View Full Version : شعر طنز
Hamid_38
03-27-2006, 09:25 AM
ژيـــــــــان!
مــشـتيا بــده جــامــي زان شــراب فـــالـوده
تــا كــه قــوت مــن آيــد زيــــن هــواي آلـــوده
لاستيك جر خورده ديدم و بــــه "دل گــفـتــم"
اين جگــر زليخــار است شــادي از دلــم رفتم
بـــي وفـــا ژيــــان مــن مي كنـد به كــار مــن
تـــرمــز بــــلا مـــوقــــع واي حـــــال زار مــــن
پــــــول و آبـــــــرو دادم ليك هي همي خندم
هان چه چـاره اي دارم دل براين ژيـان بنــدم؟
خـــانـــه ام شــد آوارم لـيك مـانده در راهــم.
مثل خر بـــلا نـــسبــت اندرين گــل و كاهـــم!
مــا ژيـــان ســـواران را " جز بلا نمي شــايد"
هر چــه داشـــتم دادم كاين ژيان بـــه كار آيد.
Hamid_38
03-27-2006, 09:30 AM
ساقي جام عشق بده
غزلــي گويمــت اي دوســـت بـيا گـــوش بـــده
لحظه اي هر چه بود پست فراموش بده
اين چنين است حكـايت كه منم تشنه ي جام
ساقــيا جـام بده جامه ي تن پوش بده
همه عـريانم و عاشق همه عطـشانم و مست
ساقيا مــيكده رو جام به تـن نوش بده
هر كجـــا گيــرم از ايــن جـــام ســراغ از سـاقي
گويد او جام بخواهي، دل پر جوش بده
جام شــرابــش تــو بنــوش ارگـويد
پول و مال و همه ثروت به فراموش بده
Golnaz joon
03-27-2006, 12:13 PM
عشق از ديد گاه آدمهاي معمولي مثل خودمون :
عشق از ديد جاج آقا : استغفرالله باز از اين حرفاي بي ناموســي زدي ؟!
( جمله عاشقانه : خداوند همه جوانان رو به راه راست هدايت كنه )
عشق از ديد يك رياضيدان : عشق يعني دوست داشتن بدون فرمـــول !
( جمله عاشقانه : آه عزيزم به اندازه سطح زير منحني دوستت دارم )
عشق از ديد رحيم گوشكوب بقال سر كوچه : والا زمان ما عشق
مشق نبود ننمـون رفت اين فاطي اتوماتيك رو واسمون گرفت !
( جمله عاشقانه : هوي فاطي شام چي داريم ؟ )
عشق از ديد مرتضي ايدزي ( در زندان ) : اوچيكتيم عشقي !
( جمله عاشقانه : خاك زير پاتيم ... نشاشي كه گل ميشيم )
عشق از ديد ننه بزرگم : نزن ننه اين حرفارو ! راستي اين دختر
بتـــــــول خانوم خيلي دختر خوب و با كمالاتيه !
( جمله عاشقانه : بريم خواستگاري ... )
عشق از ديد دوست دخترم : عزيزم تو كه عاشقمي پس چرا
هزينـــــــه جراحي دمـــــاغمو نميدي ؟! واسه ناهار هم بريم سورنتو ... ناديا و دوستشم ميان ... دوست ناديا واســـش يه ماتيز گرفته ! تو حتي حاضر نيستي واسه مــن كه اينهمه دوستت دارم يه پرايد بخري ؟!
( جمله عاشقانه : عزيزم گوشي سوني ميخوام .. راستي دوستت هم دارم! )
عشق از ديد غلام شوفر : رادياتور عشق من از برايت جوش آمده ! باور نداري بر آمپرم بنگر!
( جمله عاشقانه : عزيزم دوست دارم ! بووووو بوووووو بوووووغ )
عشق از ديد دختراي ترشيده : خدا جون يعني ميشه بياد خواستگاريم ؟!!
( جمله عاشقانه : يا شابدوالعظيم تومن نذرت كه بياد خواستگاريم 1000)
عشق از ديد ارازل و اوباش ( جوات ) : عشق مشق سرش گرده ! خونه خالــــــــــي نداري؟
( جمله عاشانه : بوووق ... آبجي مياي بريم كثافتكاري ؟ )
عشق از ديد بابام : آخه پسر عشق واست نون و آب ميشه ؟! حالا بگو ببينم باباش چي كارست؟
( جمله عاشقانه : برو دختر حاج آقارو بگير )
عشق از نگاه ننم : وا مگه تو امسال كنكور نداري ؟! عشق باشه واسه بعد !
( جمله عاشقانه : اوا غذام سوخت)
Golnaz joon
03-27-2006, 12:14 PM
اين دختره –
که از همه دل ميبره –
اينجوري تنها ميپره –
مثل فرشته هاس ببين ، رو زمين همتا نداره –
صورت اون قشنگترين ، ماه اينجا معني نداره –
چشماش به رنگ شب ولي* ، امان ز سرخي لباش ، کم از معما نداره -
با اينهمه ناز و ادا ، توي زمين و آسمون ، تک تک ، تا نداره –
قربون اون ميرن همه ، هر جا بره هر جا باشه ، انگار بجز مادر اون هيچکسي رعنا نداره –
ديوونه هاش هزار هزار ، تو کوچه ها خيابونا ، روي لبش واسه اونا حرفي بجز نا** نداره –
ID و همراه هم داره ، واسه پسرها نداره –
شماره هاي رنگارنگ ، بسوي اون راه نداره –
خوشتيپ و ماشين ميبينه ، واسه رفتن پا نداره –
واسه نه گفتن به همه ، خجلت و پروا نداره –
سرش به کار خودشه ، با کسي دعوا نداره –
توي دل مهربونش ، هيچ پسري جا نداره –
نگاه اون به آسمون ، عشقي تو دنيا نداره –
اما ...
خوشگلترين دختر شهر ، ره به دل ما نداره –
حسرت داشتنش ولي پيش ما معني نداره –
نگام بسوي ديگرون ، رو چشم ما جا نداره –
با همه خوبياش ولي ، بخواد نخواد بيخياليم ، فرقي واسه ما نداره
Amir_Zenit
03-27-2006, 12:19 PM
نفیر کوره آجر÷زی بود صدای خرو ÷ف جانگدازت
Golnaz joon
03-28-2006, 12:08 PM
به سلامتي درخت/نه به خاطرميوش/به خاطر سايه اش
به سلامتي کرم خاکي/نه خاطر کرمش/به خاطر خاکي بودنش
به سلامتي ديوار/که هر مرد نا مردي بهش تکيه مي کنند
به سلامتي مورچه/که کسي اشکش رو نديده
به سلامتي خيار/نه به خاطر خ اش/بلکه به خاطر يارش
به سلامتي گاو/چون نگفت من/گفت ما
به سلامتي شلغم/نه به خاطر شلش/به خاطرغمش
به سلامتي کلاغ/ نه به خاطرسياهيش/به خاطررنگيش
به سلامتي سگ/نه به خاطرپارسش/به خاطر وفاش
به سلامتي هرچي نامرده که اگه نامرد نباشه مردا شناخته نميشن
Amir_Zenit
03-28-2006, 12:27 PM
÷شه مست خون و مگس مست گه
که این هر دو مستی به از مست ÷ول
Golnaz joon
03-28-2006, 03:57 PM
mamnon az hame
Golnaz joon
03-29-2006, 01:22 PM
:D :D :D ;) ;) -)) :L101:
Behzad-f20002002
03-29-2006, 02:51 PM
i am ze ghamat veri veri sorri
yek bos bedeh be man yadeghari
Gharibeh.tt
04-05-2006, 06:22 PM
خيا بوناي شهر ومتر مي كني پياده.........براي جابجايت يه فرقونم زياده
Baharjoon
04-05-2006, 06:41 PM
دو نفر دختر خوشتیپ و سوســــــــــــــول !
