تعطیل آمد
کان شوخ دوان دوان به تعجیل آمد
گفتم که نمینهی رخی بر رخ من
گفتا برو ابلهی مکن پیل آمد
shorideh
08-09-2008, 07:01 PM
هر روز دلم بزیر باری دگر است
در دیده ی من ز هجر خاری دگر ست
من جهد همی کنم قضا می گوید
بیرون ز کفایت تو کاری دگر ست
shorideh
09-05-2008, 01:19 PM
این جهان و آن جهان و هرچه هست
عاشقان را روی معشوق است و بس
گر نباشد قبله ی عالم مرا
قبله ی من کوی معشوق است وبس
ASEMONI
09-05-2008, 01:30 PM
صبر كن عشق زمين گير شود بعد برو ؛
يا دل از ديدن تو سير شود بعد برو ؛
تو اگر كوچ كني بغض خدا مي شكند؛
صبر كن گريه به زنجير شود بعد برو
shorideh
09-05-2008, 01:37 PM
آمد و رفت و دلم برد و کنون حاصل وصل
اشک گرمی ست که بنشسته به دامان من است
ASEMONI
09-05-2008, 02:03 PM
من دل به كسي به جز تو اسان ندهم
دري كه گران خريدم ارزان ندهم
صد جان بخرم در ارزوي دل خويش
ان دل كه تورا خواست به صد جان ندهم
iranemanl
09-05-2008, 05:26 PM
ایدوست دل در جفای دشمن درکش
با روی نکو شراب روشن درکش
با اهل هنر گوی گریبان بگشای
و زناهلان تمام دامن درکش
حجت الله
09-18-2008, 12:03 AM
(يكي دو دست من اگر تمام آسمان دهند*همه كرات و كهكشان به دست ديگرم دهند*به سينه دست رد زنم ز خرد و هم كلانشان*تا كه روند و يك دمی تو را نشان من دهند) شعر خودم بود رفيق.
حجت الله
09-18-2008, 12:05 AM
(گر ببندم نگهم را و نجابت بكنم*چه كنم چه كار و با ناز صدايت بكنم*چه كنم كه آرزويم به جهان گشته شبی*بنشينم به برت سير نگاهت بكنم.)
حجت الله
09-18-2008, 12:09 AM
(اي جان تو در نهاد جان هاي جهان چه ميكني*ستاره ی سهيلي و رخت به ما نميكني*شنيده ام كه شكر حق به جا مكان رسيده اي*نامه ز ما گرفته را نخوانده پاره مي كني.)
اين دو بيتي و دوبيتي بالايي از خودم بود رفيق.
Samirra
09-18-2008, 07:40 AM
دلی نازک بسان شیشه ام بی
اگر آهی کشم اندیشه ام بی
سرشکم گر بوه خونین عجب نیست
مو آن دارم که در خون ریشه ام بی
shorideh
09-18-2008, 09:59 PM
دل در پی وصل دلبرانست هنوز
وز عمر گذشته در گمانست هنوز
گفتیم که ما و او بهم پیر شویم
ما پیر شدیم و او جوانست هنوز
ز بد عهدی گل گوی حکایت با صبا گفتیم
تو آتش گشتی ای حافظ ولی با یار در نگرفت
shorideh
09-18-2008, 10:12 PM
نه یار نوازدم به کرم یک روزم
نه بخت که بر وصل کند پیروزم
چون شمع برابر رخش گه گاهی
از دور نگه می کنم و می سوزم
تا هست ز نیک و بد در کیسه ی من نقدی
در کوی جوان مردان عیار نخواهم شد
shorideh
09-19-2008, 08:51 AM
در درد سرم زین دل سودا پیشه
کورا نبود بجز تمنا پیشه
پیرانه سرش آرزوی برنائیست
فریاد ازین پیرک برنا پیشه
Hich Kas
09-19-2008, 09:07 PM
ای دوست بیا تا غم فردا نخوريم
وين يکدم عمر را غنیمت شمریم
فردا که ازين دير کهن در گذریم
با هفت هزار سالگان هم سفریم
Samirra
09-19-2008, 11:43 PM
رفتم که خار از پا کشم محمل به چشمم دور شد
یک لحظه من غافل شدم صد سال راهم دور شد
iranemanl
09-20-2008, 06:54 PM
گفتم که لبت,گفت لبم آب حیات
گفتم دهنت,گفت زهی حب نبات
گفتم سخن تو,گفت حافظ گفتا
شادی همه لطیفه گویان صلوات
shorideh
09-21-2008, 02:10 PM
اهل گردم دل دیوانه اگر بگذارد
نخورم می غم جانانه اگر بگذارد
گوشه ای گیرم و فارغ ز شر و شور شوم
حسرت گوشه ی میخانه اگر بگذارد.
shorideh
09-28-2008, 06:06 PM
در عشق اگر دمی قرارت باشد
اندر صف عاشقان چه کارت باشد
سر تیز چو خار باش تا یار چو گل
گه در برو گاه بر کنارت باشد
hamed-tabadol
09-29-2008, 07:15 AM
شب خيز كه عاشقان به شب راز كنند
گرد در و بام دوست پرواز كنند
هر جا كه دري بود به شب در بندند
الا در عاشقان كه شب باز كنند
shorideh
10-01-2008, 10:41 AM
می خواست فلک که تلخ کامم بکشد
ناکرده می طرب به جامم ، بکشد
بسپرد به شحنه ی فراق تو مرا
تا او به عقوبت تمام بکشد
p_parmis
10-10-2008, 07:10 PM
دوش ديدم كه ملايك در مي خانه زدند كچلي را بگرفتندو سرش شانه زدند
TanhayeTanham
10-10-2008, 07:22 PM
عالم از شور و شر عشق خبر هيچ نداشت..
فتنه انگيز جهان نرگس جادوي تو بود....
TanhayeTanham
10-10-2008, 07:23 PM
كوتاه ها با هم اند و تنهايند
هم چو ما با همان تنهايان»
"احمد شاملو"
TanhayeTanham
10-10-2008, 07:23 PM
اي عشق، شكسته ايم، مشكن ما را
اينگونه به خاك ره ميفكن ما را
ما در تو به چشم دوستي مي بينيم
اي دوست مبين به چشم دشمن ما را
((فريدون مشيري))
TanhayeTanham
10-10-2008, 07:25 PM
نقش کردم رخ زيباي تو در خانه دل
خانه ويران شد و آن نقش به ديوار بماند
TanhayeTanham
10-10-2008, 07:25 PM
هيچ كس نيست در اين دشت مگر كوه كه آن هم
انعكاس غم ما هست گرش هست صدايي
Samirra
10-11-2008, 09:29 AM
ابر هم در بارشش قصد فداكاري نداشت
عقده در دل داشت روي خاك خالي كردو رفت
" مهدي عابدي"
Samirra
10-11-2008, 09:30 AM
در میکده دوش، زاهدی دیدم مست
تسبیح به گردن و صراحی در دست
گفتم: ز چه در میکده جا کردی؟ گفت:
از میکده هم به سوی حق راهی هست
Samirra
10-11-2008, 09:31 AM
شيخي فاحشه اي را گفت مستي
هر شب به كنار ديگري بنشستي
گفت شيخا هر انچه گفتي هستم
آيا تو آنچه مي نمايي هستي
Samirra
10-11-2008, 09:31 AM
شبي ياد دارم كه چشمم نخفت
شنيدم كه پروانه با شمع گفت:
كه من عاشقم گر بسوزم رواست
تو را گريه و سوگواري چراست ؟؟؟؟
iranemanl
10-14-2008, 02:38 PM
برگیرشراب طرب انگیز و بیا
پنهان زرقیب سفله بستیز و بیا
مشنو سخن خصم که منشین و مرو
بشنو زمن این نکته که برخیز و بیا
باران خون
10-14-2008, 03:08 PM
بعد از خداي هر چه پرستند هيچ نيست بي دولت آن كه بر همه اختيار كرد.