دوش از دردسر مشق نجاتم دادنـــــــــد!
دست و پایم بگرفتند و سوارم کردنـــــــــــد!
پفک و بستنی و ماچ پر آبم دادنـــــــــد!
توی این منظومه ی شهری چه تماشاکردیم!
آن دو باهم جملگی شکلاتم دادنـــــــد!
آب انگور و هویج و کیوی آب انــــــــــــــــــــــا ر آنقدر بود
که انگار فراتم دادنـــــــــــــــــد!
تا سر صبح خرامان همه جارا گشتیـــــــــم !
صبح یک بربری و چای و نباتم دادنــــــد!
سفر علمی!و رویایی ما گشت تمــــــــــام !
جمله ای فحش از کلماتم دادنــــــــــــــد!
چون به خود آمدم از دیدن آن خواب لذیـــــذ!
صبح ظاهر شده بود بس که تکانم دادند!
مادرم گفت بلند شو که کلاست دیر اســــت
پس از آن لقمه ای از نان بیاتم دادنــــد !
اشک از دیده چکیدو مخ من تیر کشــــــــید !
چو به من توی کلاس ریز نمراتم دادنــد!
دوش دیدم که ملایک در می خانه زدند ...
Gharibeh.tt
04-05-2006, 06:57 PM
پول نداري فقيري بايد عزا بگيري.........تا گوني ارزون شده بايد بري بميري
Baharjoon
04-06-2006, 01:52 PM
دوش زمزمه اي مي آمد از بانك سامان
به ايدل ايدل و دريغ و دريغ و امان امان
حسابدار شاخ شمشاد فانوس به دست
به زمزمه آوازي خواند و دلم را شكست
تير سفته ي دل به هر غزالي كه ميسفت
به سبك فايز دشتستاني با خود مي گفت:
به عشق رويت،روز و شب سبز مي شمارم
مي بندم و در گاوصندق عشقت ميگذارم
منم آن خمارين چك برگشتي عشق دلدار
سود و جريمهي وام دل مي دهم روز شمار
يارا! چرتكه بلد نيستي بيا اين ماشين حساب
بنشين و بشمار دانه دانه زخم هاي پر التهاب
وام سبز از سامان گر بخواهي هيچي ندارم
ور از دل سرخ بخواهي هزار هزار ميشمارم
عشق من!
خرده هاي عشقت در جيب عقبم هي جرينگ و جرينگ ميكنند. سبزترين خاطره ات را تا نخورده، در شولاي دل پيچاندم و نوشابه ي سرد تگرگي يادت را رويش سر كشيدم. از زماني كه ساندويچ عشقت را گاز زدم، دل از بي قراري رهيد و به آرامش رسيد.
عشق من!
برگه هاي سبز عشقت را كه تحفه ي درويش است را مي پرستم و دوست دارم نگاهبان عشق تو باشم. عشقت را به من بسپار تا در شهر دلم را جايگاه ابدي آن كنم.
Yase Mehraboon
04-06-2006, 03:06 PM
من نگویم که مرا از مدرسه ازاد کنید
با یه اتحان اسون دل من و شاد کنید
سر زنگ ریاضی و هندسه
برای عشق داد و بیداد کنید
سر زنگ زبان خارجه
problem ها رو رها کنید
سر زنگ فیزیک
تو برایند sinو cosیکی یکی صدا کنید
بلکه گویم بیایید سراغ ما
به حرف دل ما گوش کنید
تا با هم بگیریم برایند عشق ها رو
اما این دفعهبدون اینکه تجزیه کنید
این شعر رو خودم گفتم;) :X ;;)
KHATEREH
04-18-2006, 11:55 AM
ارزش یک سال را دانش آموزی که مردود شده می داند
ارزش یک ماه را مادری که فرزندی نارس به دنیا آورده
ارزش یک هفته را سردبیر یک هفته نامه می داند و
ارزش یک ساعت را عاشقی که انتظار معشوش را می کشد
KHATEREH
04-18-2006, 11:57 AM
عشق چيست؟
3 ثانیه نگاه ، 3 دقیقه خنده ، 3 ساعت صفا ، 3 روز آشنایی ، 3هفته وفاداری ، 3 ماه بی قراری ، 3 سال انتظار ، 30 سال پشیمانی
IranParast
04-18-2006, 12:24 PM
ای که از کوچه معشوقه مامیگذری
...بگذر,بن بست است
Baharjoon
04-29-2006, 07:53 AM
تو كــــيســتي كه الهــــي كـــه مال من باشي
چقدر خوب و خوشي، خوش به حال من باشي
شـــــما به كـــــــــودكـــــي آفتاب نزديكي
بعيــــــد نيــست كه هم سن و سال من باشي
بعيــــــد نيــست شــبـيه دوتا « مـفاعـيــلن »
وبال وزن دوبــيـــــــــتـــــي ، وبال من باشي
من ايـســــــتاده ام اين گوشه ي جهان بي تو
تو در كجاي جــــهــــانـــي كه مال من باشي
چـــهارگــــــــــوشه ي دنيا هنوز منتظر است
كــــه از جــنـــــوب بــيــايي شمال من باشي
تو با خــــدايــي و من هــم خيال كن ... آهو!
گـــنـــــاه دارد اگــــــــر بــي خيال من باشي
KHATEREH
04-29-2006, 07:59 AM
دوش ديدم كه ملايك در ميخانه زدند
سر مرد كچلي را فر شش ماهه زدند
KHATEREH
04-29-2006, 08:03 AM
دوستت دارم تو را دوست مي دارم دلم مي خواهد كمر باريكت را در دستان بفشارم لب بر لبت بنهم عصاره وجودت را بمكم و فرياد بزنم دوستت دارم اي نوشابه
Parastoo-22
04-30-2006, 08:46 AM
گفتم ای یار گفت زهر مار
گفتم ای نور گفت مرده شور
گفتم از عشق تو من بیزارم گفت برو گم شو بابا مگه من پرستارم
Hamid_38
04-30-2006, 09:18 AM
زندگي واژه تلخي است به نام غم
زندگی کوزه شکسته ای است به نام دل
و زندگی فریاد جان سوزی است به نام آه
Baharjoon
05-02-2006, 06:45 AM
http://smilies.sofrayt.com/fdm/computer.gif
كنون رزم Virus رستم شنو/دگرها شنيدستي اين هم شنو
كه اسفنديارش يكي Disk داد/بگفتا به رستم كه اي نيك زاد
در اين Disk باشد يكي File ناب/كه بگرفتم ازSite افراسياب
چنين گفت رستم به اسفنديار/كه من گشنمه نون سنگك بيار
جوابش چنين داد خندان طرف/كه من نون سنگك ندارم به كف
برو حال ميكن بدين Disk هان/كه هم نون و هم آب باشد در آن
تهمتن روان شد سوي خانه اش/شتابان به ديدار رايانه اش
چو آمد به نزد Mini Tower اش/بزد ضربه بر دكمهء Power اش
دگر صبر وآرام و طاقت نداشت/مر آن Disk را در Drive اش گذاشت
نكرد هيچ صبر و نداد هيچ لفت/يكي List ازRoot Disket گرفت
در آن Disk ديدش يكي File بود/بزد Enter آنجا و اجرا نمود
كز آن يك Demo شد پس از آن عيان/ابا فيلم و موزيك و شرح و بيان
به ناگاه چنان System اش Hang كرد/كه رستم در آن ماند مبهوت و منگ
http://smilies.sofrayt.com/1/u/lamer.gif
چو رستم دگر باره Reset نمود/همي Hang كرد همان شد كه بود
تهمتن كلافه شد و داد زد/ز بخت بد خويش فرياد زد
چو تهمينه فرياد رستم شنود/بيامد كه ليسانس رايانه بود
بدو گفت رستم مشكلش/ازDisk آن برنامهء خشگلش
چو رستم بدو داد قيچي و ريش/يكي ديسك Bootable آورد به پيش
يكي Toolkit اندر آن Disk بود/بر آورد و آن را اجرا نمود
همي گشت Toolkit Hard اندرش/چو كودك كه گردد پي مادرش
به ناگه يكي رمز Virus يافت/پي حذف امضاي ايشان شتافت
چو Virus را خوب بشناختش/مر از Boot Sector بر انداختش
يكي ضربه زد بر سرش Toolkit/كه هر Byte گشت هشتاد Bit
به خاك اندر افكند Virus را/تهمتن به رايانه زد بوس را
چنين گفت تهمينه به شوهرش/كه اينبار بگذشت از پل خرش
دگر بار اما خريت مكن/ز رايانه اصلا تو صحبت مكن
قسم خورد رستم به پروردگار/نگيرد دگر از Disk اسفنديار
Foroozan
05-03-2006, 10:39 PM
" رستم" پي تو به راه رفته خان ها همه اشتباه رفته
"بيژن" عقبت به چاه رفته با تو "گاگارين" به ماه رفته!