باران خون
10-14-2008, 03:14 PM
حافظ از بهر تو آمد سوي اقليم وجود....قدمي نه به و داعش كه روان خواهد شد.
iranemanl
10-14-2008, 04:24 PM
نردبان اين جهان ما ومني است
عاقبت اين نردبان افتادني است
لا جرم هر كس كه بالاتر نشست
استخوانش زودتر خواهد شكست
iranemanl
10-15-2008, 04:35 PM
مکن کاری که بر پا سنگت ایو
جهانی با این فراغی تنگت آیو
چو فردا نامه خوانان نامه خوانند
تو از خواندن نامه ننگت آیو
shorideh
10-16-2008, 10:31 PM
زاهدا من که خراباتی و مستم به تو چه
ساغر و باده بود بر سر دستم به تو چه
تو که گوشه ی میخانه گزیدی صنمی گفت چرا
من که گوشه ی میخانه نشستم به تو چه
shorideh
10-16-2008, 10:33 PM
گویند کسان بهشت با حورخوش است
من می گویم که آب انگور خوش است
این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار
کآواز دهل شنیدن از دور خوش است
shorideh
10-16-2008, 10:40 PM
این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت
هر کجا وقت خوش افتاد همانجاست بهشت
دوزخ از تیرگی بخت درون تو بود
گر درون تیره نباشد همه دنیاست بهشت
ASEMONI
10-16-2008, 10:49 PM
ترا گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب
بدین سان خواب ها را زیبا می کنم هر شب
دلم فریاد می خواهد ولی در گوشه ای تنها
که بی آزار با دیوار نجوا می کنم هر شب
Samirra
10-18-2008, 03:24 AM
زندگی آب روان است . روان می گذرد...
هرچه تقدیر من و توست . همان می گذرد...
iranemanl
10-18-2008, 10:39 AM
بامی به کنار جوی میباید بود
وزغصه کناره جوی میباید بود
این مدت عمر ما چو گل ده روزاست
خندان لب و تازه روی میباید بود
Samirra
10-18-2008, 11:09 AM
هر وقت كه از زمانه دلگیر شدی
پیداست كه از قله سرازیر شدی
ای تازه جوان قدر جوانی بشناس
تا چشم زهم بازكنی پیر شدی
iranemanl
10-18-2008, 11:13 AM
ایکاش که بخت سازگاری کردی
با جور زمانه یار یاری کردی
از دست جوانیم چو بربود عنان
پیری چو رکاب پایداری کردی
Samirra
10-18-2008, 11:18 AM
اشتباهي كه همه عمر پشيمانم از آن
اعتمادي است كه بر مردم دنيا كردم
بيش از اين مردم دنيا دلشان درد نداشت...؟!
خودمانيم...؟! زمين اين همه نامرد نداشت...؟!!!
shorideh
10-19-2008, 07:52 PM
پیوستن دوستان به هم آسان است
دشوار بریدن است و آخر آن است
شیرینی وصل را نمی دارم دوست
از غایت تلخیی که در هجران است
Samirra
10-28-2008, 09:40 PM
بوي سيماي تو را نيمه شب آورد نسيم
تازه شد در دل من ياد رفيقان قديم.
iranemanl
10-29-2008, 12:43 PM
چون باده زغم چه بایدت جوشیدن
با لشکر غم چه بایدت کوشیدن
سبزاست لبت ساغر ازو دور مدار
می بر لب سبزه خوش بود نوشیدن
Arvin
10-29-2008, 02:11 PM
بپرس سر انالحق زسر بريده ي عشق
به بند لب كه سخندان اين سخن دارست
مخور فريب زصورت نظر به معني كن
كه هر چه نقش دلت نيست نقش ديوار است
shorideh
10-29-2008, 06:59 PM
گفتی که ترا شوم مدار اندیشه