روياي تو در دل پريشم محبوب دلم دويست و شيشم
آكنده ز منطق ارسطو تو دوزي تو پر پرستو
اي ظاهر تو چراغ جادو چون كهك دم در بده، بيا تو
امروز كه بنده در "آفيشم" محبوب دلم دويست و شيشم
اي رفته به قله دماوند اي بر تو نگاه كوه الوند
اي داده " ژكوند " بر تو لبخند من مي خرمت فقط بگو چند؟
اي واي كه با تو من چي ميشم محبوب دلم دويست و شيشم
اي ناز چراغ و پاك شيشه از دوري تو دلم پريشه
بهتر ز تو در جهان نميشه اي عمر " گارانتينت" هميشه
يك عمر تو بسته اي به ريشم محبوب دلم دويست و شيشم
اي كشته ي تو خود " اوناسيس" از هجر تو ديده ها همه خيس
گر قافيه شد غلط بگو" هيس" چون نمره ي تو دهد دلم بيس
من تا ابد تو را سريشم محبوب دلم دويست و شيشم
اي جان پس رشنو تو اين را اين در فن خودرو آخرين را
" تي كاف" مزن تو اين چنين را "ويراژ" مده تو نازنين را
از كار تو سخت " دل پريشم" محبوب دلم دويست وشيشم
قربان قد و غر و غميشت جانم به قداي قوم و خويشت
مردم زنگاه پر زنيشت هر روز مين آمدم به پيشت
امروز خودت بيا به پيشم محبوب دلم دويست و شيشم
تا آخر عمر يار من باش هر روز فقط كنار من باش
براقي روي تار من باش خواهي تو بيا سوار من باش
با دست خودت بزن "پليشم " محبوب دلم دويست و شيشم
اي شاخه نبات شعر حافظ" سربي" و " بژ" و " سياه" و " قرمز"
در قلب تمام خلق نافذ در آخر كار در پرانتز
( با تو به فكر جان خويشم) محبوب دلم دويست و شيشم
:D :D :D
Samira
03-06-2007, 07:12 AM
عزت مرد ،به مال است و رفاقت به ريال
هر که اين هــــــردو ندارد بــرود رو به زوال
روزگاری شده که علم و هنــــــر يعنی کشک
در عوض بی هنری ، خيره سري، حسن و کمال
مال مردم خـــوری و حـــقــــه و مـــــکـــر و زد و بند
مــوجــد مـــال و منـــال اســـت و ســپــس جـاه و جلال
گـــر پـــس مــــعــرکــــه خـــواهـــی کـــه نـــمــاــد کــلهت
هـــــان مــــــرو در پــــــی عـــــز و شــــــرف و پـــــــول حـــلال
چـــــون کـــــه بــــا پـــــول حــــــلالــــت نــــرســــد خـــرج بـه برج
چـــــون کــــه وجــــدان و شــــــرف نـــيـــــز ، بــــــــود وزر وبــــــــال
Varzi
03-29-2007, 08:53 PM
در رابطه با سن و سال یک بز
مرا داستانی بود بو العجب
بیاران بگویم بطور ادب
رفیقی مرا بود چون نور عین
بنام نصیر ابن یارب حسین
به احشام آنمرد کردم گذار
نمودم طلب یک بز خار خوار
کرامت نمود آن جوان دلیر
بز مرخچی همچو روباه پیر
بز (بل سیا)بسکه خوش سوی بود
به مثل سمور نرم و بی موی بود
یکی روز کردم از ان بز سوال
که ای بز چرا لاغری چیست حال؟
Varzi
03-29-2007, 09:11 PM
در را بطه سن و سال یک بز
بگفتا چو پرسیدی از این مقال
بگویم کنون من ترا شرح حال
چهل سال حوا مرا دوخته
پس از ان به هابیل بفرو خته
چوهابیل جا ن رابه داور سپرد
زمن شیر بسیار قابیل خورد
چو قابیل عمرش به آخر رسید
مرا شیث در خانه خود کشید
زن شیث پنجاه سال تمام
مرادوخت درجنب بیت الحرام
پس از ان مرا نوح شد دستگیر
به کشتی مرا برد از بهر شیر
همه مدت عمر نوح نبی
نیا سودم از شیر دادن دمی
Varzi
03-29-2007, 09:29 PM
در رابطه با سن وسال یک بز
چوموسی مرا صاحب شیر دید
به چو پانیش از شعیبم خرید
زمن خورد موسی بسی شیر ها
که تا شد عصا در کفش اژدها
دو صدکهره ماده هفتاد نر
بدادم من از بهر ان نامور
عرب از مدینه چو امد به فارس
بخوردم ز بس کنگر اشم وگارس
به ایل قرایی گذارم فتاد
قرایی به خونساری اورد وداد
دو سه سال بودم به بالای بار
بروی خر زرد گردو سوار
به روزی که ملا حسین زن گرفت
صدو بیست من روغن از من گرفت
Samira
04-12-2007, 09:34 AM
يادم آن روزی که بودم اولی
ناز و طناز و عزیز و فلفلی
شاه خانه بودم و با داد و دود
هر چه را می خواستم آماده بود
وای از آن روزی که آمد دومی
نق نقو و بد ادا و دمدمی
من وزير گشتم و افتادم به چاه
دومی هم جای من شد پادشاه
تا به خود آيم و خودداری کنم
سومی هم آمد و شد خواهرم
دختری زيبا و خوشرو مثل ماه
من و داداشم کشيديم سوز و آه
جای سبزی و نشاط و خرمی
سر رسيد از روزگاران چهارمی
ديگر آن خانه برايم تنگ بود
سبزی و گل در نگاهم سنگ بود
داشتم می کردم عادت ناگهان
پنجمی هم پانهاد در اين جهان
بهر سوختن، پنج تن کافی نبود
ششمی هيزم شد و من مثل دود
ناصر و شهناز و مهناز و شهين
احمد و عباس و هفتم شد مهين
ای امان و ای امان و ای امان
ای امان از دست بابا و مامان
بار ديگر مادرم شد حامله
اين که آيد تيم فوتبال کامله
ناصر و شهناز و مهناز و شهين
احمد و عباس و فرهاد و مهين
علی مردان و گل معصومه جان
آخريش هم می شود دروازه بان
Hamid_38
05-07-2007, 03:05 PM
گفتم غم تو دارم !
گفتم غم تو دارم
گفتا چشت درآيد!
گفتم که ماه من شو
گفتا دلم نخواهد!
گفتم خوشا هوايي کزباد صبح خيزد
گفتا هواي گرميست! اَه اَه! عرق درآمد!
گفتم دل رحيمت کي عزم صلح دارد
گفتا برو به سويي، تا گلّ ني درآيد!
گفتم زمان عشرت ديدي که چون سرآمد
گفتا که اي واي ديرشد! داد مامان درآمد
Shaere bozorg
07-15-2007, 03:53 PM
دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند
سر تاس کچلی را همگی شانه زدند
Mohsen.tarahi
07-15-2007, 06:25 PM
مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید
پادشاهی به شکار مگسی می آید
..AmiR..
07-15-2007, 08:35 PM
دلم با قصه همدم بيد و همساز
زعشق دختر سالار ، سحرناز
بجاي ناز با دشنه ويايي
بجاي بوس وگيرم از تو يك گاز
Tabassom
09-25-2007, 04:06 PM
رسولي ست ملاقلي پور نام
به هم برزن ساقي و بزم و جام
به هر جا رسول آمده ناگهان
به هم خورده اوضاع كل جهان
نبيني به فيلمش اثر از خوشي
كه هستند بازيگران شوروشي
(اگر «شورشي»، «شوروشي» شد چه باك
نباشيم از اين جهت بيمناك)
همه اهل فرياد و دعوا و داد
نبيني كسي را در آن فيلم شاد
همه فيلمهايش همين گونه اند
همه شخصيت هاش پرچونه اند
همه يكدگر را كتك مي زنند
به هم دائما مشت و چك مي زنند
لگد مي زنند و چك و سيخ و مشت
ز اين سوي و آن سوي و بر روي و پشت
تماشاچيان اثر لاجرم
لگد مي زنند و سقلمه به هم
به داغ و درفش و به شمشير و ميخ
كند مو بر اندام بيننده سيخ
به فيلمي كه ديروز ديدم از او
عزيزان بدون كمي گفتگو
يقينا به هنگام اتمام كار
سه ميليون تومن پول آكساسوار
بدادند زيرا كه خودم بي دريغ
شمردم همه چيزها را دقيق
آباژور سه تا، پارچ و ليوان، چهل
گرفتند بالا و كردند ول
تلفن شكستند هر يك دو تا
تله ويزيون نيز هر يك جدا
شكستند آنگاه ده پنجره
كشيدند فرياد از حنجره
همه چيزها را به هم كوفتن
بسي فحش گفتند جاي سخن
پس از فيلم بيننده ها خل شدند
همه داغ كردند و منگل شدند
در آن فيلم مردان بي احتياط
نشستند با هم كنار بساط
يكي منقل داغ افروختند
كشيدند و بستند و زان سوختند
در آن فيلم يك خوبرو دخترك
به دنبال مردي براي كمك
روان بود اما يكي مرد بد
زرنگي نمود و از او قاپ زد
جوانان بي عار خيلي ژيگول
كه بودند قرتي و شيك و سوسول
كشيدند بنگ و بخوردند مي
تعارف نمود اين به وي آن به وي
به زندان صد و سي نفر خل مشنگ
نمودند تزريق با يك سرنگ
ببخشيد، شعرم به هم ريخته
همه چيزم از سقف آويخته
ببخشيد، اگر نابهنجار شد
همه بيت ها تيره و تار شد
ببخشيد اگر معني اين سخن
به هم ريخت آشفته شد شعر من
ببخشيد اگر وقت تان شد تلف
بكرديد از خواندن شعر، كف
ببخشيد، تاثير آن فيلم بود
خدايا شفايم بده زود زود
رسولي ست ملاقلي پور نام
به هم برزن ساقي و بزم و جام
به هر جا رسول آمده ناگهان
به هم خورده اوضاع كل جهان
نبيني به فيلمش اثر از خوشي
كه هستند بازيگران شوروشي
(اگر «شورشي»، «شوروشي» شد چه باك
نباشيم از اين جهت بيمناك)
همه اهل فرياد و دعوا و داد
نبيني كسي را در آن فيلم شاد
همه فيلمهايش همين گونه اند
همه شخصيت هاش پرچونه اند
همه يكدگر را كتك مي زنند
به هم دائما مشت و چك مي زنند
لگد مي زنند و چك و سيخ و مشت
ز اين سوي و آن سوي و بر روي و پشت
تماشاچيان اثر لاجرم
لگد مي زنند و سقلمه به هم
به داغ و درفش و به شمشير و ميخ
كند مو بر اندام بيننده سيخ
به فيلمي كه ديروز ديدم از او
عزيزان بدون كمي گفتگو
يقينا به هنگام اتمام كار
سه ميليون تومن پول آكساسوار
بدادند زيرا كه خودم بي دريغ
شمردم همه چيزها را دقيق
آباژور سه تا، پارچ و ليوان، چهل
گرفتند بالا و كردند ول
تلفن شكستند هر يك دو تا
تله ويزيون نيز هر يك جدا
حكيم شكيبا
Shaere bozorg
10-26-2007, 05:30 AM
تو این تاپیک شعرهای طنزی که در مورد فیزیک و شیمی و ... باشه مطرح میشه.
Shaere bozorg
10-26-2007, 05:36 AM
آدما یه روح پاکن تو کتاب سبز دینی
معنی زندگی مونده بین صفحه های شیمی
آدما معنی مایعن! شکل دنیا رو می گیرن
توی این فشار بی رحم زیر دست غم می میرن
دنیا دنبال یه چیزه مثل فرمول چگالی
هیشکی از تو نمی پرسه: غریبه تو در چه حالی؟!
مثه جاده های بی رحم که فقط راه درازه
قصه ی دردای مردم قصه ی اسید و بازه
آدما بارای هم نام، عاشق دوری و دوری
دردای هم نمی بینن دل میدن به عشق کوری
آدما یه روز تو دنیا می رسن به یک تفاهم
مثه فرمولای شیمی! مثه مبحث تعادل
شعری از ترانه خداوردی
Tabassom
12-02-2007, 09:30 PM
طنزنويس
فكر ميكنم شبيه سوسيس شدهام
عاشق چاي توي ديس شدهام
ميزنم نمك به اشعارم
از زماني كه طنزنويس شدهام
GomGashteh
12-05-2007, 08:09 AM
آمار دو
دلت را خانه ي ما كن مصفا كردنش با من
تو آمار دو را پاس كن چه با هومن چه با سوسن!
Tabassom
12-23-2007, 02:58 PM
نيمه شب پريشب گشتم دچار كابوس/ ديدم به خواب حافظ توي صف اتوبوس
گفتم: سلام حافظ گفتا عليك جانم / گفتم: كجا روي؟ گفت والله خود ندانم
گفتم: بگير فالي گفتا نمانده حالي / گفتم: چگونهاي؟ گفت در بند بي خيالي
گفتم: كه تازه تازه شعر وغزل چه داري ؟ / گفتا: كه ميسرايم شعر سپيد باري
گفتم: ز دولت عشق گفتا كه : كودتا شد / گفتم: رقيب! گفتا: او نيز كله پا شد
گفتم: كجاست ليلي؟ مشغول دلربايي؟ / گفتا: شده ستاره در فيلم سينمايي
گفتم: بگو ز خالش، آن خال آتش افروز؟ / گفتا: عمل نموده، ديروز يا پريروز
گفتم: بگو زمويش گفتا كه مش نموده / گفتم: بگو ز يارش گفتا ولش نموده
iranemanl
06-21-2008, 10:43 AM
یکی از بزرگان اهل خرد
برای خرش ساندویچ میخرد
iranemanl
06-21-2008, 10:44 AM
یکی از بزرگان اهل تمیز
از ترس زنش رفته زیر میز
iranemanl
06-21-2008, 10:46 AM
چنین گفت رستم به اسفندیار
که هنگام بازی صدات در نیاد
Mohammad.H
06-21-2008, 10:50 AM
دوستت دارم قد یه بشكه بنزین،
خاطرخواتم قد یه پمپ بنزین،
روز تولد تو بهترینم،
هدیه بهت میدم یه كارت بنزین
amirmasood49
06-21-2008, 11:31 AM
نابرده رنج گنج
پنج شش هفت.....................
iranemanl
06-21-2008, 11:34 AM
توانا بود هر که دانا بود
کجا دیدی خط دکتری خوانا بود
Mohammad.H
06-21-2008, 11:42 AM
عشق يعني علاقه
نه كفگير و ملاقه
دوست دارم يه عالمه
اندازه ي يه قابلمه
Hich Kas
06-21-2008, 11:45 AM
یاد بـــاد آنکه دلم عاشـق سرکار نبود
طفلکی از تو و عشق تـــو سر ِکار نبود
شیخ از حال دل من خبری هیچ نداشت
سی دی عاشقی ام بر ســــر بازار نبود!