دل خوش کن و بر صبر گمار اندیشه
کو صبر و چه دل کانچه دلش می خوانند
یک قطره ی خونست و هزار اندیشه
Hich Kas
10-30-2008, 07:59 PM
ما خانه دل رهگذر عشق كنيم
تاج سر خود خاك ره عشق كنيم
عمريست كه انديشه ما اين باشد
كين نقد حيات بر سر عشق كنيم
shorideh
10-30-2008, 10:24 PM
جز عشق نبود هیچ دمساز مرا
نی اول و نی آخر و نی آغاز مرا
جان می دهد از درونه آواز مرا
کی کاهل راه عشق درباز مرا
Hich Kas
10-31-2008, 09:15 PM
بیا تا تکلف به یک سو نهیم
نه از تو رکوع و نه از من قیام
به سنت کنیم اقتدا زین سپس
سلام علیکم علیکالسلام
Hamseda
11-01-2008, 10:08 PM
خوشا آنان که الله یارشان بی
بحمد و قل هوالله کارشان بی
خوشا آنان که دائم در نمازند
بهشت جاودان بازارشان بی
Hamseda
11-01-2008, 10:10 PM
غمم غم بی و همراز دلم غم
غمم همصحبت و همراز و همدم
غمت مهله که مو تنها نشینم
مریزا بارک الله مرحبا غم
Hamseda
11-01-2008, 10:11 PM
یکی درد و یکی درمان پسندد
یکی وصل و یکی هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران
پسندم آنچا را جانان پسندد
shorideh
11-03-2008, 06:53 PM
ای دوست، ترا به هر مکان می جستم
دایم خبرت ز این و آن می جستم
دیدم به تو خویش را،تو خود من بودی
خجلت زده ام کز تو نشان می جستم
Lever
11-05-2008, 07:47 PM
تمام مهربانان را ز خود نامهربان کردم
که تا یکدم به دست آرم دل نامهربانی را
iranemanl
11-06-2008, 06:50 AM
هر كسي گر ز كسي بالا نشيند فخر نيست
روي دريا خس نشيند زير دريا گوهر است
دود اگر بالا نشيند كسر شان شعله نيست
جاي چشم ابرو نگيرد گر چه او بالاتر است
Arvin
11-06-2008, 10:12 AM
عشق دنباله اي زنور خداست
عشق رمز وجود اين دنياست
همه جا در مراحل انواع
عشق فرمانرواست بر اوضاع
iranemanl
11-07-2008, 04:32 PM
ساقيا امشب صدايت با صدايم ساز نيست
يا که من بسيار مستم يا که سازت ساز نيست
ساقيا امشب مخالف مي نوازد تار تو
يا که من مست وخرابم يا که تارت تار نيست
shorideh
11-07-2008, 05:14 PM
آمد ، به طعنه کرد سلامی و گفت : مرد
گفتم : که ؟ گفت : آنکه دلت را به من سپرد
وانگه گشود سینه و دیدم که اشک عجز
تابوت عشق من ، به کف نور ، می سپرد
ASEMONI
11-07-2008, 05:33 PM
بهترین لحظه های روزو شبم
لحظه های شکفتن سحر است
که سیاهی شکسته- پا به گریز
روشنایی گشوده با ل و پر است
shorideh
11-07-2008, 05:56 PM
آمد به سر کوی تو مسکین درویش
با چشم پر آب و با دل پاره ی ریش
بگذار که در پای تو اندازد سر
کو بی رخ خوب تو ندارد سر خویش
Hamseda
11-07-2008, 08:47 PM
از واقعه یی تو را خبر خواهم کرد
و آن را به دو حرف مختصر خوام کرد:
با عشق تو در خاک نهان خواهم شد
با مهر تو سر ز خاک بر خواهم کرد.
Hamseda
11-07-2008, 08:48 PM
دنیا که درو پای بقا لرزان است
امید مُقام، کار بی مغزان است
شک نیست جدا شدن ز عیش شیرین
تلخ است ولی می گذرد نغز آن است.