نقل مشروح خبرهــــــای دل رسوایم
باعث خجلت گوینــــده ی اخبار نبود!
عقل گه گاه به کــــــار دل من می آمد
اینچنین از لگد عشق تـــــو ناکار نبود
چت نمی کردم و از خرج نتم آخر ماه
کیس من در گرو اصغـــــر سمسار نبود!
فرت فرت از لب لعل تو شکر می بارید
رطبی بود ولی موقـــــــع افطار نبود!
نرگس مست تو ای دوست تمارض می کرد
چشم بیمار تـــــو مي ديدم و بیمار نبود!
می نهادم کپه ی مرگ خودم را راحت
بنده را شب همه شب دیده ی بیدار نبود
پیش تو دست و دلم هیـــــچ نمی لرزیدند
چون مرا استرس "لحظه ی دیدار" نبود
رخت اسپورت مرا راحت جان بود و به سر
فکر دامادی و قرض کت و شلوار نبود!
در محــــــــل خير سرم بچّه ي مثبت بودم
تــــــوی جیب بغلــــــم پاکت سیگار نبود
فارغ از شعر و غزل سوت زنان مي گشتم
کار من اینهمه با کاغذ و خودکــــار نبود
شاعرم کردی و احسنت که بی عشق رخت
هنری از من بی عرضــــــه پدیدار نبود!
iranemanl
06-21-2008, 11:46 AM
آدمی را آدمیت لازم است
بعد مدیر ریس مدرسه ناظم است
Mohammad.H
06-21-2008, 11:47 AM
الاهی تو بمی ری من بمونم
سرقبرت بيام روزه بخونم
الاهی سرخک و عريون بگيری
تب مالت و فشار خون بگيری
Hich Kas
06-21-2008, 11:47 AM
حضرت سيب زميني به پياز
گفت يك روز به صد عشوه و ناز
بس كه خواندند مرا بي غيرت
مردم بي هنر شايعه ساز
از خدا خواسته دولت، ما را
كرد قرباني برنامه آز
طرح تبعيد مرا چيد، عبث
از وطن رانده شدم تا قفقاز
من هم از روي تعصب روزي
دادم ابناي خودم را آواز
دانه دانه همه را كرده بسيج
كيسه كيسه همه گشتند انباز
آمدم بر سر غيرت، از لج
دور برداشتم از عمد به تاز
از نشيب گذر ارزاني
قيمت خويش رساندم به فراز
در فراقم ضعفا گر سوزند
عينهو مشعل شومينه و گاز
نزنم شيرجه در خندق آب
گو دهن را نكند ديزي باز
جز به تزيين خورش تن ندهم
داخل ديس پر از جوجه و غاز
آشنا در همه جا خوارم كرد
دوره ما شده بيگانه نواز
ايها المردم مفلس! باي باي
و خداحافظتان اهل نياز
amirmasood49
06-21-2008, 11:51 AM
اگر دیدی که جوانی گریه کرده
بدان که پیازی رنده کرده
iranemanl
06-21-2008, 11:55 AM
چنین گفت قابیل به هابیل قبل مرگ
بریم داداشی بزنیم یه نیمرو تو رگ
Hich Kas
06-21-2008, 12:04 PM
حضرت سيب زميني به پياز
گفت يك روز به صد عشوه و ناز
بس كه خواندند مرا بي غيرت
مردم بي هنر شايعه ساز
از خدا خواسته دولت، ما را
كرد قرباني برنامه آز
طرح تبعيد مرا چيد، عبث
از وطن رانده شدم تا قفقاز
من هم از روي تعصب روزي
دادم ابناي خودم را آواز
دانه دانه همه را كرده بسيج
كيسه كيسه همه گشتند انباز
آمدم بر سر غيرت، از لج
دور برداشتم از عمد به تاز
از نشيب گذر ارزاني
قيمت خويش رساندم به فراز
در فراقم ضعفا گر سوزند
عينهو مشعل شومينه و گاز
نزنم شيرجه در خندق آب
گو دهن را نكند ديزي باز
جز به تزيين خورش تن ندهم
داخل ديس پر از جوجه و غاز
آشنا در همه جا خوارم كرد
دوره ما شده بيگانه نواز
ايها المردم مفلس! باي باي
و خداحافظتان اهل نياز
رو سياهم كه شدم روگردان
گنه اش گردن دولتمردان
پاسخ پياز
در جواب سخن سيب، پياز
سر تكان داده و گفت: اي همراز
من هم اين راه بسي پيمودم
كرده ام خدمت سلطان چو اياز
گفتم: اي مردم دارا «هلو»
كردم از بام فقيران پرواز
يافتم مرتبه اي بس والا
سفر خارجه ام گشت مجاز
ز آسيا سوي اروپا رفتم
صدر بازار نمودم احراز
بر سر خوان اهالي كويت
داشتم بنده حضوري ممتاز
اشتهاي همه از من وا شد
وندرين رابطه كردم اعجاز
همه جا سير و سياحت كردم
مصر و سوريه و لبنان و حجاز
عاقبت با همه تشريفات
خسته برگشتم از اين راه دراز
روي هم داخل انبار وطن
پوست انداخته پوسيدم باز
«اين قدر ناز نكن، عشوه نيا»
با كم و بيش و بد و خوب بساز
كم كم از چشم و دهن مي افتي
كه به تو ناز كند خاك انداز
همه «سر» گشته و ما سرگردان
گنه اش گردن دولتمردان
Hich Kas
06-21-2008, 12:05 PM
مي خواهم امشب اندكي محسوس باشم
پا داد اگر حتي شديدا" لوس باشم
تا كي خودم را لاي اين چادر بپيچم ؟
تا كي ميان ِ چادرم محبوس باشم ؟
عيبي مگر دارد اگر امروز اينجام ،
فردا ، نه حتي زودتر ، چالوس باشم ؟
من مادرم ترك است ، بابايم عراقي
اما دلم مي خواست اصلا" روس باشم
تاوان زيبايي اگر پاهاي زشت است ،
بگذار زيبا باشم و طاووس باشم
در اينكه گل هستم كسي شكي ندارد
محض تنوع خواستم كاكتوس باشم !
بز نيستم ، خر هم نمي خواهم بمانم !
در عشق بايد عينهو ققنوس باشم
من بيست و اندي سال صغري بوده اسمم
يك سال هم بگذار تا "ژينوس" باشم !
يك قطره ام در رودخانه كاش مي شد ،
يك قطره در دريا، نه ، اقيانوس باشم
زنگ صدايم عينهو بوق دوچرخه ست
هر روز تمرين مي كنم ، ناقوس باشم
گاهي دلم مي خواهد اصلا" مرد باشم
در چشم ِ زنها عين اختاپوس باشم
تنها حدود سي دقيقه عاشق ِ تو
بعدا" برايت عينهو كابوس باشم !
از بچگي خيلي دلم مي خواست روزي ،
همسر ، نشد ، همكار جالينوس باشم !
اين ليست را تكميل كردم تا بگويم ،
بايد به هر نحوي شده ، ملموس باشم
يارب به اميد تو وزنم را شكستم !
كي مي رسد روزي كه من عروس باشم !
iranemanl
06-24-2008, 03:27 PM
ميازار موري که دانه کش است
بترس از عمويش که چاقو کش است
iranemanl
06-24-2008, 03:28 PM
چو عضوي به درد آورد روزگار
که پنچر شود چرخ آموزگـــــــــــــــــار
Mohammad.H
06-25-2008, 11:02 AM
کنون رزم و یروس و رستم شنو
دگرها شنیدستی این هم شنو
که اسفندیارش یکی دیسک داد
بگفتا به رستم که ای نیک زاد
در این دیسک باشد یکی فایل ناب
که بگرفتم از سایت افراسیاب
Hich Kas
07-02-2008, 07:17 PM
خوشا آنان که دانشجـــــــــــو ندارند
دوتا اینــــــسو دوتا آنــــــسو ندارند
که از شهریه ها غمــــــــــباد گیرند
چو پولـــــــی تا نوک پــــارو ندارند
هر آن کس را که دیدی هست دلشاد
بدور از نالــــــــــــه و اندوه و فریــاد
بـدان فرزنـد ایشان نیــــست راهـــی
پـدرجـان ، سوی دانشـــــــــگاه آزاد
غـــــذایش را بجــــــــز کوکو ندیـــدم
به زیر پاش یک زیلـــــــو ندیـــــــدم
درون خانـه اش را هرچه گشــــــتم
به غیـر از پنـــــــــج دانشـجو ندیــدم!!!
iranemanl
07-02-2008, 08:10 PM
بگذار بگریم چون ابر در بهاران
فیش حقوق بنده گم شده در خیابان
Hich Kas
07-04-2008, 05:35 PM
اول سربازی.
.
.
سر دروازه که رسیدم --- صدای بلبل و شیپور شنیدم
به خود گفتم که شیپور نظام است---دگر شخصی گری بر من حرام است
به صف کردند تراشیدند سرم را---لباس ارتشی کردند تنم را
الهی خیر نبینی سر گروهبان --- که امشب کردی تو مرا نگهبان
سر پستم رسیدم خوابم آمد --- محبت های مادر یادم آمد
تفنگم را گذاشتم بر لب سنگ --- محبت های مادر یادم امد
غم مادر مرا دیوانه کرده --- کبوتر در عجبشیر لانه کرده
نوشتم نامه ای با برگ چایی --- کلاغ پر میروم مادر کجایی
نوشتم نامهای با برگ زیتون --- فراموشم نکن ای یار شیطون
نوشتم نامه ای با برگ انگور --- جدا گشتم دو سال از خانه ام دور
Hich Kas
07-04-2008, 05:38 PM
ای خدا دیسک دلم فرمت مکن
هارد من را خالی از برکت مکن
deltree کن شاخه های غصه را
سردی و افسردگی را هر سه را
ای خدا روز ازل cad داشتی؟
موس بود اما مگر پد داشتی؟
که چنین طرح 3d میزدی
طرح خود بر روی سی دی میزدی
آپشن غم را خدایا on مکن
فایل اشکم را خدایا ران مکن
نام تو پسورد درهای بهشت
آدرس ایمیل سایت سرنوشت
Hich Kas
07-04-2008, 05:39 PM
سپاس باد دانشگاه آزاد را
که بودنش موجب بی پولی است و
نبودنش موجب بی مدرکی
iranemanl
07-04-2008, 05:44 PM
گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب
گفت کی الن وقته اینه برو پولی بزن از جیب
Hich Kas
07-04-2008, 05:45 PM
از جیب و حساب که بر آید ؟
کز عهده ی خرجش به در آید ؟
iranemanl
07-04-2008, 06:19 PM
سلامی چو بوی خوش آشنایی
صد بار گفتم بدون بربری نیایی
Hich Kas
07-04-2008, 06:22 PM
بنده همان به که ز این نمره هام
روی به اساتید دروس آورم
iranemanl
07-04-2008, 07:05 PM
خواهی نشی رسوا
برو بیار دو باقلوا
Hich Kas
07-04-2008, 07:15 PM
اهل دانشگاهم
رشته ام علافی است
iranemanl
07-04-2008, 07:20 PM
توای رفته به مکتب
چرا از ترس کردی تب
Hich Kas
07-04-2008, 07:24 PM
هر سال را دو ترم است و
هر ترم را شهریه ای واجب
iranemanl
07-04-2008, 07:27 PM
به استادم نوشتم شام مهمون مایی
اگه با خود بیاری چن تا 20 مامانی
Hich Kas
07-04-2008, 07:55 PM
هذیانهاشان را می فهمم،
من ندیدم هرگز یک نمره20
iranemanl
07-04-2008, 07:59 PM
کار پاکان را قیاس از خود مگیر
گرچه 20 ندیدی و خوردی زنجیر
Hich Kas
07-04-2008, 08:00 PM
من به یک نمره ناقابل10خشنودم
به لیسانس قناعت دارم
iranemanl
07-04-2008, 08:05 PM
ادمیت شریف است به جان ادمیت
لیسانسم بگیری باز رسی به منزلت
Hich Kas
07-04-2008, 08:07 PM
من ندیدم که کسی ترم آخر باشد
من در این دانشگاه چقدر مضطربم
iranemanl
07-04-2008, 08:10 PM
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
که ترمها اسان هستند نگیر به خود مشکلها
Hich Kas
07-04-2008, 08:13 PM
نمره بی خواهش می آوردم
تا معلم پارازیت می انداخت
همه غش می کردند
iranemanl
07-04-2008, 08:15 PM
نمره گرفتن مهم نیس عزیز
عمل کن و به یادار انچه اموختی
Hich Kas
07-04-2008, 08:16 PM
درس ها را آن روز حفظ می کردم در خواب
امتحان چیزی بود مثل آب خوردن
درس بی رنجش می خواندم
iranemanl
07-04-2008, 08:21 PM
مرا چشمی است خون افشان
که شب امتحان درسیدناشتباه بود
Hich Kas
07-04-2008, 08:23 PM
کلاس چقدر زیبا بود و
معلم چقدر حوصله داشت
درس خواندن آن روز مثل یک بازی بود
iranemanl
07-04-2008, 08:27 PM
قدر لحظات را ندانستی
الان افسوس برای چیست
که گذشته بر نگشته
Hich Kas
07-04-2008, 08:29 PM
معلم از من پرسید :
چند نمره ز من می خواهی ؟
من از او پرسیدم :
دل خوش سیری چند ؟
iranemanl
07-04-2008, 08:32 PM
نکن پایت را تو کفش معلمان
که سایز پات کوچک بید
Hich Kas
07-04-2008, 08:34 PM
دلتان تازه شود
چه خیالی - چه خیالی
می دانم که گپ زدن بیهوده است
iranemanl
07-04-2008, 08:37 PM
نمره خواهی درس بخوان
تا نشوی شهریورماه نگران
Hich Kas
07-04-2008, 08:39 PM
همه ذرات مُخ من متبلور شده است
درسهایم را وقتی می خوانم
که خروس می کشد خمیازه
مرغ و ماهی خوابند
iranemanl
07-04-2008, 08:42 PM
اینجوری درس خوندی شاگرد
که الان 5 تجدید میخورن گردباد
Hich Kas
07-04-2008, 08:45 PM
روزگارم خوش نیست
ژتونی دارم ، خرده پولی ، سر سوزن هوشی
دوستانی دارم بهتر از شمر و یزید
دوستانی هم چون من مشروط
iranemanl
07-12-2008, 10:58 AM
صد دانه یاقوت دسته بدسته
مورچه از بارکشی شده خسته
هر فیلی ود از کنارش گدران
زیر لنگی زند مورچه مهربان
Hich Kas
07-12-2008, 06:03 PM
بی تو آنلاین شبی
بی تو آنلاین شبی باز از آن Room گذشتم.