shorideh
11-08-2008, 07:07 PM
ماهی که نه زیر و نی ببالاست کجاست
جانی که نه بی ما و نه با ماست کجاست
اینجا آنجا مگو بگو راست کجاست
عالم همه اوست آنکه بیناست کجاست
Samirra
11-08-2008, 09:01 PM
سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو
ور از این بی خبری رنچ مبر هیچ مگو
مولانا
Samirra
11-08-2008, 09:03 PM
حالت سوخته را سوخته دل داند و بس
شمع دانست که جان دادن پروانه ز چیست؟
Samirra
11-08-2008, 09:03 PM
نیکی و بدی که در نهاد بشر است
شادی و غمی که در قضا و قدر است
با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل
چرخ از تو هزار بار بیچاره تر است
khayam
Samirra
11-08-2008, 09:06 PM
من دگر شعر نخواهم بنویسم كه مگس
زحمتم می دهد از بس كه سخن شیرین است
سعدی
Samirra
11-08-2008, 09:07 PM
مراد اهل طریقت لباس ظاهر نیست
کمر به خدمت سلطان ببندوصوفی باش
iranemanl
11-09-2008, 12:46 PM
اسرار ازل را نه توداني و نه من
وين حرف معما نه تو خواني و نه من
هست اندر پس پرده گفتكوي من وتو
چون پرده برافتد نه تو ماني ونه من
shorideh
11-10-2008, 07:00 PM
اشیا اگر صد است و گر صدهزار بیش
جمله یکی است،چون به حقیقت نظر کنی
shorideh
11-10-2008, 07:01 PM
همه هیچند هیچ،اوست که اوست
که همه هست ها ز هستی اوست
Baran e Del
11-12-2008, 05:06 PM
یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد
به وداعی دل غمدیده ی ما شاد نکرد...
یا حق...
iranemanl
11-14-2008, 05:54 PM
در آرزوی بوس و کنارت مردم
وزحسرت لعل آب دارت مردم
قصه نکنم دراز کوتاه کنم
بازآ بازآ کز انتظارت مردم
حافظ
shorideh
11-14-2008, 05:57 PM
گر جمله تویی جهان همه چیست؟
ور هیچ نیم ،پس این فغان چیست؟
هم جمله تویی و هم همه تو
آن چیز که غیر توست آن چیست؟
Arvin
11-16-2008, 03:15 PM
در عشق تو از ملامتم ننگي نيست
با بيخردان در اين سخن جنگي نيست
اين شربت عاشق همه مردانتراست
نامردانرا در اين قدح رنگي نيست
iranemanl
11-16-2008, 05:42 PM
ماهی که قدش به سرومیماند راست
آیینه به دست و روی خود می آراست
دستارچه ای پیشکش کردم گفت
وصلم طلبی زهی خیال که تراست
atrin24
11-16-2008, 05:48 PM
خدیا چنان کن سرانجام کار
تو خوشنود باشی و مارستگار
atrin24
11-16-2008, 05:49 PM
جانا همه امید من امروز تویی
هستند دگران ولیک دلسوز تویی
شادند جهانیان به نوروز و به عید
عید من و نوروز من امروز تویی
atrin24
11-16-2008, 05:49 PM
اسرار ازل را نه توداني و نه من
وين حرف معما نه تو خواني و نه من
هست اندر پس پرده گفتكوي من وتو
چون پرده برافتد نه تو ماني ونه من
atrin24
11-16-2008, 05:49 PM
جز ياد تو در دلم قراري نبود
اي دوست به جز تو غمگساري نبود
ديوانه شدم زعقل بيزار شدم
خواهان تو را به عقل كاري نبود
atrin24
11-16-2008, 05:50 PM
گر بر سر كوي تو نباشم چه كنم؟
گر واله روي تو نباشم چه كنم؟
ايجان جهان به تارموي تو اسير
گر بسته موي تو نباشم چه كنم؟
atrin24
11-16-2008, 05:50 PM
دردا كه دلم به هيچ درمان نرسيد
جانم به لب آمد و به جانان نرسيد
در بي خبري عمر به پايان آمد