همه تن چشم شدم. دنبال ID تو گشتم.
شوق دیدار تو لبریز شد از Case وجودم.
شدم آن User دیوانه که بودم.
وسط صفحه دسکتاپ، ROOM ياد تو درخشيد
DING صد پنجره پيچيد
شکلکي زرد، بخنديد
یادم آمد که شبی با هم از آن Room گذشتیم.
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم.
تو همه راز های Hack ریخته در Booter های سیاهت.
من همه محو تماشای PM هایت.
Talk صاف و Room آرام، بخت خندان و زمان رام.
منو تو (و بقیه) همه دلداده به آواز روی Voice.
یادم آید تو به من گفتی از این عشق حذر کن.
لحظه ای چند بر این Room نظر کن.
Chat آیینه عشق گذران است.
تو که امروز نگاهت به ای میلی نگران است.
باش فردا که دلت با ID دگران است.
تا فراموش کنی چندی از این Room سفر کن.
با تو گفتم حذر از Room ندانم...
ترک chat کردن، هرگز نتوانم، نتوانم
روز اول که emailام به تمناي تو پر زد
مثل spam، توی Inbox تو نشستم
تو Delete کردي ولي من نرميدم، نگسستم
باز گفتم که تو يک Hacker و من User مستم
تا به دام تو در افتم Room ها رو گشتم و گشتم
تو مرا Hack بنمودي، نرميدم، نگسستم
Roomي از پايه فرو ريخت
Hackerي، Ignore تلخي زد و بگريخت
Hard بر مهر تو خنديد
CPU از عشق تو هنگيد
رفت در ظلمت شب، آن شب و شبهاي دگر هم
نگرفتي دگر از User آزرده، خبر هم
نکني ديگر از آن Room گذر هم
بي تو اما، به چه حالي من از آن Room گذشتم!
Copyright Disclaime
iranemanl
07-12-2008, 06:09 PM
اگر ان ترک شیرازی بدست ارد دل مارا
به دستانش دهم بشقاب و اسکاج و ریکا را
Hich Kas
07-12-2008, 06:12 PM
کسی دیگر مرا کی می تواند کنترل کردن؟
نباشد دست کس -غیر تو- افساری که من دارم
iranemanl
07-12-2008, 06:19 PM
تو گویی در عشق عاشقترینی
مهمونها بالا, تو چرا تو زیرزمینی
Hich Kas
07-12-2008, 06:24 PM
در فرو بند و مزن داد، عزیزان هستند
پشت این پنجره مشغول شنود
iranemanl
07-12-2008, 06:36 PM
گر ارم دلت را بدست
دهم انرا دست یه مست
تا گذارد انرا در جوب
از سیاهی دور ماند و غروب
Hich Kas
07-12-2008, 06:38 PM
دیدی آن یار که بستیم صد امید درو
تیکه انداخت به ما وقت ورود؟ ای ساقی!
iranemanl
07-12-2008, 06:46 PM
مکن باور به حرف این رفیقان
برو بردار دوتا چای با قندان
Hich Kas
07-12-2008, 06:58 PM
چای در بحر اب است
دلم از یادت گشاد است
iranemanl
07-12-2008, 07:00 PM
چای در قوری ,اب در سماور
داداشی بیا نون و پنیر ببر
Hich Kas
07-12-2008, 07:06 PM
منم اکنون به رسم پاچه خاری
سلامی گرم همچون یک بخاری
iranemanl
07-12-2008, 07:10 PM
علیک سلام داداش گلم
نگی به من که مانتو نخرم
Hich Kas
07-12-2008, 07:16 PM
تهنیت باد به تو ابجی
بپوش هر انچه خواستی
iranemanl
07-12-2008, 07:19 PM
من نخواهم کنم زیاده روی
فقط خواهم یه کیف قهوه ای
Hich Kas
07-12-2008, 07:21 PM
بشوی شنگول وسرحال از خرید
نشوی از بهر پول نا امید ابجی جون
iranemanl
07-12-2008, 07:25 PM
تا دسته چک بابا را داری چه غم داری
بریم خرید آنچنانی بخوریم شام سلطانی
Hich Kas
07-12-2008, 07:28 PM
چون که نازل بشود
همچو بلایی به سرت بابایی
بدو زود باش حاشیه را نخر
iranemanl
07-12-2008, 07:30 PM
مر30. داداشی چه شامی بود
خرید مانتو نه, خرید مغازه ای بود
Hich Kas
07-12-2008, 07:34 PM
لوطی گری این باشد ابجی جان
کی خوردی شام گران
بپوش و بپز به دگران
iranemanl
07-12-2008, 07:37 PM
داداشی جونم من خواب دیدم
که شامیدم در رستوران لوکس
تو بیدارم کردی که ابجی جون
برخیز سیب زمینی بپز
Hich Kas
07-12-2008, 07:42 PM
زاسمان گونی پول بارید
ابجی می شامی
در رستوران لوکس فردا
iranemanl
07-12-2008, 07:51 PM
من نخواهم پول زیاد داداشی
دزدا میان سرمون رو میشکنن با کاشی
Hich Kas
07-12-2008, 07:53 PM
میوه ها جان به سلامت ببرند
هلوی بابایی نترس دارمت
iranemanl
07-12-2008, 07:56 PM
من نگذارم دزدا زنند داداشم را
خودم با ملاقه زنم سر و کله ها را
Hich Kas
07-12-2008, 07:59 PM
شجاعت هات خیلی چشمگیر ابجی
نمی ترسی زسوسک و موش هرگز
iranemanl
07-12-2008, 08:01 PM
من کشم شیر و ببر جنگلی
داداشی بروکنار اگه ترسیدی
Hich Kas
07-12-2008, 08:03 PM
توگویی که زجان خویش سیر شده ایی ابجی
برو خونه پیش مامانی دست کم گرفتی داداشی
iranemanl
07-12-2008, 08:07 PM
من بودم چون داداشی رستم گونه
سهراب پسرت,زال بابابزرگمونه
Hich Kas
07-12-2008, 08:09 PM
خانواده نشان شجاعت گرفت
بس این ماجرا درگرفت
iranemanl
07-12-2008, 08:15 PM
من رفتم ای رستم شبخوش
ابجیت رو دستکم نگیر شبخوش
..AmiR..
07-12-2008, 08:16 PM
نشان را بده به ملاقه به دست
که هر چی آتیشه از گور او بجست...
Hich Kas
07-12-2008, 08:17 PM
با اين چراغ سبز شب خوش
گفتم دارم حواتو شب خوش
iranemanl
07-12-2008, 08:17 PM
ملاقه دست منه کفگیر دست شما
قابلمه را بیاور خورش سردشد بابا
Hich Kas
07-12-2008, 08:19 PM
نشان را بده به ملاقه به دست
که هر چی آتیشه از گور او بجست...
ننم رفته بخوابه دیره
همش کفگیرو ملاقه دست گیره
..AmiR..
07-12-2008, 08:23 PM
مادر فولاد زره هست ننت
دلم برات می سوزه با این ننت
هر روز می خوری از دست اون کتک
خدا به دادت برسه با این ننت
Hich Kas
07-12-2008, 08:29 PM
هردوتا چشمام پر اشک بود
کوزه نبود خمره نبود مشک بود
بالا رفتم ماست بود
پایین اومدم هیچی بود
کتک ننم شوخی بود
شب بخیر
iranemanl
07-14-2008, 05:03 PM
من و این همه خوشبختی محاله
داداشی کادو بده,خواب و خیاله
Hich Kas
07-14-2008, 05:41 PM
تابستونه هوا هم گرگ و میشه!!!
حرف داداشی باورت نمیشه؟؟؟
iranemanl
07-14-2008, 05:43 PM
داداشی شما پیش ما اعتماد داشتی
ولی اعیاد قبلی دو سه بار ما رو کاشتی
Hich Kas
07-14-2008, 05:47 PM
در آمد گرچه پایین تر ز چاره ابجی
ولی خرجم فزون از پنج وشیشه
iranemanl
07-14-2008, 05:52 PM
تو که دسته چک بابا دستته
ماشالا از خرید برا خود نشدی خسته
Hich Kas
07-14-2008, 05:55 PM
دست چک دیروز بود و لیکن
مخارج دائماً حاضر یراقند !!!
ولیکن پولها فوراً (فینیشه)
iranemanl
07-14-2008, 05:59 PM
تو از بهر خود کردی خریدها
نگفتی ابجی من بی کفشه
Hich Kas
07-14-2008, 06:04 PM
عینکم را می زنم بر چشم
این چی پاته کفشه یا گیوهاته!؟
iranemanl
07-14-2008, 06:06 PM
عینک شما داداشی دودی بید
وگرنه در پای من فقط جوراب بید
Hich Kas
07-14-2008, 06:09 PM
دختر بیا بریم کفشت رو بخر
دست از سر کچل ِ من ببر
iranemanl
07-14-2008, 06:16 PM
داداش من سرش که یکی بود یکی نبود .بود
از حرص کفشهای من سرش شد غیر خدا هیچی نبود
Hich Kas
07-14-2008, 06:23 PM
این یکی نبود
غیر از خدا هیچکی نبود
داداشی فقط تو فکر
کفش شما بود
باور نکنی خیال خود را بفرست
iranemanl
07-14-2008, 06:26 PM
من گفتم منو کفش خریدن محاله
تو گفتی اری همش خواب و خیاله
Hich Kas
07-14-2008, 06:32 PM
من میگم
داداشی فقط تو فکر
کفش شما بود
تو میگی کفش خریدن محاله
هیچ ربطی هم به طنز نداره
iranemanl
07-14-2008, 06:35 PM
من مزه ریزم برای داداشی
تا بخرد برام 2 نوع کفشی
Hich Kas
07-14-2008, 06:43 PM
آی شیتون 2 تا کفش می خواستی
بره چی منو سر کار گذاشتی
Hich Kas
07-31-2008, 10:42 AM
نباشد زندگى هر كس اسيرش خودش مىچرخد و راحت بگيرش دبيرستان ما لنگه ندارد خصوصا چُرتهاى هر دبيرش!
تريپِ قارچىِ مو را صفا كن نبيند ناظم اينجا را دعا كن منم يك بچه مثبت، همه جور مرا از جينگولك بازى سوا كن!
منم غالب همه جا بر همه چيز كه گودزيلا برايم مىشود ريز فقط از آنچه مىترسم، همين است: كلاس هندسه، جبر و آناليز!
به غير از من انيشتينى دگر نيست
تماشا كن، منم ممتاز در ليست
صدايت در نيايد ـ «با تقلّب» ـ
گرفتم ترمها را نمره بيست!
محمد جاوید
08-01-2008, 10:34 PM
مدیر عامل سازمان بهشت زهرا با اشاره به تاخیر در تصمیمگیری برای توسعه بهشت زهرا و گورستان شرق (تلو)، گفت: دعا میكنیم، حادثه خاصی پیش نیاید و مردم كمتر بمیرند.
دیروز در خبرها دیدم مطا لبی را
از جانب مدیر ِ کل ِ بهشت زهرا
موضوع جالبی بود پس با اجازۀ او
با شعر می نویسم لـُب کلام آقا :
ای مردمان نمیرید قبری نمانده دیگر
در هر مزار بازور چندین جسد چپاندیم
از بس برای مُردن شور و علاقه داری
خیلی هنر نمودیم تا حال هم رساندیم
آن جا مگر چه چیزی در انتظارتان هست
کین گونه در فراقش بی صبر و بی قرارید؟
دنیا به این قشنگی آخـَر چه عیب دارد
کز او چو جن ز بِسمل همواره در فرارید؟
مردم ، برای مردن سعی و شتابتان چیست؟
از چه به صف نشستید درپیش مالک موت؟
فکری نمی نمایید آیا به حال ایشان؟
خسته شداز صدور و امضای برگۀ فوت
حق مرخصّی را حتی از او گرفتید
ازخود نمی سوالید بیچاره کار دارد؟
یک تن نمی تواند از عهده بر بیاید
از قبض روح آیا راه فرار دارد؟
پر شد بهشت زهرا ،آقای مالک موت
تعطیل کن صدور ویزای آخرت را
ممنونتم اگر که در گوش خود سپاری
این التماس و خواهش از سوی چاکرت را
ضمناً به امر بنده اعدام و قتل تعطیل
ایضاً تصادفات و هرگونه جنگ و دعوا
باید زنند گاراژ کلیۀ مرض ها
تا کم شود کمی از بار بهشت زهرا
« جاوید» بشنو از من این آخرین نصیحت
وقت مناسبی نیست الان برای مردن
گور و کفن نداری حالا اگر بمیری
حیف است آرزوی گوری به گور بردن
Hich Kas
08-08-2008, 04:08 PM
نگو در خانه ی ما برق رفته
بگو در کل دنیا برق رفته
بکن یک لامپ را در خانه خاموش
نمی دانی که صد جا برق رفته ؟
تمام شهر از بالا به پایين
و از پایین به بالا برق رفته
نمی بینم ستاره در سماوات
از اینجا تا ثریا برق رفته
خداوندا به کل شهروندان
بده «صبراً جمیلا» برق رفته !
اگر دارند چادر برق رفته
اگر دارند ویلا برق رفته
ندارد فرق دارا با ندارا(!)
عدالت را! چه زیبا برق رفته
رود مجنون که ups بیارد
سر میک آپ لیلا برق رفته
چو برقت می رود خوابت می آید(!)
لالا لالا لالالا برق رفته
پیامک می زنی: «meeting canceled»
ندا! سارا! سمیرا! برق رفته
فلانی در سخنرانیش می گفت:
«لذا ایضا لهذا برق رفته
نبودِ برق یک بحث جهانی است
همین الان اروپا برق رفته
به جان حضرت حافظ که چندی است
سمرقند و بخارا برق رفته...»
جواب بچه را بابا چنین داد:
نمی یابیم قاقا برق رفته
به جای قصه ی دارا و سارا
از این پس: آب بابا برق رفته
دعاهامان نمی گردند اجابت
مگر در عرش اعلا برق رفته؟!
«مسلمان نشنود کافر نبیند»
که حتی در کلیسا برق رفته!
«بیا تا دست یکدیگر بگیریم»
بیا کاری بکن تا برق رفته
فضا آرام و تاریک و رمانتیک
درست عین تو فیلما! برق رفته
و مردی با زنش می گفت هر شب
صدا کم کن که سیما برق رفته!
«مرا کیفیت چشم تو کافی است»
ولی افسوس! حالا برق رفته
«الا یا ایها الساقی ادر کـَ...»
که ناگه بین اجرا برق رفته!
اگر قدر انرژی را بدانیم
نمی بینیم فردا برق رفته
خودم اســراف کردم در همین شعر
بسی ور رفته ام با «برق رفته»
درون بیت بیتش آب بستم
و در مصرا به مصرا برق رفته!
دوباره ماند شعرم نیمه کاره
دوباره باز گویا برق رفته...
iranemanl
08-16-2008, 02:49 PM
ز دست ديده و دل هر دو فرياد
كه باد آورده ها را ميبرد باد
vBulletin® v3.6.8, Copyright ©2000-2008, Jelsoft Enterprises Ltd.