وافسانه ي عشق تو به پايان نرسيد
atrin24
11-16-2008, 05:50 PM
ناشادي ما گر سبب شادي غير است
شادم كه بمانم من و ناشاد بمانم
من نام خود از دفتر ايام زدودم
چون نيستم آن خاطره كه درياد بمانم
atrin24
11-16-2008, 05:50 PM
پدرم روزه رضوان به دو گندم بفروخت
ناخلف باشم اگر من به جوی نفروشم
atrin24
11-16-2008, 05:51 PM
من از روئیدن خار سر دیوار فهمیدم
که ناکس کس نمی گردد بدین بالا نشینی ها
Hich Kas
11-20-2008, 04:24 PM
کنار سیب و رازقی٬
نشسته عطر عاشقی
من از تبار خستگی٬
بی خبر از دلبستگی
Hich Kas
11-20-2008, 04:35 PM
هنوز این پرنده را آواز باقیست
و راه رفته را آغاز باقیست
اگر صدها کبوتر هم بمیرند
هنوز اندیشه پرواز باقیست
shorideh
11-20-2008, 06:48 PM
چو نی می نالم از داغ جدایی
دریغا ای نسیم آشنایی
چنان گشتم غبار آلود غربت
که نشناسم که خود بودم کجایی
shorideh
11-26-2008, 07:30 PM
ای هجر مگر نهایتی نیست ترا
وی وعدهی وصل غایتی نیست ترا
ای عشق مرا به صد هزاران زاری
کشتی و جز این کفایتی نیست ترا
atrin24
11-27-2008, 02:53 AM
عاشقي مقدور هر عياش نيست
غم كشيدن صنعت نقاش نيست
atrin24
11-27-2008, 02:54 AM
در میان گلها گشتم ودیوانه نشدم
تو چه بودی که تو را دیدم دیوانه شدم
atrin24
11-27-2008, 02:54 AM
ای و ا ی بر آ ن د ل که در ا و سو ز ی نيست
سو د ا ز د ه مهر دل افر و ز ی نيست
ر و ز ی که تو بی عشق به سر خو ا هی بر د
ضا يعتر ا ز آ نر و ز تر ا ر و ز ی نيست
iranemanl
11-27-2008, 04:46 PM
من دل به كسي به جز تو اسان ندهم
دري كه گران خريدم ارزان ندهم
صد جان بخرم در ارزوي دل خويش
ان دل كه تورا خواست به صد جان ندهم
shorideh
11-27-2008, 09:03 PM
ای دل غم این جهان فرسوده مخور
بیهوده نئی غمان بیهوده مخور
چون بوده گذشت و نیست نابوده پدید
خوش باش غم بوده و نابوده مخور
shorideh
12-11-2008, 09:25 PM
درویش که اسرار جهان می بخشد
هر دم ملکی برایگان میبخشد
درویش کسی نیست که نان میطلبد
درویش کسی بود که جان می بخشد
Lever
12-11-2008, 09:48 PM
در هوای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع
شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع
..AmiR..
12-11-2008, 09:53 PM
گفت شیخی که از سر تقوا
سه طلاقه نموده ام دنیا
باز تا او نگردد اواره
صیغه اش کرده ام دگر باره
Lever
12-11-2008, 09:57 PM
آن قدر مفت بگفتیم كه دل تنگ آمد
مطرب و ساقی و خمار سر جنگ آمد
..AmiR..
12-11-2008, 10:02 PM
دردا که گل ز ریشه خود فصل شود
ونگه به شاخه ای بدلی وصل شود
دیگر تمیز بین اصیل و بدیل نیست
این جا کپی برابر اصل می شود
Lever
12-11-2008, 10:06 PM
یا رب اندر دل آن خسرو شیرین انداز
که به رحمت گذری بر سر فرهاد کند
..AmiR..
12-11-2008, 10:13 PM
مرد خردمند هنر پیشه را
عمر دوبایست در این روزگار
تا به یکی عقد کند دم به دم
در دگری فسخ کند اختیار
Lever
12-11-2008, 10:30 PM
ای دلبر افسونگر عاشق کش غدار
در حسرت رویت شده ام سخت گرفتار
Taynas
12-12-2008, 05:34 PM
يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
طلب عشق ز هر بي سر و پايي نكنيم...
shorideh
12-12-2008, 07:04 PM
نایی ببرید از نیستان استاد
با نه سوراخ و آدمش نام نهاد
ای نی تو از این لب آمدی در فریاد
آن لب را بین که این لبت را دم داد
Samirra
12-12-2008, 07:21 PM
قومی متفکرند اندر ره دین
قومی به گمان فتاده در راه یقین
میترسم از آنكه بانگ آید روزی
كی بیخبران راه نه آن است و نه این
Samirra
12-12-2008, 07:22 PM
دل اگر پاك بود خانه ناپاك چه باك
سر كه بی مغز بود نغزی دستار چه سود
Samirra
12-12-2008, 07:23 PM
گویند کسان بهشت با حور خوش است
من میگویم اب انگور خوش است
این نقد بگیر و دست از ان نسیه بدار
کاواز دهل شنیدن از دور خوش است
shorideh
12-12-2008, 08:05 PM
در دست اجل چو در نهم من پائی
در کتم عدم درافکنم غوغایی
حیران گردد عدم که هرگز جائی
در هردو جهان نیست چنین شیدائی
Taynas
12-13-2008, 05:57 PM
دردا كه دلم به هيچ درمان نرسيد
جانم به لب آمد و به جانان نرسيد
در بي خبري عمر به پايان آمد
وافسانه ي عشق تو به پايان نرسيد
shorideh
12-13-2008, 06:46 PM
به قبرستان گذر کردم صباحی
شنیدم ناله و افغان و آهی
شنیدم کله ای با خاک می گفت
که این دنیا نمی ارزد به کاهی
Taynas
12-15-2008, 08:27 AM
من عاشق آن ديده چشمان سياهم
بيهوده چه گويم که پريشان نگاهم
گر مستي چشمان سياه تو گناهاست
من طالب آن مستي و خواهان گناهم
shorideh
12-15-2008, 07:30 PM
ساقيا بده جامي زان شراب روحاني
تا دمي بياسايم زين حجاب جسماني
Taynas
12-16-2008, 01:13 PM
محبت ره به دل دادن صفای سینه میخواهد
به یاد یکدگر بودن دل بی کینه میخواهد
ALI_Z
12-16-2008, 03:09 PM
..............وخدایی که در این نزدیکی ست
در آن شهری که مردانش عصا از کورمی دزدند
من بیچاره از آنها محبت جست وجو کردم
shorideh
12-16-2008, 08:20 PM
آه از این قوم ریایی که در این شهر دو رو
روزها شحنه و شب باده فروشند همه
shorideh
12-16-2008, 09:21 PM
مباش غره در این کارگاه خشت زنی
که خاک مفلس و منعم به هم درآمیزند
Lever
12-17-2008, 10:51 AM
میان دلرباین خانه کردم
لبم را با سخن بیگانه کردم
شدم مجنون و در گاه خموشی
دل دیوانه را ویرانه کردم
iranemanl
12-17-2008, 02:04 PM
گفتم که لبت,گفت لبم آب حیات
گفتم دهنت,گفت زهی حب نبات
گفتم سخن تو,گفت حافظ گفتا
شادی همه لطیفه گویان صلوات
Shadmehr
12-18-2008, 08:47 AM
دل من در سبد عشق به نيل تورسيد
نگهش دار به موسي شدنش مي ارزد
Lever
12-18-2008, 01:55 PM
به زندان جفـایت من اسیـرم
تو می دانی از این پیمانه سیـرم
سپـردم دل به آییـن محبـت
چه دانستم شود دل غرق محنت؟
shorideh
12-18-2008, 08:09 PM
هر کسی گفتی ام که پیر شوی
تا جوانیم رسم و آیین بود
چون شدم پیر شد مرا معلوم
که نبود آن دعا که نفرین بود
Hich Kas
12-22-2008, 05:52 PM
گرپرده ز رخ باز نمايد مهدي(عج)
از خلق جهان دل بربايد مهدي(عج)
اي شيعه چنان منتظر مولــي باش
گويي كه همين جمعه بيايد مهدي(عج)
Hich Kas
12-23-2008, 04:10 PM
بايد اي دل اندكي بهتر شويم
يا كه اصلاً آدمي ديگر شويم
از همين امروز هنگام نماز
با خدا قدري صميمي تر شويم
@};-
saeid0828
12-23-2008, 04:25 PM
گفتم شبي به مهدي(ع)
اذن نگاه خواهم
گفتا كه من هم از تو
ترك گناه خواهم
Hich Kas
12-23-2008, 04:26 PM
دل من در پی یک واژه بی خاتمه بود
اولین واژه که آمد به نظر فاطمه(س)بود
@};-
Hich Kas
12-27-2008, 06:21 PM
شد دفتر شعرم از تو سرشار ایدوست
بوی تو ز هر واژه پدیدار ایدوست
هر نقطه و سطر و جمله ی دفتر من
دارد اثرت زیاد و بسیار ایدوست
vBulletin® v3.6.8, Copyright ©2000-2009, Jelsoft Enterprises Ltd.